عضو فراكسيون اصولگرايان گفت: طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش سهشنبه اين هفته اعلام وصول ميشود قدرتا... ايماني درگفت و گو با خبرگزاري شهر تصريح كرد: اين طرح را نمايندگان فراكسيونهاي مختلف مجلس امضا كردهاند و با توجه به استقبال نمايندگان نسبت به فرجام طرح اميدواريم. وي افزود: اين طرح قرار بود همزمان با استيضاح وزير جهاد كشاورزي اعلام وصول شود كه به دليل درخواست مهلت 3 ماه وزير و گروهي از نمايندگان به تعويق افتاد. نماينده خرمآباد تصريح كرد: وزير آموزش و پرورش در اين مدت به هيچكدام از قولهايي كه داده شده بود عمل نكرده و وضعيت اين وزارتخانه هر روز بدتر ميشود. عضو فراكسيون اصولگرايان خاطرنشان كرد: نابساماني در آموزش و پرورش آنقدر زياد شده كه حتي نمايندگاني كه قبلاً استيضاح را به مصلحت نميدانستند الان خود از طراحان استيضاح شدهاند. معاون برنامهريزي و توسعه مديريت آموزش و پرورش از ارائه طرح بازنشستگي زودهنگام فرهنگيان به هيئت دولت خبر داد. محمدرضا محدثخراساني در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: طرح بازنشستگي زود هنگام فرهنگيان براي بازنشستگي فرهنگياني است كه داراي حداقل 25 سال سابقه فعاليت هستند. وي اضافه كرد: در اين طرح افراد با ارفاق در ميزان سال سابقه، بازنشسته ميشوند ولي پاداش پايان خدمت و حقوق آنها بر اساس 30 سال سابقه محسوب ميشود. محدث خراساني اظهار داشت: بايد بررسيهاي كارشناسي روي اين طرح صورت گيرد چرا كه اين طرح داراي بار مالي است. وي افزود: اميدواريم طرح بازنشستگي زودهنگام فرهنگيان با ديدگاه مثبت در هيئت دولت مورد عنايت قرار گيرد.
منبع:وبلاگ اخبار آموزش و پرورش
متن زیر را امروز یکی از همکاران در اختیارم قرار داد و من تصمیم گرفتم جهت اطلاع شما عزیزان آن را در وبلاگ منتشر کنم. نامه ی مورد نظرمتعلق به کانون صنفی معلمان می باشد و ممهور به مهر دبیرخانه ی شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران بوده به تاریخ13/10/85 با شماره ی 85/ک/ش/200 با موضوع لایحه ی مدیریت
بیانیه ی شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
نزدیک به سه دهه از انقلاب اسلامی ایران می گذرد و هر روز مشکلات اجتماعی، اقتصادی و معیشتی معلمان کشور افزایش می یابد و طبق آمارهای رسمی از فقر نسبی به سوی فقر مطلق نزدیک می شود.
وعده های تحقق نایافته مسؤولان، فشارهای اجتماعی، مشکلات قضایی، امنیتی و عمل نکردن دولت به قوانین تصویب شده ی نهادهای قانونی کشور، معلمان را با فشارهای روزافزون روحی و ذهنیت های منفی روبرو ساخته است که پیوسته ناامیدی، سکوت، کم کاری، بی توجهی و مبارزات منفی را در معلمان افزایش می دهد که نشانه ی آن در میلیون ها مردودی، ناکارآمدی آموزش و پرورش و... دیده می شود و کمک های معلمان برای حل بحران های اجتماعی، بزهکاری نوجوانان و جوانان، شیوع بیماری ایدز، اعتیاد، فرار از خانواده، افت تحصیلی و... را به حداقل می رساند.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران اعلام می دارد؛ اگر خواب آلودگی مسؤولان و عدم تعهد دولت و مجلس شورای اسلامی در قبال وظایف خود ادامه یابد، سراب ناامیدی فرهنگیان به حقیقتی غیرقابل انکار و پیش بینی، تبدیل خواهد شد که دامنه ی آن بحران، آموزش و پرورش را به نقطه ای خواهد رساند که هزینه ای بسیار برای اصلاح و بازسازس آن پرداخت خواهد شد که عدم تعهد دولی در اجرای نظام هماهنگ پرداخت و تحقق عدالت اجتماعی و استفاده ی ابزاری و تبلیغاتی از آن در رسانه ها، نمونه ای بارز برای اثبات این تبعیض و بی عدالتی اجتماعی است.
شورای هماهنگی فرهنگیان ایران با بیان اعتراض خود به بسته عمل کردن مجلس در اصل85 و عدم توجه به دیدگاه های کانون ها و تشکل های معلمان کشور و با توجه و شناخت معلمان ایران، از نمایندگان مجلس می خواهد تا دراولین فرصت لایحه ی مدیریت خدمات کشوری را جهت تقدیم به شورا نگهبان و اجرای آن توسط دولت از آغاز سال86 در دستور کار خود قرار دهند.
لازم به ذکر است که در صورت پس گرفته شدن لایحه توسط دولت و یا عدم اجرای آن از ابتدای سال 86 پیامد عکس العمل معلمان کشور برعهده ی کسانی خواهد بود که وعده ی عمل به این لایحه را از سال 84 و 85 در مجلس و دولت می دادند و هنوز هم با تردید به اجرای آن به معلمان فشار می آورند. شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران از همه ی معلمان می خواهد آماده ی اجرا و یا عدم اجرای لایحه توسط دولت باشند تا در صورت لزوم به وظیفه ی خود عمل نمایند که تحقق اهداف بزرگ جز با همکاری همه ی معلمان عزیز امکان پذیر نیست و پذیرش شکست های کوچک مقدمه ی پیروزی بزرگ خواهد بود.
رونوشت به:
دفتر مقام معظم رهبری
دفتر ریاست جمهوری
مجلس شورای اسلامی
وزارت آموزش و پرورش
در پيام يكي از بينندگان «بازتاب» آمده است: مرتضي داوري، معلم آموزگار دبستان حضرت رسول (ص) شهرستان دلفان، در حالي كه مشغول تدريس بود، متوجه شعلهور شدن بخاري نفتي كلاس درس ميشود و براي جلوگيري از انفجار بخاري ـ كه جان دانشآموزان را تهديد ميكرد ـ با در آغوش گرفتن بخاري و طي مسافت چند متري، از كلاس دور ميشود ... بخاري منفجر ميشود و معلم به شدت از ناحيه دست و صورت و سينه دچار سوختگي ميشود... دانشآموزان پيكر مجروح معلم خود را پس از 2 كيلومتر پيادهروي، در شرايط سخت به كنار جاده نورآباد ـ مله خان ميرسانند و از آنجا به بيمارستان مركز شهرستان انتقال ميدهند.
خوانندگان محترم همانطوري كه استحضار داريد، بارها از طريق رسانههاي مختلف فرياد برآورديم در حالي كه دو سال پيش، جشن كپرزدايي در كشور برگزار شد، در شهرستان دلفان هنوز 63 مدرسه كپري وجود دارد كه نهصد دانشآموز با رنج و محنت و ترس و دلهره و در حالي كه به سقفهاي چوبي آن نگاه و به ديوارهاي ترك خورده ـ كه با كوچكترين حادثهاي فرو ميريزند ـ هراس دارند، آيا يادگيري درس و مشق براي اينان معنايي دارد؟
همچنين در مركز شهر و بسياري از روستاها مدارس تخريبي وجود دارد كه دانشآموزان آن نيز به علت فرسوده و قديمي بودن مدارسشان در وضعيتي نامطلوب تحصيل ميكنند و يادگيري و فراگيري دانش براي آنان بيمعني كرده است. خداوند عاقبت اين معلم دلسوز را ختم به خير كرد كه با اقدام خود مانع تكرار مجدد فاجعه مرگ جانسوز دانشآموزان ـ كه نمونه آن سال گذشته در يكي از روستاهاي استان چهار محال بختياري اتفاق افتاد ـ شد. اين حادثه غمانگيز زنگ خطري است كه علاج واقعه را... .
غرض از نوشتن این متن هشدار به همکارانم، پدران و مادران عزیزی است که فرزندان خود را به حال خود رها کرده اند و گمان می کنند تنها با در اختیار گذاشتن امکانات به فرزندان خود، وظایف خود را تمام و کمال انجام داده اند!
لطفاً متن را با دقت بخوانید و بعد نظر دهید.
صبح مثل هر روز دیگه بعد از این که از خواب بیدار شدم مهیای رفتن به اداره شدم و طبق معمول گوشی موبایلم رو روشن کردم. بعد از چند لحظه این پیام کوتاه رو دریافت کردم: "کجایی عزیزم؟ خودت می دونی که به غیر از تو کسی رو ندارم می خوای ترکم کنی؟ به خدا بعد از ظهری می خواستم خودکشی کنم. جواب فوری فوری فوری!"
ابتدا فکر کردم بعضی از دوستان شوخ طبعم قصد مزاح دارند بنابراین جواب دادم: "خالی نبند!" و بدون این که به موضوع اهمیت بدم ادامه ی امور روزمره را انجام دادم تا این که نزدیک ظهر پیام دیگری با همان شماره دریافت کردم که: "شما؟"
و من پیام صبح ایشان را عیناً برایش فرستادم.
پاسخ شنیدم: "اوه معذرت می خوام در حال گریه اس ام اس رو اشتباهی فرستادم. معذرت می خوام این روزا خرابم خراب. بازم شرمنده. نمی دونم کی هستی؟"
و من هم "نام و نام خانوادگی، رشته و شغلم را به اطلاع ایشان رساندم و نوشتم اگه کمکی از دستم بر میاد در خدمتم."
ایشان نیز متقابلاً بعد از تعریف از فامیل من درج فرمودند که: "من 2سال از زندگیمو پای یک نفر گذاشتم دست آخر طرف بهم گفت همه چی بازی بوده. شنبه عروسیشه و من تو این سن و سال (16سالگی) چی کار کنم؟ می خوام خودکشی کنم اما می ترسم. دیگه چرا زنده بمونم؟"
من سعی کردم دلداریش بدم و به زندگی امیدوارش کنم و فکر خودکشی رو از ذهنش پاک کنم بنابراین پیام دادم: "دوست من! دختر من کمی از شما کوچیک تره و من تا حدودی به روحیات شما آشنا هستم تو سن شما احساسات پاکتون دردسر سازه! اما خدا انسان رو خلق کرده تا آزمایش بشه گمان نمی کنم خودکشی راهی منطقی باشه قوی باش و به خدا که عاشق همه ی عاشقاس توکل کن ضمناً روی کمک فکری من هم به عنوان برادر بزرگ تر حساب کن!"
توی راه چند بار دیگه پیام داد اما چون بارون می اومد و من پیاده بودم نتونستم جوابشو بدم تا این که به خونه رسیدم و موضوع را با همسرم در میان گذاشتم و ایشان نیز ضمن ابراز نگرانی مرا از این ارتباط (اس ام اسی) بر حذر داشت. برای چندمین بار پیام داد: "چی شد استاد! قرار بود کمکم کنید حس انسان دوستیتون کجا رفت؟ لیاقت جواب ندارم؟"
و در پیامی دیگر نوشتند: "ببخشید استاد که مزاحمتون شدم و وقت ارزشمندتونو گرفتم. فهمیدم که تمایل به کمک کردن به من ندارید بازم شرمنده."
و من پاسخ دادم: "ببخشید توی راه بودم و بارون میومد لطفاً اطلاعات دقیق تری از پدرتون بدهید." "بابام آدم منطقیه. میگید ازش کمک بخوام استاد؟ بابام برعکس مامانم اصلاً اهل کتک و دعوا نیست. برام همراه، گیتار، کامپیوتر و... خریده و فقط از من نجابت خواسته و درس. الان اگه بهش بگم، کمکم می کنه. اما چطوری بگم استاد؟ شما با اون صحبت می کنید؟ به خدا تو مرز مرگ و زندگیم یا شاید فرار. من احساس پاکم رو از دست دادم. پدرم به ... (یکی از اقوام من) کمک کرد شاید فامیلتون باشه (مشخصات دقیقی از اون فامیل من ارائه داد.) فرض کنید من دخترتونم بگو چکار کنم؟" "چند تا عکس از من داره و گفته باید رابطمو با اون ادامه بدم وگرنه عکسامو تکثیر میکنه. میگه باید با پسر عموش باشم اما به خدا رابطه ی جنسی نداشتم فقط 4تا عکس از تو آلبومم بهش دادم شما با بابام حرف بزن به عنوان استادok " "چند تا عکس دلیلی برای پذیرفتن خواسته های ایشان نمی شود به نظر من موضوع را اول با مادرتون در میان بگذارید." "من بهش پیغام دادم که خانمم به موضوع حساس شده و من راحت نمی تونم بهش پیغام بدم." " یعنی اگه به خانمتون بگید یه دختر 16 ساله احتیاج به کمک داره مخالفت می کنه؟ شما جای استاد و پدر من هستید کمکم کن! قدرت تصمیم گیری؟" "معذوریت های دیگران را باید درک کند و احساسات زنانه را ایشان باید بیشتر متوجه باشد." " کمکم نمی کنی؟ خدا خواست که من اشتباهاً به شما sms بدم تا کمکم کنید شاید اگه این آشنایی نبود من خودمو می کشتم." " این قدر از مرگ صحبت نکن! من هر کاری از دستم برآید دریغ نمی کنم." "کمکم می کنی؟ چند سالته استاد؟" " sms داده که امشب ساعت 8 بیا... و با دوستم آشنا شو وگرنه عکستو می دم اینترنت و... اون می خواد با اون و دوستش رابطه ی جنسی داشته باشم." "هرگز این کار رو نمی کنه. شما نوشته بودی عکس ها رو از تو آلبوم دادی. درسته؟" " گفته عکسامو فتوشاپ می کنه و تو محلمون پخش می کنه و تو اینترنت می ده."
من توان ادامه ی sms فرستادن رو نداشتم و تحت فشار زیاد روانی ناشی از این باور که انسانی در همین نزدیکی ها قصد خودکشی دارد و او را خام کرده اند و قصد سوءاستفاده از سادگی و صداقتش را دارند، قرار داشتم. بنابراین پیغام دادم می خواهم با ایشان، پدر یا مادرشان صحبت کنم و درخواست تماس تلفنی رو داشتم. " مادرم می خواد بره خونه ی داییم اون موقع می تونم حرف بزنم اگه روم بشه استاد! شما چند سالتونه؟ دخترتون چند سالشه؟ پدرم 2سال از شما کوچیکتره. یعنی داشتن رابطه ی یه دختر اینقدر مهمه که اون منو اینقدر تهدید می کنه؟ گناه من چیه؟مادرم می گه کافیست یک بار دست نامحرم به یه دختر بخوره تا اون لاشی بشه و فاسد. یعنی یک بار از رو اجبار آدم بدبخت می شه؟" "من از این نظر موافق مادرتون نیستم. همیشه راه برگشت هست. شما که کاری نکردین؟"
از درج پاسخ ایشان معذورم چون کلمات به کار رفته مناسب شأن این وبلاگ و مخاطب محترم آن نیست! " ببخشید مثل این که حرف بدی زدم که جوابمو نمی دی ؟ معذرت می خوام تا 8 شب بیشتر فرصت ندارم 3 تا راه بیشتر ندارم: یا سر قرار برم یا فرار کنم و یا خودکشی. معذرت که سؤالمو رک پرسیدم." "عکس ها مشکل حادی نیستند اون داره موضوع رو بزرگ می کنه تا بهره برداری کنه." "به بابام بگم؟ اگه عکس ها رو پخش کرد چی؟ شما مطمئن هستی؟" "کجایی؟ منم می تونم بیام بیرون؟ مامانم داره کاراشو می کنه بره خونه ی داییم و من تا ساعت 10 تنهام. استاد!"
من بعضی پیام ها رو نشنیده می گرفتم و پیغام دادم: "آدرس پدرتونو بدید تا با ایشون صحبت کنم. نگران نباشید! توکل به خدا" " تمام واقعیت رو بگید. البته اول بگید فرهنگی هستید. اون فقط گوشیمو شاید بگیره. بگید من خجالت کشیدم و شما تصادفی ... تو رو خدا!" "من 16سالمه، کلاس دوم دبیرستانم، از جنس دختر خوشم نمیاد. دوست دارم با آقایون دوست بشم. خطاطم و نقاشی می کنم. بابام می گه؛ خوشگل ترین دختر فامیلم. علاقه به بازیگری دارم و کاراته می رم و به موسیقی علاقه دارم. احساس می کنم پسرم و..."
من پیغام دادم که مشکوکم و احتیاج به اطمینان خاطر بیشتری دارم. "به چی شک کردید استاد؟ یعنی من اینقدر بدبختم؟ شما گفتید دختر و زن و بچه دارید و به من کمک می کنید. می ترسم. خدایا کمکم کن!"
پاسخ دادم باید تلفنی صحبت کنیم آخه هنوز هم فکر می کردم موضوع سر کاری است پیغام داد می تونید زنگ بزنید. برایش توضیح دادم که به من حق بدهد باور نکنم و حالا که متوجه شدم مخاطبم واقعاً یک خانم است تمام سعی خود را برای کمک به ایشان خواهم کرد. تقاضای قطع ارتباط تلفنی را کرد و باز هم با sms نوشت: "ببخشید من کمی خجالتیم بیشتر نتونستم صحبت کنم تا ساعت 8 بیشتر وقت ندارم."
قرار شد من تماس بگیرم و با پدر ایشان قرار ملاقات گذاشته و مشکلی که برای این دختر خانم پیش آمده است را با پدرش در میان بگذارم. تماس گرفتم خودش گوشی را برداشت و من گفتم با آقای ... کار دارم داد زد: بابا! استادم پشت خطه و با شما کار داره! از آن طرف، مردی با صدایی گرم و جوان احوالپرسی کرد گفتم: قصد صحبت خصوصی را با ایشان دارم و اگر وقت و تمایلش را دارند خدمتشان برسم. مؤدبانه و متین آدرس دادند و پرسیدند شما کی تشریف می آورید؟ گفتم سعی می کنم تا 10 دقیقه ی دیگر خودم را برسانم.
حالا شما خود را جای من بگذارید با مادرم قرار قبلی داشتم تا برای خرید به بازار برویم. شارژ موبایلم تمام شده بود. باران می آمد و برای شام مهمان داشتیم. خانمم نیز دائم تماس می گرفت کجایی؟ مهمان ها رسیده اند! با این همه؛ اولویت را به رسیدگی وضعیت این دختر خانم ندیده دادم و به طرف آدرسی که آن آقا داده بود، حرکت کردم. با زحمت آدرس را یافتم اما ظاهراً فریب خورده بودم کسی با این نشانی آن جا نبود!!!
کارد اگر می خوردم خونم بیرون نمی آمد.
برای شارژ باطری موبایلم به منزل رفتم و از آن جا به منزل پدری و در این بین به این موضوعی که از صبح ذهن مرا به خود مشغول کرده بود فکر می کردم. اصلاً برایم غیر قابل باور بود که بازی خورده باشم. چند پیام برایش فرستادم که: "من به آدرسی که مثلاً بابات داد اومدم اما اثری از ایشون نبود؟ اگر قصد مسخره کردن را داشتید در کارتان موفق شدید. بابات عجب زود ازدواج کرده! در 17 سالگی؟ با بد کسی شوخی کردی! من از طریق وابسته ی فامیلی که شما آدرسش را دادید پیگیر شناسایی شما هستم."
قصد داشتم آن ها را به جواب وادارم و بالاخره هم موفق شدم بعد از ساعتی sms برایم فرستادند که: "با سلام ما از دفتر روزنامه ی... مزاحم شدیم در خصوص sms و عوارض آن در حال تهیه ی گزارش بودیم متأسفانه تنها شما و یک نفر دیگر حاضر به کمک به هنرور ما شدید ضمن تشکر از حس انسان دوستی شما ضمن چاپ این گزارش به زودی هدیه ی ناقابلی جهت تقدیر و تشکر در مراسمی ویژه تقدیم شما می گردد."
جالب اینجاست که صاحب امتیاز و مدیر مسئول آن هفته نامه به رحمت ایزدی رفته و آن هفته نامه عملاً تعطیل می باشد یعنی آن ها به آزار زنده ها اکتفا نکرده و لابد موجب آزار روح مردی فرهیخته و فرهنگی نیز شده بودند که قبلاً به دیار ابدی شتافته بود. روز بعد در حالی که مطمئن بودم نشریه و گزارشی در کار نبوده است پیغام دادم : "من پیگیر پیام نهایی شما هستم در اولین فرصت با من تماس بگیرید. اگر صادق هستید در دفتر نشریه با من قرار بگذارید. در غیر این صورت از طریق قانونی اقدام می کنم!"
از این به بعد دیگر از آن ها خبری نشد اما من برای جلوگیری از ادامه ی این رفتار ناشایست از ایشان طرح شکایت کردم چرا که با رفتار خود آرامش روانی من و خانواده ام را به هم ریخته بودند و بعد از این اگر پیامی مشابه این پیام دریافت کنم دیگر گمان نمی کنم به آن وقعی نهم و گناه آن به گردن کسانی است که با دروغ های خود از من نسبت به دیگران سلب اعتماد کردند.
شما در این خصوص نظری ندارید؟
منبع:وبلاگ اخبار آموزش و پرورش
وزير آموزش و پرورش گفت: رييس جمهور از همه وزرا تعهدنامه خدمت شبانه روزي به مردم گرفته است. "محمود فرشيدي"، روز پنجشنبه در بيست و هشتمين سالروز حماسه نهم دي ماه سال ۱۳۵۷تربت حيدريه، در حضور مردم در مسجد جامع اين شهر افزود: مسوولان اين دولت حرام ميدانند فرصتي را براي مسايل شخصي بگذارند. وي اضافه كرد: مسوولان دولت به نوكري مردم افتخار ميكنند گرچه ممكن است در جايي كاري از دستشان برنيايد. او گفت: اين دولت، دولت پاكي است و بنا دارد با پرهيز از خويشاوند سالاري، بگير و ببند، و بريز و بپاش فقط به مردم خدمت كند. وزير آموزش و پرورش با بيان اينكه در دولت نهم ارزشها زنده شده است افزود: در گذشته برخي به غلط ميگفتند دولت نبايد به دين مردم كاري داشته باشد. وي گفت: اما دولت نهم علاوه بر دنيا، به فكر آخرت مردم نيز ميباشد و بر اين اساس در مقابل دين مردم نيز مسووليت داريم. او ادامه داد: حتي برخي ميگفتند كه عدالت با پيشرفت همخواني ندارد، اما از نظر دولت نهم، اين فكر نيز مردود است، لذا توسعه و پيشرفت همراه با عدالت اجرا ميشود. وي گفت: دستاوردهاي دولت نهم طي يك سال گذشته چشمگير و قابل دفاع است و تلاش ميكنيم عدالت تا سرحد امكان به خوبي اجرا شود. وزير آموزش و پرورش همچنين با اشاره به قطعنامه ضدايراني شوراي امنيت افزود: اين قطعنامه بيخاصيت است و حتي با گسترش دايره تحريم نيز، هيچ اتفاق جديدي به دنبال نخواهد داشت. وي در ادامه از نقش موثر و پيشتازي مردم تربت حيدريه در پيروزي انقلاب اسلامي قدرداني كرد و گفت: تقديم ۱۱شهيد در يك روز و اعلام حكومت مردمي ۴۳ روز زودتر از ساير نقاط كشور گواه ولايت مداري مردم اين شهرستان است. مردم تربت حيدريه در نهم دي ماه سال ۱۳۵۷با تقديم ۱۱شهيد و پاكسازي ارگانهاي نظامي، حكومت مردمي به رهبري امام خميني(ره) را در اين شهرستان اعلام كردند. تربت حيدريه در ۱۴۰كيلومتري جنوب مشهد با مناطق حومه حدود ۴۰۰هزار نفر جمعيت دارد.
نظر یک صدا از صداهای معلم:آخه یکی نیست به این آقای وزیر بگوید ما که نه دنیا را داریم و نه دین!!
از کدام عدالت در آموزش و پرورش صحبت می کنی؟اکثر پیکره ی آموزش و پرورش هر کدام به نحوی از این مدیریت ها ناراضی اند.(مثلا من با فوق لیسانس هم اندازه لیسانس همگروه خودم حقوق نمی گیرم و امسال وقتی گروه۱۳ را گرفتم حقوقم کمتر شد برای ما نه حق برجستگی نه گروه بالاتر و نه خیلی چیزهای دیگر ارزش دنیوی ندارد! حالا شاید اخروی داشته باشد نمی دانم؟اخه به کی بگیم دائما هم در حال شکایت از طریق دیوان عدالت اداری هستیم کی نتیجه بگیریم الله فقط می داند! تازه در موردی هم که آموزش و ژرورش ملزم به اجرای بندی شده تضییع حقوق ما در چند سال گذشته چه می شود؟
رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت: وزارت آموزش و پرورش امسال بيش از 800 ميليارد تومان كسري بودجه دارد. به گزارش آموزس نیوز علي عباسپور تهرانيفرد در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: دولت بايد بودجه آموزش و پرورش را درست پيشبيني كند تا اين وزارتخانه دچار كسري نشود. وي اضافه كرد: وزارت آموزش و پرورش سال گذشته بيش از 2 هزار و 300 ميليارد تومان كسري بودجه داشت كه سازمان مديريت و برنامهريزي با بخشي از اين كسري موافقت نكرد و در متمم بودجه حدود يك هزار و 600 ميليارد تومان پرداخت شد. در حقيقت آموزش و پرورش تمام سال را با كسري و اعتراض ميگذراند. عباسپور گفت: ما به رئيسجمهور پيشنهاد داديم كه كميتهاي متشكل از رئيس سازمان مديريت و برنامهريزي، وزير آموزش و پرورش و رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس تشكيل شود و مسئله كسري بودجه آموزش و پرورش را بررسي كند تا مشكل كسري بودجه براي هميشه حل شود. رئيسجمهور نظر مساعد داشت و اين موضوع را به سازمان مديريت و برنامهريزي ارجاع داد. وي افزود: متأسفانه به رغم گذشت حدود 11 ماه از پيشنهاد ما، هنوز هيچ جلسهاي در خصوص حل مشكل كسري بودجه آموزش و پرورش تشكيل نشده است
كاظم جلالي نماینده شاهرود و عضو كميسيون امنيت ملي به عنوان موافق دو فوريت تغییر سن رای دهندگان به بالای 18 سال در جلسه علنی مجلس گفت: از الان بايد درخصوص انتخابات يك سال آتي تصميمگيري كرد. چرا هر جناحي كه در اين كشور اكثريت دارد به آموزش و پرورش نگاه سياسي ميكند؟ بياييد آموزش و پرورش را با يك تصميم سنجيده نجات دهيم. به گزارش آموزش نیوز نمايندهي شاهرود گفت: آموزش و پرورش بايد محل آموزش و آرامش دانشآموزان باشد. هر جناح سياسي سعي ميكند آموزش و پرورش را مورد توجه قرار دهد. اگر آراء را بالاي 18 سال بياوريد آموزش و پرورش را راحت ميكنيد. وي با بيان اينكه از الان كه بوي انتخابات مجلس بلند شده خواهيد ديد در آموزش و پرورش چه اتفاقاتي خواهد افتاد، گفت: در چند كشور همانند ايران و يك كشور در آمريكاي لاتين زير 18 سال راي ميدهند. لذا اگر كسي اين نگاه را دارد كه مشاركت افزايش يابد مشاركت درصدي محاسبه ميشود. جلالي با تاكيد بر اينكه با اين تصميم ميتوانيم يك آرامش در جامعه ايجاد كنيم، افزود: اين تصميم توهين به نسل جوان نيست. مگر دريافت گواهينامه در 18 سالگي توهين به جوانان است؟!
بنابر توافق بانک اقتصاد نوين و مسوولان وزارت آموزش و پرورش ، کارت اعتباري معلم کارت نوين در اختيار معلمان و کارکنان آموزش و پرورش قرار خواهد گرفت. حسين درويشها ، معاون بازاريابي بانک اقتصاد نوين اين مطلب را در گردهمايي معتمدين و مقامات شهر سبزوار به مناسبت گشايش هشتاد و هشتمين شعبه بانک اقتصاد نوين اعلام کرد. سبزوار که پس از مشهد با بيش از 500هزار نفر جمعيت ، بزرگ ترين شهر استان و يکي از مهمترين مناطق بازرگاني و تجاري شمال شرق کشور است ، با افتتاح اين شعبه به شبکه بانکي اقتصاد نوين پيوست. افتتاح اين شعبه فرصت تازه اي را براي سرمايه گذاري در زمينه بازرگاني ، صنعت ، خدمات و صنايع کشاورزي فراهم آورده است.
منبع:وبلاگ اخبار اموزش و پرورش