1- دستگیری دیشب صدای فرهنگیان ، آقایان بهشتی و باغانی نشان می دهد که حکومت قبول کرده اعتراضات این چند روزه ي مقابل مجلس کاملاً صنفی بوده و با فراخوان کانون انجام شده است.
2- حکومت می خواهد با کنترل کانون و سران آن همه فرهنگیان با جرات را کنترل کند اما بسته بودن سه ایستگاه مترو، وجود تعداد زیاد نیروهای انتظامی وامنیتی و درخواست کارت و فیش از ما و خاموش بودن آنتن موبایل و... نشان می دهد که حتی 20% هم اطمینان به این شیوه ي کنترلی ندارد و از روی دانسته ها؛ احتمال قوی می دهد که بدون حضور کانون نیز فرهنگیان جلوی مجلس جمع می شوند .
3- قبول کرده اند که اجتماع ما تکرار پذیر است حتی بدون افراد کانون چنان که با وجود شنیدن خبر دستگیری آقایان حتی جمعیت بیشتری جلوی مجلس جمع شده بود.
4- از آنجا که متاسفانه از حرف های آقای بهشتی فهمیدیم که خواسته های ما از نظام هماهنگ به سطح مطالبات تقلیل پیدا کرده، بنابراين معلوم می شود به ایشان فشار آورده اند تا از خواسته ي اصلی که همان هماهنگ بودن حقوق ما با وزارت خانه هاي دیگر دولت است عقب نشینی کند، البته ایشان حق دارند و اگر مرا هم شبانه از خانه خودم بگیرند و ببرند، ممکن است حتی از ترس جانم تقیه کنم و خیلی از درخواستهایم به التماس دعا تبدیل شود.
5- کانون آسیب پذیر است، اما جمعیت جلوی مجلس آسیب پذیر نیست. بلندگو را می توانند خاموش کنند اما فهم فرهنگی را نسبت به تبعیضی که درک می کند چه می کنند؟ پس اگر اقداماتی اینچنینی می کنند ما باید بدانیم که فقط موقتاً روی زخم چاکی را بدون بخیه بسته اند. باور کنید چه با حضور کانون و چه بی حضور کانون معلم بیدار است و از تبعیض بیزار است.
6- وجود دوربین العالم و خبر سوء استفاده ي تلویزیون های ماهواره ای و این که اصرار داشتند ما نوحه بخوانیم بعد از این که 2 هفته به عصبانیتمان دامن زده بودند حالا می خواستند جلوی هیأت خودی زیر عَلَم غریبه هم یا حسین بگوئیم و سلام دهیم، نشان می دهد که متاسفانه رسانه ي ملی فقط سعی می کند که در مقابل درز خبر ایستادگی کند در حالی که خبر اعتراض معلم به معیشتش در کشورهای خارجی کاربردی ندارد و هیچ خبر گزاری خارجی هم قبل از ایلنا این خبر را با وجود گسیل فیلم و عکس به خبر گزاری ها مخابره نکرد.
در اصل چیزی را که درخواست می کنیم دولت مطمئن باشد خبر سختی زندگی معلم روی بی بی سی نیست. خواهش می کنیم جلوی مجلس را نگاه کنید نه لندن و لس آنجلس را. زندگی معلم در دل او سخت شده است. دل معلم گرفته است از تبعیض 29 ساله. دل معلم گرفته است از این که وزیر بی لیاقتی مانند حاجی و فرشیدی 10 سال است که با همکاری مجلسی ها حقوق آن ها را ضایع کرده اند. 2 نفر از وزرای معرفی شده آقای احمدی نژاد را همین مجلس قبول نکرد و بعد به نالایق ترین فردی که به قول مالک اشتر چیزی جز جبه نیست و اگر بگویند شب است می گوید هست و اگر بگویند روز است می گوید شاید شب باشد یا روز. بله دوستان به ابوموسی ای رای اعتماد دادند همین نمایندگان مجلس، تا بتوانند بدون هیچ مقاومتی حقوق ما را ضایع کنند و با وعده هماهنگ می شود؛ خاممان کنند و ما را منتظر نگه دارند. نه آقایان خبر در بی بی سی نیست. خبر در دل معلم است. به العالم خود که از خون دل فرهنگی حقوق می گيرد بگویید جواب ماهواره را ندهد. جواب دل ما را بدهد.
7- تلویزیون هیچ چیزی از نامه ي آقای حداد نگفت و هیچ حرفی از جلوی مجلس امروز نگفت. اما بدانند که موقع رأی گیری و موقع امتحانات، این زخم دوباره باز می شود. بله بدانند آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.
8- روند کار نشان می دهد که تغییری را در مصوبات آقایان انتظار نداشته باشیم . بلکه به فکر بعد از عید باشیم و از این که آقایان خط قرمزشان تعطیلی مدارس است؛ نترسیم چون ما به آن ها رأی داده ایم و به موقع هم کارت های قرمز خود را بیرون می آوریم.
9- خروج آرام فرهنگیان از محوطه ي بسته ي مقابل مجلس خود نشان دهنده ي میزان درک ما از وضعیت وطنمان بود. ما کشورمان را دوست داریم و در مقابل درخواست آقایان باغانی و به احترام بهشتی عزیز که حقش نزد ما محفوظ است محوطه را به آرامی ترک کردیم؛ تا مشخص شود چه اندازه صبر داریم و تا چه اندازه خواهان آنیم که این مشکلات با عقل و عدل و يا وجدان حکومت برطرف شود.
در پایان باید بگویم که من فکر کردم که اگر بهشتی یک فرمانده جنگی بود امروز چگونه تصمیم می گرفت در حالی که دور تا دور نیرو های امنیتی آماده ي تعرض به ما بودند و ما هیچ سلاحی نداشتیم و حتی اکوی ما هم از اموال مجلس بود! پس به او حق می دهم.
به نقل از: كانون صنفي معلمان تهران (با اندكي ويرايش)