مطلب زیر تاریخی است و گمان می کنم مسولین باید تاریخ بخوانند تا از آن پند گرفته و چراغ راه خود سازند تا حال و آینده را بهتر بسازند!
حادثه ي 12 ارديبهشت سال 40 و قتل دكتر ابوالحسن خانعلي دبير دبيرستان جامي تهران، حادثهاي به يادماندني در تاريخ معاصر ايران است. معلمان شهر تهران به دعوت باشگاه مهرگان براي اعتراض به لايحه اشل حقوقي معلمان، 12 ارديبهشت در ميدان بهارستان جمع شدند. در حالي كه معلمان شعار صنفي ميدادند و ماشينهاي آتشنشاني براي متفرق كردن جمعيت بر روي معلمان آب ميپاشيدند ناگهان سرگرد ناصر شهرستاني رئيس كلانتري 2 بهارستان با سلاح كمري يكي از معلمان حاضر در ميدان را از ناحيه سر مورد اصابت گلوله قرار داد. قتل ابوالحسن خانعلي كه دبير رسمي آموزش و پرورش و دانشجوي دوره دكتراي رشته معقول و منقول دانشگاه تهران بود، ايران را تكان داد. اعتصاب معلمان 11 روز ادامه يافت و آثار سياسي مهمي برجاي گذاشت كه از جمله آن ها سقوط كابينه ي شريف امامي، روي كارآمدن علي اميني به عنوان نخستوزير با شعار «اصلاحات از بالا»، انتخاب محمد درخشش رئيس باشگاه مهرگان به عنوان وزير فرهنگ و انحلال مجلسين شوراي ملي و سنا بود. اعتصاب تأثيرگذار معلمان، تنها در چارچوب فضاي سياسي و اجتماعي آن دوره قابل درك و سرشار از عبرتها و نكات آموزنده است. در زمستان سال 39 انتخابات رياست جمهوري در آمريكا برگزار شد. در اين انتخابات، شاه كه به طور سنتي روابط نزديكي با رؤساي جمهور آمريكا از حزب جمهوريخواه داشت، علناً از كانديداي حزب جمهوريخواه (ريچارد نيكسون) حمايت ميكرد. اما نتيجه ي انتخابات برخلاف انتظار او بود. جان.اف.كِنِدي به عنوان رئيسجمهور آمريكا از حزب دموكرات پيروز شد و شاه آرزوهاي خود را برباد رفته ميديد. كِنِدي؛ اصلاحات سياسي و اقتصادي كشورهاي جهان سوم را كه مورد تهديد شوروي بودند، تجويز ميكرد و معتقد بود كه اين اصلاحات مانع پيشروي كمونيستها خواهد شد. نيروهاي سياسي مخالف شاه به خصوص احزاب جبهه ملي در انتظار باز شدن فضاي سياسي و شروع مجدد فعاليتهاي خود بودند. تظاهرات معلمان و كشته شدن دكتر خانعلي فضاي سياسي ايران را از ركود خارج كرد. شاه كه بار ديگر پايههاي تخت خود را لرزان ميديد، دست به دامن علي اميني سياستمدار استخواندار و قديمي شد كه شخصيتي اصلاحطلب و در عين حال ضدكمونيست بود. برخي روي كار آمدن اميني را به اشاره ي كِنِدي و او را مهره ي مورد اعتماد دموكراتها ميدانستند. در مدت 11 روز اعتصاب معلمان فضاي بسته جامعه به سرعت متحول شد و دوره ي جديدي از حيات سياسي ايرانيان آغاز گرديد. معلمان به عنوان يك قشر مرجع و مورد اعتماد جامعه در كانون اعتراضات سياسي ملت قرار گرفتند. در اجتماع بزرگ معلمان در 18 ارديبهشت ماه، معلمان با صدور قطعنامهاي روز 12 ارديبهشت ماه را به يادبود اعتصاب موفقيتآميز معلمان و شهادت معلم دانشمند مرحوم دكتر خانعلي روز معلم اعلام كردند و مقرر شد كه در اين روز همه ساله كليه ي مدارس و مؤسسات فرهنگي در سراسر كشور تعطيل شوند و مراسم خاصي توسط معلمان اجرا شود. باشگاه مهرگان از چنان اعتباري برخوردار شد كه علي اميني روز 19 ارديبهشت در جمع معلمان اعتصابي حاضر شد و خواستار پايان اعتصاب شد. معلمان كه برخي خواستههاي آن ها مانند بركناري نخستوزير و تعقيب قاتل خانعلي، تحقق يافته بود، به اميني پاسخ منفي دادند و خواستار تصويب طرح باشگاه مهرگان براي ترميم حقوق و مزاياي معلمان شدند. دو روز بعد با انتشار جدول جديد حقوق معلمان، حقوق اين صنف افزايش يافت و روز 23 ارديبهشت معلمان به اعتصاب طولاني خود پايان دادند.
لايحه ي حقوق معلمان: شريف امامي هنگام معرفي كابينه ي خود در اسفند سال 39، ضمن برشمردن برنامههاي دولت از افزايش حقوق كارمندان و خصوصاً معلمان خبر داد و گفت: «راجع به معلمين بايستي به اطلاع آقايان برسانم كه با تبعيض فاحشي كه نسبت به حقوق آنها در گذشته شده بود، لازم بود كه توجهي به وضع حقوق آنها بشود و بالاخص آنهايي كه حقوقهاي پايين ميگرفتند و حقوق بسيار كمي داشتند، اين كار شده است.» در جلسه ي روز يكشنبه دهم ارديبهشت مجلس شوراي ملي، جهانشاه صالح وزير فرهنگ لايحه ي «اشل حقوقي جديد فرهنگيان» را تقديم مجلس كرد. به موجب اين لايحه كه مفصل و داراي جدول حقوقي بود، حداكثر حقوق آموزگاران 10600 ريال و حقوق دبيران 14500 ريال پيشبيني شده بود. انتشار خبر اين لايحه با واكنش اعتراضي فرهنگيان روبهرو شد. معلمان ميگفتند: افزايش حقوق پيشنهادي براي تأمين نيازمندي آن ها كافي نيست. وكلايي كه روز سهشنبه 12 ارديبهشت وارد مجلس ميشدند، معلماني را ميديدند كه در پيادهروهاي ميدان بهارستان اجماع كردهاند و هر لحظه بر تعداد آن ها افزوده ميشود. اعتراضها را باشگاه مهرگان سازماندهي كرده بود و قرار بود كه هيأتي از معلمان با رئيس مجلس ملاقات كنند. اما سير حوادث به گونه ي ديگري رقم خورد. نيروهاي شهرباني ابتدا سعي كردند با استفاده از ماشينهاي آبپاش معلمان را متفرق كنند. ماجراجويي و خودشيريني رئيس كلانتري 2 كه با شليك مستقيم، خانعلي معلم 29 ساله را به قتل رساند، وضع را به مسير ديگري كشاند. معلمان فرياد ميزدند و شعار ميدادند. مأموران پليس تير هوايي شليك ميكردند و با باتوم معلمان را ميزدند. صداي تيراندازي و شعارهاي معلمان در صحن علني مجلس شنيده ميشد. مجلس در حال بررسي لايحه ي اشل حقوق معلمان بود كه يكي از نمايندگان مخالف از جاي خود برخاست و خطاب به رئيس مجلس گفت: در بيرون معلمان را ميكشند و ما اين جا لايحه ي حقوق معلمان را بررسي ميكنيم! جلسه متشنج شد.
تشييع جنازه ي باشكوه: جسد دكتر خانعلي از بيمارستان بازرگانان به مسجدي در خيابان اسكندري منتقل شد. 13 ارديبهشت، هزاران معلم در خيابان اسكندري تجمع كردند. تابوت معلم شهيد بر دوش معلمان از مسير خيابان شاه (جمهوري) به سمت ميدان بهارستان توسط هزاران معلم و دانشجو و قشرهاي ديگر مردم تشييع شد. معلمان اشك ميريختند و با فرياد خواستار استعفاي شريف امامي و محاكمه ي قاتل ديوصفت معلم دانشمند بودند. گزارش اين راهپيمايي و اعتصاب نامحدود معلمان در مطبوعات منعكس شد. مردم به هيجان آمدند، احزاب سياسي، گروههاي صنفي و سنديكاهاي كارگري با صدور اطلاعيه حمايت خود را از معلمان اعلام كردند. تهران بعد از كودتاي 28 مرداد چنين راهپيمايي باشكوهي نديده بود. جمعيت سوگوار تابوت را در ميدان بهارستان بر زمين گذاشتند. ساعتي بعد پيكر بيجان خانعلي با آمبولانس به گورستان ابنبابويه در شهرري منتقل شد و بعد از ظهر آن روز اسطوره ي معلمان ايران در خاك خفته بود. روزهاي بعد دهها مجلس يادبود در مساجد تهران و شهرستانها به ياد معلم مظلوم برگزار شد. روز 14 ارديبهشت در مجلس يادبودي كه در مسجد فخريه واقع در خيابان اميريه جنب خيابان البرز برگزار شد، آقاي اسلامي واعظ مسجد به منبر رفت و از جمله گفت: «مگر معلمين كشور از زمامداران خود چه ميخواهند؟ آن ها ميگويند حقوق ما كم است و ما قادر نيستيم با اين حقوق ناچيز و اين گراني، مخارج خود و خانواده را تأمين كنيم و با خيال راحت به تعليم و تربيت فرزندان شما بپردازيم... در اين مملكت كه عمله و كارگر روزي 15 تومان حقوق ميگيرند و باز قادر نيستند به زندگي خود ادامه دهند، به معلم كمتر از حقوق يك عمله ميدهند و توقع دارند كه فرزندان ما را تربيت كنند.» معلمان در روزهاي اعتصاب از گوشه و كنار شهر خود را به ميدان بهارستان ميرساندند و در گرماي كلافهكننده ميايستادند و به صحبتهاي درخشش، رئيس باشگاه مهرگان كه حالا ديگر يك رجل سياسي نيرومند شده بود و مقامات كشوري براي ملاقات با او در نوبت ايستاده بودند، گوش ميدادند. روز سوم، درخشش؛ با اشاره به گرمي هوا از معلمان خواست به جاي صبح، بعدازظهرها كه هوا خنكتر است، روبهروي باشگاه مهرگان در خيابان لالهزار تجمع كنند. در اين گردهماييها نظم و آرامش جمعيت معلمان بينظير بود. معلمان گروه انتظامات تشكيل داده بودند و مراقب بودند كه افراد خارج از صنف معلم وارد تجمع آن ها نشوند. معلمان، محمد درخشش؛ رئيس باشگاه مهرگان را به عنوان رهبر و سخنگوي خود پذيرفته بودند.
سقوط كابينه: روز 15 ارديبهشت، شريفامامي در حالي كه برخي نمايندگان مجلس در صدد استيضاح او بودند به حالت قهر مجلس را ترك كرد و بعد از ظهر همان روز استعفانامه ي خود را به دربار فرستاد. شاه با استعفاي او موافقت كرد و فرداي آن روز علي اميني را مأمور تشكيل كابينه كرد. علي اميني به دلجويي از معلمان پرداخت، سرگرد ناصر شهرستاني از كار بركنار و پرونده ي او را براي رسيدگي به دادگاه فرستاد و باب گفتوگو با باشگاه مهرگان گشوده شد. محمد درخشش پذيرش هر پيشنهادي را موكول به طرح و تصويب در مجمع عمومي معلمان كرد و مجمع عمومي معلمان، هزاران معلمي بودند كه هر روز در باشگاه و بيرون باشگاه اجتماع ميكردند. روز 19 ارديبهشت براي معلمان روزي فراموش نشدني بود. نخستوزير با حضور در باشگاه مهرگان و در جمع هزاران معلم، از معلمان خواست كه به اعتصاب خود پايان دهند و به دولت جديد اعتماد كنند. معلمان يكصدا با پيشنهاد نخستوزير مخالفت كردند و خواستار تصويب طرح باشگاه مهرگان براي ترميم حقوق معلمان شدند و اعلام كردند كه هيچ كس را به جز محمد درخشش به عنوان وزير فرهنگ قبول نميكنند. اميني چارهاي جز قبول پيشنهادهاي معلمان نداشت. به اين ترتيب روز بعد جدول حقوقي جديد معلمان به تصويب هيأت دولت رسيد و محمد درخشش نيز وزير فرهنگ شد. به اين ترتيب اعتصاب 11 روزه ي معلمان با موفقيت كامل به پايان رسيد و روز 23 ارديبهشت معلمان به سر كار برگشتند. آن روز در تمام مدارس تهران و بسياري از شهرستانها معلمان با اعلام يك دقيقه سكوت در كلاسهاي درس، ياد همكار شهيد خود را گرامي داشتند. در تهران و شهرستانها برخي مدارس به نام دكتر ابوالحسن خانعلي نامگذاري شد و تا پيروزي انقلاب در سال 57 نام خانعلي بر تابلو تعدادي از مدارس ديده ميشد.