بخشی از بيانيهي پاياني همايش تشكلهاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور
نهم و دهم شهريور 85 – تهران
...
سخني با فرهنگيان عدالتخواه،
همكاران همراه، چنين به نظر ميرسيد كه تشكلهاي صنفي فرهنگيان مانند بسياري از فعالان صنفي و سياسي جامعه، به ركود و خمودگي گرفتار آمدهاند و يا دچار يأس و سرخوردگي گرديدهاند اما با اصرار و پافشاري شما برخواستخاي بر حقتان در تجمعات و نشستهاي اعتراضآميز، بر اين واقعيت صحح گذارد كه فرهنگيان فرهيخته، آگاهانه و بدور از جنجالهاي سياسي و خطي، بر حقوق پايمالشدهي خويش پاي ميفشارند. لذا تشكلهاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور در راستاي دادخواهي و ايستادگي بر حقوق حقهي عموم فرهنگيان، ضمن اينكه همهي اقدامات مدني و قانونمند را در جهت رفع تبعيض و نا برابري، حق خود ميدانند، از فرهنگيان سراسر كشور دعوت مينمايد در روز 13 مهرماه 85 براي گراميداشت روز جهاني معلم از ساعت 10 الي 12 در محوطه سازمان آموزشوپرورش استانها و ادارات شهرستانها گرد هم آيند (لازم به ذكر است ساعت گردهمايي متناسب با شرايط استانها قابل تغيير است) از مسوولان اجرايي كشور نيز قاطعانه تحقق وعدههاي داده شده در خصوص تصويب و اجراي نظام هماهنگ پرداخت حقوق كاركنان دولت، تعميم طرح ارتقاي شغلي براي همهي فرهنگيان و رفع تبعيضهاي نارواي درون و برون سازماني در خصوص دارندگان مدارك فوقليسانس و دكتري و بازنشستگان و نيز رسيدگي به مشكلات ويژهي عوامل اجرايي ادارات و مدارس را داريم.
اميد است مسؤولان با اقدامات عملي خود مانع از فروريختن پايههاي علم،فرهنگ و انديشه در سرزميني شوند كه روزگاري جهانيان جيره خوار سفره ي دانش ، فرهنگ و تمدن آن بوده اند.
در ضمن نمايندگان تشكل ها تصميم گرفته اند قبل از مطرح شدن لايحه ي نظام هماهنگ در صحن علني مجلس ، جهت انعكاس نظرات فرهنگيان ، نشستي با نمايندگان داشته باشند.
...
| غيبت مسوولان آموزش و پرورش در همايش تشكلهاي صنفي فرهنگيان |
|
_سرمايهنرگسجودكي:مسوولان _آموزش و پرورش و سازمان مديريت و برنامهريزي در همايش شوراي هماهنگي تشكلهاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور حاضر نشدند. اين همايش در روزهاي 9 و 10 شهريور، با شركت 40 تشكل به ثبت رسيده و درحال ثبت، در دانشكدهء شريعتي برگزار شد. محمود بهشتي لنگرودي دبيركل كانون صنفي معلمان ايران درباره ی اين برنامه گفت: «تعدادي از تشكلها، زيرمجموعههاي استاني كانون صنفي معلمان هستند و بخش اعظم شركتكنندگان را تشكلهاي مستقل كه مجوز استاني دارند تشكيل ميدهند. تمامي اين تشكلها به منظور هماهنگي در اين شورا حضور يافتهاند.» او پيرامون اسامي مسوولان دعوت شده، گفت:«براتيان رييس امور اداري وزارت آموزش و پرورش، محدث خراساني معاون برنامهريزي و توسعهء مديريت و جعفر درونه رييس آموزش و پرورش شهر تهران از وزارت آموزش و پرورش، مسلم ميرزاپور معاونت پارلماني، اللهوردي ادارهء كل آموزش و پرورش و صادقي معاونت فرهنگي - آموزشي مديريت از سازمان مديريت و برنامهريزي و از مجلس شوراي اسلامي نيز رييس فراكسيون فرهنگيان، فراكسيونهاي اقليت و اكثريت، رييس كميسيون برنامه و بودجه و رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس دعوت شده بودند كه هيچكدام در اين برنامه حاضر نشدند.» به گفتهء دبيركل كانون صنفي معلمان، «اين برنامه قرار بود در اروميه برگزار شود ولي با مشكلاتي كه براي برگزاري در اروميه داشتيم، كانون تهران، عهدهدار برگزاري برنامه شد.»پيمان عطار، حقوقدان، دربارهء مسايل حقوقي تشكلهاي صنفي فرهنگيان، به خبرنگار روزنامهء سرمايه گفت: «معلمان دو مشكل عمده دارند كه يكي به مسايل حقوقي (مالي) آنها برميگردد و ديگري مربوط به فعاليت هاي صنفي آنان است. دربارهء فعاليتهاي صنفي بايد توجه داشت كه اساسنامهء اين تشكلها در وزارت كشور به تصويب رسيده و براساس آن حدود و اختيارات و شرح وظايف برايشان در نظر گرفته شده است.» او افزود: «از لحاظ قانوني تنها مراجع قضايي اجازه دارند هر شخصي را كه صلاح ميدانند تعقيب حقوقي، كيفري يا انتظامي كنند اما تاكنون احضاريههاي غيررسمي براي اعضاي تشكلها از مراجع غيرقضايي، صادر شده است كه اين مساله مطابق با قانون مدون كشور نيست.» عطار تاكيد كرد: «اگر جرمي اتفاق افتاده باشد، بايد پرونده توسط دادستان صالحه تشكيل و مطرح شود و به داديار يا بازپرس ارجاع شود، سپس قاضي يا بازرس ميتواند افراد را احضار كند واگر اتهامي وارد باشد، طبق قوانين جزايي مجازات شود. احضار معلمان به علت فعاليت صنفي بدون هماهنگي با مرجع قضايي از لحاظ قانوني مشكل دارد.» حسين لقمانيان، نمايندهء پيشين شهر همدان نيز كه درجمع فرهنگيان حاضر شده بود، گفت:«دولت،ميتواند از طريق، احزاب،گروهها و تشكلها مسايل كشور را تحليل كند.در تمام حكومتهاي دنيا، تشكلهاي صنفي و احزاب وجود دارند و همين باعث ميشود تشكلهاي صنفي خواستههايشان را مطرح كنند و سياسي هم نشود. ولي در كشور ما چون احزاب شكل نگرفتهاند، تشكلها حتي غيرمستقيم، ماهيت سياسي پيدا ميكنند.» وي دربارهء حاضر نشدن مسوولان در جمع فرهنگيان گفت:«مسوولان،ميانهء خوبي با احزاب و تشكيلات ندارند به خصوص با تشكيلات صنفي فرهنگي، چون آموزش و پرورش نقش مهمي در جامعه دارد. در صورتي كه بهتر بود در اين جمعحاضر ميشدند و اگر خواستهء نامعقولي ميشنيدند با صحبت كردن باعث تعديل آن خواستهها ميشدند.» انتشار مجدد «قلم معلم» محمدخاكساري، مديرمسوول هفتهنامهء «قلم معلم» از رفع توقيف اين نشريه خبر داد و گفت: «براي روشن شدن تكليف اين نشريه، مكاتباتي با وزارت ارشاد داشتيم كه نتيجهاي نداشت به همين دليل، شخصائ نامها و مدارك را نزد وزير برديم و در نهايت «قلم معلم» رفع توقيف شد. مدير مسوول «قلم معلم» اظهار اميدواري كرد،شماره جديد اين هفتهنامه 28 شهريور ماه سال جاري منتشر شود. منبع:قلم معلم او افزود:«قلم معلم پس از انتشار 18 شماره منع انتشار پيدا كرد و اكنون با حمايتهاي تشكلهاي فرهنگي، رفع توقيف شده است.» تشكلهاي شركتكننده از سراسر كشور در گزارش عملكرد خود به ضعف و قوت تشكلها اشاره كرد و دربارهء مشكلات فرهنگيان گفتوگو كردند. نمايندهء كانون اروميه در اين باره گفت: «تشكلها آنگونه كه نياز جامعه است، حركت خود را ادامه نميدهند،بخشي از اين مساله به كانونها بر ميگردد و بخش ديگربه اوضاع سياسي كشور مربوط ميشود.» |
عید شعبانیه را به همه عزیزان تبریک عرض می کنیم.برای ظهور آن غایب بزرگ(عج) دعا کنید.
همه روزهای زندگی اتان عید باشد.بیانیه ی پایانی همایش تشکل های صنفی فر هنگیان سراسر کشور
نهم و دهم شهریور ۸۵ - تهران
در این بیانیه از فرهنگیان سراسر کشور خواسته شده در روز ۱۳ مهر ماه ۸۵ برای گرامی داشت روز جهانی معلم از ساعت ۱۰ الی ۱۲ در محوطه ی سازمان آموزش و پرورش استان ها و ادارات شهرستان ها گرد هم آیند.
منبع :وبلاگ فریاد معلم
يکي از بينندگان «بازتاب» در پيامي چنين نوشته است: چندي پيش هنگامي که رئيس اداره آموزش و پرورش يکي از شهرستانها براي بازديد به مدرسهاي رفته بود، يکي از معلمان آن مدرسه از ايشان خواهش کرد به او اجازه دهد که به جاي تدريس کردن، سرايدار يا نظافتچي مدرسه شود تا شايد از آن زندگي فلاکت بار معيشتي که بدان دچار آمده بود نجات يابد و بلکه بتواند از خجالت زن و بچهاش درآيد. بعدا معلوم شد که حق با آن معلم است؛ چرا که يک سرايدار مدرسه با تحصيلات صفر، با استفاده از مزاياي موجود از قبيل نپرداختن حتي يک ريال از هزينه آب و برق و گاز منزل، نداشتن کرايه مسکن و برخورداري از مزاياي ويژه سرايداري، در اختيار داشتن فروشگاه مدرسه و دريافت حق نظافت آموزشگاه، ماهانه حدود هشتصد هزار تومان دريافتي خالص دارد؛ حال آنکه يک دبير با مدرک ليسانس و دوازده سال سابقه کار، اگر مشمول قانون ارتقاي شغلي معلمان نباشد دريافتي خالص وي پس از وضع کسورات مختلف و پرداخت حق بيمه و بازنشستگي به حدود يکصد و پنجاه هزار تومان خواهد رسيد. ناگفته پيداست که اين معلم و خانوادهاش در چه وضعيت فلاکت باري به سرخواهند برد و دقيقا در چنين شرايطي است که صحبت کردن از افزايش راندمان تحصيلي و سطح آمار قبولي دانش آموزان تنها به ابزاري براي خنده معلمان در ساعات تفريح تبديل مي شود.
صدها هزار معلم، اکنون اينگونه زندگي ميکنند و با سيلي صورتشان را سرخ نگه داشتهاند تا مردم عادي، درد و رنج آنان را نفهمند و دانش آموزان نيز بويي نبرند. يکي از موضوعاتي که در مجلس ششم همواره از وزير سابق آموزش و پرورش پرسيده ميشد علت وجود تفاوت فاحش در ميزان دريافتي معلمان عادي با مديران رده هاي مختلف آموزش و پرورش بود. اين سئوال را البته هيچکس براي افکار عمومي توضيح نداد که اساسا دلايل منطقي و عقلاني اين تفاوت حيرت انگيز در چيست و اکنون هم اگر بنابر عدالت ورزي و مهرگستري باشد چرا بايد به نام معلمان باشد ولي به کام مديران؟! قانون ارتقاي شغلي همانقدر که به نام معلمان بود و به خاطر افزايش چند پول سياه به ليست حقوق درصدي از معلمان، دولت قبلي در بوق و کرنا کرد اما بيشتر به مذاق مديران و معاونان خوش آمده است. قانوني که به ارتقاي شغلي معلمان معروف است اما با ذکر مواردي، بايد «قانون ارتقاي شغلي مديران» لقب گيرد: ـ از جمله بندهاي عجيب و غريب در پروسه تعيين «معلم ارشد» و مسير ارتقاي شغلي، امتياز مربوط به مدرک تحصيلي است. فرض کنيد يک معلم دوره ابتدايي با مدرک فوق ديپلم توانسته سالها با رنج و زحمت بسيار مدرک ليسانس مهندسي الکترونيک دريافت کند(معلماني که اين دورهها را گذراندهاند ميدانند که منظور نگارنده چيست و با قيد و بندهاي موجود، چه جهنمي براي معلمان جوياي علم ايجاد ميکنند) چنين معلمي اگر بر حسب علاقه يا محدوديتهاي جاري که به خاطر جلوگيري از فرار معلمان مجرب به مقاطع تحصيلي ديگر وضع گرديده، اگر بخواهد فرم امتيازبندي ارتقاي شغلي را تکميل کند وزارت مذکور مدرک تحصيلي وي را غير مرتبط تلقي و (40) امتياز از او کم ميکند اما اگر مدير محترمي توانسته باشد در سالهاي قبلي که دورههاي ضمن خدمت تشکيل ميشد و وزارت متبوع، دستگاه چاپ مدرک تحصيلي به راه انداخته و به طور فلهاي مدارک فاقد ارزش علمي صادر ميکرد مدرکي نيز گرفته باشد، طبق دستور وزارت آموزش و پرورش مدارک تحصيلي مديران و معاونان در همه رشتههاي تحصيلي با رشته مديريت «مرتبط» قلمداد مي شود(!) بواقع از نظر ايشان فرقي بين ليسانس مديريت با رشته تاريخ و زيست شناسي نيست. تنها اين معلم تحصيلکرده و باسواد است که امتياز منفي ميگيرد تا هر چه بيشتر معناي ارزش و برتري علم و دانش را يادگرفته، به دانش آموزانش نيز بياموزاند. ـ به رغم عزم عمومي جامعه براي جنبش نرم افزاري و حرکت در مسير افزايش تحقيق و پژوهش علمي در لابهلاي طبقات اجتماعي، اما طراحان ارتقاي شغلي براي تحقيقات و مقالات تاليفي معلمان به قدر پشيزي ارزش قائل نشدهاند. تنها امتياز مختصري براي درج مقالات مرتبط در نشريات تخصصي وزارت متبوع در نظر گرفته شده که يکي از آنها «ماهنامه نگاه» است که مسائل داخلي آموزش و پرورش را درج ميکند. با توجه به جمعيت يک ميليون نفري معلمان و حجم صفحات موجود در اين نشريه، هر انسان عاقلي مي تواند تحليل کند که اساسا چنين بندي آيا عملي هست يا خير. اما در عوض امتياز ويژهاي براي تصدي مديريت و معاونت در نظر گرفته شده تا هر چه بيشتر شاهد خرد شدن استخوانهاي معلمان مظلون در لابهلاي چرخدندههاي بيرحمانه تصميمات متوليان و برنامه ريزان آموزش و پرورش و اولياي سازمان مديريت و برنامهريزي باشيم. ـ امتياز اردوها و فعاليتهاي فوق برنامه غالبا حق بلامنازع مديران است. به غير از چند ابلاغ تربيت بدني و مسابقات ورزشي که مختص معلمان اين رشته است، در اين سه سالي که ارتقاي شغلي اجرا ميشود تاکنون نديدهام حتي يک معلم عادي از چنين مواهبي برخوردار شود. ابلاغيههاي برگزاري فعاليتهاي هنري و پرورشي که از سوي ادرات صادر ميشود به نام معاونان يا مديران است که هرکدام (10) امتياز دارد و تقريبا موفقيت آنان را براي دريافت مزاياي ارتقاي شغلي تضمين ميکند. به همين خاطر است که ميبينيم غالبا در ارديبهشت ماه که هنگامه اوج اردوهاي دانشآموزي است برخي معلمان در نزد مسئولان فرهنگي و هنري ادارات التماس ميکنند و حتي ضجه ميزنند تا دلشان را به دست آورده، آنها را راضي به صدور ابلاغيه براي اعزام به اردو کنند تا از امتيازش بهرهمند شوند و ارتقاي شغلي بگيرند. اين روش تحقيرآميز و خردکننده، جانمايه امتيازات فوق برنامه است که به دليل بياطلاعي قانونگذاران از واقعيات موجود، در جهت عکس منافع نظام تعليم و تربيت عمل ميکند و آقايان هم اصلا توجهي ندارند که با اين رفتار ويرانگرشان در چه جاي خطرناکي دارند گرد و خاک ميفرمايند .
نظر من(یک عضو از صدای معلم):امیدوارم روزی برسد که این آموزش و پرورش ضد علم و پرورش راه خودش را پیدا کند(البته نیمه شعبان که نزدیک است مگر با ظهور این مصلح غایب(عج)انشائ الله).
نظر یک دوست:نويسنده: ع.ق
منبع:اخبار اموزش و پرورش
از روزنامه شرق درباره صدای معلم:شرق
|
ریيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت: 8 هزار معلم حقالتدريس امسال و سال گذشته بدون رعايت ضوابط در آموزش و پرورش مشغول به كار شدهاند كه تخلف محسوب ميشود.
علي عباسپور تهراني فرد در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: در حال حاضر حدود 60 هزار معلم حقالتدريس در آموزش و پرورش تدريس ميكنند و خواهان استخدام شدن در آموزش و پرورش هستند.
وي ادامه داد: سال گذشته در قانون استخدام 40 هزار معلم حقالتدريس در آموزش و پرورش عنوان شده بود كه به كارگيري نيروي جديد حقالتدريس در آموزش و پرورش بايد بر اساس ضابطه و دستورالعمل ويژهاي صورت گيرد اما شاهد به كارگيري 8 هزار معلم حقالتدريس در سال گذشته و امسال در آموزش و پرورش بوديم. عباسپور اظهار داشت: به كارگيري بدون ضابطه معلمان حقالتدريس تنها باعث ميشود كه اين معلمان بدون برنامهريزي افزايش يابند.
ضمن اينكه آموزش و پرورش عنوان ميكند حدود 20 هزار نيروي مازاد دارد و در اين حالت نبايد آموزش و پرورش از معلم حقالتدريس استفاده كند. استخدام معلم حقالتدريس تنها نشان ميدهد كه مديريت منابع انساني در آموزش و پرورش ضعيف است.
وي اضافه كرد: در جلسه اخير كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس مقرر شد كه كميتهاي به هماهنگكنندگي كميته آموزش و پرورش كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس و همكاري سازمان مديريت و برنامهريزي، وزارت آموزش و پرورش و مركز پژوهشهاي مجلس تشكيل شود و طرح ساماندهي نيروي انساني در آموزش و پرورش را تهيه كنيم تا با پديدهاي تحت عنوان نيروي مازاد و جمعيت نيروي حق التدريس مواجه نشويم.
عباسپور گفت: ضروري است كه مسئولان آموزش و پرورش نظارت دقيقتري بر آموزش و پرورش استانها داشته باشند و از معلمحقالتدريس به جاي معلم تمام وقت استفاده نكنند.
منبع:آموزش نیوز
به نقل از: وبلاگ اخبار اموزش و رورش
|
معلوم نیست این صندلی های سبز و سابقا قرمز مجلس چه خاصیتی دارند كه وقتی همكاران فرهنگی ما روی آنها جلوس می كنند، گذشته خود را از یاد می برند. اگر بشنوید كه یك سوم نمایندگان مجلس فرهنگی اند و فراكسیون فرهنگیان مجلس ۱۰۵ عضو دارد، ممكن است تصور كنید مسائل آموزش و پرورش و فرهنگیان دغدغه اصلی و دائمی نمایندگان است و سطح كارشناسی مجلس درخصوص مسائل آموزش و پرورش بسیار بالا است. مدت ها است كه دیگر نطق های آتشین نمایندگان را درباره رسیدگی به مشكلات معلمان عزیز نمی شنویم. نمایندگان عجله ای برای بررسی لایحه مدیریت خدمات كشوری ندارند و شاید نمی دانند كه این لایحه جایگزین لایحه نظام هماهنگ پرداخت است كه مجلس هفتم در اولین مصوبه خود دولت را ملزم به تهیه و تقدیم آن به مجلس كرد و مدت ها نمایندگان برای رسیدن آن به مجلس بی تابی می كردند. البته صداهای پراكنده ای از مجلس به گوش می رسد. دو ماه پیش كاظم جلالی از وزیر آموزش و پرورش سئوال كرد كه چرا دو ماه پاداش معلمان در سال ۸۴ كه وزیر وعده اش را هنگام اخذ رای اعتماد در مجلس داده بود، پرداخت نشده است. روز سه شنبه ۲۴ مرداد ۸۵ چهار تن از نمایندگان مجلس كه سئوال هایی از وزیر آموزش و پرورش كرده بودند، انصراف خود را از طرح سئوال اعلام كردند. وقتی چهار نماینده در یك روز سئوال های خود را پس می گیرند، اما فرهنگیانی كه متن سئوال ها را از تریبون مجلس می شنوند، باید در مورد دلایل اقناع نمایندگان به حدس و گمان متوسل شوند. ایرج ندیمی نماینده لاهیجان از طرح سئوال خود از وزیر درخصوص تعامل آموزش و بازار كار انصراف داد. علی احمدی نماینده ممسنی سئوال خود درباره افت شدید تحصیلی و پایین آمدن درصد قبولی دانش آموزان این شهرستان در دانشگاه ها را پس گرفت. شكرالله عطارزاده از طرح سئوال خود درباره صندوق ذخیره فرهنگیان منصرف شد. عبدالمحمد رستاد نماینده داراب نیز از طرح سئوال خود درخصوص سیاسی عمل كردن رئیس سازمان آموزش و پرورش فارس انصراف داد. البته در همان جلسه سئوال نماینده شهربابك از وزیر درباره استفاده از افراد غیرمقبول و ذی صلاح در مدیریت استان كرمان اعلام وصول شد و روز بعد یعنی چهارشنبه ۲۶ مرداد، عنوان سئوال نماینده انزلی درباره عدم هماهنگی در عزل و نصب های مدیران آموزش و پرورش با مسئولان اجرایی و سیاسی استان از تریبون مجلس قرائت شد. صحبت های قدرت الله ایمانی نماینده خرم آباد در مورد تبدیل ادارات آموزش و پرورش استان لرستان به دفاتر حزبی را هم باید در كنار اینها گفت. می توان پیش بینی كرد كه طرح چنین سئوال هایی ادامه داشته باشد و البته طبقه بندی سئوال ها نشان می دهد كه این گونه پرسش ها ناظر به مسائل اساسی آموزش و پرورش نیست و در پی طرح این سئوال ها تحولی در سیاست ها و برنامه های آموزش و پرورش را نمی توان انتظار داشت. عمده پرسش ها به خصوص در مورد عزل و نصب مدیران، برخاسته از تفكر كارشناسی و مباحث پخته فراكسیونی و جمعی نیست، بلكه آزردگی های ناشی از رقابت های قومی و گروهی در شهرستان ها را به ذهن متبادر می كنند و هر چند به ظاهر عمومی و كلی هستند اما معمولا دارای كدهای معینی هستند كه به آسانی قابل شناسایی هستند. نمایندگان اگر واقعا دغدغه عزل و نصب های سیاسی در آموزش و پرورش را دارند، باید در جست وجوی تدبیری اساسی باشند كه هر بار با عوض شدن وزیر و تغییر مدیریت سیاسی كشور زمین آموزش و پرورش شخم نخورد. مرتضی حاجی بعد از پایان وزارتش در مصاحبه ای به تلخی گفت: «تقاضاهای بعضی مقامات برای ثبت نام فرزندان شان در بعضی مدارس، تقاضاهای همراه با اصرار و ابرام مقامات برای به كارگیری افراد در كار معلمی خارج از سازوكارهای رسمی، فشار نمایندگان برای نصب دوستانشان به عنوان رئیس، مدیركل و... تمام وقت وزیر را می گیرد.» وزیر سابق آموزش و پرورش بخش مهمی از برخورد نمایندگان را فاقد مبنای اصولی دانسته و در این مورد گفت: «آقای... می خواست یك نفر را بگذارد رئیس سازمان آموزش و پرورش استان... حرف ایشان تماما این بود كه چرا فلانی را كه من گفتم برنداشتی، حالا این را بردار و كسی را كه من می گویم به جایش بگذارد.» فرهنگیان حق دارند كه دلایل انصراف شكرالله عطارزاده مربی پرورشی سابق از طرح سئوال در مورد صندوق ذخیره فرهنگیان را بدانند. آیا عطارزاده پاسخ تمام پرسش هایی را كه در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۸۴ در مورد پول های صندوق ذخیره فرهنگیان و اینكه صندوق هیچ فایده ای برای هزاران درد بی درمان معلمان نداشته است را یافته است فرهنگیان حق دارند كه بپرسند فراكسیون فرهنگیان مجلس با ۱۰۵ عضو فرهنگی در سال ۸۵، چند جلسه برگزار كرده و درباره چه موضوع هایی به بحث پرداخته و جمع بندی فراكسیون از مشكلات آموزش و پرورش چیست و چه راهكارهایی برای این مشكلات اندیشیده اند. فرهنگیان از فراكسیونی كه به نام آنها تشكیل شده و نیز از كمیسیون آموزش و تحقیقات انتظار دارند، به جای نگاه های جزیی نگر و طرح مسائل حاشیه ای و بومی و متاثر از رقابت های محلی، با نگرشی ملی مسائل و مشكلات این حوزه را كه به درستی محور توسعه نامیده شده مورد توجه قرار دهند. نمایندگان مجلس و به خصوص اعضای فراكسیون فرهنگیان موظفند گزارش كار خود را به مردم ارائه دهند.همكاران فرهنگی كه اینك بر صندلی های سبز در ساختمان باشكوه مجلس در بهارستان نشسته اند فراموش نكنند كه دوره نمایندگی به سرعت سپری می شود و آنها بار دیگر به عنوان شهروندان معمولی با پرسش همكاران خود روبه رو می شوند كه شما برای فرهنگیان و آموزش و پرورش چه كردید منبع:اموزش نیوز کد خبر۵۷۵ |

يه روز يه بنده خدایی مي خوره به در شيشه اي بانك. سرش درد مي گیره و مي گه: عجب هواي سفتي بود!
يك بنده خدایی سوار اتوبوس مي شه، تابلوي خطر مرگ رامي بيند مي خواند: كله پزي ممنوع!
يه روز يه گورخر با يه الاغ مسابقه مي ده الاغه از گورخره مي بازه به الاغه مي گن چرا باختي مي گه آخه اون لباس ورزشي داشت!
يه روز معلم به دانش آموزان مي گه كی بلده يه قطار بكشه حسني دستشو بالا كرد و گفت ما. معلم هم بهش گفت كه بره پای تخته و قطار رو بكشه. حسني مي ره پای تخته مي بينه كه بلد نيست قطار بكشه (تو اون لحظه معلم داشت با دانش آموزان صحبت مي كرد) بعد كه روشو مي كنه به طرف حسني مي بينه كه فقط حسني ريل قطارو كشيده مي گه پس قطارش كو؟! مي گه وقتي شما سرتون اونور بود قطار اومد و رفت!
به یه بنده خدایی مي گن وقتي يونس گم شد چي شد؟ مي گه سازمان يونسكو تأسيس شد!
يك روز يك مردي ميره سي دي ميخره مي بينه كه سي دي پر از خشه از فروشنده مي پرسه چرا اين همه خش داره فروشنده مي گه زير آهنگاي قشنگ رو خط كشيدم!
یه بنده خدایی زمين مي خوره، براي اين كه سه نشه تا خونه سينه خيز مي ره!

این تصویر به حد کافی گویا می باشد. ولی سوالی که بی جواب می ماند این نحو پذیرش دانشجو و پرورش نیروی متخصص!!! خدمت به کیست؟ واقعا درصدهای مندرج در این کارنامه و موارد مشابه تاسف بار نیست؟ آیا واحدهای دانشگاه آزاد (ودانشگاههای مشابه از قبیل علمی کاربردی و پودمانی و ...) به این کشور خدمت میکنند یا اینکه کشور دارد به این دانشگاه ها و آنهایی که از قبل این دستگاهها منفعت های کلان می برند، خدمت میکند؟