اين مانند همان روايت خودماني است كه جواني ميگفت در دهههاي گذشته براي ديدن فيلمهاي آرنولد و يا ژوراسيكپارك اسپيلبرگ، ويدئوهاي خانگي را داخل پارچه ميپيچيدند و همراه با نوار فيلم به خانه ميبردند، اما پس از مدتي همان فيلمها را در مركز رسانهها يا همان ويدئوكلوپ مسجد محل به صورت سيدي يا ديويدي ميفروختند و يا اجاره ميدادند. اما جوانان محل ديگر تمايلي به ديدن اين فيلمها نشان نميدادند. اكنون هم كه تلويزيون ما تصميم گرفته است تا فيلم الماس خونين برگزيده اسكار سال 2007 را با دوبله فارسي در ايام نوروزي پخش كند، حتما خبر دارد كه آخرين فيلمهاي منتخب اسكار 2007 را با كيفيت عالي و زيرنويس فارس سر هر كوچه و بازاري ميتوان تهيه كرد و آنهايي كه اين فيلمها را ميپسندند، قبلا آنها را ديدهاند.امسال و در بيستوهشتمين سالگرد انقلاب تصاوير مستندي از دوران مبارزه در تلويزيون پخش شد كه تازه و بديع بود و براي اولين بار، علاوه بر اين صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران خاطرات برخي از فعالان سياسي قبل از انقلاب را به گوش مستمعين رساند. مهمتر از همه پخش قسمتهايي از دادگاه خسرو گلسرخي بود،كساني كه پيش از اين جايي در تريبون ملي كشور نداشتند. شايد دليل همه اين تحولات و ابتكارات، عقب نماندن از قطار سريعالسير ارتباطات و تكنولوژي رسانهاي است. اتفاقا اين قطار هم ترمز و دندهعقب ندارد. به هر دليل كه باشد اتفاقي ميمون و مبارك است. اما آيا اين كارها كافي است.
سيماي جمهوري اسلامي ايران با شش كانال انحصاري سعي ميكند تا همه مسائل جالب توجه را از شير مرغ تا جان آدميزاد تحت پوشش خود قرار دهد بلكه در زمره تلويزيونهاي قابل ديدن باشد. اما بايد اين نكته را هم مورد توجه قرار دهد كه در اين مملكت مسائل مهمتري هم وجود دارد كه بايد به اندازه نقد يك فيلم و يا پخش يك سريال، كه نه، حداقل به اندازه يك برنامه آشپزي براي آن جا باز كرد. مسوولان صدا و سيما خوب ميدانند و خبر دارند كه خبرگزاريهاي بزرگ جهان يا در حال راهاندازي يك شبكه تلويزيوني ماهوارهاي با محتواي خبري و تحليلي به زبان فارسي هستند و يا راه انداختهاند. اگر روزگاري ماهواره در تسخير شبكههاي فارسيزبان آن سوي آب با برنامههايي ضعيف و سطح پايين و عوامپسند بود. امروزه تمايل به راهاندازي و پخش برنامههاي تحليلي و خبري براي نخبگان و صاحبنظران همهگير شده است. نبايد از اين قافله عقب افتاد. چراغي كه به خانه خودمان رواست، به همسايه حرام است. <الدار ثم الجار>
اكنون با گذشتن 28 سال از انقلاب اسلامي كساني پيدا شدهاند كه يكسره همه تلاشهاي اسلاف خود را بر باد ميدهند و آنها را بيهوده و عبث ميدانند و مدعي هستند كه گذشتگان بايد راه نرفته آنها را بروند. اشكالي هم ندارد كه هر كس خود را محق و عين حق بداند. اما اين سلف ناخلف! كجا بايد مجالي براي دفاع از خود پيدا كند تا مردم بتوانند <قول احسن> را انتخاب كنند. آيا نبايد جايي براي پاسخ دادن به ادعاها پيشبيني كرد؟ كجا بهتر از راديو و تلويزيون ملي؟ شايد اين فقط دولت است كه سخنگو دارد و ملت بايد جاي ديگري را براي پخش سخنانش پيدا كند. اما نبايد فراموش كرد كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ملي است و نه دولتي. متعلق به همه اقشار و گروههاي ملت ايران است و نه متعلق به دولتهاي چهار سالهاي كه ميآيند و ميروند. همانطور كه صدا و سيما براي مسائل خانوادگي برنامه هزار راه نرفته، را پخش ميكند كه در نوع خود قابل تحسين هم هست.
اتفاقا <هزار راه رفته> اسم با مسمايي است. اگر در برنامه خانوادگي هزار راه نرفته نشان داده ميشود كه چه كارهايي ميشد كرد تا بنيان يك خانواده ويران نشود، در اين برنامه ميتوان نشان داد كه چه كارهايي انجام و چه راههايي رفته شده تا تجربههاي امروزي كسب شده است. نبايد دوباره راههايي را پيمود كه پيش از اين امتحان شده و مقصدشان معلوم است. برخي راهها به ناكجاآباد منتهي ميشود.اگر رسانه ملي دروازهاش را براي به نقد و بررسي كردن آن ادعاها باز نكند، ممكن است فردا دير باشد و اين حرفها سر از جاي ديگري درآورد كه خواست هيچكس نيست. رسانههاي بيگانه را ببينيد، آنها نيز يكطرفه ميتازند، اما مانند رسانه ملي مشتريان خاص خودشان را دارند.آنونس برنامههاي نوروزي صدا و سيما اين روزها فراوان پخش ميشود و البته نشان ميدهد كه در، بر همان پاشنه ميچرخد. اي كاش در اين سال نو، پاي مديران و چهرههاي كهنهكار نيز به صدا و سيما باز شود و به آنان مجال و فرصت داده شود كه در برابر ادعاهاي چهرههاي نو و تازهكار از خود و مجموعه خود دفاع كنند. اگر رسانه ملي جايي براي پاسخ به مدعيان امروزي باز نكند، يك <كل> را فداي <جزء> كرده است. مبادا كه سخنوران امروزي در عمل <هزار راه رفته> ديروز را دوباره بپيمايند.
*اعتمادملي . قاسم تقي زاده
|
| |||||
|
|