متن زیر را یکی از خوانندگان به ای میل وبلاگ ارسال نموده اند. بسیار با خود کلنجار رفتم که آن را چاپ کنم یا خیر و دست آخر با کلی جرح و تعدیل؛ این شد که می بینید!
تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد؟
بیانیه ی یزد مصوب ٢٨ بهمن ٨٢ نقطه عطفی در جنبش حقخواهی معلمان بود. در این بیانیه تصمیمات زیر اعلام شد:
- تجمع معلمان در روزهای ١٣ و ١٤ اردیبهشت ٨٣
- تحصن معلمان در روزهای ١٥و١٦ و ١٧ اردیبهشت
- تجمع یک روزه ی معلمان مقابل وزارت آموزش و پرورش
- تحریم امتحانات پایان سال
تصمیم فوق نمایندگان کانون های صنفی معلمان، با مخالفت شورای امنیت ملی مواجه شد. این شورا در بخشنامه ای هر گونه تحصن را ممنوع اعلام کرده و تهدید کرد که مجوز فعالیت تشکل های صنفی معلمان را لغو می کند.
به دنبال این تهدید، نمایندگان معلمان در ٢٨ فروردین ٨٣ بیانه ی یزد را به شرح زیر تغییر و تقلیل دادند:
- تجمع معلمان به جای ١٣ و ١٤ به یک روز تقلیل می یابد.
- بقیه ی خواست های معلمان تعلیق می شود.
تعلیق برنامه ی نشست یزد یک عقب نشینی برای جنبش معلمان بود و در صفوف تشکل های صنفی معلمان باعث ایجاد تشتت و تفرقه و دلسردی گردید.
همزمان وزارت آموزش و پرورش در ٣٠ فروردین اعلام کرد که طرح ارتقای شغلی را برای بخشی از معلمان اجرا می کند و این فقط شامل معلمان با تحصیلات کارشناسی و بالاتر می شود. همچنین حقوق معلمان حداقل 30% افزایش می یابد و این هم فرهنگیان بازنشسته را شامل نمی شود.
برخی از معلمان می گفتند: هدف وزارت آموزش و پرورش در واقع برنامه ای برای تفرقه است.
علیرغم تهدیدات و تدابیر و وعده و وعیدها، معلمان مجدداً یک دوره ی دیگر مبارزات خود را شروع کردند. در روزهای١٣ و ١٤ اردیبهشت به مناسبت روز معلم یک سلسله اعتصابات گسترده در تهران، تبریز، کرمانشاه، سنندج، اصفهان، یزد، فسا، ارومیه، مریوان، بابل، آمل و... شروع شد. در این روزها معلمان در جلو ادارات آموزش و پرورش جمع شدند و مطالباتشان را پی گرفتند.
این اعتصاب با مشکلاتی مواجه شد. وزیر آموزش و پرورش هم در آغاز با ناباوری گفت، معلمان قرار نیست اعتصاب کنند. رسانه ها هم علیه معلمان دست به تبلیغ زدند. حضور لباس شخصی ها در تجمعات معلمان برای ایجاد رعب و ترساندن معلمان را می توان اضافه کرد.
وعده و وعیدهای دولت هم مرتب تکرار می شد. از جمله گفتند هزار و یکصد میلیارد تومان بودجه به آموزش و پرورش می دهند تا حقوق های معوقه معلمان را بپردازد و بقیه را صرف پروژه ارتقای شغلی معلمان کنند.
همایش گیلان (مرداد ٨٣)
با تعطیل شدن مدارس در پایان خرداد ماه ، مبارزات معلمان فرو نشست. یک اتفاق مهم به هنگام تعطیلات تابستانی این بود که تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور در مردادماه در رشت اجتماع کردند و برنامه ی دور بعدی مبارزات معلمان را طی بیانیه ای تصویب و اعلام نمودند.
این همایش با ارعاب و دستگیری تعدادی از فعالین فرهنگیان رشت و جلوگیری از شرکت نمایندگان بعضی از شهرها مواجه شد. اخبار این تجمع سانسور شد و اجازه ندادند خبر همایش و بیانیه صادره آن در مطبوعات منتشر گردد.
"بیانیه ی پایانی همایش تشکل های فرهنگیان سراسر کشور مرداد ماه ٨٣ گیلان"
١- تجمع معلمان در سازمان ها و ادارات آموزش و پرورش در روز١٣مهر مصادف با روز جهانی معلم
٢- حضور در مدارس و عدم حضور در کلاس از١٤ تا٢١ مهرماه
٣- تداوم تجمع یکشنبه ها در مقابل سازمان ها و ادارات آموزش و پرورش تا توقف احضارها و آزادی همکاران دستگیر شده.
٤- ارائه ی کلیه خدمات و حقوق تعریف شده در قانون به فرهنگیان مانند سایر کارکنان دولت (طبق ماده ٤١)
٥- حضور در مدارس و عدم حضور در کلاس در روزهای ١٦ آبان و١٥ آذر
٦- استخدام معلمان حق التدریس
٧- توقف پخش اخبار کذب توسط صدا و سیما در مورد فرهنگیان
در خاتمه، تشکل های صنفی آمادگی خود را جهت هر گونه مذاکره و تعامل برای حل معضلات فرهنگ و فرهنگیان در هر زمان و مکان اعلام داشته و اظهار امیدواری کردند که متولیان امر با دوراندیشی و حسن نظر به پیشنهاد تشکل ها نگریسته، با فرهنگیان باب دوستی بگشایند تا در سایه ی آن از پرداخت هر گونه هزینه ی مادی و معنوی غیر ضروری جلوگیری گردد.
ضمناً هیچ تشکلی به تنهایی حق لغو بیانیه را ندارد مگر با صدور بیانیه ای از سوی تشکل صنفی فرهنگیان سراسر کشور در صورت تحقق یافتن خواسته ها.
از تاریخ ٢٥ مرداد ٨٣ به مدت یک سال شهر یزد به عنوان دبیرخانه تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور انتخاب می شود. تصمیما ت بعدی در گردهمایی بهمن ماه در مشهد مقدس گرفته خواهد شد. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته. (این بیانیه به امضای کانون های صنفی معلمان تهران و حدود ٢٠ تشکل دیگر شهرهای بزرگ ایران رسید.)
بنا بر تصمیمات همایش گیلان دور بعدی مبارزات معلمان در مهر ماه شروع شد.
٧مهرماه معلمان حق التدریس برای چندمین بار جلو مجلس تجمع کردند.
١٣ مهر تجمع معلمان در شهرهای مختلف ایران ( اصفهان، نجف آباد، خمینی شهر، همدان، کرمان، جیرفت، کرمانشاه، گیلان غرب، مریوان، اردبیل، بجنورد، شیراز و...) به مناسبت روز جهانی معلم برگزار شد.
به دنبال این روز در بعضی از شهرها از جمله اردبیل و مریوان معلمان به مدت یک هفته در مدارس حضور یافته اما سر کلاس نرفتند.
تجمع معلمان کردستان در شهر سنندج
روز ١٣ اردیبهشت ٨٣ معلمان شهر سنندج و نمایندگانی از دیگر شهرهای کردستان در جلو سازمان آموزش و پرورش استان تجمع کردند و پلاکادهایی با این مضامین در دست داشتند:
- فرهنگی! اتحاد اتحاد!
- ما خواهان رفع تبعیض کامل در آموزش و پرورش هستیم.
- ما همبستگی خود را با فرهنگیان تمام کشور اعلام می کنیم.
- ما خواهان بسط آزادی بیان و عقلانیت در آموزش و پرورش هستیم.
- ما اعتراض خود را تا تحقق کامل اهدافمان ادامه خواهیم داد.
در آخر تجمع قطعنامه پایانی خوانده شد:
١- ما معلمان در استان کردستان همبستگی قاطع خود را با دیگر معلمان ایران اعلام می داریم.
٢- ما خواهان رفع هر گونه تبعیض هستیم و هر معلم حق دارد از یک نوع زندگی مرفه و متناسب با شأن خود برخوردار شود.
٣- با هر گونه طرحی که سبب از هم گسیختگی اتحاد فرهنگیان شود مخالفیم.
٤- طرح ارتقا شغلی در نوع خود طرحی ناقص بوده چرا که این طرح متضمن رفاه برای همکاران شاغل و بازنشسته نیست طرحی موقت و سالانه علاوه بر ایجاد فاصله میان همکاران در شرایطی این چنین نمی تواند تمامی همکاران را در برابر تورم سرسام آور حمایت کند.
٥- قلم معلم تنها تریبون رسمی و سراسری فرهنگیان مدت زیادی است که توقیف است ما خواهان رفع توقیف از نشریه خود هستیم.
٦- ما همچنان خواستار نظام هماهنگ پرداخت هستیم.
٧- ما خواستار لغو برده داری مدرن در آموزش و پرورش به عبارت دیگر رسیدگی سریع به وضعیت همکاران حق التدریس و پاره وقت از نظر استخدام بوده و هستیم.
٨- همکاران بازنشسته که تمامی توان خود را جهت اعتلای آموزش و فرهنگ به کار بسته اند باید مورد حمایت و پشتیبانی دولت قرار گیرند.
٩- ما خواهان بهبود شرایط تدریس، تغییر محتوای کتب درسی و به روز کردن سیستم آموزش هستیم.
١٠- امنیت شغلی از اولی ترین و اساسی ترین حقوق انسانی است. تمام پرسنل باید از این حق برخوردار شوند.
١١- ما خواهان ارائه ی گزارش عملکرد از سوی تعاونی های مسکن و مصرف هستیم.
١٢- وزارت آموزش و پرورش موظف است مطالبات معوقه ی همکاران اعم از یارانه ی مسکن را پرداخت نماید.
١٣- بسیاری از همکاران مدتهاست تعهد خود را به آموزش و پرورش به پایان رسانده اند ولی هنوز به آن ها کارت معافیت و پایان خدمت داده نشده است. ما خواهان بررسی هر چه سریعتر وضعیت نظام وظیفه همکاران هستیم
١٤- انجمن صنفی، معلمان استان کردستان و تمامی همکاران اموزش و پرورش خود را موظف می داند از همکارانی که مورد تهدید یا پرونده سازی قرار می گیرند دفاع و پشتیبانی نماید.
تجارب گذشته و محدودیتهای آن
مبارزات معلمان در ٣ سال اخیر به صورت مقطعی و پراکنده تا كنون ادامه داشته است. اکنون بار دیگر در سال ٨٥ و 6 ماه از سال تحصیلی گذشته، مجدداً معلمان به میدان آمده اند. کانون های صنفی معلمان روزهای آتی را برای تجمع و تحصن به دولت و وزیر آموزش و پرورش هشدار می دهند.
معلمان و کانون های صنفی آن ها؛ برای هر گونه پیشرفت در فعالیت و مبارزه ی خود، نیازمند بررسی تجارب مثبت و منفی مبارزه حد اقل در ٣ سال گذشته اند. این تجارب جلو چشمان ما است و سوالات متعددی که جواب می خواهند:
دلیل ناکارامدی مبارزات معلمان چیست؟
آیا معلمان و به خصوص تشكل های صنفی آن ها به موقعیت اجتماعی و ظرفیت مبارزاتیشان آگاهند؟ موثرترین روش ها و تاکتیک های مبارزاتی کدامند؟
ناکارآمدی تشکل سراسری و صنفی معلمان
ناکارآمدی، عدم تمرکز و هماهنگی تشکل های صنفی و سراسری یکی از موانعی است که مبارزات معلمان با آن روبرو است. مدت طولانی است كه تشکل های صنفی در هر شهر خود به ابتکار خود و در حد ظرفیت و آمادگی اعضا یا معلمان و فرهنگیان آن شهرواگذرگردیده اند. اكثر كانون های صنفی محلی تعطیل شده و بخشی از فعالین حقوق معلمان تحت تعقیب و آزار قرار گرفته و یا به تبعید و تهدید محكوم شده اند. آقای پیمان نودینیان دبیر كانون صنفی معلمان سنندج جزو این تبعید شدگان است. به این ترتیب می بینیم كه ظرفیت و توانائی و نیروی معلمان هنوز یک کاسه نشده است.
رهبری سراسری تشکل های معلمان در این رابطه نقش تعیین کننده داشته است. زمانی آقای محمود بهشتی دبیرکل سابق کانون صنفی معلمان اظهار می كرد که "در صورتی که راهی برای ادامه فعالیت کانون در چارچوب قانون و مقررات وجود نداشته باشد، این نهاد منحل خواهد شد!" و اكنون آقای علی اكبر باغانی دبیر كانون و هاشمی دبیر كل سازمان معلمان می گویند، " آمده ايم تا وفاي به عهد و پيمان را به نمايندگان يادآوري نماييم". این در حالی است كه علیرغم ٣ سال انتظار، در تجمع سوم بهمن 85 نمايندگان مجلس به فرهنگيان وعده دادند كه هيأت ۷ نفرهاي براي بررسي و ارزيابي لايحه تشكيل ميدهند و در تجمع ١٥ بهمن ٨٥ همین نمایندگان آمده اند و می گویند از چنین هیأتی خبری نیست!
این آقایان و همه ی معلمان می دانند که همین قانون و مقررات است که فرهنگیان را به این حال و روز انداخته است. پس هر گامی برداشته شود برای تغییر این قانون و مقررات است. این چه قانونی است که حتی جمع شدن جلو مجلس و تضرع خواهی هم در آن جرم است؟
تاکتیک و روش های مبارزاتی
راه و روش های مبازاتی تا کنون كمتر کارساز بوده اند. یکی از این شگردها جمع شدن جلو مجلس است. هر بار تعدادی از فرهنگیان حق التدریس یا نمایندگان تشکل های صنفی معلمان و یا بازنشستگان جلو مجلس جمع شده و به وعده های توخالی نمایندگان مجلس گوش داده و به سر کار یا خانه برمی گردند.
سوال این است که از نماینده ی مجلسی که خود در انداختن معلمان به این روز سهیم است، چه توقع و انتظاری می توان داشت؟
حداکثر وظیفه و ماموریت این ها ساکت کردن معلمان و فرستادنشان به خانه است . نبایدفکر کرد که کاری از دستشان ساخته است. با نشان دادن یک موقعیت مظلومانه و اتنظار ترحم از کسانی که معلمان را به این روز انداخته اند هیچ حقی به دست نمی آید!
حضور در مدارس و نرفتن سر کلاس و به اصطلاح تحصن هم شیوه ای است که حدی دارد و دو سه روز بعد خود معلمان و دانش آموزان را هم خسته می کند. آن هم در شرایطی که در مدت تحصن هیچگونه فعالیت ورزشی، هنری و فرهنگی و تفریحی و یا سمینار و سخنرانی و غیره در کار نیست که جای درس و کلاس را پر کند.
معلمان از موقعیت اجتماعی و ظرفیت مبارزاتیشان تا کنون استفاده نکرده اند
معلمان از موقعیت اجتماعی و شخصیت بسیار خوبی در جامعه برخوردارند. این قشر محبوب به هیچ کس بدهکاری ندارند و صمیمانه و دلسوزانه نسل ها را آموزش و پرورش می دهند. میلیون ها دانش آموز از متحدین معلمانند. معلمان میلیون ها انسان، دوست و متحد خود در میان خانواده ی دانش آموزان را دارند. متاسفانه تا کنون نه نیروی خود معلمان به تمامی به میدان آمده و نه نیروی وسیع اجتماعی پشت خواست های عادلانه و انسانی معلمان بسیج شده است. نیروی فعال در مبارزات کنونی یک هزارم کل نیروی اجتماعی معلمان نیست.
راه هرگونه پیشرفت در پشت سر گذاشتن این موانع و انتخاب و اتخاذ شیوه و راه های موثر و استفاده از همه ی نیروی معلمان و ظرفیت های اجتماعی او است.
راهکارهای آینده
پیشروی معلمان در گرو فاکتورهای زیر است:
١- وجود یک رهبری سراسری روشن و مصمم و جدی. تنها چنین رهبری سراسری می تواند صفوف معلمان، تشکل ها و نمایندگانشان را منسجم و یکپارچه و هماهنگ کند.
٢- اعتصاب سراسری و همزمان و هماهنگ؛ موثرترین روش مبارزاتی و کارساز است. تحصن ها و اعتصابات پراکنده و جدا از هم در هر محل برای خود چندان کارساز نیست. یک اعتصاب عمومی و سراسری معلمان و فرهنگیان، جامعه را تکان می دهد و گوش مسوولین دولتی را برای شنیدن حرف نمایندگان معلمان باز و آن ها را به تجدید نظر در برخوردشان به خواست های معلمان وامی دارد.
3- مذاکره نیز یک تاکتیک و شیوه ی مبارزه برای طرفین دعوا است. از این شیوه هم باید به درستی استفاده کرد و تسلیم وعده و وعیدهای طرف مقابل نشد. تا زمانی که آموزش و پرورش و دولت، نمایندگان منتخب معلمان یا تشکل هایشان را برای مذاکره به رسمیت نشناسند، هچگونه مذاکره خارج از این چارچوب و یا هر گونه تصمیم یک جانبه قابل قبول نیست.
4- مجامع عمومی معلمان در سطح مناطق شهری، گردهمایی های مشترک معلمان و دانش آموزان، دعوت از والدین دانش آموزان به گردهمایی در مدارس و آگاه کردنشان به شرایط کار و زندگی معلمان و جلب حمایتش آن ها، معلمان را از پشتوانه ی عظیم اتحاد درونی و حمایت اجتماعی مردم برخوردار می كند.
5- انتشار نشریه ی معلمان، پخش اطلاعیه های روشنگرانه خطاب به جامعه و مردم و به ویژه خانواده ی دانش آموزان و خود دانش آموزان در مبارزه معلمان حیاتی است. اگر پخش اخبار و مبارزات و خواست های معلمان و شرایط سخت زندگیشان را سانسور میکنند باید این سد سانسور را با چاپ نشریه، برگزاری سمینارها و پخش بیانیه و اطلاعیه های خبری و روشنگرانه شکست.
6- خواست های معلمان در قطعنامه ی تشکل های صنفی هر شهر و محل به صورت های مختلف منعکس است. اما همواره جای طرح یک مطالبه ی سراسری که مهمترین خواست های صنفی معلمان را در بر گرفته باشد و همه تشکل های محلی به آن استناد کنند و یک مبارزه ی سراسری حول آن راه بیفتد، خالی بوده است.
دوستان!
محکوم کردن میلیونی معلمان و خانواده هایشان به یک زندگی دشوار و زیر خط فقر جرم است. عاملین آن باید به جامعه ی معلمان، دانش آموزان و خانواده هایشان جوابگو باشند. این کمترین توقع و فوری ترین خواست ما معلمان است. اجتماع جلو مجلس به خودی خود ایرادی ندارد، اما تجارب فعلی مبارزات نشان داده است كه نمایندگان مجلس ناجی معلمان نیستند. این ها حافظان قوانینی هستند که خود در وضع آن سهیم بوده اند. پشتگرمی شما و ضامن موفقیتتان قشر عظیم و یك میلیونی معلمان و اعتصابات سراسری آن ها است. دست های گچی ما؛ دل دولتمردان را به رحم نمی آورد. ١٥ میلیون دانش آموز و خانواده های آن ها حامیان شما معلمان هستند. قدرت خود را دریابید و سازمان دهید و به میدان بیاورید.
جز با نشان دادن قدرت اجتماعی و عزم و اراده ی استوار، غاصبان حقوق و داراییهای مردم و جامعه، تسلیم نمی شوند.
لطفاً پیام هایی ارسال فرمایید که راهگشا باشد.
پیشاپیش از شما متشکریم