نماینده ی مردم شاهرود در مجلس شورای اسلامی خواهان پاسخگویی وزیر آموزش و پرورش در خصوص عدم پایبندی به برنامه اعلام شده از جمله: اعطای دو ماه حقوق و پاداش به فرهنگیان، هنگام کسب رأی اعتماد از مجلس شد. به گزارش خبرگزاری مهر؛ کاظم جلالی، علت عدم پایبندی و عمل به برنامه ی ارائه شده به مجلس شورای اسلامی در زمان اخذ رأی اعتماد از جمله اعطاء دو ماه حقوق و پاداش به همه فرهنگیان در سال 84 را، سؤال خود از وزیر آموزش و پرورش عنوان داشته است. وی گفته است که وزیر آموزش و پرورش در زمان اخذ رأی اعتماد برنامه ی مکتوبی به نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی، ارائه کرد که این برنامه ها در دو بخش کوتاه مدت و بلند مدت تفکیک گردید. جلالی گفته است که در بندهای نخستین برنامه های کوتاه مدت ، فرشیدی وعده داد در سال 84، دو ماه حقوق و پاداش به همه ی فرهنگیان کشور اعطاء نمایند. در زمان رأی اعتماد این برنامه نسنجیده مورد بررسی جدی قرار گرفت، از جمله همین وعده حال فارغ از آن نقد، بحث پاسخگویی وزیر است که چرا به این وعده عمل نکرده اند. نماینده ی مردم شاهرود در مجلس اذعان داشته است که قائم مقام وزیر اقتصاد هم طی مصاحبه ای در ماه های قبل اعلام کرد که منبعی برای چنین پرداختی وجود ندارد و نمی دانیم وزیر از چه منبعی چنین وعده ای داده اند. جلالی گفته است که در جلسه ی اخذ رأی اعتماد گفتم چنانچه وزیر آموزش و پرورش رای آورند، بنده شدیداً پیگیر وعده های وی خواهم بود!
نمی دونم تا به حال با مسافرکش های آخر شب برخورد داشتین یا نه اگر تا به حال دیده باشید شون فکرمی
کنم که با من متفق القول باشید که همشون یک جورهستن.
آدم هایی خسته از همه چیز که وقتی در برابر تو با هزار زحمت ماشینشون رو نگه می دارن وقتی توی ماشین رو نگاه می کنی فقط یه سرخی و مقداری دود رو می بینی و صدایی خسته که ازت می پرسه کجا؟
زمانی که سوار ماشین می شی صدای جیرجیر صندلی ها رو نه با گوش بلکه با قلبت میشنوی.
امشب من با یکی دیگه از این افراد با همین خصوصیات بر خورد کردم اما این یکی با بقیه فرق داشت چون با این که خسته بود دلش می خواست با آدم حرف بزنه، یک کم از زمان جوونیش بگه و درد و دل بکنه از سلامتیش که به خاطر من و به خاطر این کشور از دست داده و بدون هیچ مننتی از روزگار و این نظام شکایت می کنه.
مردی که 70 ماه در جبهه برای کشورش و برای دفاع از ناموسش جنگیده اما الان به او انگ منافق بودن رو می زنن. داستان این خسته این بود که کمک هزینه ای از دولت برای زخم هایی که به یادگار داره می خواسته و در بنیاد جانبازان بهش می گن که پرونده ی تو گم شده!
درست دیروز از بس به این اداره می رفته و می اومده بهش گفتن از کجا معلوم که تو منافق نباشی؟
آه خدای من، وقتی این حرف رو زد احساس کردم که بغض کرده، یه مکث چند دقیقه ای کرد و بعد گفت : ترکش هایی که توی تنم هست هر روز ظهر شروع می کنه به سوختن؛ طوری که انگار همین الان وارد بدنم شدن.
این اولین باری بود که دوست نداشتم به مقصد برسم دلم می خواست یه حرفی بزنم که یک کم دردش رو آروم کنه ولی در برابر اون مرد هیچ چیز نتونستم بگم .
وقتی از ماشینش پیاده می شدم بهم گفت: قدر جوونیت رو بدون و ازش خوب استفاده کن، یا علی
هنوز برق چشماش جلوی چشمام هستش.
چشم هایی که اشک توی اون جمع شده بود ولی من قطره ای از اون رو ندیدم.
نمی تونم حرفی بزنم، قضاوت رو به شما واگذار می کنم.
یا علی، پاینده باشید!
دکتر کاترین مونت زبانشناس بلژیکی، در تز دکترای خود به بررسی عملکرد مغزی بچه های دو زبانه و مقایسه ی آن با بچه های تک زبانه پرداخته است. او در کار تحقیقی که در این زمینه انجام داده، تفاوت های قابل ملاحظه ای را بین عملکرد مغزی این بچه ها با هم مشاهده کرده است.
تحقیقات پیشین نشان داده بودند که هر چه آموزش زبان دوم در سن کمتری شروع شود، فراگیری کامل تر و امکان دو زبانه شدن بیشتر است.
نکته ی جدید و جالبی که در تحقیقات خانم مونت به چشم می خورد این است که آموزش زبان دوم در سن پایین، قابلیت عملکرد مغز را در زمینه های ادراکی نیز افزایش می دهد.
در حقیقت ابزاری که خانم مونت برای بررسی عملکرد مغزی این بچه ها استفاده نموده ، دستگاه "رزنانس مانیتیک هسته ای" است. این دستگاه قادر است به ما نشان دهد که هر فعالیتی، کدام بخش مغز را فعال می کند. در حقیقت وقتی ما حرکت می کنیم، یا حرف می زنیم یا کتاب می خوانیم، بخش های خاصی از مغز ما فعال می شوند. این دستگاه به دانشمندان کمک می کند که بخش های گوناگون مغز را که در یک فعالیت سهیم هستند، شناسایی کنند.
دکتر مونت با استفاده از این دستگاه به مقایسه ی فعالیت های مغزی بچه های دو زبانه و تک زبانه پرداخت. برای این کار 30 کودک دو زبانه و تک زبانه را که سنشان بین 7 تا 11 سال بود برگزید و از آن ها آزمون های ادراکی گذراند و در حین این آزمون ها به بررسی فعالیت های مغزی این کودکان پرداخت. این آزمون ها، تمرین های گرامری، طبقه بندی لغات و نیز جمع و تفریق را شامل می شدند. دکتر مونت مشاهده کرد مغز بچه های دو زبانه نسبت به بچه های تک زبانه، احتیاج به فعالیت کمتری برای حل این تمرین ها دارد. به عبارتی مغز بچه های تک زبانه برای حل آزمون ها نیازمند فعالیت شدیدتری است و به این جهت، سلول های مغزی بیشتری باید بسیج شوند. تفاوت این کودکان تک زبانه با بچه هایی که از سنین بسیار کم در معرض دو زبان بوده اند، شدیدتر می شود. در کودکانی که پدر و مادرانشان زبان های مادری متفاوتی دارند و از همان ابتدا کودک در محیطی دو زبانه شناور است، این قابلیت ها نمایان تر است.
نتیجه این که هر چه ما از سن کمتری شروع به یادگیری زبان دوم کنیم، مغز ما برای فعالیت های ذهنی و ادراکی آمادگی بیشتری پیدا می کند.
بر گرفته شده از روزنامه "le soir" ترجمه ی : مژگان کاهن
معاون عمرانی وزیر آموزش و پرورش گفت: حدود نه میلیون دانش آموز ایرانی از عدالت آموزشی برخوردار نبوده و به دلیل تحصیل در مدارس دو نوبته، بخشی از وقت تحصیلشان را به اجبار با پرسه زنی در خیابان ها به بطالت می گذرانند. به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر، مهندس بوربور در هشتمین جشنواره ی خیرین مدرسه ساز که با حضور وزیر آموزش و پرورش و جمعی از خیرین مدرسه ساز برگزار شد با تأکید بر این که به منظور یک نوبته کردن مدارس کشور در کل به 20 میلیارد تومان اعتبار نیاز است، تصریح کرد: از مجموع 88760 مدرسه ی موجود در سراسر کشور با 452 هزار کلاس درس، 23 هزار مدرسه متشکل از152 هزار کلاس درس هم اکنون دو نوبته هستند و این کمبود فضا باید با کمک خیرین مدرسه ساز برطرف شود. رئیس سازمان نوسازی کشور در ادامه افزود: 52 هزار مدرسه کشور با کمک بودجه 4 میلیارد دلاری تخصیص داده شده، بازسازی، نوسازی و مقاوم سازی خواهد شد. معاون عمرانی وزیر تصریح کرد: چهار میلیون و 300 هزار دانش آموز به دلیل اجبار در رفتن به مدارس در شیفت دوم و پنج میلیون دانش آموز به دلیل زود تعطیل شدن از مدارس نوبت صبح، اوقات خود را در پارک ها و خیابان ها به بطالت می گذرانند یعنی حدود نه میلیون دانش آموز ایرانی از عدالت آموزشی برخوردار نبوده و مجبور به پرسه زنی در خیابان ها هستند. بوربور یادآور شد خیرین باید در جهت ایجاد عدالت آموزشی حرکت کنند و تمام تلاش سازمان نوسازی مدارس کشور نیز یک نوبته کردن این مدارس است. دربخش دیگری از این مراسم دکتر محمد رضا حافظی افزود: در حال حاضر 12768 خانوار خیر در ایران وجود دارد که با احتساب اعضای خانواده آن ها تعداد خیرین به حدود 63840 نفر می رسد. وی خطاب به وزیر آموزش و پرورش با اشاره به این که در سال های آینده تعداد خیرین مدرسه ساز کشور به بیش از 150 هزار نفر خواهد رسید، ادامه داد: ورود افراد خیر به این عرصه، حرکتی رو به رشد است و ما دست هر فردی را که با هر ایده ای قدم در این راه بگذارد خواهیم بوسید. در ادامه ی مراسم، مدیر کل نوسازی مدارس استان تهران اعلام کرد: براساس برآوردهای کارشناسانه، این استان دارای 1754 مدرسه است که عمر مفید این مدارس سپری شده است اما دانش آموزان همچنان در این مدارس به ادامه ی تحصیل می پردازند. ترابی زاده تصریح کرد: 2210 مدرسه ی استان نیازمند مقاوم سازی هستند. رئیس سازمان نوسازی مدارس استان تهران یادآور شد در طول برنامه سوم تنها 399 پروژه با 4244 کلاس درس یعنی معادل 40%کل مدارس تهران به همت خیرین ساخته شد. به گزارش خبرنگار مهر در ادامه ی این جشنواره نمایی از فضاهای فرسوده و غیر قابل استفاده مدارس تهران به نمایش گذاشته شد که به گفته ی ترابی زاده این اماکن بخشی از واقعیت های تلخ موجود در مدارس استان تهران است.
« ارزشیابی» یا « امتحان »، یکی از ارکان مهم آموزش و پرورش و بخش جدایی ناپذیر آن است. باید دانست که آموزش و پرورش فرایندی متشکل و به هم پیوسته است که تمام مراحل آن به گونه ای سازمان یافته برای رسیدن به هدفی معین ایجاد شده اند.
در پایان هر یک از برنامه های آموزشی ، معلمان علاقه مند هستند میزان تغییرات حاصله در رفتار دانش آموزان را بررسی کنند تا معلوم شود، چه اندازه به هدف های مورد نظر نزدیک شده اند. این عمل را اصطلاحاً ارزشیابی یا امتحان گویند که در نگرش های نوین برخلاف گذشته، دارای هدف های مهم تر و گسترده تری است.
اینک، ارزشیابی و 96 نکته ی مهم درباره ی آن:
۲- ارزشیابی، به طور اخص؛ نظارت بر اندازه گیری کیفیت، کمیت و نوع تغییرات حاصل شده در رفتار دانش آموزان است.
۳- ارزشیابی، به طور اعم؛ آگاهی از میزان کارآیی و کارآمدی عوامل مؤثر در آموزش و پرورش است.
۴- ارزشیابی، تنها به امتحانات پایانی محدود نمی شود.
۵- ارزشیابی، برای هدایت مستمر یادگیری دانش آموزان، وسیله ای کارآمد و بی بدیل است.
۶- ارزشیابی برای برنامه ریزی، تدریس و تصمیم گیری، امری ضروری و پایه ای است.
۷- ارزشیابی مطلوب، مستقیماً در بهبود یادگیری دانش آموزان مؤثر است.
۸- دانش آموزان نیز از طریق ارزشیابی به نقاط ضعف و قوت خود پی می برند.
۹- ارزشیابی مستمر، باعث مرور و باز تولید مطالب آموخته شده توسط دانش آموزان می شود.
۱۰- ارزشیابی مستمر، نظارت گام به گام بر تحقق هدف های رفتاری است.
۱۱- معلم، از طریق ارزشیابی روش تدریس و طرح درس خود را ارزیابی می کند.
۱۲- امتحان، برای تفهیم هدف های درسی به دانش آموزان وسیله ای مناسب است.
۱۳- نتایج امتحانات موجب شناخت تفاوت های فردی دانش آموزان می شود.
۱۴- امتحان نباید وسیله ی تهدید امنیت روانی دانش آموزان شود.
۱۵- ارزشیابی دانش آموزان، نباید تحت تأثیر قضاوت شخصی و حالات عاطفی معلم قرار گیرد.
۱۶- در جریان ارزشیابی باید سعی کرد فضای روانی مناسب و خالی از اضطراب برای بچه ها فراهم کرد.
۱۷- سؤال های امتحانی باید با محتوای مواد آموزشی سازگار باشند.
۱۸- سؤال های امتحانی را باید از مطالب مهم تر محتوای آموزشی که بر یادگیری آن ها تأکید شده است، طرح کرد.
۱۹- سؤال های امتحانی باید توانایی دانش آموزان را در سطوح مختلف یادگیری بسنجند.
۲۰- سؤال های امتحانی باید معرف واقعی هدف های آموزش درس مورد نظر باشند.
۲۱- خطای اندازه گیری آزمون باید کم باشد تا باعث اعتبار آن شود.
۲۲- هدف نهایی از انجام امتحان، بهبود کیفیت یادگیری است.
۲۳- در طراحی سؤال های امتحانی از جدول دو بعدی (هدف های رفتاری- فهرست محتوا) استفاده شود.
۲۴- با توجه به برآیند یادگیری، از انواع ابزار آزمون استفاده شود.
۲۵- متن سؤال های امتحانی با بیانی ساده و روشن و دور از ابهام نوشته شود.
۲۶- از طرح پرسش های چند پهلو و گمراه کننده جداً اجتناب کنید.
۲۷ - متن سؤال ها را به صورت جملات مثبت بنویسید.
۲۸ - سؤال های امتحانی را عیناً مانند سؤال های کتاب و به صورت کلیشه ای ننویسید.
۲۹- از دادن حق انتخاب به دانش آموزان برای این که از میان سؤال ها چند سؤال را انتخاب کنند و پاسخ دهند، خودداری کنید.
۳۰- هر سؤال امتحانی باید مستقل از سؤال های دیگر باشد.
۳۱- سؤال های امتحانی را از ساده به مشکل بنویسید.
۳۲- اگر امتحان دارای سؤال های متنوع است، آن ها را گروه بندی کنید و سؤال های هر گروه را به دنبال هم بنویسید.
۳۳- سؤال های کتبی را طوری بنویسید که به آسانی خوانده شوند.
۳۴- سؤال ها را با فاصله ی مناسب بنویسید.
۳۵- سؤال های انشایی و سؤال های عینی را در ورقه ها یی جداگانه بنویسید و در امتحان، ابتدا سؤال های عینی بعد سؤال های انشایی را به دانش آموزان بدهید.
۳۶- ایجاد شرایط فیزیکی و عاطفی مناسب در جلسه ی امتحان ضروری است.
۳۷- فضای امتحان باید خالی از عوامل برهم زننده ی تمرکز حواس دانش آموزان باشد.
۳۸- در جلسات امتحانی با فردفرد دانش آموزان رابطه ای دوستانه و محبت آمیز برقرار کنید.
۳۹- دانش آموزان را در مورد نحوه ی امتحان راهنمایی کنید.
۴۰- ورقه های امتحانی را به صورت ناشناخته تصحیح کنید.
۴۱- در تصحیح اوراق امتحانی ابتدا سؤال اول، سپس سؤال دوم و به همین ترتیب تا سؤال آخر را در تمام اوراق تصحیح کنید.
۴۲- محتوای سؤال های امتحان را از آن چه تدریس شده، استخراج کنید.
۴۳- سعی شود سؤال های امتحانی پایایی و ثبات داشته باشد.
۴۴- سؤال های مرحله ای را طوری طرح کنید که دانش آموزان بتوانند در یک جلسه ی درس به آن ها پاسخ دهند و دنباله ی امتحان به زنگ تفریح نکشد که باعث حواس پرتی دانش آموزان شود.
۴۵- ارزشیابی را به عنوان نقطه ی پایانی تدریس تلقی نکنید بلکه آن را جزئی از فرایند آموزش بدانید.
۴۶- راهبردهای آموزش و ابزار ارزشیابی، باید با هم سازگاری داشته باشند.
۴۷- سؤال های امتحانی طوری طرح نشوند که فقط محفوظات دانش آموزان را بسنجند.
۴۸- از طرح سؤال های بسیار سخت و بسیار آسان خودداری شود.
۴۹- ارزشیابی نباید جای هدف های آموزش را بگیرد و به عنوان هدف مطرح شود.
۵۰- ارزشیابی را همانند سایر فعالیت های آموزشی بدانیم.
۵۱- ارزشیابی تنها برای صدور جواز عبور شاگرد از یک پایه به پایه ی دیگر نیست.
۵۲- ارزشیابی باید وسیله ی پیش بینی باشد، یعنی نشان دهد که شاگرد در چه زمینه ای می تواند به موفقیت برسد.
۵۳- ارزشیابی را نباید صرفاً به منظور نمره دادن و مقایسه دانش آموزان و تعیین افراد قوی و ضعیف به کار برد.
۵۴- در ارزشیابی به نتیجه ی عملکرد شاگردان در پاسخ به سؤال های مطرح شده اکتفا نکنید.
۵۵- در ارزشیابی، خود را محدود به انواع تست های کتبی و شفاهی نکنید.
۵۶- ارزشیابی تدریجی و تراکمی، باید به طور غیرمستقیم و بدون اعلام قبلی صورت گیرد.
۵۷- ایجاد محیط رعب و وحشت برای امتحان ، دانش آموزان مضطرب را مضطرب تر می سازد.
۵۸- انتظارات خود را از دانش آموزان در مورد امتحانات مشخص کنید.
۵۹- تأکید بیش از حد بر ارزش نمره ی بالا و منوط کردن ارزشمندی کودک به نتایج امتحانات وی، باعث بالا رفتن اضطراب در بچه ها می شود.
۶۰- نمره دادن فقط جزئی از فرایند ارزشیابی است.
۶۱- ارزشیابی باید بلافاصله پس از تعیین هدف های آموزشی معلوم شود.
۶۲- سؤال ها باید واضح و روشن طرح شوند و زیاد طولانی نباشند.
۶۳- امتحانات نباید بر تمام ضوابط و موازین آموزشگاه حکومت کند.
۶۴- هدف از ارزشیابی و امتحان، شناختن و شناساندن است.
۶۵- نسبت به امتحان نگرش مثبت ایجاد کنید.
۶۶- موفق نشدن در امتحانات را نمی توان فقط به خود دانش آموز و فعالیت های او نسبت داد.
۶۷- شیوه ی پرسش خود را از مطالب تدریس شده، برای دانش آموزان مشخص کنید.
۶۸- جلسات امتحانی را با کلام زیبا و آرام بخش الهی شروع کنید.
۶۹- عدم موفقیت دانش آموزان را در امتحان ، دال بر بدی شخصیت آن ها ندانید.
۷۰- سؤال های امتحانی را با عنایت به هدف های رفتاری ، طراحی کنید.
۷۱- هیچ یک از آزمون ها به تنهایی ارزشیابی دقیقی از فرایند یادگیری و پیشرفت تحصیلی به حساب نمی آید. ۷۲- ارزشیابی خود را به یک نوع وسیله ی سنجش محدود نسازید.
۷۳- در هر امتحان عدالت را حاکم کنید و شرایط یکسان برای همه به وجود آورید.
۷۴- اگر ارزشیابی به نحو ی شایسته انجام نگیرد، اثر منفی بر یادگیری می گذارد.
۷۵- آموزش و ارزشیابی باید هدف های یکسانی را دنبال کنند.
76- هدف از امتحان ، غافلگیر کردن دانش آموز نیست.
۷۷- یکی از ویژگی های ارزشیابی مطلوب، کارآمد بودن آن است.
۷۸- تعداد سؤال های مربوط به یک هدف و یک محتوا باید متناسب با اهمیت آن ها باشد.
۷۹- یک آزمون باید قدرت تشخیص داشته باشد.
۸۰- در اجرای امتحان، نباید به « سرعت در پاسخ دادن » اهمیت زیادی داد.
۸۱- استفاده از چهار یا پنج نوع سؤال متفاوت در یک آزمون، امتیاز به حساب نمی آید.
۸۲- معلم نباید یک نوع سؤال را بر انواع دیگر برتری دهد و همواره از آن استفاده کند.
۸۳- سؤال های امتحانی را با دقت طرح کنید و به طور خوانا بنویسید.
۸۴- اگر دانش آموزان هنگام امتحان، سؤال داشته باشند، باید به آن ها پاسخ داد، اما آن ها را تشویق به سؤال کردن نکنید.
۸۵- خواندن سؤال های امتحانی برای دانش آموزان ضرورت ندارد، مگر دانش آموزانی که مشکل خواندن داشته باشند.
۸۶- تردید در روایی یک آزمون احتمال تقلب را افزایش می دهد.
۸۷- اضطراب زیاد در جلسه ی امتحان باعث افت عملکرد دانش آموزان می شود.
۸۸- دادن ضریب بیش تر به سؤال هایی که توانایی و استعداد مهم تری را می سنجند، منطقی است.
۸۹- نمرات خام هر امتحان در نفس خود معنای زیادی ندارند.
۹۰- یک آزمون هر اندازه هم خوب باشد اگر به نحو شایسته ای اجرا و نمره گذاری نشود، روایی و اعتبار آن به خطر می افتد.
۹۱- در آگهی هر آزمون، نه تنها باید تاریخ برگزاری آن، بلکه تعداد سؤال ها و نوع آن ها را نیز مشخص کنید.
۹۲- آموزش، ارزشیابی و نمره گذاری باید هدف های یکسانی داشته باشند.
۹۳- تغییرات نظام آموزشی باید در راستای تغییر بنیادی نظام سنجش و ارزشیابی باشد.
۹۴- نمره ی خام به تنهایی بیان کننده ی میزان پیشرفت یا عملکرد دانش آموز نیست.
۹۵- به ارزشیابی در حیطه های نگرشی و مهارتی بیش تر توجه کنید.
۹۶- ارزشیابی باید بتواند فراگیران را در امر یادگیری کمک کند.
منبع : وبلاگ تدبیر
وزير آموزش و پرورش در دومين جشنواره ی توليد محتواي الكترونيك، از تشكيل بنياد بازيهاي رايانهاي در آموزش و پرورش خبر داد. به گزارش روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش، "محمود فرشيدي" در جمع برگزيدگان دومين جشنواره ی توليد محتواي الكترونيكي آموزش هاي فني و حرفهاي كشور، يادواره ی "مهندس علاقمندان"، گفت: ما بايد علم را در خدمت معارف الهي و تعالي بشر قرار دهيم. وي افزود: با حركت در مسيري جهت دار و هدفمند، بايد سياست هاي ملي تدوين كتب درسي و سياست هاي حاكم بر توليدات الكترونيك را طراحي كنيم. وزير آموزش و پرورش استفاده از فنون و علوم روز را ادامه ی اجراي رسالت پيامبر اعظم (ص) دانست و افزود: براي اين كه رسالت خود را در راستاي آزاد سازي انسان ها ايفا كنيم، بايد به سلاح و فنون و علوم روز مسلح شويم. فرشيدي از دستاوردهاي علمي بشر به عنوان راهي براي تعالي بيشتر ياد كرد و اظهار داشت: بايد توليدات الكترونيك ما با توليدات ساير كشورها متفاوت باشد. وي تأكيد كرد: هويت ملي و عدالت جويي بايد در تمام توليدات الكترونيك مشاهده شود.

شخصیت دکتر علی شریعتی احتیاج به معرفی ندارد و ایشان را بیشتر از روی آثارشان می توان شناخت.
او که «ابوذر» وار زیست و «علی»گونه با خدا « نیایش» می کرد و همچون یک «شیعه» مانند «حسین وارث آدم» مظلومانه به شهادت رسید. چه بسیار جوانانی که با «اسلام شناسی» و
« روش شناخت اسلام» او اسلام حقیقی را شناختند و با
«باز شناسی هویت ایرانی- اسلامی» او هویت حقیقی خود را بازیافتند. «گفتگوهای تنهایی» او « با مخاطب های آشنا» ما را تنها با بخشی از افکار بلند او آشنا می کند و «خودسازی انقلابی» اوست که بعد از سال ها هنوز نیز چراغ راه ما می تواند باشد. «ویژگیهای قرون جدید» را می شناخت و از «مذهب علیه مذهب» سخن می راند. اینها که گفتم تنها شمه ای از ایده های او بود و «انسان بی خود» با «انسان» او در می یابد که«چه باید کرد؟»و چگونه به خود «بازگشت».
روحش شاد و راهش پر رهرو باد!
زندگی نامه:
1319- ورود به دبستان ابن يمين مشهد
1322- تاسيس « نهضت خداپرستان سوسياليست» به رهبري محمد نحشب
1323- تاسيس « کانون نشر حقايق اسلامی» در مشهد به ابتكار استاد محمد تقي شريعتي
1326- انتشار شماره ی اول نشريه ی كانون به نام « كارنامه ی كانون»
1327 - عضويت در « کانون »
1329 - ورود به دانشسرا و استخدام همزمان در فرهنگ مشهد
1330 - راهپيمايي عظيم مردم مشهد در پشتيباني از نهضت ملي مصدق ( پايين آوردن تابلوي شركت نفت ايران وانگليس و نصب تابلوي « شركت ملي نفت ايران» و سخنراني استاد محمد تقي شريعتي بر فراز ساختمان شركت)
1331 - پايان تحصيلات دانشسراي مقدماتي ( نظام قديم) و شروع به تدريس در مدارس، تاسيس انجمن اسلامی دانش آموزان، نگارش كتاب «مكتب واسطه» و شروع به ترجمه كتاب «ابوذر غفاري، خداپرست سوسياليست»، اثر جودة السحار مصری، نخستين بازداشت به جرم تظاهرات ضد دولتی
1332 - پيوستن به « نهضت مقاومت ملي »، اخذ ديپلم تكميلي ادبي ( پيش دانشگاهي)
1333 - ترجمه ی « نمونه های عالی اخلاقی» اثر کاشف الغطاء
1334 - تاسيس دانشکده ادبيات مشهد و ادامه ی تحصيل تا ليسانس، نشر جزوه ی « تاريخ تکامل فلسفه »
1336 - بازداشت در مهر ماه به همراه 16 تن از ياران « نهضت مقاومت ملی» به مدت يك ماه و اندي
1337 - فارغ التحصيل دانشکده با احراز رتبه ی اول، ازدواج با يكي از همكلاسان خود خانم فاطمه (پوران) شريعت رضوي
1338 - اعزام به فرانسه، تولد اولين فرزند
1339 - شناخت فانون و ترجمه ی گزيده ای از آثار وی، انتشار ترجمه « نيايش» كارل در مشهد، پيوستن به شاخه ای از جبهه ی آزاديبخش ملي الجزائر، فعاليت های سياسی در بطن اپوزيسيون ملی- دمکراتيک و کنفدراسيون دانشجويان ايرانی، انتشار نشريه ی "ايران آزاد" جبهه ی ملی و ارگان فکری "انديشه جبهه" که فانون را نخستين بار در آن به ادبيات انقلابی ايران معرفی نمود.
1340 - بازداشت در پاريس در پی تظاهرات دانشجويان در برابر سفارت بلژيک به هنگام شهادت پاتريس لومومبا، 17 ژانويه، گفتگو با گيوز (روشنفکر توگوئی) در زندان سيته پاريس
1341 - تحصيل و پژوهش در جامعه شناسی و تاريخ اديان، در کلاس های ماسينيون، برک، گورويچ، آشنائی با سارتر و محيط روشنفکری فرانسه، انتشار «غربزدگی» آل احمد در ايران
1342 - اخذ دکترای ادبيات در سوربن زير نظر ژيلبر لازار
1343 - بازگشت به ايران و بازداشت در مرز و انتقال به تهران
1351- 1344 - پس از يک دوره تدريس در مدارس، تدريس در دانشگاه مشهد، انتشار دفاتر ادبی « کوير» و «اسلام شناسی» (مشهد)، يک رشته سخنرانی و کنفرانس در دانشگاههای سراسر کشور و به ويژه تهران- حسينيه ی ارشاد، که به درخواست بخشی از روحانيت محافظه کار توسط رژيم شاه تعطيل مي شود، ممنوعيت انتشار و سخنرانی. حبس به مدت 18 ماه در زندان ساواک، پليس مخفی شاه، در سلول انفرادی، آزادی پس از توافقات الجزيره، زيرنظر در منزل
1356 - 26ارديبهشت- پس از توفيق در ترک ايران تحت نام خانوادگی دوم خود، همسر و فرزندش ممنوع الخروج و گروگان گرفته مي شوند ، 29 خرداد - شهادت در شرايطِ مشکوک در ساتمپتون انگلستان
نظر شما در این مورد چیه؟
| نويسنده: پسر عمو | جمعه 26 خرداد1385 ساعت: 0:22 |
| سلام نظر خوانندگان را مورد سوالات زیر جویا شوید: چرا سپاه پاسداران حق ایجاد موسسه اموزشی (موسسه امام حسین)را دارد ولی فرهنگیان اجازه تاسیس پادگان را ندارند؟ وچرا دانشگاه ازاد دبیرستان می زند ولی فرهنگیان حق تاسیس دانشگاه ندارند؟ وچرا هر خر کوری مدرسه می زند ولی ما فرهنگیان حق انجام هیچ کدام را نداریم؟ این از بی عرضگی ماها نیست؟ | |
منبع:وبلاگ اخبار آموزش و پرورش
سال گذشته، يك ميليون دانش آموز دبيرستاني مردود شدند تهران - خبرگزاري كار ايران عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي, با بيان اين مطلب كه وضعيت دبيرستانها از دانشگاهها بدتر است, خاطرنشان كرد: براساس تحقيق انجام گرفته، اولين سن ارتباط دختران و با جنس مخالف در زير سن 14 سال بوده است. به گزارش خبرنگار ايلنا, دكتر محمود گلزاري, عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي, در همايش روحانيون, مديران و معاونان عمره دانشجويي و دانشآموزي, افزود: البته منظور از ارتباط با جنس مخالف، دوستي پنهان از مادر و پدر بوده است كه بين دو جنس ايجاد شده است. وي تصريح كرد: در حال حاضر براساس آمارهاي موجود 20 درصد جمعيت كشور ما را جوانان 15 تا 25 ساله تشكيل دادهاند كه اگر فرض را بر اين بگذاريم كه كشور ما 70 ميليون جمعيت دارد، 14 ميليون آن در گروه سني دانشآموزي و دانشجويي قرار ميگيرد. وي، با اشاره به مشكلات اخير جوانان, گفت: بر اساس تحقيقات انجام شده, از 100 درصد كودكان كه به دنيا ميآيند، 10 درصد داراي مشكلات ذهني هستند. گلزاري افزود: از دانشآموزاني كه وارد مدرسه شده و 12 سال تحصيل مي كنند، 20 تا 30 درصد به دليل مشكلات، ازدواج، ترك تحصيل, افت تحصيلي و غيره موفق به اخذ ديپلم نميشوند. وي افزود: بر اساس آمار، تنها 10 تا 15 درصد جوانان ديپلمه وارد دانشگاه ميشوند كه دراين عرصه به دليل مشكلات ازدواج, امنيت شغلي, مشكلات اعتقادي و غيره دچار چالش ميشوند. به گفته اين عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي, در تحقيقي كه در سال 82 از 57 دانشگاه تحت پوشش وزارت علوم در خصوص مشكلات دانشجويان انجام شده، 20 درصد دانشجويان تجربه مصرف مشروبات الكلي داشتهاند. وي تصريح كرد: گرايش به مصرف مشروبات الكلي در دانشجويان دختر نيز ديده ميشود و بر اساس اين آمار، 10 درصد از دانشجويان مصرف مواد مخدر داشتهاند. گلزاري افزود: براساس تحقيقي كه در سال 83 با نمونه 450 هزار نفري از دانشجويان انجام گرفته، 10 درصد پسران و 15 درصد دختران به نحوي در فكر خودكشي و صدمه زدن به خود بودهاند. وي يادآور شد: از اين آمار، 15 درصد نيز ارتباط نزديك با مصرفكنندگان مواد مخدر و الكل داشتهاند. به گفته اين استاد دانشگاه، بر اساس تحقيقي كه در سال 80 در خصوص ارتباط دختر و پسر در 10 خوابگاه استان تهران انجام گرفته، يكسوم دانشجويان تجربه دوستي با جنس مخالف را داشتهاند. وي افزود: بر اساس آمار موجود 35 تا 80 درصد دختران دبيرستاني مساله دوستي و ارتباط با جنس مخالف داشتهاند، البته اين ارتباط ارتباط دوستي پنهاني بوده است. گلزاري، با اشاره به وقوع سه مورد خودكشي توسط دانشآموزان در سال جاري, تصريح كرد: آمار خودكشي دانشآموزان زياد شده و آموزش و پرورش از آن ناآگاه است؛ همچنين سال گذشته، يك ميليون مردودي در مقطع دبيرستان گزارش شده است. وي افزود: افسردگي رو به افزايش است و اين حالت در دختران بيش از پسران مشاهده ميشود. اين استاد دانشگاه، با انتقاد از عدم وجود روانشناسي و روانپزشك در شهرستانها، خاطرنشان كرد: تعداد مراكز مشاوره فعال در شهر تهران به زحمت به 30 مركز ميرسد. وي اعلام كرد: در حال حاضر، 20 درصد جمعيت دچار مشكل هستند و به علت تعرفههاي بالايي كه سازمان روانشناسي اعلام كرده، نميتوانند به اين مراكز مراجعه كنند. به گفته اين استاد دانشگاه، در كشور آمريكا حدود 80 هزار دكتراي روانشناسي باليني در حال فعاليت هستند؛ در صورتي كه در كشور ما اين تعداد به 10 نفر نيز نميرسد. وي، با اشاره به تحقيقات انجام شده در مساله دينداري, گفت: رابطه نزديكي در دينداري و آرامش روان وجود دارد و هر چه جوانان ما در كشور ديندارتر باشند، دچار آسيب كمتري ميشوند. وي اعلام كرد: براساس تحقيقات انجام گرفته مصرف مشروبات الكلي در دانشجويان كه ديندار بودند 5 درصد بوده و دانشجوياني كه دينداريشان ضعيف بوده اين آمار به 60 درصد رسيده است و پديده دينداري در رابطه با مصونيت از مواد مخدر نيز موثر است. گلزاري، با اشاره به مناسك حج و برگزاري مرثيهخواني افزود: دينداري جوانان ما نبايد دائماً با مرثيهخواني باشد؛ بلكه بايد اين جوانان در خلوت زيارت مكه رها شوند. وي افزود: بر اساس تحقيقات انجام گرفته، در خصوص اثرات بهداشت روان در دانشجويان، بيشتر آنان تا حدود 5 ماه به صورت پايدار به واجبات ديني خود عمل كرده و به آرامش رواني رسيدهاند.
منبع:اخبار آموزش و پرورش
این مطلب شیطونی یکی از وبلاگ نویسان است وتمام مطالبی که در ذیل می آید مورد تأیید ما نیست اما خواندنش خالی از لطف هم نمی باشد(تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد؟!)
ديروز را مهمان دنياي مردگان بودم و امروز مهمان دنياي آدميان.
بعد از مدتي از قبرستان قديمي كه اين مدت مهمان مرده جواني بودم پا به دنياي آدميان نهادم.
گذرم بر زيارتگاهي افتاد به اسم...
آدميان؛ براي تبرك يا ... پا بدانجا مي نهادنند و من نيز براي پيدا نمودن راز نفرين خويش به ميان آنان رفتم.
در گوشه اي زني را ديدم ساكت و گريان، به سويش رفتم، در كنارش جاي گرفتم، در حالي كه گريه مي كرد، نظاره گر دختران و پسران و زائراني بود كه بدانجا آمده بودند و من شنيدم كه او چيزي با خود واگويه مي كند. از قدرت خويش استفاده كردم و گوش فرا دادم. او در حالي با حسين(ع)؛ امامش درد دل مي كرد. چنين مي گفت:
من آن روز ها نبودم و نمي دانم كه چه شده؟
چرا شما قيام كرديد؟
آن روز چه شد كه خيمه ی خاندان نبوت را سوزاندند؟
زينب با دل داغديده چگونه خطابه خواند؟
چرا حر٬ حر شد؟
و چرا شمر٬ شمر بن ذو الجوشن؟
و حرمله؛ قاتل علي اصغر؟
من هيچ نميدانم!
اما آنچه كه مي دانم و مي بينم اين است كه: در دنياي ما آدميان و اينك در ميان ما...
خولي هر سال به مكه مي رود و خوب هم وليمه مي دهد!
حرمله هفته اي دو بار زيارت عاشورا مي خواند!
شمر، به نام شما دكان زده و بارش را خوب بسته!
مي بينم معتمداني كه ربا خوار شده اند!
گداياني كه پول دار شده اند!
بي نسباني كه نسب دار!
و اصيلاني را كه خوار!
گذشت آن زمان كه مسجد پناه دلخستگي هايمان بود.
گذشت آن زمان كه مدرسه جاي درس عشق علي بود.
امروز، مسجد؛ جاي چشم و هم چشمي هاست.
امروز، مدرسه؛ جاي دوستي هاي ناباب است.
و زيارتگاه ها٬ ميعاد گاه عاشقان تلفني و فارغان دنيا و آخرت!
ديشب همسايه ام از ترس اين كه حرام خور نشود ؛ غذاي نذري حاجي را دور ريخت٬ و شب گرسنه خوابيد!
امروز يزيد به خانه ام آمد! تولد پسرش را خبر آورد. آخر اسم پسرش را امير حسين گذاشته بود!
و من در حالي گوش فرا ميدادم كه صداي اذان بلند شد.
خوب كه نگاه كردم شمر را در رديف اول٬ خولي ها و ... را شتابان براي اداي فريضه ی نماز اول وقت ديدم!
و من نيز در ميانشان جاي گرفتم!
به احترامم همه كنار رفتند.
و نماز اول وقت را به من اقتدا كردند.
چه دنياي جالبي داريد شما آدميان كه شيطان پيشنماز تان است!
منبع : وبلاگ شیطان http://www.sheitan59.mihanblog.com
يک روزنامه کويتي از تصميم رئيس جمهوري ايران براي برکناري هفت وزير کابينه خود خبر داد. به گزارش آفتاب اين روزنامه عرب زبان مدعي شد كه محمود احمدي نژاد به زودي هفت وزير کابينه خود را برکنار و وزيران جديدي را به مجلس معرفي خواهد کرد.
القبس دليل برکناري اين وزيران را عدم پايبندي به "ميثاق نامه" اي که پيش از انتصاب به وزارت با احمدي نژاد بسته شده بود ذکر کرده است .
اين روزنامه از مسعود ميرکاظمي وزير بازرگاني، عليرضا طهماسبي وزير صنايع و معادن، پرويز کاظمي وزير رفاه و تامين اجتماعي، محمد اسکندري وزير کشاورزي، و محمد رحمتي وزير راه و ترابري، به عنوان برخي از وزيراني كه احتمال بركناري آنها وجود دارد نامبرد تارييس جمهور نيروهاي جديدي را جايگزين آنها کند.
منبع : خبرچین
از ديد كلى، بحث نارضايتى از شغل را مى توان به دو شكل تعبير كرد، نخست اصل شغل كه باعث عدم رضايت فرد مى شود و دوم محيط فعاليت فرد شاغل موجب مى شود تا نارضايتى هايى براى وى به وجود آيد.
انتهاى خيابان دلتنگى، بعد از كوچه ی فرسايش، بن بست بى حوصلگى و اين تنها انسانها بخش عمده اى از ساعات خود را در محيط كار طى مى كنند و با رخدادهاى بسيارى رو برو مى شوند كه بنا به برداشت آن ها، مى تواند نقش استرس زا داشته باشد. استرس هايى كه در مجموع؛ استرس هاى شغلى ناميده مى شوند و مى توانند در درازمدت همراه با خود فرسودگى ايجاد كنند. نارضايتى شغلى از جمله شايعترين پيامدهاى استرس شغلى است و استرس شغلى نيز آثار و عوارض جدى از قبيل زيان اقتصادى و اجتماعى را به دنبال دارد. در حقيقت به علت محدوديتهايى كه براى افراد در انتخاب شغل وجود دارد، اگر فردى شغلى را از روى ناچارى و به طور تصادفى انتخاب كند، به بيانى بايد يك عمر هفته اى شش روز و روزى هشت ساعت را با ناراحتى بگذراند. نارضايتى از شغل يكى از مشخصه هاى زندگى چنين فردى است. نتيجه ی اين وضع در بازده كار او و سرانجام در وضع اقتصادى جامعه تأثير منفى خواهد گذاشت. تا جايى كه اين امكان وجود دارد فردى كه رضايتمندى شغلى ندارد پس از مدتى تغيير شغل دهد كه اين عمل گذشته از ضايع شدن حق ديگران موجب اتلاف سرمايه هاى جامعه نيز مى شود.
نشانه هاى نارضايتى در دنياى آمارها
اما نشانه هاى نارضايتى از شغل در دنياى آمار و ارقام به عموميت داشتن اين مسأله بين جماعت شاغل اشاره مى كنند. براى مثال: بر اساس نظر سنجى اى كه چندى پيش سازمان ملى جوانان با حضور بيش از ۹۰۰ جوان انجام داده است، بيش از ۵۰% آنان از شغل خود اعلام نارضايتى كرده اند.
همچنين براساس نتايج پژوهش « بررسى عوامل مؤثر بر افزايش كارايى معلمان مقطع ابتدايى ناحيه يك شهرستان اراك»، تنها ۲۵% معلمان مقطع ابتدايى اين شهر از شغل خود اعلام رضايت كرده اند.
عليرضا يارمحمدى، كارشناس ارشد مديريت دولتى درباره ی نتايج اين تحقيق مى نويسد: ۷۵% معلمان مقطع ابتدايى نسبت به شغل خود علاقه ی كم و متوسط دارند. بر اين اساس، ۷۲% معلمان مقطع ابتدايى، احترام و منزلت اجتماعى معلمان در جامعه را كم، ۲۳% متوسط و تنها 5% منزلت اين قشر را زياد و خيلى زياد بيان كرده اند.همچنين، ۸۷% معلمان ميزان دريافت حقوق و مزايا را در ميزان كارايى « زياد و خيلى زياد»، 2% «كم» و ۱۰% «متوسط» عنوان كرده اند. نتايج تحقيقات در پژوهشكده ی علوم بهداشتى جهاد دانشگاهى نيز نشان مى دهد، پزشكان مسن به علت دارا بودن موقعيت شغلى مناسب تر و رفاه نسبى بالاتر، از شغل خود به عنوان پزشك عمومى رضايت بيشترى دارند. براساس نتايج اين تحقيق، درمجموع ۱۱% از مطالعه شوندگان از رضايت شغلى زياد يا خيلى زياد، ۴۱% از رضايت متوسط و ۴۸% از رضايت كم و يا خيلى كم برخوردار بوده اند.
در هر حال محيط كار هر انسانى خانه ی دوم او به حساب مى آيد و چه بسيار افرادى كه بيشتر ساعات شبانه روز خود را مجبورند در محيط هاى كارى بگذرانند. ساده پيداست كه اين محيط نيز همچون خانه بايد برآورنده ی حداقلى از نيازهاى روحى و روانى افراد باشد تا آن ها بتوانند ضمن كسب درآمد به ارتقاى دانش حرفه اى خود پرداخته و خدمتى صادقانه ارائه دهند. عوامل متعددى وجود دارد كه در كنار هم مى توانند ايجاد كننده ی رضايت شغلى در افراد باشد. ميزان درآمد، وجهه ی اجتماعى، امكان ارتقاى شغلى، نحوه ی مديريت در محل كار، عدم تبعيض و ميزان آگاهى فرد از شغل خود از مهم ترين عوامل ايجاد رضايت شغلى در افراد است. ميزان درآمد به عنوان عاملى در انتخاب شغل در بسيارى از موارد حتى مى تواند باعث ناديده گرفتن عوامل ديگر باشد.
اما دكتر دادگران مدير گروه كارشناسى ارشدمديريت رسانه، عوامل متعدد ديگرى را بيش از موقعيت مادى، در انتخاب شغل مؤثر مى داند. مهم ترين عوامل از نظر او وجاهت اجتماعى، احترام به ارزش كار افراد، ساعات كار، امنيت، محيط كار و خدمات رفاهى و روابط انسانى است.
اين استاد دانشگاه در ادامه مى گويد: ميان « ايفاى نقش» و « نگرش» از ديدگاه روانشناسى اجتماعى، رابطه اى بسيار نزديك وجود دارد. آن زمانى كه فرد با پيش زمينه هاى مثبت انتخاب شغل كند، طبيعتاً در كار خود تا حد زيادى موفق خواهد بود و برعكس نگرش منفى مى تواند پيامدهاى ناگوارى را در پى داشته باشد. به ويژه در جامعه اى كه ميان آموزش و توليد رابطه اى پايدار وجود ندارد.غالباً افراد به كارهايى گمارده مى شوند كه از سرناچارى آن را انتخاب مى كنند. پس با پيش زمينه ی منفى به انجام وظايف محوله ی خود مى پردازند. اين امر به ويژه در زمانى بيشتر نمود مى يابد كه فرد از لحاظ حقوق و مزايا و امكانات رفاهى در سطح بسيار پايينى قرار داشته باشد. همين امر، عدم تعادل ميان دستمزدها و هزينه ی كالا و خدمات مورد نياز براى معيشت را تشديد كرده و آثار سوء آن به صورت كاهش انگيزش كاركنان و تنزل بهره ورى در جامعه ی ما مشهود مى شود.
در همين راستا عده اى از كارشناسان نيز به وجود نداشتن مسأله ی شايسته سالارى در كشور به عنوان عاملى در جهت ايجاد نارضايتى شغلى اشاره مى كنند. دكتر زهرا نژادبهرام استاد حقوق در دانشگاه، در اين زمينه مى گويد: متأسفانه طراحى ساختار سيستم مديريتى براساس شايستگى نبوده و گزينش ها شايسته مدار نيست. افراد براى كارهاى ديگرى عشق و علاقه و ذوق داشته اند اما به كارهاى ديگرى گمارده شده اند. اين افراد وقتى وارد كار مى شوند، چون كار نمى تواند اقناعشان كند يا تربيت شغلى آن ها با آن شغل همگونى ندارد، طبيعتاً احساس نارضايتى مى كنند.
رابطه ی نارضايتى از شغل و ابتلا به انواع بيمارى
به گفته محققان آلمانى نارضايتى شغلى درصد ابتلا به بيمارى هاى قلبى و افزايش فشار خون را به ميزان دو برابر افزايش مى دهد. به نوشته ی روزنامه ی سوئيسى « بازل»، پزشكان دانشگاه دوسلدورف آلمان از مطالعه رفتارى چند هزار شركت كننده ی ساكن اروپا در اين طرح دريافتند مضاعف شدن خطرات ناشى از نارضايتى شغلى و تحمل استرس هاى حاصل از آن ظرف مدت پنج تا ده سال فرد را بيمار مى كند و يا منجر به مرگ وى مى شود. متخصصان دريافتند در كارمندانى كه از تعهد بالاى شغلى برخوردارند اما هيچ پاداشى را در مقابل دريافت نمى كنند، هورمون هاى مولد استرس و فشار خون به طور قابل توجهى افزايش مى يابند. برپايه ی اين گزارش، بى اهميتى نسبت به دستورات مافوق، متصور نبودن شانس ارتقاى شغلى و نيز نداشتن امنيت شغلى از جمله مواردى است كه براثر اين نوع اضطراب هاى شغلى ممكن است در طبقه ی كارگر و كارمند به ويژه در مردان بروز كنند.
كارشناسان به منظور پيشگيرى از اين نارضايتى ها و تأمين نيازهاى شغلى كارمندان شركت ها و مؤسسات، آموزش مداوم مديران و كارمندان و در نظر گرفتن شرايطى را براى تقسيم بخشى از سود شركت ها در ميان مستخدمان توصيه مى كنند. مطالعات علمى نشان مى دهد سرمايه گذارى و بهره گيرى از چنين اقداماتى از لحاظ اقتصادى براى شركت ها، ارزش و منفعت اقتصادى به همراه دارد.
اما گذشته از ناراحتى هاى جسمى كه نارضايتى هاى شغلى براى جماعت شاغل به بار مى آورند، به ناراحتى ها و اختلالات شايع روانى مى رسيم؛ بر اين اساس « اختلالات روانى در زنان خانه دار ايرانى ۱۵/۴۸%، مردان بيكار ۱۲/۰۵%، كارگران ۷/۶% و كارمندان ۶/۹۹% است.»
دكتر محمدتقى ياسمى با بيان اين كه زنان خانه دار و متأهل بيشتر در معرض استرس قرار دارند بر ضرورت وجود برنامه هاى سلامت روان زنان خانه دار متاهل تأكيد مى كند. وى با بيان اين كه بر اساس نتايج پژوهش استرس شغلى در زنان داراى تحصيلات بسيار بالا نيز شايع است، ادامه مى دهد: نداشتن وقت براى استراحت كافى، نارضايتى از ساعات كار و وجود فشارهاى روانى محيط كار مهمترين عوامل استرس زا در محيط شغلى زنان بوده است.
از رضايت تا بهره ورى
« رضايت شغلى منبع اصلى بهره ورى نيروى كار است.» اين جمله؛ فصل مشترك نظرات كارشناسان مختلف است. چراكه هر مقدار اين رضايت شغلى در نيروى كار كاهش يابد بهره ورى اين افراد نيز براى سازندگى كشور كمتر خواهد شد.
دكتر احمدى روانشناس با اشاره به وجود رابطه اى مستقيم و تنگاتنگ ميان كارايى سازمان ها و رضايت مندى شغلى در جامعه مى گويد: در هر حرفه اى افراد مختلف، به ميزانى كه از شغل خود رضايت داشته باشند مى توانند فعاليت و برنامه ريزى عميق ترى براى كارهاى خود داشته باشند و در نتيجه بازده كارى بهترى نيز خواهند داشت. اين روانشناس معتقد است: هنگامى كه افراد در محيط كار آموزش ببينند شناخت بيشترى نسبت به حرفه ی خود پيدا مى كنند و آن را بهتر انجام داده و در نهايت رضايت بيشترى از شغل خود دارند. وى ثبات شغلى را از عوامل مهم ديگر در اين امر دانسته و معتقد است: در جامعه ی ما افراد همواره بر اين باورند كه شغل ثابتى ندارند و پيوسته به دنبال شغل بهترى مى گردند در صورتى كه اگر نسبت به دوام شغل خود اطمينان داشته باشند، با تلاش بيشتر در شغل خود پيشرفت كرده و از جايگاه بهترى بهره مند مى شوند و رضايت بيشترى از شغل خود خواهند داشت.
اما دكتر يوسفى اقتصاددان و استاد دانشگاه در اين باره مى گويد: انسان با توجه به نيروى توجيه گرى خود سعى مى كند كارگريزى و يا تخريب كار را با نارضايتى توجيه كند.
به اعتقاد او هنگامى كه جوانى مى بيند تلاش او در تعيين سرنوشتش تأثير چندانى ندارد و ديگران به راحتى براى آينده او تصميم مى گيرند به راحتى نااميد مى شود؛ اين نا اميدى براى كشورى مانند ايران كه اكثر جمعيت آن جوان است خسارات جبران ناپذيرى خواهد داشت.
اين اقتصاددان خاطرنشان مى كند: هنگامى كه جوانى مى بيند تحصيلات دانشگاهى تأثير زيادى در ارتقاى شغل يا كاريابى او ندارد و يا اين كه با تلاش و كار نمى توان به همه اهداف خود دست يافت، انگيزه ی خود را براى مفيد بودن براى جامعه از دست مى دهد. در حالى كه در فضاى حرفه اى ما شايسته سالارى، علم، صداقت و كار و تلاش خريدار چندانى ندارد، چگونه انتظار داريم جوانان از شغل خود رضايت داشته باشند.
دكتر خورشيدى كارشناس مسائل اقتصادى نيزدر اين باره معتقد است: از ديد كلى، بحث نارضايتى از شغل را مى توان به دو شكل تعبير كرد، نخست اصل شغل كه باعث عدم رضايت فرد مى شود و دوم محيط فعاليت فرد شاغل موجب مى شود تا نارضايتى هايى براى وى به وجود آيد. اين كارشناس مسائل اقتصادى همچنين مى افزايد: بى عدالتى در به دست آوردن شغل مناسب نيز از عوامل مهم ديگرى است كه باعث به وجود آمدن نارضايتى در افراد مى شود.دكتر خورشيدى در ادامه مى گويد: هنگامى كه فرد مى بيند دوستش با مدرك تحصيلى مشابه و تنها به دليل داشتن ارتباط يا پارتى، جايگاه و شغل بهترى نسبت به او دارد، حتى اگر شغل مناسبى هم داشته باشد باز احساس نارضايتى مى كند كه متأسفانه اين مسأله در جامعه ما كم نيست و آشكارا قابل مشاهده است.
به اعتقاد اين استاد دانشگاه، از بعد مقايسه مى توان به اثر مشاهده محيط هاى ديگر نيز، بر ايجاد و يا افزايش نارضايتى از شغل در افراد اشاره كرد. چراكه امروزه به دليل انفجار اطلاعات، نسل جوان به راحتى مى تواند دنيا را ديده و خود را با آن مقايسه كند. هنگامى كه جوانى، همسن و سالان خود را در جاى ديگرى از جهان مى بيند كه از شرايط شغلى و رفاهى بهترى نسبت به او برخوردار هستند نارضايتى و احساس گريز از كار در او ايجاد مى شود.
اين كارشناس مسائل اقتصادى مى گويد: اين نارضايتى ها در محيط هاى كارى ما تقويت مى شود به طورى كه حتى افرادى كه احساس رضايت مى كنند هم در محيط هاى كارى ناخودآگاه برگشت پيدا مى كنند و كم كم از شغل خود ناراضى مى شوند. محيط از ابعاد مختلف فيزيكى، همكاران، روابط مديريت با كاركنان و امكانات رفاهى بر روى رضايت افراد تآثير مى گذارد كه متأسفانه به اين مسائل كمتر توجه مى شود؛ از سوى ديگر وجود افرادى با درآمدهاى بسيار بالا در ادارات دولتى كه كارمندانى با درآمدهاى بسيار پايين در آن مشغول به كار هستند نيز باعث تشديد اين نارضايتى ها مى شود.
ضرورت مشاوره شغلى
و در نهايت توجه به امر مشاوره قبل از انتخاب شغل تا اندازه اى مى تواند در رضايتمندى دوران اشتغال كمك كند. چراكه مشاوره عبارت است از تعيين يك حرفه كه با استعدادها و امكانات و خصوصيات روانى و جسمى فرد سازگار و هماهنگ باشد. به عبارتى در اين شاخه راهنمايى و مشاوره دو دسته اطلاعات مورد بررسى قرار مى گيرند. يك دسته اطلاعات مربوط به مشاغل و دسته ديگر اطلاعات مربوط به ويژگي ها و استعدادهاى فرد و در جريان مشاوره تلاش مى شود تا هماهنگى و تناسب بين اين دو دسته اطلاعات مشخص شود و تعيين گردد تا چه اندازه اى شرايط مربوط به يك حرفه با توانايي ها و ويژگيهاى فرد سازگارى دارد.
منبع : ایران به نقل از جمهوری
یکی از مشکلترین و در عین حال حساس ترین کارها قضاوت است و متأسفانه یکی از متداولترین و مخربترین ویژگیهای اخلاقی در بین ما قضاوتگر بودن ماست.
در این نوشتار مختصراً به آثار و جوانب این خصوصیت پرداخته می شود.
بسیاری از ما معمولاً با دیدن یک رفتار و یا شنیدن یک جمله از یک شخص و یا درباره ی یک شخص، به قضاوت کردن در مورد شخصیت او می پردازیم. طبیعی است قضاوتی که با این سرعت صورت گیرد ، نمی تواند از دو حالت خارج باشد : خوب و یا بد .
از طرفی ویژگی "تعمیم دادن" که آن نیز در میان ما بسار رایج است باعث می گردد که این خوبی و بدی را مشمول تمامی وجوه فرد بدانیم. بدین معنی که شخص خوب را تماماً خوب دیده و در او یک خصوصیت بد پیدا نکنیم و در شخصی که به نظرمان بد است یک صفت خوب نیابیم.
این تعمیم دادن گاه حتی از فرد مورد نظر در می گذرد و بستگان نزدیک و گاه دور او را نیز در بر می گیرد و بدین ترتیب افراد همراه با آباء و اجدادشان در یکی از دو گروه بد یا خوب ، خادم و یا خائن ، شریف و یا ناشریف ، با معرفت و یا بیمعرفت ، و به زبان ساده ماه و یا افتضاح قرار می گیرند. (قضاوت قبیله ای)
تأسف آور اینجاست که در بسیاری از مواقع نازنین و شریف و با معرفت بودن افراد فقط به این خاطر است که مثلاً یک روز پول تاکسی ما را دادهاند ، یا از ما تعریفی کرده اند و با ما گرم گرفته و مهمتر از همه ما را به منزلشان برای شام یا ناهار دعوت کرده اند. با این ترتیب می توان دریافت که بد و بی معرفت بودن افراد می تواند به دلیل عدم انجام کارهای فوق باشد! به بیان دیگر خوبی و بدی افراد به دور محور "من" می گردد. و کسی از نظر ما خوب است که با "ما" خوب باشد و نفعش به "ما" برسد، حتی اگر "ضرر دیگران" را در پی داشته باشد و بالعکس. این نوع قضاوت یک جانبه ، صریع و غیر منصفانه باعث میشود که ما به شدت از هم بهراسیم. هراسی که ما را به پنهان کاری و تظاهر وا می دارد . به خصوص که می دانیم این قضاوت ها به سرعت به دیگران منتقل خواهد شد و آن ها نیز بدون تحقیق و تفحص آن را قبول کرده و به نوبه ی خود به سایرین منتقل می کنند.
اما قضاوت ما در مورد افراد سیاسی بر مبنای رابطه ی آن ها با قدرت حاکم شکل می گیرد و از آنجایی که ما در اکثر اوقات تمام بدبختیهایمان را از چشم حکومت میبینیم ، کسانی که به هر دلیلی و با هر انگیزه ای با آن سر به مخالفت بردارند ، در چشم ما محبوب و قهرمان ملی محسوب میشوند. بهخصوص اگر به تبعید و زندان فرستاده شده و به نحو اولی کشته شوند. این گونه برخورد غیرمنطقی و احساسی با قضیه از یک طرف و نیاز به محبوب و قهرمان شدن که در نوشتار حسادت شرح آن گذشت ، از طرف دیگر باعث می شود که بسیاری از جوان ها بدون این که از توانائی های جسمی ، روحی و فکری خویش آگاهی کافی داشته باشند ، با بت کردن یک شخص خاص و با پیروی ناآگاهانه از یک مکتب ویژه ، روانه ی زندان ها شوند و گاه جان خود را نیز در این راه فدا نمایند و در صورت جان به در بردن ، در سنین پختگی اگر به راستی پخته شده باشند ، به ناآگاهی و خامی دوران جوانی خویش تأسف خورند .
طبیعتاً تا این نگاه بر ما حاکم است و با انسان ها و قضایا و هر چیز دیگر این گونه برخورد می کنیم و تا انصاف ما تحت الشعاع نگاه تک بعدی ما و طرفداری از دوست ، خانواده ، حزب و قبیله و دسته ی ما قرار می گیرد ، انتظار پیشرفت انتظاری عبث خواهد بود.
هنگامی که ما توانستیم نقاط ضعف خود ، دوستان و حزب و گروه خود را نیز ببینیم و در مورد آن ها منصفانه به قضاوت بنشینیم ، هنگامی که توانستیم فضیلت را در مخالفان عقیدتی و حتی در دشمنان خویش دیده و زبان به تحسین آن ها بگشاییم ، هنگامی که ما توانستیم در انتقاد از هر مکتب و مسلکی ، نکات مثبت آن ها را نیز برشماریم ،خواهیم توانست به شاعر هوشمندی افتخار کنیم که هفتصد سال پیش از این به ما چنین توصیه کرد :
"عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگوی نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند"
آری نفی حکمت کردن اکثریتی از ما بطور اعم و نفی حکمت کردن برگزیدگان فکری و فرهنگی ما بطور اخص ، برای کسب نظر خاص و عام ، یکی ازموانع بزرگ در راه روشن سازی جامعه و به تبع آن پیشرفت مملکت ماست.
ویژگی های قضاوتگری ، عمومیت دادن ، و مطلقنگری در میان ما ، تاکنون ضررهای زیادی را چه در سطح فردی و اجتماعی و چه در زمینه ی سیاسی بر ما وارد آورده و بیش از این نیز خواهد آورد. به نظر می رسد که ما راهی نداشته باشیم جز این که به شدت گفتارها و نوشتارهای خویش را زیر نظر بگیریم و آن ها را حتی المکان از غرض ورزی ، کینه توزی و بد خواهی ، تک بعدی نگری و در یک کلمه "بی انصافی" تصفیه کنیم. که اگر چنین نکنیم این در بر همین پاشنه خواهد چرخید و آمدن دهها رژیم دیگر با ایدئولوژی های متفاوت نیز تغییری در وضع جامعه ی ما به وجود نخواهد آورد.
منبع : اخبار روز
طاهره شیخ الاسلام
| دفعه قبل حدود چند ماه پيش هم اين اتوبوس را در چهار راه حافظيه ديده بودم ولي هيچ وقت ذهنم به اين نرسيده بود كه شايد 7 انسان با دغدغه نان شب در اين اتوبوس شب را به صبح ميرسانند. اين بار كه براي زيارت امامزاده عليبن حمزه نزديكي دروازه اصفهان آمدم دوباره همان اتوبوس، البته با چند شيشه شكسته و پارچهاي كه سعي ميكرد تا نقش پرده يك خانه را داشته باشد، توجه مرا به خود جلب كرد. موضوع زماني بيشتر مرا به سمت اتوبوس كشاند كه دو دختر جوان وارد اتوبوس، نه انگار وارد خانهشان شدند. بعد از پل، سمت راست كنار خرابهها اتوبوسي با شيشههاي شكسته مأمن هشت ايراني است،يك زن و هفت كودك و جوان و نوجوان كه دنياي كوچك ما جائي براي آنها ندارد! خانواده زجر كشيدهاي كه صبورانه رنج را تحمل كردهاند تا آبرو داري كنند. درون اتاق فلزي اتوبوس،گرما بيداد ميكند،آب هم نيست! فقط 4 ديوار آهني است كه مادر خانواده و 7 فرزندش را در خود جاي داده است. زن بغضش را به زور فرو ميدهد،قطرهاي اشك كه از گوشه چشم پسر بزرگش سرازير شده و و زير لب خدا را ياد ميكند. اين زن ميانسال در حاليكه اشك ميريزد ميگويد: به هر كس كه بگوئيد گفتم،به كميته امداد هم رفتم اما ... يكسال قبل به سراغ آقاي... و آقاي... رفتم،هفتهاي دوبار،سهبار،با پاي پياده ميرفتم شورا، آنها همه چيز را ميدانند ولي كاري نكردند. او ادامه داد:به آقاي ... التماس كردم كه يك كاري براي دو دخترم كه ديپلم دارند پيدا كنيد ما خودمان اموراتمان را مي گذرانيم،گفتم اتوبوس را درست كنيد كار كند خرجمان در بيايد ولي فايده نداشت. گريه نميگذارد حرفش را تمام كند و سراسر وجودش را لرزشي خاص فرا گرفته، نميدانم در اطاقك فلزي كه نه آب دارد، نه برق، نه گاز، خبري هم از غذاي گرم هست يا فقط طبق معمول به كمي نان و خيار بسنده ميكنند. زن ادامه ميدهد: شوهرم به زور خودش را باز خريد كرد كه زندگيمان بهتر شود اما بدهي روي بدهي سرمان را به زمين زد. آواره شديم همه دار و ندارمان اين اتوبوس توقيف شده است و همين... ! سالها با آبرو زندگي كردم،دلم نميخواهد حالا به خاطر جيفه دنيا آبروي چند ساله خود و خانوادهام به باد برود. سه فرزند او عقب مانده ذهني هستند و از مشكلات اختلال رواني در رنج،سخت حرف مي زنند. زن موشهاي گربه ساني را كه از رودخانه خشك به اميد رسيدن به نوائي به محل زندگي آنان تردد ميكنند نشان ميدهد و ميگويد: وضع ما گفتن ندارد،خودتان ببينيد. اين پنجمين نقطه از شهر است كه اتوبوسشان،خانه شان را به زور ميكشانند و ميبرند. ميگويد: اول پشت كلانتري 14 بوديم بعد رفتيم دروازه قرآن،هفت تن،چهارراه حافظيه و حالاهم اينجا... يكسال قبل كه اين زن سرگردان راهروهاي شوراي شهر بود،دو عضو شورا درد دلش را شنيدند و هر دو تحقيق مفصلي كردند مبادا آمده باشد براي كلاهبرداري! يكي زنش را براي تجسس فرستاد و ديگري به شكلي، خودش بررسي كرد.اما... زن ميگويد:آقاي... ما را فرستاد سراغ يك مسافر خانه در دروازه كازرون(يكي از محلات جنوب شيراز)اما آنجا جاي زندگي نبود.امنيت نداشت مدام پليس ميآمد و دنبال معتاد و مشروب خور ميگشت. با گوشه چادر اشك از ديده ميگيرد و با اشاره به دو دختر دم بختش ميگويد: چطور ميتوانستم دستههاي گلم را ببرم آنجا؟اين اتوبوس هم توقيف شده و شهرداري ميخواهد آنرا از ما بگيرد،ماندهام با اين بچهها چه كنم؟ رئيس كميسيون فرهنگي شوراي شهر شيراز با ابراز بياطلاعي از وجود چنين خانوادهاي ميگويد: تا به حال اين مسئله نه شفاهي و نه كتبي به كميسيون فرهنگي و اجتماعي شورا منتقل نشده است. غلام مهدي حقدل ميافزايد: نه تنها وظيفه ما به عنوان عضو شورا توجه به مشكلات مردم است بلكه از ابعاد انساني هم مكلف هستيم. زن اما ميگويد: من كاغذ بازي بلد نيستم،شنيدم شورا براي كمك به مردم است،اما به فريادم نرسيدند،گول خوردم،هيچ كس كاري نكرد. بي اعتمادي در نگاههاي هر 8 عضو اين خانواده موج ميزند،تمام اعتمادشان را گرفتهاند،كرخت شدهاند و رو ميگردانند كه نميخواهيم بگوئيم ،نميخواهيم بنويسيد. معاون فرهنگي شهردار شيراز هم با ابراز بي اطلاعي از وجود چنين خانوادهاي مي گويد: بايد بررسي كنيم و ببينيم چه ميتوان كرد. محمدعلي معين تاكيد ميكند: شهرداري يك دستگاه خدماتي است و حمايت از چنين خانواده هائي در شرح وظائف شهرداري نميگنجد اما در عين حال نياز به بررسي دارد. ساعتي از ظهر گذشته،عكاس ما كه مي رسد گشت 110 هم با او ميآيد ميگويند: همسايه ها خبر دادند كسي،غريبهاي وارد اين اتوبوس شده است؟ مي پرسيم؟پس نيروي انتظامي هم ميداند كه اتوبوسي هست و خانوادهاي كه بايد امنيت داشته باشند؟ اما آنها نميپرسند كه چرا شيشه اتوبوس شكسته است؟ زن ميگويد:شهرداري ميداند آمدند، بارها آمدند،گفتند: اتوبوس بابت طلب شهرداري توقيف است و بايد تخليه كنيد،اما كجا را دارم بروم. تلفن هاي خبرنگار ما به شهرداري،سازمان اتوبوسراني،سعيد دبيري مدير خدمات شهري كه گويا در جريان همه مسائل هست نتيجهاي در پي ندارد. پاسخ هاي كوتاه تمام آنچيزي بود كه شنيديم: جلسه دارند،پيغام بگذاريد و... پيغامهاي ما كه "خواهش مي كنيم تماس بگيريد "و يك روز تأمل براي گرفتن پاسخ همه بينتيجه ماند. مادر هفت جفت چشم نگران گفت: از طرف شهرداري ميآيند و ميگويند مبلمان و زيبائي شهر به هم ريخته جابهجا شويد اما ديگر نمي توانم،پول كرايه جرثقيل را نداريم كه بدهيم! اينجا هم امنيت نيست. دروازه اصفهان هميشه در پناه خود در تاريكي و خلوت كوچهها و خرابههايش صدها معتاد و اوباش را جا داده است. و هست. و زن حكايت شبي كه شيشه اتوبوس را معتاداني كه به اميد يافتن جائي براي تزريق شكسته بودند گفت،... گفت كه تا صبح خوابشان نبرده بود و باز هم داستان، داستان شبهاي طولاني زمستان كه بچههاي بيمارش را در آغوش ميگرفته و بيدارو و درمان فقط دعا ميكرد و با گريه تبشان را پاشويه ميكرد ! حكايت بيانتهاي روزهاي خالي ماندن سفره شان... اين داستانها همه ي ما را بي تاب ميكند. همسايه هاي اين خانواده اغلب مغازه داراني هستند كه از شرم و حياي زن ميگويند و از اين كه گدائي نمي كنند،آبرو دارند و آبرو داري مي كنند. خيليها هم نمي دانند كه درون اتوبوس اسقاطي كه در گوشهاي از خرابههاي دروازه اصفهان افتاده،در كنار دو امام زاده بزرگوار چه مي گذرد؟ يكي از خبرنگاران شورا ميگويد:مي شناسمش.بارها آمد شورا و رفت. بارها آمد و بي نتيجه رفت و ديگر نديدمشان. وي ميافزايد:خوب يادم هست سال قبل زمستان، آمد،باران خيسش كرده بود و تا كنار شوفاژ خشك شد مدام مي لرزيد. او ادامه ميدهد: يادم هست كه روزي با پسر كوچكش كه عقب مانده هم بود آمد،آنروز خيلي ها او را در راهروهاي شهرداري و شورا ديدند،خيليها ديدند كه پسرك داشت از حال ميرفت،خيليها شنيدند كه بهخاطر گرسنگي داشت غش مي كرد اما.... و مي توان تصور كرد كه سرماي زمستان را چگونه مي توان تحمل كرد در ميان پاره هاي آهني كه شيشه هايش را اوباش شكسته اند و هر شام معتاداني كه بهدنبال پناهي براي تزريق ميگردند از درو پيكرش بالا مي روند. | |
برای این که وقت شما رو نگیرم یکراست می رم سر اصل مطلب:
خیلی اوقات با همکاران در دفتر مدرسه راجع به اُفت تحصیلی و دلایل و راهکارهای مبارزه با آن صحبت می کردیم.
برخی ، از جمله بنده معتقد بودیم یکی از دلایل اُفت تحصیلی کم کاری
دانش آموزان در مقطع راهنمایی است و دیدگاه اشتباه وزارت و سازمان و اداره در این خصوص که برای کاهش این اُفت ؛ سُرنا رو از سر گشادش باد می کنن و به جای افزایش آگاهی و اطلاعات معلم و دانش آموز(البته با استفاده از راهکارهای تشویقی) برای مبارزه با اُفت تحصیلی ؛ قوانین و مقررات رو به قول خودشون روان سازی(بخوانید سهل انگاری) می کنن و سال به سال وضعیت آموزشی از قبل بدتر می شه و به قول معروف: « هر چه آید سال نو گوییم دریغ از پارسال! »
سرتونو درد نیارم امسال تصمیم گرفتم برای این که جلو ورود دانش آموزان تنبل رو به دبیرستان بگیرم(البته به سهم خودم)،مراقبت امتحان نهایی سال سوم راهنمایی رو قبول کنم.
بعد از چند روز مراقبت فهمیدم «آب از سرچشمه گل آلود است.» مسؤول محترم حوزه رئیس همان مدرسه بود و منشی؛معاونت محترم ایشان و یکی از مراقبان
(به جزمن) از معلمان همان مدرسه وحسابی هم از رئیس حوزه که مدیر مدرسه اش بود حساب راه می برد.
ناظر محترم اداره هم که قربانش از دوستانم بود و اهل تسامح(این تسامح هم بعضی اوقات مایه ی درد سر است) این جا بود که فهمیدم تسامحی که بنده ی خدا خاتمی معرفی کرد یک جایی ازش استفاده می کنن آن هم در بحث نظارت!
القصه من مانده بودم با یک کادر نظارتی و اجرایی اهل تسامح! که تا امروز جز جنگ اعصاب برای خودم و اونا چیز دیگه ای نصیبم نشد.
کم کم دارم به همان نتیجه ای می رسم که اکثر دبیرای خوب و زحمت کش رسیدن و اونم این که :
« چون به گردش نمی رسی واگرد! » شما چی می گین؟
|
نويسنده: یک معلم |
چهارشنبه 3 خرداد1385 ساعت: 14:52 |
|
آره دوست عزیز آنچه البته به جایی نرسد فریاد است. | |
|
|
|
|
نويسنده: یک معلم |
پنجشنبه 4 خرداد1385 ساعت: 23:8 |
|
چرا بعضی ها فکر می کنند که عقل کل هستند ؟ اگر در گذشته ی این افراد کنکاش کنید خواهید دید که خودشان دارای مشکل بوده اند وحالا مدعی هستند که از دیگران بیشتر می فهمند . | |
|
|
|
|
نويسنده: یک مدیر |
جمعه 5 خرداد1385 ساعت: 9:28 |
|
تسامح یا اتهام | |
|
|
|
|
نويسنده: ناظر |
شنبه 6 خرداد1385 ساعت: 6:9 |
|
همکار محترم بد نبود شما آدرس خودرا می نوشتیدتا سال آینده از شما در مدرسه | |
|
|
|
|
نويسنده: از طرف تسامح کنندگان |
دوشنبه 8 خرداد1385 ساعت: 15:21 |
|
پرودگارا | |
من معمولاَ بنای جدل با دوستانی که هم عقیده ی با من نیستند را نداشته و ندارم.اما به دلیل حساسیت مطالب ذکر شده و سوء تفاهم هایی که ایجاد شده در خصوص مطالبی که قبلاً آمده ، ذکر نکاتی چند را لازم دانستم:
1- اگر منظور یک معلم عزیز(دومی)بنده هستم؛هرچند می گویند:« جواب های هوی است » اما جواب این های را به خدا و روز محشر واگذار می کنم تا آن قادر مطلق بین ما داوری کند که او بهترین داوران است.
و اگر فرد دیگری مورد نظر ایشان بود بهتر بود مفصل تر راجع به آن می فرمودند تا سوء تفاهمی ایجاد نشود و طرف مقابل نیز مجال پاسخ داشته باشد
چرا که از قدیم می گویند : « هر که تنها به قاضی رفته خشنود برگشته! »
و برادر نادیده ی دیگرم یک مدیر!
اگر چه قبول دارم که به قول شما شمشیر را از رو بسته ام اما شمشیر از رو بستن را به از پشت خنجر زدن ترجیح می دهم
چرا که به قول امام معصوم (ع) : « المؤمن مرآة المؤمن » (مؤمن آینه ی مؤمن است) و به قول شاعر :
آینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن آینه شکستن خطاست!
2- لبه ی تیز تیغم متوجه اداره و سازمان و وزارت است که برنامه ریز هستند که در متن اصلی هم از آنان به صراحت نام برده ام و حتی با رنگی دیگر به خاطر تأکید مؤکد آورده ام.(از مزایای وبلاگ نویسی صراحت بیان است که خوشبختانه بنده در خارج از آن هم به این صفت موصوفم)
3- این حقیر ، مخلص تمامی معلمان و مدیران زحمتکشی هستم که بی هیچ چشمداشتی تن به زحمت تعلیم و اداره ی مدارس می دهند.
4- ناگفته پیداست که مسؤولین اداره ، مدیریت و معاونت محترم مدارس(همچون معلمین پایه ی سوم راهنمایی و سوم متوسطه از جمله خود من) از قبولی بیشتر دانش آموزان خود سود می برند.(تشویقی)
5- مخالفین ؛ یکی معلم ، یکی مدیر و دو دیگر ناظر بوده اند که به دلیل نقص در پیام این حقیر به اشتباه ، من را در مقابل خود انگاشته اند که همین جا مجدداً باید عرض کنم که مخاطب من مسؤولین ، سیاست گذاران و به اصطلاح بالادستی ها هستند ما که همه مجری اوامر ملوکانه ی آن ها بوده و به هیچ می انگارندمان! ( منظورم در عمل است نه در لفظ که در لفظ ما و شأن ما را همپایه ی انبیاء می دانند!)
4- و دیگر نکته ی جالب این که هیچکدام از عزیزان آدرس وب سایت و یا حداقل پست الکترونیک خود را درج نفرموده اند تا پاسخ ابهامات را به خودشان عرض نموده و وقت دیگر عزیزان را نگیریم! شاید هم دلیل دیگری دارد که من به آن آگاه نیستم ؟ الله اعلم.
5- دست آخر این که ما از نظرات و انتقادات(هر چند تند و آتشین ) با کمال میل استقبال می کنیم چرا که حداقل دو خیر در آن نهفته است : اول این که دوستان ما را قابل دانسته اند و به مطالبمان پاسخ داده اند و دیگر این که نظر مخالف ؛ خود نشان از پویایی این قشر فرهیخته دارد که اگر روزی برسد ما معلمین نسبت به وقایع پیرامون خود بی تفاوت باشیم باید فاتحه ی همه چیز را خواند ( کما این که بسیاری از مشکلات موجود به دلیل کناره گیری اربابان معرفت از جریان امور است که در جای خود محل بحث بسیاری است که چرا این گونه شده ؟ و ما را چه شده ؟ و بر ما چه گذشته ؟ )
6- ناظر محترمی آدرس بنده را خواسته اند ، باید عرض کنم آدرس ما که همین وبلاگ است! شما اگر مراقب می خواهید ( که شأن شما اجل از این امور است و مراقب را باید مسؤول حوزه به اداره معرفی نماید! ) باید شجاعت آدرس دادن را می داشتید تا حضوری یا مجازی ( پست الکترونیک) خدمتتان رسیده و عرض ادب نماییم.
7- در پاسخ به سخن از طرف تسامح کنندگان نیز باید تنها سکوت کرد که خود گاه برترین پاسخ هاست!
از دور دست یکایک معلمین عزیز ؛ خصوصاً معلمین منتقد را می بوسم چرا که رشد و بالندگی خود را مدیون انتقادات سازنده ی آنان می دانم.
حقیر سراپا تقصیر : یکی از چند صدای معلم
عضو كميسيون مشترك رسيدگي به لايحه ی مديرتي خدمات كشوري از پايان رسيدگي به آن خبر داد و گفت: براساس اين لايحه و در صورت تصويب نهايي آن در مجلس حقوق كاركنان دولت 50 تا 100% افزايش مييابد. به گزارش خبرگزاري فارس ، احمد بزرگيان در حاشيه ی جلسه ی علني مجلس با بيان اين كه زمان پيشنهادي براي اجراي اين لايحه اول فروردين سال 1386 است ، گفت: شش هزار ميليارد تومان افزايش اعتبار براي اجراي اين لايحه در نظر گرفته شده است.
وي از مطرح شدن اين لايحه در صحن علني مجلس در خرداد ماه امسال خبر داد و اظهار داشت: پس از تصويب اين لايحه در مجلس ، آئيننامه ی اجرايي آن 9 ماه پس از تصويب ابلاغ خواهد شد.
نماينده ی سبزوار در مجلس با پيشبيني رأي آوردن اين لايحه در صحن علني مجلس تصريح كرد: كار كارشناسي زياي درخصوص اين لايحه انجام شد.
منبع : سایت فردا
وزير علوم ، تحقيقات و فنآوري با حضور در مجلس شوراي اسلامي به سؤالات نمايندگان پاسخ گفت.به گزارش ايسنا ، دكتر محمد مهدي زاهدي امروز در پاسخ به سؤال نديمي نماينده ی لاهيجان درباره نحوه برگزاري كنكور و ضرورت بازنگري در آن ، گفت: اصلاح نظام آموزشي و آزمونهاي ورودي و ارتقاي پوشش جمعيت دانشجو به 30% تا پايان برنامه ی چهارم از وظايف وزارت علوم است.
وي افزود: ما مصمم هستيم كه تا سه سال آينده نقش آزمون سراسري و سنجش را به حداقل ممكن برسانيم و مطمئناً تا سه سال آينده بحث سنجش و آزمون سراسري در بسياري از رشتهها كم رنگتر خواهد شد.
وي با اشاره به تدوين آييننامه ی جامع درباره ی كنكور و نحوه ی پذيرش دانشجو ، ابراز اميدواري كرد: با عملياتي شدن تدريجي آن ، ضمن افزايش چشمگير پذيرش دانشجو ، روند پذيرش و سنجش نيز منطقي شود و اضطراب و نگراني از خانوادهها رخت بربندد.
به گفته ی وزير علوم ، در اين آييننامه ، سنجش از پذيرش تفكيك شده و ملاك هاي سنجش شامل سوابق تحصيلي دانشآموزان براساس نمرات استاندارد آزمون هاي معيار كشوري ، سنجش استعداد و مهارت دانشآموز با آزمون سراسري و آزمونهاي معيار است.
وي گفت: برمبناي اين سنجش هر سال حداقل دو سنجش صورت ميگيرد و با توجه به آن دانشگاهها اختيار دارند خودشان پذيرش را انجام دهند ، پيشبيني ميشود كه به سرعت در برخي رشتهها و مقاطع كه اولويت كمتري دارد ، آزمون سراسري كمرنگ و يا حذف شود.
منبع : سایت فردا
گزارشی که در پی می آید خواننده را به فکر وا می دارد اگر مسؤولین را هم به چنین کاری وادارد قطعاً با آن برخورد خواهند کرد وگرنه...
ديوان محاسبات كشور اعلام كرد: شركت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي ايران در سال 83بيش از 11 ميليارد و 168 ميليون ريال تحت عنوان پاداش مناسبت هاي خاص به كاركنان شركت و شركت هاي تابعه بدون اخذ مصوبه ی مجمع عمومي ، موضوع ماده ی 43 اساسنامه ی شركت پرداخت كرده است.
به گزارش خبرگزاري فارس ، ديوان محاسبات كشور در گزارش تفريق بودجه ی سال 83 وزارت نفت اعلام كرد: در شركت ملي پالايش و پخش فراوردههاي نفتي ايران ، درآمدها و فروش ، هزينهها ، قراردادها ، طرح هاي عمراني ، سرمايهگذاري ها ، تسهيلات بانكي ، و دارائي هاي ثابت سال 83 به طور نمونهاي مورد رسيدگي قرار گرفته است.
بنابراين گزارش ، در اين شركت ؛ درآمد عملياتي معادل 42 ميليون و 158 هزار و 854 ميليون ريال ، درآمد غيرعملياتي 366 هزار و 831ميليون ريال ، هزينههاي عملياتي مبلغ 43 ميليون و 204 هزار و 915 ميليون ريال و هزينه ی غيرعملياتي 416 هزار و 774 ميليون ريال بوده است.
ديوان محاسبات كشور 19 مورد خلاف قانون در شركت ملي پالايش و پخش فراوردههاي نفتي ايران مشاهده كرد و موارد واخواهي را به شرح زير اعلام نمود:
1 - عدم رعايت قانون نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت مصوب 13/6/1370 مجلس شوراي اسلامي و اصلاحيههاي بعدي آن و لايحه ی قانوني مربوط به حداكثر و حداقل حقوق مستخدمين شاغل و بازنشسته و آماده به خدمت مصوب 4/2/1358 موضوع در سنوات گذشته جهت پيگيري به دادسراي ديوان محاسبات كشور ارجاع گرديده است.
2 - عدم رعايت بند (ر) تبصره (5) قانون بودجه سال 1382 كل كشور در خصوص واريز 318 ميليارد و 188 ميليون و 462 هزار و 840 ريال سهم شركت ملي پالايش و پخش فرآوردههاي نفتي ايران و شركت هاي فرعي آن در سال 1382
3 - پرداخت 11 هزار و 168 ميليون ريال تحت عنوان پاداش مناسبت هاي خاص به كاركنان شركت و شركت هاي تابعه بدون اخذ مصوبه ی مجمع عمومي ، موضوع ماده ی 43 اساسنامه ی شركت
4 - پرداخت 11 هزار و 150 ميليون ريال تحت عنوان كمك بلاعوض به باشگاه ورزشي / فرهنگي صنعت نفت آبادان و باشگاه شماره ی 2 صنعت نفت ، مغاير با ماده ی 5 قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت و بند (چ) تبصره ی 5 قانون بودجه ی سال 1383
5 - پرداخت 220 ميليون ريال بابت پاداش به كاركنان مديريت امور بينالملل شركت ملي نفت ايران بدون رعايت موضوع آئيننامه ی تنظیم برخي از مقررات مربوط به پرداخت و اعزام به خارج از كشور كاركنان دولت از طريق دستگاه غير مطبوع مستخدم ، مصوبه ی شماره ت 24649 ه / 53968 مورخ 25/10/1381 هيأت وزيران
6 - عضويت دو نفر از مديران شركت در هيات مديره ی شركت هاي پالايشي نفت سپاهان و جي و دريافت پاداش و حق حضور در جلسات توسط هر يك از آن ها به ترتيب به ميزان 465/916/203 و 465/916/241 ريال مغاير با تبصره ی (4 و 5) قوانين منع تصدي بيش از شغل مصوب 11/10/1373 مجلس شوراي اسلامي
7 - عدم رعايت ماده ی 4 لايحه ی قانوني نحوه ی استفاده از اتومبيل هاي دولتي و فروش اتومبيل هاي زائد (مصوب 4 مهر 1358) و مغاير بند 12 ضوابط اجرايي بودجه ی سنوات 82 و 83 و بند 10 ضوابط اجرايي سال 1384 وزارت نفت با ماده ی قانوني اخيرالذكر ، عدم رعايت صرفه و صلاح شركت در مورد اجاره ی پانزده دستگاه خودرو سواري از شركت نفتياب و متعلق به شركت سرمايهگذاري صنعت نفت با اجاره ی ماهيانه به ميزان 000/728/5 ريال از سال 1381 با عنايت به قراداد اجاره ی خودرو توسط شركت ملي مهندسي و ساختمان نفت ايران در سال 1383 با اجاره ی ماهيانه هر دستگاه 000/000/48 ريال
8 - عدم رعايت ماده ی 11 آئيننامه ی اصول و سياست ها و ضوابط بند 7 ماده ی 3 قانون برنامه و بودجه (مصوبه ی مورخ 19/8/1376 شوراي اقتصاد) در خصوص واريز 124 ميليارد ريال وجوه حاصل از فروش ماشين آلات و وسائط نقليه طرح هاي عمراني خاتمه يافته و در جريان تكميل و 20 ميليارد ريال درآمد اجاره ی ماشينآلات طرح هاي عمراني به حساب خزانه
9 - معاوضه ی 98 واحد مسكوني در سردشت اراك كه از محل طرح عمراني ساخت پالايشگاه اراك ساخته شده بود با 36 قطعه زمين 230 متري واقع در ملاصدرا متعلق به سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در مقابل پرداخت 900/274/054/20 ريال از محل منابع داخلي شركت بدون رعايت:
- مفاد بند 2 ماده ی 28 اساسنامه ی شركت در خصوص امضای اسناد و اوراق تعهدآور و همچنين قراردادهايي كه در حدود موضوع شركت منعقد ميگردد (اختيارات مدير عامل)
- عدم پيشبيني خريد زمين به مبلغ 500/458/838/26 ريال در بودجه ی سال 1380
- عدم مبادله ی موافقتنامه با سازمان مديريت و برنامهريزي كشور در خصوص خريد زمين
- با عنايت به اين كه قسمتي از منابع تامين اعتبار ساخت واحدهاي مسكوني در اراك (پروژه ی شماره ی 3 طرح احداث پالايشگاه اراك به شماره ی 40502219) در سال هاي قبل از 68 از محل منابع عمومي بوده است. عدم رعايت مفاد ماده ی 11 آئيننامه اصول و سياست ها و ضوابط بند 7 ماده ی 3 قانون برنامه و بودجه (مصوبه ی مورخ 19/8/1376 شوراي اقتصاد) ميباشد.
10 - عدم رعايت مفاد ماده ی 62 قانون برنامه ی سوم توسعه ی اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در خصوص انتقال مازاد ناشي از تجديد ارزيابي دارائي هاي ثابت به حساب سرمايه ی شركت.
11 - اشتغال كاركنان واحد روغنسازي اصفهان پس از واگذاري اين واحد به امور صندوقهاي بازنشستگي صنعت نفت بدون رعايت مفاد مقررات اداري و استخدامي شركت ملي نفت ايران و انعكاس مبلغ هزينههاي حقوق ، دستمزد و مزاياي اين كاركنان در بودجه ی مصوب شركت پالايش نفت اصفهان كه موجب متورم شدن بودجه گرديده است.
12 - پرداخت مبلغ 3 ميليارد ريال در تاريخ 28/10/1382 تحت عنوان عليالحساب به شركت ملي پخش فرآوردههاي نفتي ايران بابت انجام هزينههاي بهينهسازي مصرف سوخت در سطح كشور كه تا تاريخ تنظيم گزاش نسبت به تسويه اين مبلغ اقدام نگرديده است.
لازم به ذكر است پرداخت وجه به شركت ملي پخش تحت عنوان عليالحساب بدون انعقاد هرگونه قراردادي مغاير با دستورالعمل پرداخت عليالحساب ميباشد.
13 - عدم تسويه تنخواه گردان هيأت اجرايي بازسازي پالايشگاه آبادان به ميزان 495/288/827 ريال از سال 1372 تا تاريخ تهيه ی گزارش مغاير با بند 8 دستورالعمل شماره ی 03/02 مورخ 1/1/1378 اداره ی تدوين روش ها و مقررات مالي شركت ملي نفت ايران و دستورالعمل قبلي آن
14 - عدم رعايت مفاد آئيننامه ی معاملات شركت ملي نفت ايران و ماده ی 104 قانون ماليات هاي مستقيم در انعقاد قراداد با سازمان حسابرسي
15 - تسويه حساب با شركت ايران كارت ، پيمانكار تعميرات اساسي پالايشگاه اصفهان ، بدون كسر مبلغ جريمه تأخيرات غيرمجاز به ميزان 916/049/951/7 ريال توسط هيات مديره ی شركت پالايش نفت اصفهان مغاير با مفاد قرارداد و شرايط عمومي پيمان
16 - عدم رعايت مفاد بند ب ماده ی 2 قانون اصلاح مواد 2 و 4 قانون برنامه ی سوم توسعه ی اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي و تشكيل شوراي عالي انرژي كشور ، مصوب 30/4/1384 مجلس شوراي اسلامي در خصوص اصلاح اساسنامه ی شركت در قالب شركتهاي مادر تخصصي ، 17 - مفاد بند (ث) تبصره ی 4 قانون بودجه ی سال 1383 كل كشور در رابطه با ممنوعيت اشتغال به كار و استفاده از خدمات افراد بازنشسته رعايت نشده است.
18 - عدم رعايت مفاد بند (ص) تبصره ی 12 قانون بودجه ی سال 1383 كل كشور در خصوص لزوم استفاده از كارت هوشمند توزيع سوخت بطوري كه اقدامات صورت گرفته منتهي به نتيجه نشده است.
19 - عدم اجراي كامل جزء 1 بند (ب) تبصره ی 12 قانون بودجه ی سال 1383 كل كشور در خصوص واريز مبلغ 1500 ميليارد ريال به خزانه (رديف درآمدي 810106) مبلغ 275 ميليارد ريال مغاير با بند (ج) ماده ی 23 قانون ديوان محاسبات كشور در شهريورماه سال 1384 به خزانه واريز شده است.
از بند 2 تا 7 به دادسراي ديوان محاسبات كشور ارجاع شده و ساير بندها در حال پيگيري جهت ارجاع به دادسراي ديوان محاسبات كشور ميباشد.
منبع : سایت فردا
محمدرضا باهنر نائب رئيس اول مجلس شوراي اسلامي در جلسه ی علني مجلس تذكرات كتبي نمايندگان به رئيس جمهور و وزرا را قرائت كرد.
برمك نماينده مينودشت به وزير آموزش و پرورش درباره ی لزوم هماهنگي رئيس سازمان آموزش و پرورش در عزل و نصب مديران اجرايي شهرستانها با مصوبات شوراي عالي اداري مبني بر هماهنگي با فرمانداري در انتصابات تذكر داد.
تابش نماينده ی اردكان ، پاكنژاد نماينده ی يزد ، محصلهمداني نماينده ی مهريز و يحييزاده نماينده ی ميبد به وزير آموزش و پرورش درباره ی لزوم عنايت ويژه به نظر كارشناسي قاطبه ی فرهنگيان استان يزد در تغيير مديريت آموزش و پرورش استان و پرهيز از تصميمگيري شتابزده تذكر دادند.
منبع : سایت فردا
مهدي كروبي با بيان اين كه نامزد انتخابات خبرگان نميشود ، در عين حال بر حضور جدي حزبش در اين انتخابات تاكيد كرد. وي همچنين معتقد است كه بررسي صلاحيت خبرگان بايد به حوزههاي علميه سپرده شود.
دبير كل حزب اعتماد ملي و رييس مجلس ششم در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران ، ايسنا ، همچنين درباره مباحث مطرحشده مبني بر واگذاري نظارت انتخابات شوراها از مجلس به شوراي نگهبان گفت: اظهارنظري شده كه من آن را قبول ندارم ، البته معلوم نيست مجلس چنين پيشنهادي را تصويب كند. برخي از آقايان محترم در اين ارتباط مطالبي را فرمودهاند ، ولي فكر نميكنم كه مجلس با اين كار موافقت كند.
وي درباره اينكه آيا مجلس ساز و كارهاي مناسب براي نظارت را دارد نيز گفت: اگر مجلس بخواهد نظارت كند ، سازوكارهاي مناسب را دارد ، اما اگر بخواهد حاكميت كند و هر كسي را بخواهد دربياورد ، ندارد.
كروبي تاكيد كرد: مجلس بهترين جا براي نظارت بر انتخابات شوراهاست.
وی همچنين دربارهي احتمال حضورنيافتن آيتالله مشكيني در انتخابات خبرگان آينده ، با توجه به وضعيت جسمي ایشان گفت: اميدواريم آيتالله مشكيني همانند گذشته در خبرگان چهارم رياست اين مجلس را به عهده بگيرد.
وي در عينحال رياست هر مجلسي را وابسته به تركيب آن دانست و ادامه داد: با توجه به اين قضيه بايد منتظر باشيم كه پس از انتخابات مشخص شود در اين خبرگان چه گرايشي غالب است ؛ چرا كه طبيعتاً تركيب مجلس تعيين ميكند چه كسي رياست آن را به عهده بگيرد.
كروبي در ادامه اظهار داشت: اگر آيتالله مشكيني صلاح نداند در اين دورهي مجلس خبرگان حضور داشته باشد ، پيشبيني ميكنم آقاي رفسنجاني كه سالها نايبرييس مجلس خبرگان بوده و سوابق ديگري از جمله عضويت شوراي انقلاب ، رياست مجلس شوراي اسلامي و رياستجمهوري را دارد ، در اين پست قرار گيرد.
کروبی همچنين دربارهي احتمال سپردن رياست مجلس خبرگان به آيتالله مصباح يزدي كه بعضاً از سوي برخي صاحبنظران مطرح ميشود ، گفت: حقيقتاً در اين زمينه نميدانم چه بگويم. اما آقاي مصباح هيچگاه مطرح نبوده و حتي عضو هيأت رييسه ی مجلس خبرگان هم نبوده ؛ لذا نميدانم چقدر احتمال دارد ايشان در اين سمت قرار گيرد. البته بهتر است روي افراد فعلاً خيلي تكيه نشود و تنها بر روي برگزاري يك انتخابات آزاد تكيه شود تا يك رقابت جدي را شاهد باشيم. اگر شيوهي معمول بررسي صلاحيتها از سوي شوراي نگهبان در اين دوره اعمال نشود و افراد آزادانه وارد اين مجلس شوند ، پس از آن با خواست خود رييس اين مجلس را انتخاب ميكنند.
کروبی كه پيشتر نامهاي را به رييس مجلس خبرگان در باب تغيير مرجع بررسي صلاحيت خبرگان نوشته است ، با تأكيد بر اينكه بررسي صلاحيت خبرگان بايد به حوزههاي علميه محول شود ، اظهار داشت: آن مقطع كه بررسي صلاحيتها به شوراي نگهبان سپرده شد ، يك فضاي خاص حاكم بود ، اما امروز اين مسووليت بر عهده خبرگان فعلي است كه اگر هم نميخواهند اين مسووليت را به حوزههاي علميه ی قم بدهند ، راه حلي بگذارند براي اينكه يك انتخابات آزاد برگزار شود.
كروبي همچنين از گروهها و افراد خواست با اين قضيه معمولي و طبيعي برخورد كنند ؛ چراكه غيرطبيعي و غيرعادي برخورد كردن نتيجهي معكوس ميدهد.
منبع : نواندیش
عضو كميسيون مشترك بررسي لايحه ی مديريت خدمات كشوري در تشريح جزئيات مصوبه ی اين كميسيون از افزايش حداقل حقوق به 200 هزار تومان خبر داد و گفت: براساس مصوبه ی اين كميسيون ؛ استخدام رسمي از ابتداي سال 86 از سرگرفته ميشود.
موسي الرضا ثروتي اظهار داشت: لايحه ی مديريت خدمات كشوري كه ارديبهشت سال گذشته به مجلس ارايه شد ، ابتدا در كميسيون اجتماعي و سپس در كميسيون مشترك مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
وي يادآور شد: شور اول لايحه يعني كليات آن حدود 5 ماه قبل تصويب شد و قرار بود تا بهمن ماه لايحه نهايي شده و در بودجه سال 85 ديده شود.اما به دليل گستردگي اين لايحه كه 12 فصل و 110 ماده داشت بحث طولاني شد و اجراي لايحه به سال 85 نرسيد.امسال در جلسات متعدد كه از وقت مجلس و كميسيونها نيز استفاده مي شد ، لايحه نهايي شد و تمام 110 ماده ی لايحه ی مديريت خدمات كشوري به تصويب رسيد.
وي با بيان اين كه مصوبه ی كميسيون مشترك تفاوت هايي با لايحه ی ارايه شده از سوي دولت دارد ، تصريح كرد:در لايحه ی دولت استخدام پيماني و قراردادي ديده شده بود اما كميسيون مشترك اين مسئله را تغيير داد و استخدام را به صورت رسمي در ادارات و سازمان هاي دولت به تصويب رساند.بر اساس مصوبه ی كميسيون مشترك فاصله ی حداقل و حداكثر حقوق 7 برابر شد و حداقل حقوق 200 هزار تومان در نظر گرفته شد.
ثروتي گفت: تمام سازمانهاي دولتي ، وزارتخانهها و شركتها به استثناي قضات ، اعضاي هيات علمي ، كارشناسان سياسي وزارت خارجه و وزارت اطلاعات درصورت تصويب لايحه ؛ مشمول قانون خدمات كشوري خواهند بود و نيروهاي نظامي و انتظامي نيز با موافقت مقام معظم رهبري تنها مشمول فصل 10 حقوق و مزاياي اين لايحه شدند. قبلاً در لايحه ی دولت حقوق بر اساس امتياز بود ولي اين مسئله تغيير پيدا كرد و به صورت گروه و نظام هماهنگ پرداخت درآمد.كميتهاي تشكيل شده كه مجدداً فصل ده را مورد بررسي قرار دهد و دو هفته ی ديگر كميسيون مشترك تشكيل جلسه داده و لايحه ی جمعبندي نهايي ميشود و نهايتاً يك تا يك ماه ديگر به صحن علني مجلس خواهد آمد.بررسي لايحه در مجلس نيز يك ماه به طول خواهد انجاميد و دولت سه ماه براي تدوين آئيننامههاي اجرايي فصل دهم و 6 ماه براي ساير فصول فرصت خواهد داشت.
عضو كميسيون اجتماعي افزود: اجراي اين قانون از تاريخ اول فروردين سال 86 آغاز خواهد شد.امسال تنها تغييراتي در حداقل حقوق بازنشستگان بوجود آمد و به 200 هزار تومان رسيد و با توجه به نگراني از افزايش نقدينگي در جامعه و عدم فرصت براي تدوين آئيننامهها و هماهنگي بين سازمانها ، اجراي لايحه به سال بعد موكول شد.
ثروتي در خصوص افزايش 50 تا 100 درصدي حقوق كاركنان دولت در سال آينده نيز اظهار داشت: چنين چيزي در مصوبه ی كميسيون نيامده و اگر اين مسئله عنوان شده ناشي از برداشت شخص گوينده بوده است.آنچه در لايحه آمده حداقل حقوق دستمزد 200 هزار تومان است و قاعدتاً كسي كه داراي دستمزد 135 هزار توماني است در صورت تصويب اين لايحه در مجلس 70% افزايش حقوق خواهد داشت.
خبرنگار فارس از ثروتي سؤال كرد: لايحه خدمات كشوري بحث حكمراني خوب را مطرح ميكرد ، اين بخش از لايحه چه وضعيتي پيدا كرده است؟
عضو كميسيون اجتماعي مجلس پاسخ داد: كل لايحه ی مديريت خدمات كشور جايگزين قانون استخدام كشوري سال 1345 ميشود و اين يك تغيير ساختار اساسي در نظام دولت به وجود ميآورد.البته با اين نگاه كه برخي ديدگاه های دولت مانند قراردادي و پيماني و پرداخت حقوق بر مبناي جدول و امتياز تغيير كرده است. مسائلي از قبيل نحوه ی استخدام و به كار گيري نيروي انساني ، شوراي تخصصي اداري و استخدامي ، شوراي عالي اداري و تمامي زمينههاي مربوط به امور اداري و استخدامي به طور جامعي در لايحه خدمات كشور ديده شده است.
نظرات بینندگان
نيكزاد
با سلام
خانم بنده دبير رسمي آموزش و پرورش با 9 سال سابقه ی تدريس درس فيزيك ودارابودن مدرك تحصيلي فوق ليسانس حقوق و مزاياي ايشان ماهيانه 190 هزارتومان است.لطفاً در صورت امكان در مورد آموزش و پرورشي ها گزارشي تهيه نماييد.
در ضمن جالب است بدانيد كه با طرح هاي اجرا شده در چند سال اخير اختلاف حقوق همسر بنده با آبدارچي با مدرك سيكل ، حدود ده هزار تومان است!
متشكرم
منبع : سایت فردا
نماينده ی جيرفت در مجلس گفت: پس از 28 سال از پيروزي انقلاب روستايي در نزديكي عنبر آباد كشف شده كه مردم آن جا همانند مردم غارنشين هستند.
علي زادسر در حاشيه ی جلسه ی علني مجلس در جمع خبرنگاران با اظهار تأسف از اين امر گفت: سربازان گمنام وزارت اطلاعات در زمستان سال 84 روستايي را در 120 كيلومتري شهرستان عنبر آباد كشف كردهاند كه مردم آن همانند مردم غارنشين بوده و برهنه هستند و با برگ درخت تغذيه ميكنند.
وي با بيان اين كه نام اين روستا « بيد نكوئيه» است ، اظهار داشت: اين روستا در كوه واقع شده كه حدود 200 نفر در آن زندگي ميكنند و هرگز از درهها و بيشههاي محل سكونت خود خارج نشده اند.ساكنان اين روستا هرگز در طول عمر خود وسيله ی نقليه نديدهاند و از دارو و دكتر هم استفاده نكرده اند.
زادسر با يادآوري ضرب المثل « چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است » تصريح كرد: به اطلاع مسئولان كه دهها ميليون دلار به كشورهاي ديگر كمك ميكنند ميرسانم كه در جنوب كرمان فقط از جمعيت 700 هزار نفري 300 هزار نفر كپرنشين هستند و هنوز روستاهاي كشف نشده در آنجا وجود دارد.
منبع : سایت فردا
بیچاره ها نمی دانند تازه اول بدبختی اشان شروع شده!
مالیات و عوارض و هزار کوفت و زهر مار دیگر که بابت هیچی باید پرداخت کنند و آنوقت چی گیرشان آمده همان هیچی!
وضعیت ما هم خیلی با آن ها توفیری نمی کند (البته نسبت به دیگران در این جهان پیشرفته) ، مَثَل ما مَثَل همین غارنشینان است با این تفاوت که آن ها از جهان پیشرفته خبری ندارند و بَدَوی زندگی می کنند ولی ما خبر داریم و اینگونه بسر می بریم. وضعیت بهداشت ، درمان ، آموزش و تحصیل ، خدمات عمومی ، رفاه ، حمل و نقل جاده ای و ... استانداردهای جهانی پیشکش ، از استانداردهای آسیایی هم عقبیم.
برای این که وقت شما رو نگیرم یکراست می رم سر اصل مطلب:
خیلی اوقات با همکاران در دفتر مدرسه راجع به اُفت تحصیلی و دلایل و راه کارهای مبارزه با آن صحبت می کردیم.
برخی ، از جمله بنده معتقد بودیم یکی از دلایل اُفت تحصیلی کم کاری دانش آموزان در مقطع راهنمایی است و دیدگاه اشتباه وزارت و سازمان و اداره در این خصوص که برای کاهش این اُفت ؛ سُرنا رو از سر گشادش باد می کنن و به جای افزایش آگاهی و اطلاعات معلم و دانش آموز(البته با استفاده از راه کارهای تشویقی) برای مبارزه با اُفت تحصیلی ؛ قوانین و مقررات رو به قول خودشون روان سازی(بخوانید سهل انگاری) می کنن و سال به سال وضعیت آموزشی از قبل بدتر می شه و به قول معروف: « هر چه آید سال نو گوییم دریغ از پارسال! »
سرتونو درد نیارم امسال تصمیم گرفتم برای این که جلو ورود دانش آموزان تنبل رو به دبیرستان بگیرم(البته به سهم خودم)،مراقبت امتحان نهایی سال سوم راهنمایی رو قبول کنم.
بعد از چند روز مراقبت فهمیدم «آب از سرچشمه گل آلود است.» مسؤول محترم حوزه رئیس همان مدرسه بود و منشی؛معاونت محترم ایشان و یکی از مراقبان (به جزمن) از معلمان همان مدرسه وحسابی هم از رئیس حوزه که مدیر مدرسه اش بود حساب راه می برد.
ناظر محترم اداره هم که قربانش از دوستانم بود و اهل تسامح(این تسامح هم بعضی اوقات مایه ی درد سر است) این جا بود که فهمیدم تسامحی که بنده ی خدا خاتمی معرفی کرد یک جایی ازش استفاده می کنن آن هم در بحث نظارت!
القصه من مانده بودم با یک کادر نظارتی و اجرایی اهل تسامح! که تا امروز جز جنگ اعصاب برای خودم و اونا چیز دیگه ای نصیبم نشد.
کم کم دارم به همان نتیجه ای می رسم که اکثر دبیرای خوب و زحمت کش رسیدن و اونم این که :
« چون به گردش نمی رسی واگرد! »
شما چی می گین؟
سعيد حجاريان، كه در سال هاي اخير همواره از چهرههاي سياسي خبرساز بوده است ، 9 سال پس از دوم خرداد سال1376درگفتوگوبا ايسنا تأكيد ميكند كه معتقد است مردم اصلاحات را فراموش نكردهاند و اصلاحات همواره در خاطر آن ها هست.
متن اجمالي و خلاصهشده پرسشها و پاسخهاي خبرنگاران ايسنا با حجاريان به اين شرح است:
حجاريان با طرح اين سؤال كه آيا عبور از خاتمي معادل عبور از دوم خرداد است يا خير؟ گفت و گو را آغاز كرد.
حجاريان گفت: « زماني كه عبور از خاتمي مطرح شد ، سر و صداي زيادي بهپا شد و جناح راست تا حدي سر و صدا كرد و حتي تا مرز دستگيري عدهاي پيش رفتند و گفتند خيلي حرفهاي بيجايي زدند ، اما امروز اين حرفها خيلي راحت گفته ميشود ؛ زيرا به بركت دولت كريمهي فعلي به 16 سال دولتين خاتمي و هاشمي دورهي سياه تاريخ گفته ميشود و گويي با تمام شدن اين دولتين ، انقلابي جديد بهپا شده و فساد و دزدي از بين رفته است. ميگويند اينگونه شده است. اين حرفها را راحت ميشود گفت. عبور از خاتمي و عبور از دوم خرداد كه هيچ ، عبور از جنگ و... راحت شده و به راحتي مي شود اين حرفها را مطرح كرد و هزينه براي كسي ندارد. »
وي در توضيح سخنان خود ادامه داد: « چون دولت جديد ، به مراتب اين موضوع را مطرح كرده و همچنين گفتند انقلاب دوم رخ داده ، حتي من شنيدم جايي گفتند كه ما « مجدد الف ثالث » هستيم. مجدد در فرهنگ ما به معناي كسي است كه در هر هزار سال ميآيد و سنتهاي نبوي را احيا ميكند ، اينها هزاره سوم را با « ترد ميليونيم » قاطي كردند ، چرا كه الان به لحاظ سال ميلادي در هزاره ی سوم هستيم. لذا وقتي كسي گويد « مجدد الف ثالث » هستيم از دوم خرداد و خاتمي كه سهل است ، از امام خميني و انقلاب نيز عبور كرده است.»
وي در ادامهي پاسخ به سؤالي كه خود مطرح كرده بود ، گفت: « چهار گروه عبور از خاتمي را مطرح كردند ؛ جناح راست كه با دوم خرداد و خاتمي بد بودند ، دوم سلطنتطلبان ، سوم منافقين (رجوي) كه دوم خرداد و خاتمي را قبول نداشتند ، چهارم حزب كمونيست كارگري. اين چهار گروه در منشأ با هم فرق داشتند ، اما در اينكه ميگفتند خاتمي نبايد روي كار بيايد و دوم خرداد نبايد اتفاق بيفتد ، مشترك بودند. اما دانشجويان اينگونه نبودند ، آن ها به صحنه آمدند و به دوم خرداد خيلي كمك كردند و شايد بار جدي دوم خرداد به دوش دانشجويان بود ، اما جمعي از آنها بعدها كه نتايج دوم خرداد را ديدند ، عبور از خاتمي را مطرح كردند ؛ گرچه مطلقاً تحت تاثير آن چهار گروه نبودند ، برخي از اين دانشجويان ، مستقلاً به اين نتيجه رسيدند كه خاتمي مرد ميدان دموكراسي نيست.»
وي گفت: « دانشجويان بين دوم خرداد و خاتمي فرق قائل شدند ؛ در حالي كه 2 خرداد حركت اصيل و جنبشي مردمي بود ، اما به هر حال اين دانشجويان با چهار گروهي كه قبلاً ياد كردم بسيار متفاوت هستند و فرقشان با بقيهي گروهها كاملاً مشخص است ؛ اما اخيراً متوجه شدم كه اين [ گروه از] دانشجويان در 2 خرداد هم شك كردند.
خاتمي بنا بود اصلاحات را در درون ساختار پياده كند و وظيفهي 2 خرداد نيز اين بود كه از طريق نقاط قوت مردم بسيج شده و منفذي را باز كند براي مردم اصلاحطلب تا بتوانند در اين ساختار كار كنند ؛ اما آن ها [گروهي از دانشجويان] چون عقيده داشتند ساختار متصلب و غير قابل اصلاح است و اين كار جز مشروعيت بخشيدن نيست و اين كه معتقد بودند نبايد 2 خرداد ديگري تكرار شود و لذا نبايد در انتخابات شركت كرد ، ميگفتند در انتخابات مجلس و نه رياستجمهوري نبايد شركت كرد چون جز مشروعيت بخشيدن به ساختار فايدهي ديگري ندارد و ميگفتند در 2 خرداد نيز ما اشتباه كرديم.»
حجاريان در ادامه در پاسخ به اين پرسش كه « آيا كساني كه اين گونه ديدگاه ها را مطرح ميكنند ، راهكاري واقعبينانه هم دارند؟ و اين كه چرا هيچكدام از آن ها هنوز به اين سؤال پاسخ نداده است؟»
اظهارداشت: « آن ها مي گويند بايد به جامعه رفت و كار فرهنگي كرد مانند شريعتي. ميگويند بايد سازماندهي كرد و كار مدني انجام داد. براي بسيج تودهاي از پايين. حتي شنيدم اخيراً پا را فراتر گذاشته و ميگويند اين ساختار سياسي و حقوقي قابل دفاع نيست. »
« پس مشكل چيست؟ به نظر شما در اين گونه ديدگاه ها تناقضي آشكار ديده نميشود؟» حجاريان در پاسخ به اين پرسش گفت:« اول بايد مشكل را با مثال مطرح كرد. آيا عبور از خاتمي مساوي با عبور از 2 خرداد است؟ اگر گفته ميشود خاتمي در تاكتيك اشتباه كرد اما استراتژيهايش درست بود ، اين يك جواب است ، اما نقصي دارد ، ممكن است كسي بگويد استراتژي ما غلط است ، مشكل در تاكتيك نيست.اما خاتمي اشتباه تاكتيكي نداشت ، اشتباه خاتمي استراتژيك بود.»
حجاريان در ادامه گفت:« مثلاً در سازمان ملل عدهاي نشستند چانهزني ميكنند اما در ميدان رزم سربازانشان را براي مبارزه جمع ميكنند. بنابراين آيا چانهزني از بالا ربطي به فشار از پايين دارد يا خير؟»
خبرنگار ايسنا در ادامه از حجاريان پرسيد: « بحثي در انتخابات اخير ، طرفداران آقاي هاشمي مطرح ميكردند و ميگفتند در تاريخ معاصر ، «قوام» به اين دليل كه ميتوانست در ساختار چانهزني كند و كارها را پيش ببرد از «اميركبير» كه همان اول به يك شعار تبديل ميشود و او را از ميدان بيرون ميكنند ، بهتر است. بر همين اساس معتقد بودند هاشمي به دليل چانهزني از خاتمي بهتر است ، به نظر شما اين ديدگاه تا چه حد ميتواند درست باشد؟»
حجاريان گفت:« اين ديدگاه خيلي پراگماتيستي (عملگرا) است. اصول را فراموش كرده و ميگويد يك گام برو جلو.»
وي ادامه داد:« هر دو ديدگاه شيب اصلاحات را مطرح ميكنند. شيب كمتر بهتر از شيب تند است ، من به اين معتقد بودم. ميگويند در انگليس استقرار دموكراسي 800 سال طول كشيد اما جامعه صبر نميكند ، نميتوانيد خيلي كندتر از جامعه پيش برويد ، نميتوانيد بگوييد عنصر سياسي هستيد ، ولي غير سياسيتر از جامعه و عقبتر از آن عمل كنيد. مثلاً مصدق خيلي مدارا كرد. البته جاهايي هم لجاجت كرد ، اما اميركبير خيلي مدارا كرد ، ولي ساختار سياسي پاتريمونيال او را تحمل نكرد. البته پس از آن پشيمان شد. همينطور قائممقام و بعد هم ميرزا حسن خان سپهسالار. اما بهتر است اين پرسش را از مورخان بپرسيد.»
اين عضو جبهه ی مشاركت در ادامه در پاسخ به اين پرسش كه: « وقتي در زمان انتخابات به تفاوت آقاي هاشمي و خاتمي اشاره شد ، ديدگاه « فشار از پايين و چانهزني از بالا » كه شما همواره مطرح ميكرديد ، نمود پيدا كرد ، چرا به اين طرح انتقادات زيادي مطرح شد؟» گفت:« اين حرف ، يك حرف بديهي است و من جز بديهيات نگفتم. هنر در سياست ، ستيز و سازش است ، چه در عرصهي داخلي و چه در عرصهي جهاني.»
حجاريان گفت:« رابطهي احزاب را در نظر بگيريد. مثلاً در ايتاليا حزب كارگر و يك حزب داخلي ديگر مطرح هستند ، حزب كارگر در دور اول رأي آورد و ميخواهد ائتلاف كند و تشكيل دولت بدهد ، همين كسب آرا در اثر فشار افكار عمومي بوده است ، مطابق سيستم ائتلاف چندحزبي.»
خبرنگار ايسنا در ادامه پرسيد: « عملكرد افكار عمومي چگونه است؟ برخي ميگويند ما وقتي در ايران رأي ميدهيم پس از آن نميتوانيم به نوعي از آن حمايت كنيم.»
حجاريان گفت: « مثلاً عراق را ببينيد. مبناي تشكيل دولت جديد راي مردم بود. همان فشار از پايين و چانهزني از بالا.»
حجاريان در ادامه ورود خاتمي را نيز به نوعي با مقوله ی فشار از پايين و چانهزني از بالا مرتبط دانست و گفت: « اگر خاتمي 20 ميليون رأي نداشت و آرايش با آقاي ناطق نوري سر به سر ميشد امكان نداشت اجازه دهند آقاي خاتمي رييسجمهور شود. تازه كابينهي اول آقاي خاتمي نيز با چانهزني تشكيل شد. پس چرا به اين طرح انتقاد كرد؟»
وي در ادامه در پاسخ به اين پرسش كه پس چرا اصلاحطلبان از استراتژي فشار از پايين و چانهزني در بالا انتقاد ميكنند؟ ، گفت: « آن ها ميگويند سازماندهي نكرديد و فشار كم بود و به دنبال نخبهگرايي رفتيد. به هر حال وقتي پايين فشار كافي نباشد ، چانهزني در بالا اثر ندارد. بدانيد 2 خرداد يك انتخابات معمولي از دل يك جنبش بود. پس چرا از دوم خرداد به صورت يك حماسه نام ميبرند؟ چرا همواره ياد ما ميماند؟ زيرا اولين انتخابات رقابتي در ايران بود و تا پيش از آن در انتخابات رياست جمهوري پيش از آقاي خاتمي ، آقاي توكلي در شهر خود ، يعني بهشهر ، 13 راي آورد اما در سقز 60%راي آورد ، براي آنكه كردها نميخواستند آقاي هاشمي رييسجمهور شود.»
مشاور رييسجمهور سابق ادامه داد: « در دوم خرداد عدهاي به صرف انتخابات پاي صندوق رفتند ، عدهاي به حرف يك جنبش رأي دادند و زماني كه آقاي خاتمي به عنوان يك رييسجمهور به دفتر رفت ، جنبش رها شد. جنبش كه رها شد فشار از پايين كمتر شد و چانهزني از بالا ديگر فايده نداشت. »
« پس موج اصلاحاتي كه پس از انتخاب آقاي خاتمي به راه افتاد بر اثر همين طرح بود؟» حجاريان پاسخ داد:« اول اينگونه بود. حتي تا تشكيل روزنامهها ادامه داشت. همين قتلهاي زنجيرهيي تحت فشار افكار عمومي پروندهاش باز شد. پس از آن ديگر جنبش آرام گرفت و مردم به كارهاي خود پرداختند. مجلس ششم نيز در اثر همين فشارها تشكيل شد.»
خبرنگار ايسنا در ادامه از حجاريان پرسيد: « زماني كه آقاي خاتمي پيروز شد ، شما چه احساسي داشتيد؟ آيا پيروزي ايشان را پيشبيني كرده بوديد؟»
حجاريان پاسخ داد: « من در هفتههاي آخر طبق نظرسنجيها حدس ميزدم كه ايشان پيروز شوند. اولين دردسر ما هم از همان زمان آغاز شد. اولين مقالهاي كه در اينباره نوشتم روز پس از دوم خرداد بود ، به نام ( از كلبي مسلكهاي سياسي). آن مقاله كاملاً تاريك بود و در آن پيشبيني كردم كه از اين به بعد اوضاع بدتر خواهد شد.» وي ادامه داد: « حزب مشاركت و كلاً ساير احزاب مانند مجمع روحانيون مبارز ، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و كارگزاران همه نخبهگرا بودند و تا راه بيفتند كلي كار داشتند. »
خبرنگار ايسنا در ادامه پرسيد: « برخي معتقدند نميتوان كل تقصيرات را به گردن جريان چپ و احزاب انداخت بلكه مردم هم پس از انتخابات از روي عادت خود را كنار كشيده و باقي مسؤوليتها را به دوش سياستمداران ميگذارند.»
حجاريان گفت: « درست كه تقاضاي مردم اين است اما احزاب براي مردم ، بايد برنامه داشته باشد. احزاب معمولاً شاخههاي صنفي دارند. در ايران به اعتقاد من احزاب ماشين رأي جمعكن هستند مانند كمباين كه موقع درو از گاراژ بيرون ميآيد ، يعني احزاب ما احزاب كمبايني هستند. در ايران اگر حزب با مردم ارتباط دائم نداشته باشد ، بيهوده است. احزاب كمبايني ، پول ، پست و پارتي دارند. يعني «پ.پ.پ» از لحاظ لفظي مانند«پ.ك.ك» هركس وارد احزاب شده پارتي پيدا كرده است. اما بايد به دنبال احزاب پرماننت(مستمر) گشت. يعني احزاب مستمر و مداوم كه دائماً با مردم ارتباط برقرار كردند. اگر حزبي اينچنين عمل كند ، ميتوان روي آن حزب حساب كرد. يك حزب ميتواند بگويد من در تهران ، 300 هزار رأي شمرده دارم ، مثلاً حزب مشاركت. اگر شرايط براي حضور كانديداي ما فراهم باشد ، رأي شمرده داريم ، اما برخي احزاب رأي شمرده ندارند. »
حجاريان دربارهي تبارشناسي اصلاحات نيز به خبرنگار ايسنا گفت: « جنبش اصلاحات از زمان قائممقام و عباس ميرزا آغاز شده است.»
خبرنگار ايسنا پرسيد: « اما اگر بپردازيم به پس از انقلاب اسلامي ، مثلاً حوادث مجلس چهارم و پس از آن ، وقتي جريان چپ حرفهاي خود را مطرح كرد ، حرفهاي جديد داشت.»
سعيد حجاريان ابراز عقيده كرد: « اگر اصلاحات را چند بخش در نظر بگيريم ، فرم نوانديشي ديني آن زودتر آغاز شده و در واقع اين بخش به اضطرار حكومت شروع كرد و دكتر سروش ، استارت اين نوانديشي ديني را زد. اصلاحات ديني را آغاز كرد. سپس اصلاح اقتصادي صورت گرفت.»
وي در پاسخ به اين پرسش كه: « آيا ميتوان گفت نسل قديمي اصلاحطلبان سياسي ، همان نيروهاي پيرو خط امام(ره) بودند؟» گفت: « بله ميتوان گفت ؛ اما شكلشان با اصلاحطلبان سياسي متفاوت بود. اصلاحات سياسي با روزنامهي سلام شروع شد.»
ايسنا: دفتر مطالعات استراتژيك چهطور؟
حجاريان: دفتر مطالعات استراتژيك ، برونداد نداشت.
ايسنا: در مجمع روحانيون مبارز و طيفي كه به آقاي كروبي وابسته بودند چطور؟
حجاريان: مجمع روحانيون مدتي بسته و كركرهها را پايين برده بود. مجلس خبرگان آن را تعطيل كرده بود.
ايسنا: ولي از سال 75 به بعد تأثيرگذار شد.
حجاريان: از زماني كه سلام آغاز به كار كرد.
ايسنا: اگر دوباره به دوم خرداد 76 بازگرديد اصلاحات را از چه نقطهاي آغاز ميكنيد؟ آيا اصلاحات را از درون جامعه و در فاز اجتماعي آغاز نخواهيد كرد؟
حجاريان به اين پرسش اين گونه پاسخ داد: « اصلاً ما حزب را براي جامعه درست كرديم. اما متأسفانه كار حزب كند پيش ميرود. البته كار حزب واقعاً مشكل است. اما مسير اصلاحات نيز از رفرم اصلي خود خارج شد. نبايد تودهي مردم را خانهنشين كرد. نبايد رابطهي جنبش با رهبرياش قطع شود ، اين مشكل ما بود. اين رابطه قطع شد.نخبگان به بازي گرفته نشدند ، درحالي كه حتماً بايد مسؤوليت قبول كنند و به بازي گرفته شوند.»
حجاريان دربارهي مطالبات مردم در دوم خرداد به خبرنگار ايسنا گفت: « مطالبات مردم در دوم خرداد بسيار پراكنده بود. آن ها مطالبات يكنواختي نداشتند. در دوم خرداد نخبگان ، روشنفكران و دانشجويان بيشتر به دنبال دموكراسي آمده بودند و كشاورزان و كارگران نيز در پي مطالبات اقتصادي خود آمدند.عدهاي نيز به آقاي خاتمي به عنوان « سيّد » راي دادند و عدهاي به عنوان تيپ روشنفكر براي اجابت مطالبات فرهنگي خود. اقوام و اقليتها نيز به عنوان اينكه خاتمي كمتر ايدئولوژي را دخالت خواهد داد به او رأي دادند. عدهاي هم به خاطر مخالفت با كانديداي مقابل و « نه » گفتن به او ، به خاتمي آري گفتند ، بدون اينكه از آقاي خاتمي شناختي داشته باشند. اين تركيب ناهمگون موجب شد كه حركت به نتيجه ی دلخواه نرسد.»
وي تأكيد كرد: « طبيعتاً اگر احزاب فعال با چهرههاي مشخصي در تهران داشتيم ، كانديداها متكثر ميشدند و 20 ميليون يكجا به صندوق خاتمي ريخته نميشد. اما من معتقد نيستم كه مردم اصلاحات را فراموش كرده باشند بلكه اصلاحات همواره در خاطر آن ها هست.
منبع : سایت فردا
ارسال پرونده ی هسته ای ايران از آژانس اتمی سازمان ملل به شورای امنيت ، از نظر بسياری از کارشناسان و تحلیل گران سیاسی ، شکست بزرگی برای سياست خارجی جمهوری اسلامی محسوب می شود. اما مسئولان جمهوری اسلامی بجای پذیرش این شکست و بررسی دلائل آن ، بجای توجه به این که مرحله ی جدیدی در برخورد به سیاست های اتمی ایران آغاز شده ، که در آن آمریکا نقش تعیین کننده تری ایفا خواهد کرد، ادعا میکنند که این فقط یک «جنگ روانی» است.
علت افزایش وخامت روزافزون بحران، و این وضع نگران کننده که خطرات جدی را متوجه ایران میکند ، بی اعتمادی جهان نسبت به سیاستهای جاری جمهوری اسلامی است. در بسیاری از ارزیابیهای سیاسی « غیر قابل پیش بینی بودن» سیاست های ایران بهعنوان یکی از عوامل این بیاعتمادی عمومی نسبت به سیاست های این کشور نام برده شده است.مقامات جمهوری اسلامی ، چرخش های بی پايان ديپلماسی ايران در ماه های گذشته را ظاهرا به حساب "مهارت های ديپلماتيک" خود میگذارند ، اما اين نشانه ی بارزی از نبود يک استراتژی معين در سياست خارجی، و بی توجهی به اصول رایج در روابط بین المللی است. کشورهای جهان در مقابل غيرقابل پيش بينی بودن سياست های طرف مقابل معمولاً بر اساس بدترين سناريو ها سياست های خود را تنظيم می کنند ، و مواضع و برنامه ی خود را براين پايه استوار می سازند. پافشاری براين نوع ديپلماسی نا متعارف ، که از مختصات سياست خارجی دولت جدید است، بر وخامت اوضاع و انفراد روزافزون ايران در صحنه ی بين المللی افزوده است.
به گزارش ايسنا محمدرضا خاتمي طي سخناني با بيان اين كه " سياستهاي كشور ما به هيچوجه قابل پيشبيني نيست" افزود : گاهي در مدت كوتاهي سياستهاي كشور 180 درجه تغيير ميكند. اين غيرقابل پيشبيني بودن از نظر عدهاي حسن محسوب ميشود ، اما مهم اين است كه در چنين شرايطي گيج ميشويم و نميتوانيم به گونهاي برنامهريزي كنيم كه نتيجه ی لازم را به دست آوريم. وي با نقد دولت در سه بخش اصول حاكميت، سياست داخلي و سياست خارجي خاطرنشان كرد: هر حاكميتي سه بخش مجزا دارد ؛ اصولي كه بر آن بنا ميشود ، سياست داخلي و سياست خارجي كه در همه سه مورد رفتارها و عملكرد اين دولت با دولت قبلي متفاوت است. در حوزه ی اصول حاكميت ، دولت فعلي دچار يك بنيادگرايي عوامگرايانه شده است.
وی سياست دولتي كردن امور و وابسته كردن كشور به نفت را قابل نقد دانست و با اشاره به نمونههايي تاريخي يادآور شد: دوره ی تاسيس دارالفنون به عنوان اولين موسسهي آموزش عالي ايران با آغاز دوران مدرانيزاسيون در ژاپن همراه بود، ولي آنها رفتند و ما باقي مانديم. سپس با راهاندازي خط توليد پيكان دوره ی صنعتي شدن را همگام كره جنوبي آغاز كرديم ولي آنها رفتند و ما مانديم. امروز به جايي رسيدهايم كه در نوسازي و دموكراسي خودمان را با افغانستان و عراق مقايسه ميكنيم ، اما با اين روند آنها هم ميروند و ما بازهم باقي ميمانيم و تا زماني كه نفت باشد مشكل همين خواهد بود.
دبيركل جبههي مشاركت ايران اسلامي در بخش ديگري از سخنان خود به ادبيات اصلاحات اشاره كرد و گفت: امروز ما بايد با توجه به اشتباهات و پيروزيهايي كه در اين مدت به دست آورديم به دنبال يافتن ادبيات جديدي باشيم كه بتوانيم با هجومهاي عوامگرايانه مقابله كنيم.
دبيركل حزب مشاركت هم چنين به مساله انرژي هستهيي كشورمان اشاره كرد و با بررسي راهكارها و تحليلهاي ارائه شده در اين زمينه گفت: دنياي امروز ما دنياي زور و آمريكا زورگوي جهان است. عدهاي ميگويند بايد بجنگيم تا پيروز شويم. عدهاي گفتند اگر مقاومت كنيم آنها كوتاه ميآيند، كه اينگونه نشد. حتي هند و چين و روسيه را هم طرف مذاكره قرار دادند كه بازهم اين راهكار غلط از آب درآمد. به ارجاع پرونده ی ايران به شوراي امنيت و به چين و روسيه دلخوش كردند. در آژانس انرژي اتمي آمريكا يكي در كنار بقيه بود ، اما در شوراي امنيت آمريكا قدرتمندتر است. وي با رد احتمال حمله ی نظامي آمريكا به ايران حداقل تا چهار سال آينده ، گفت: آمريكا با درسي كه از افغانستان و عراق گرفته ديگر به فكر حمله نيست بلكه به دنبال اين است كه بدون پياده كردن حتي يك آمريكايي، ايران را تحت فشار بگذارد.
منبع : جمهوری
ريسك سرمايه گذاري در ايران
واحد اطلاعات اقتصادي اكونوميست ، ايران را از لحاظ ريسك سرمايه گذاري در سال ۲۰۰۶ در رتبه ی ۵۸ جهان قرار داد.
براساس اين گزارش، شاخص ريسك سرمايه گذاري ايران در سال ۲۰۰۶ برابر با ۶۷ اعلام شده كه نسبت به شاخص ريسك سال ۲۰۰۵ بدون تغيير باقي مانده است.
اين در حالي است كه در سال ۲۰۰۶ كشور سنگاپور همچون سال گذشته كم ريسك ترين كشور جهان شناخته شده و شاخص ريسك سرمايه گذاري اين كشور ۱۱ اعلام شده است.
واحد اطلاعات اقتصادي اكونوميست ريسك اقتصادي كشورهاي جهان را مابين شاخص هاي صفر(كم ريسك ترين) و ۱۰۰(پرريسك ترين) تعيين مي كند. در سال ،۲۰۰۶ پس از سنگاپور كشورهاي هنگ كنگ با شاخص ،۱۶ آلمان با ،۲۰ شيلي ،۲۱ استوني،۲۳ آمريكا،۲۳ تايوان،۲۴ اسلووني ،۲۵ مجارستان۲۶ و يونان با شاخص ۲۷ به ترتيب ديگر كم ريسك ترين كشورهاي جهان محسوب مي شوند.
در سطح خاورميانه نيز اكونوميست كشور امارات متحده عربي را كم ريسك ترين كشور براي سرمايه گذاري اعلام كرده و شاخص ريسك اين كشور را ۲۸ و رتبه ی جهاني آن را ۱۱ اعلام نموده است.
اكونوميست همچنين ژاپن را از لحاظ ريسك سرمايه گذاري در رتبه ی ۱۲جهان، عمان18، بحرين21، مالزي24، قطر25، كويت30، مصر32، چين37، تركيه38، عربستان40، مراكش41، هندوستان43، الجزاير47، روسيه50، پاكستان۵۷ و نيجريه را در رتبه ی ۶۰ جهان قرار داده است.
واحد اطلاعات اقتصادي اكونوميست ، براي تعيين ريسك سرمايه گذاري هر كشور از ۱۰معيار ذيل استفاده مي كند: ريسك امنيتي، ريسك ثبات سياسي، ريسك كارايي دولت، ريسك نظام حقوقي و قوانين، ريسك اقتصاد كلان، ريسك تجارت و پرداخت هاي خارجي، ريسك سياست مالياتي، ريسك بازار كار، ريسك مالي و ريسك زيرساختاري.
با وجود بازار جذاب و دست نخورده ی ايران، شركت هاي خارجي براي سرمايه گذاري در اين كشور با موانع بزرگي رو به رو هستند به طوري كه هم اكنون شركت هاي انگشت شماري در حوزه هايي به غير از نفت و گاز در ايران مشغول به فعاليت هستند.
مهم ترين و كليدي ترين عامل ريسك بالاي سرمايه گذاري در ايران، نظام دست و پاگير حقوقي ايران نسبت به شركت هاي خارجي است. در حالي كه طي سال هاي اخير بار مالياتي سنگين از دوش شركت هاي خارجي تا حدودي كاسته شده است ، با اين وجود فضاي سرمايه گذاري در ايران هنوز هم جذب كننده شركت هاي خارجي نيست.
ريسك امنيتي
ريسك امنيتي ايران پايين است و در بين كشورهاي جهان در رتبه ی سي و يكم قرار گرفته است.سطح خشونت در جامعه ی ايران پايين است و جرائم خشونت بار عليه اتباع خارجي به ندرت صورت مي گيرد. به نظر نمي رسد كه اتباع خارجي در ايران با خطري مواجه باشند و عامدانه مورد خشونت قرار گيرند. اعتراض ها و راهپيمايي ها در ايران كاملاً سالم ، بدون خشونت و تحت مراقبت پليس انجام مي شود.
اكونوميست كشور ژاپن را از لحاظ ريسك امنيتي در سطح جهان در سال ۲۰۰۶ در رتبه ی نخست قرار داده و شاخص ريسك امنيتي اين كشور را ۴ اعلام كرده است.
پس از ژاپن، كشورهاي مجارستان ، سنگاپور، امارات، قطر ، استوني، عمان ، جمهوري چك، لهستان و اسلوواكي به ترتيب ديگر كشورهاي برتر جهان از لحاظ ريسك امنيتي محسوب مي شوند.
ريسك ثبات سياسي
پيروزي اصولگرايان در انتخابات اخير رياست جمهوري ايران به مناقشات خسته كننده ی ميان دولت اصلاح طلب خاتمي و اصولگرايان مجلس و بخش هاي ديگر حكومت خاتمه داد. هم اكنون فضاي سياست داخلي ايران دوران آرام اما فعالي را مي گذراند. در سطح خارجي ايران تحت فشار آمريكا و كشورهاي اروپايي در رابطه با برنامه ی هسته اي است، اما تجارب گذشته گوياي اين واقعيت هستند كه ايران تاب تحمل فشارهاي آمريكا را دارد. اكونوميست ايران را از لحاظ ريسك ثبات سياسي در رتبه ی ۵۸ جهان قرار داده و شاخص ريسك ثبات سياسي آن را ۸۰ اعلام كرده كه نسبت به شاخص سال۲۰۰۵ تغييري نشان نمي دهد.
ژاپن از لحاظ ريسك ثبات سياسي همچون ريسك امنيتي در رتبه ی نخست جهان قرار دارد و با شاخص ۵ با ثبات ترين كشور جهان محسوب مي شود.
يونان، كاستاريكا ، آلمان، استوني، مجارستان ، شيلي، سنگاپور ، آمريكا و اسلواكي ديگر كشورهاي با ثبات جهان از لحاظ ريسك ثبات سياسي در سال ۲۰۰۶ محسوب مي شوند.
ريسك كارايي دولت
اكونوميست ايران را از لحاظ ريسك كارايي دولت در رتبه ی ۵۴ جهان در سال ۲۰۰۶ قرار داده و شاخص ريسك اين كشور را نيز ۸۶ اعلام نموده است.
در سطح جهان دولت سنگاپور كاراترين دولت جهان از ديدگاه اكونوميست شناخته شده است و شاخص ريسك كارايي دولت اين كشور در سال ۲۰۰۶ برابر با ۱۱ اعلام شده است.
علاوه بر سنگاپور ، كشورهاي شيلي، آلمان، هنگ كنگ، آمريكا ، تايوان ، اسلووني، مجارستان، استوني و يونان به ترتيب در رتبه هاي دوم تا دهم جهان از لحاظ ريسك كارايي دولت قرار دارند و دولت هاي اين كشورها در زمره ی كاراترين دولت هاي جهان قرار گرفته اند.
ريسك نظام حقوقي، قوانين و مقررات
قانون حمايت از سرمايه گذاري خارجي كه پس از سال ها بحث و مناقشه در اكتبر ۲۰۰۲ در ايران تصويب شد ، اولين قانون جامع ايران در رابطه با تجارت خارجي طي ۵۰ سال اخير بود. اين قانون گرچه فضاي سرمايه گذاري در ايران را براي شركت هاي خارجي تسهيل نمود ، اما كماكان موانع عمده اي در سر راه سرمايه گذاران خارجي براي حضور در بازار ايران به وجود آورد.
يكي از موانع و تهديدات جدي نسبت به فعاليت شركت هاي خارجي در ايران ، مبهم و بي ثبات بودن قوانين و مقررات تجاري در ايران است. هرچند بازگشت به موج ملي گرايي و كنار گذاشتن شركت هاي خارجي در دوران پس از انقلاب اسلامي ، اجتناب ناپذير مي نمود ، اما اتخاذ چنين رويكردهايي در بلندمدت موجب فرار سرمايه گذاران خارجي از صنايع هيدروكربوري و غيرنفتي ايران خواهد شد.
اكونوميست ايران را از لحاظ ريسك نظام حقوقي در سال ۲۰۰۶ در رتبه ۵۹ جهان قرار داده است و شاخص ريسك آن را ۸۸ اعلام كرده است.
كشور سنگاپور از لحاظ نظام حقوقي و قوانين و مقررات تجاري، مناسب ترين شرايط را براي فعاليت سرمايه گذاران و شركت هاي خارجي فراهم آورده است. پس از سنگاپور نيز كشورهاي آمريكا ، آلمان، شيلي، هنگ كنگ ، استوني، تايوان، اسرائيل ، جمهوري چك و مجارستان به ترتيب برترين كشورهاي جهان از لحاظ ريسك نظام حقوقي محسوب مي شوند.
ريسك اقتصادكلان
رشد واقعي اقتصاد ايران در سال مالي منتهي به ۲۰ مارس ۲۰۰۶ به ۱/۶% خواهد رسيد. افزايش قابل توجه مخارج عمومي و افزايش متعاقب مصرف خصوصي ، توسط افزايش درآمدهاي نفتي ايران سومين سال متوالي تأمين شده اند. رشد اقتصادي ايران در سال ۲۰۰۶ به ۶/۴% و در سال ۲۰۰۷ به ۲/۴%خواهد رسيد. اكونوميست پيش بيني مي كند مازاد حساب جاري ايران طي سه سال ۲۰۰۵-2007 ادامه يابد، چرا كه درآمدهاي نفتي ايران از متوسط ۱۰سال اخير آن بالاتر رفته است. با اين وجود پيش بيني مي شود حساب مالي ايران در سال ۲۰۰۷ با كسري مواجه شود.
اكونوميست ايران را از لحاظ ريسك اقتصاد كلان در رتبه ی قابل توجه ۳۶ جهان قرار داده و شاخص آن را ۴۰ اعلام كرده است.
بنابر اعلام اكونوميست ، امارات متحده ی عربي داراي مطلوب ترين شاخص ريسك اقتصاد كلان در سطح جهان است و پس از آن نيز كشورهاي تايوان، كره جنوبي، الجزاير ، استوني ، مالزي ، بحرين، چين ، هنگ كنگ و بلغارستان ديگر كشورهاي كم ريسك جهان محسوب مي شوند.
ريسك تجارت و پرداخت هاي خارجي
در حال حاضر مهمترين تهديد بازرگاني خارجي ايران ، احتمال اعمال تحريم هاي اقتصادي عليه اين كشور از سوي شوراي امنيت سازمان ملل به علت برنامه هسته اي اين كشور است. در حالي كه تحريم هاي يك جانبه ی آمريكا عليه ايران در يك دهه ی اخير نتوانسته آسيب چنداني به اقتصاد ايران وارد كند ، تحريم هاي شوراي امنيت سازمان ملل ، هرچند كه احتمال آن ناچيز است ، مي تواند ايران را در وضعيت بغرنجي قرار دهد. گرچه ايران طي سال هاي اخير اقداماتي براي آزادسازي رژيم تجاري خود انجام داده ، اما هنوز هم موانع بالاي تعرفه اي به قوت خود باقي هستند. يكي از نقاط ضعف سيستم گمركي ايران ، بي ثبات بودن آن است كه دائماً برحسب نيازهاي داخلي دستخوش تغيير مي شوند. قواعد تجاري پيچيده ، كنترل هاي گسترده و تعرفه هاي بالا عوامل اصلي ضعف نظام تجاري ايران محسوب مي شوند.
شاخص ريسك تجارت خارجي ايران در سال۲۰۰۶ همچون سال ۲۰۰۵ برابر با ۷۹ اعلام شده و ايران را از اين لحاظ در رتبه ی ۶۰ جهان جاي داده است.
بنابر اعلام اكونوميست ، سنگاپور پايين ترين ريسك تجارت خارجي را در سطح جهان دارد. شاخص اين كشور ۴ اعلام شده است. همچنين پس از سنگاپور كشورهاي هنگ كنگ ، آلمان ، يونان ، امارات ، شيلي، عمان، ژاپن ، مجارستان و آمريكا كمترين ريسك تجارت خارجي را در سال ۲۰۰۶ در سطح جهان دارند.
ريسك سياست مالياتي
فضاي مالياتي در ايران براي شركت ها و تجار خارجي بسيار مخاطره آميز است. در حالي كه ديگر كشورهاي منطقه خاورميانه مشوق هاي مالياتي گسترده اي براي جذب سرمايه گذاري خارجي ارائه مي دهند ، مشوق هاي مالياتي ايران فقط به حوزه هاي كمتر توسعه يافته ی دريايي مناطق آزاد منحصر مي شود.
هرچند نرخ ماليات شركت ها از رقم بالاي ۶۰% سابق به ۲۵% كاهش يافته ، اما سيستم محاسبه ی ماليات در ايران همچنان پرنقص و فساد آميز است. به طور كلي شركت هاي خارجي قدرت چانه زني چنداني در زمينه ی محاسبه ماليات ندارند. شاخص ريسك مالياتي ايران در سال ۲۰۰۶ برابر ۶۹ است و ايران در سطح جهان در رتبه ی ۵۵ قرار گرفته است.
هنگ كنگ در زمينه ی ريسك سياست مالياتي عملكرد بسيار قابل توجهي در سطح جهاني دارد و شاخص ريسك اين كشور در سال ۲۰۰۶ صفر اعلام شده است. بحرين، سنگاپور ، امارات ، استوني، مجارستان، آمريكا ، بلغارستان ، اسلواكي و عمان ديگر كشورهاي مناسب سرمايه گذاري دنيا از لحاظ ريسك پايين مالياتي محسوب مي شوند.
ريسك بازار كار
جمعيت جوان ايران بازار كار بسيار رقابت پذيري براي اين كشور فراهم كرده ، در حالي كه حقوق و دستمزد در بازار كار ايران چندان زياد نيست، شركت هاي خارجي مشكلي در زمينه ی تأمين نيروي كار خود ندارند. اما ضعف نظام آموزشي ايران ، كمبود نيروي كار ماهر و مديران كارآفرين را به دنبال داشته است. كماكان عدم تسلط به زبان هاي خارجي يكي از نقاط عمده ی ضعف نيروي كار تحصيلكرده ی ايران محسوب مي گردد.
اكونوميست ايران را از لحاظ ريسك بازار كار در رتبه ی ۳۹ جهان قرار داده است و شاخص آن را ۵۴ اعلام كرده است. اين در حالي است كه آمريكا با شاخص۱۸ پايين ترين ريسك بازار كار را در سطح جهان دارد و در رتبه ی نخست جهان جاي گرفته است.
هنگ كنگ ، سنگاپور ، اسلووني ، تايوان ، شيلي،جمهوري چك ، آلمان و مجارستان ديگر كشورهاي برتر دنيا از لحاظ ريسك پايين بازار كار محسوب مي شوند.
ريسك مالي
نرخ ارز در ايران طي دو سال اخير در سايه ی مازاد قابل توجه حساب جاري و ذخاير خارجي اين كشور ، با كمترين نوسانات طي دو دهه ی اخير مواجه بوده است. نظام بانكي ايران از زمان پيروزي انقلاب اسلامي تحت كنترل دولت قرار دارد. سياست هاي نادرست مالي، برخي از بانك ها و مؤسسات مالي ايران را در شرايط ورشكستگي قرار داده و اين در حالي است كه بخش خصوصي سهم قابل توجهي از وام ها و اعتبارات بانكي نداشته است. تأسيس بانك هاي خصوصي ، جواز فعاليت بانك هاي خارجي و اجازه ی سرمايه گذاري خارجي در بورس تهران از موارد اميدواركننده فضاي مالي ايران طي سال هاي اخير محسوب مي گردد.
بنا بر اعلام اكونوميست، شاخص ريسك مالي ايران در سال ۲۰۰۶ برابر با ۷۱ است و اين كشور در رتبه ی ۵۶ جهان جاي گرفته است.
هنگ كنگ با شاخص ريسك مالي ۸ در رتبه ی نخست جهان و كشورهاي آمريكا ، سنگاپور ، آلمان ، يونان ، اسلووني ، شيلي ، تايوان و آفريقاي جنوبي به ترتيب در رتبه هاي دوم تا دهم جهان از لحاظ ريسك پايين مالي قرار گرفته اند.
ريسك ساختارهاي زيربنايي
ساختارهاي زيربنايي ايران براي پاسخگويي به نيازهاي فعلي كاملاً كافي است ، اما اين كشور براي تأمين نيازهاي روزافزون خود نيازمند سرمايه گذاري اساسي براي توسعه ی زيرساختارهاست.
گسترش خطوط تلفن همراه و ثابت ، توسعه ی زيرساختارهاي مخابراتي ، ماهواره اي ، اينترنتي ، جاده اي ، ريلي و حمل و نقل از جمله ی موارد قابل توجه در بخش زيرساخت هاي ايران طي چندين سال گذشته اند.
واحد اطلاعات اقتصادي اكونوميست ايران را از لحاظ ريسك زيرساختاري در رتبه ی ۴۷ جهان جاي داده و شاخص آن را ۶۹ اعلام كرده است.
سنگاپور با شاخص ۳ ، كم ريسك ترين كشور جهان از لحاظ ريسك زيرساختاري است و پس از آن كشورهاي هنگ كنگ ، آلمان ، ژاپن ، قطر ، تايوان ، عمان ، امارات و اسلووني جاي گرفته اند.