تبليغاتX

صدای... برای همصدایی ما

** آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني: معلمان حق بسيار بزرگي بر گردن جامعه دارند و بر ماست كه اين حق را به خوبي درك كنيم **دوستان،لطفا در نظرخواهی در مورد منزلت و معیشت معلم شرکت کنید**

**به اطلاعیه تشکل های صنفی کشور در پستهای پایین تر توجه فرمایید**:www.sedaiemoallem2.blogfa.comدر صورت فیلتر شدن آدرس جدید:**

اگر مسیح مرده ای را جان می بخشد معلم می تواند امتی را زنده کند. گریت ویکتور

صدای معلم
و تو سنگ صبورم باش

ملت شریف ایران! فرهنگیان عزیز! مسوولین گرامی!

دیرزمانی است می خواهم با شما عزیزان به عنوان یک هموطن، یک همکار و یک شهروند صحبت کنم، مجالی نیافتم تا امروز که خداوند منان این توفیق را نصیبم کرد. مخاطب خود را به ترتیب اهمیت انتخاب کرده ام و به همین ترتیب نیز جداگانه، عرایضم را به نظر شما عزیزان می رسانم؛ امید که مقبول افتد!

ملت شریف ایران!

فریاد حق طلبی معلمان، دیرزمانی است که بلند شده اما متأسفانه از همان ابتدا به بهانه هایی چون وضعیت ویژه ی کشور: انقلاب، جنگ، سازندگی، سایه ی دشمن خارجی و... انعکاس نمی یافت تا این که جانمان به لب آمد. سال هاست منتظریم اوضاع، بهبود یابد و صبر کردیم تا فرجی حاصل شود( الصبر مفتاح الفرج) اما گشایشی  نشد که نشد و هر چه آمد سال نو گوییم دریغ از پارسال! وضعیت معیشتی ما نیز همچون اکثر مردم رو به افول بوده و هست. بنابراین در راستای این آیه ی شریفه ی قرآن که می فرماید: "ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" (سوره ی رعد آیه ی 11) خود، برای تغییر وضعیت خود، دست به کار شدیم. البته در این راه بیش و پیش از همه نگران آینده ی فرزندان شما عزیزان هستیم که همچون امانتی در دست ماست و اطمینان داشته باشید هرگز در امانت شما خیانت نمی کنیم.

فرهنگیان عزیز!

برای تحقق اهداف، ابتدا باید آن ها را مشخص کرد. خواسته های ما؛ حفظ شأن و کرامت معلم (نه در حرف، بلکه در صحنه ی عمل است.) چرا که دو صد گفته چون نیم کردار نیست! گوش ما از سخنان دهان پر کن و نغز مسوولین پر است. اما این شأن و کرامت را، ما خود باید به دست آورده و مهم تر از آن حفظش کنیم. به قول معروف احترام امامزاده دست متولی آن است. ما خود باید برای حفظ شأن خود تلاش کنیم و به دیگران بفهمانیم که لایحه ی مدیریت خدمات کشوری، حقوق هماهنگ، حفظ شأن؛ منحصر به فرهنگیان نیست بلکه کلیه ی کارمندان محترم دولت (جز معدودی) از آن منتفع می شوند. برای رسیدن به اهداف تنها مشخص کردن آن کافی نیست بلکه باید آن ها را دسته بندی کرد و به قول معرف اهم و مهم نمود تا با برنامه ریزی به یک یک آن ها دست یابیم.(ان شاءالله) اتحاد، اعتدال، هماهنگی و پایداری؛ مفاهیم اساسی در رسیدن به اهداف هستند  و اگر یکی از آن ها مخدوش شود قطعاً پیروزی به تأخیر خواهد افتاد ما باید علاوه بر نکته سنجی و هوشیاری، مواظب ترفندهای مختلفی که این ها را نشانه می روند، باشیم و چه راهکاری بهتر از این که دانش آموزان و بالطبع خانواده های ایشان را در خصوص مطالبات خود آگاه کنیم.

دوستان صنفی نیز بدانند؛ حال که مورد اعتماد اکثر همکاران قرار گرفته اند نباید کوچکترین مماشاتی با دستگاه حاکمه داشته باشند و ضمن هوشیاری کامل، کاری نکنند که خواسته های به حق، منطقی و قانونی معلمان در پیچ و خم اعتراضات صنفی، تغییر ماهیت بدهد.(هرچند تجربه ثابت کرده که برای برخورد با خواسته های صنفی؛ ابتدا به آن ها لعاب سیاسی می دهند تا از این طریق از خواسته ی صنفی، یک رفتار پر خطر تعریف کنند و از این طریق، ابتدا دایره ی معترضین را کاهش داده و سپس بتوانند سخت گیرانه تر با آن ها برخورد کنند.) این مسأله در ایران، رسم ناپسندی شده که به جای حل مسأله به پاک کردن صورت مسأله می پردازند!

ضمن این که دوستان صنفی، با درک واقعیت هایی چون؛ پراکندگی نظرات همکاران که ناشی از تفاوت جنسیت، مقطع، و روحیات آن ها می باشد، تصمیماتی اتخاذ کنند تا بیشترین همبستگی را ایجاد کرده و ضمن حفظ اصول؛ به منافع افراد(مسوولین، کارمندان، معلمین، دانش آموزان و خانواده های محترمشان) صدمه ای وارد نیاید و کمترین مخالفت را برانگیزد. پراکندگی اعتراض و اعتصاب و تحصن و... پتانسیل همکاران را هدر می دهد حال آن که اگر با برنامه ریزی دقیق و تعیین تنها یک روز برای اعتراض و اعتصابی سراسری، یک بار برای همیشه فریاد اعتراض خود را به گوش مسوولین وقت برسانیم تا دیگر کسی جرأت نکند در برابر خواسته ی بر حق ما بایستد، باتوم بر بدنمان وارد کند، احضار تلفنی کند، بازداشتمان کند، زندانی کند، و از همه مهم تر این اشتباه بزرگ را مرتکب شود که وارد محیط مدرسه شده و در مقابل چشمان دانش آموزانمان (حتی با حکم قضایی) دستگیرمان کند.   

مسوولین گرامی!

بدانید و آگاه باشید در نظامی، قبول مسوولیت کرده اید که مدعی است بزرگترین افتخاردر آن؛ خدمت به مردم است و به قول امام خمینی مردم ولی نعمت شما هستند. اگر خدای نکرده زمانی برسد که خود را در برابر مردم قرار دهید؛ طومار مسوولیتتان و نظامی که به آن منسوب هستید، در هم پیچیده خواهد شد. مبادا زحمات مردم و جوانانی را که با خون دل، نظام ستمشاهی را سرنگون کردند تا به استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی برسند، هدر دهید که در آتش خشم خدا و مردم خواهید سوخت! (البته اگر به خدا و مردم اعتقاد داشته باشید!)

 

یکی از چند صدای معلم

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 آموزش الفبا

پسرم ، دخترم
- به تو ‹‹ آ ›› آموختم تا به روشني و رواني ‹‹ آب ›› روحت هميشه تابان باشد .
- و ‹‹ آ ›› آموختم تا ‹‹ آزادي ›› را بخواهي و به هيچ قيمت مفروشيش .
- و ‹‹ب ›› آموختم كه بگويمت فقط ‹‹ بندة ›› خدايي نه ‹‹ بردة ›› هيچ كس ديگر.
- به تو ‹‹ پ ›› آموختم كه ‹‹ پويا ›› باشي همة عمر و دمي از كاوش و اندوختن دانش درنماني .
- به تو ‹‹ د ›› آموختم تا ‹‹ دانا ›› شوي و در جهل نماني كه همة پريشانيها از جهالت است .
- به تو ‹‹ ر ›› آموختم كه از ‹‹ ريا ›› و رياكاري پرهيز نمايي صداقت و صفا را سرلوحة زندگيت قرار دهي .
- به تو ‹‹ ا ›› آموختم تا ‹‹ اسلام›› را نور بداني و با آن از تاريكيها بدر آيي و بسوي خورشيد روانه گردي .
- به تو ‹‹ ك ›› آموختم تا ‹‹ كار و كوشش ›› را بشناسي و همة عمر بوسيلة تلاش بازو و فكر روزگار را بگذراني .
- به تو ‹‹ م ›› آموختم تا ‹‹مهر و محبت ›› را در دلت جاي دهي .
- به تو ‹‹ و ›› آموختم تا بياموزي اين زيباترين كلمات يعني ‹‹ وطن ›› را .
- به تو ‹‹ اي ›› آموختم تا ‹‹ ايران ›› را خانة خود و با ارزشترين مكان در زمين بداني .
‹‹ و تو با الفباي آموختة پراكنده ، از من جدا مي شوي و بر من مجهول است كه از تركيب اين صداها چه كلمهاي مي سازي و از آن در كجا استفاده مي كني .››
-حال ميبينم كه با ‹‹ آ ›› ، «آتش» مي افروزي نه «آزادي و آزادگي» !
-حال ميبينم كه با ‹‹ ب ›› ، « بدي ها » را مي سازي و « باتومي» مي سازي كه بر سر معلمت فرود مي آوري نه « بندگي خدا » را !
-حال ميبينم كه با ‹‹ س ›› سلاح مي سازي نه « سلامتي».
-حال ميبينم كه با ‹‹ ش ›› ، « شوري و شرنگ » مي سازي، نه « شيريني و شربت » در كام خلق!
-حال ميبينم كه با ‹‹ ع ›› همه را « عبد خويش » ميخواهي نه «عبدالله» ؟
-حال ميبينم كه با ‹‹ م›› ، « مكر وحيله » ميسازي نه « مهرورزي » .
بر سر آن دوراهي انتخاب و وادي سردرگمي به اين روزها بينديش واز هوش و توانت ياري بجو .
«شايد رمز رفتارم و پيام خاموشم از پس عشق و ايمان آشكارم تو را راهگشا باشد »
والسلام عليكم و رحمةا…

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 23:40  توسط گروه معلمین  | 

 
-