َطاقت نیاوردم به شهر خودم بازگشته با شما همراهان همیشگی درد دل کنم.
این مطلب را از مشهد برایتان می فرستم.
وقتتان را زیاد نگیرم و بروم سر اصل مطلب؛
آزمون اعزام به خارج که لابد در سراسر کشور چندین هزار نفر در آن شرکت می کنند با یک ضرب الاجل تقریباً دو ماهه می بایستی متقاضیان ، قریب به چهل کتاب (عمومی و تخصصی ) را مطالعه کرده و لاجرم یاد هم بگیرند؟ و ایشان در یک بایکوت خبری در آخرین روزها از مکان و زمان آزمون با خبر می شوند نه این که فکر کنید خبرشان کرده اند نه خود به دنبال خبر رفته اند!
آخر در کجای عالم سراغ دارید که روزانه تقریباً باید یک کتاب را مطالعه کرده و سپس امتحان بدهند آن هم برای امر خطیری چون آموزش و پرورش؟!
اواخر وقت اداری سه شنبه (29/1/85) بخشنامه ای واصل شد که کارت ورود به جلسه روزهای 4شنبه و 5شنبه توزیع شده و روز جمعه هم این آزمون عظیم!! برگزار می گردد.
5شنبه بعد از پایان وقت آموزشی با هزار یا علی مدد با تنی کوفته و روحی خسته خود را به محل توزیع کارت رسانده و با کمال تعجب دیدم هیچ وسیله ی رفاهی برای همکاران ؛ این نجیب ترین و مظلوم تَرین قشر جامعه تدارک دیده نشده ، محل استراحت و آسایش پیشکش وجود شریفشان ! دریغ از یک چای تلخ و لیوانی آب سرد!؟
نمی دانم این پول ها را چه می کنند ( اشتباه نکنید پول نفت را نمی گویم که مال از ما بهتران است! پول خودمان را می گویم ؛ بله همان 7 هزار تومنی که پیش گرفته اند تا پس نیفتند! آیا با ته مانده ی آن نمی شد این حداقل ها را تهیه کرد یا جیب گشاد آقایان برای خرج دیگران جایی ندارد؟! ما که شنیده بودیم
"خرج که از کیسه ی مهمان بود حاتم طایی شدن آسان بود! "
اما این جا همین را هم ندیدیم.از برخی دوستان شنیده بودم که در این مقوله ؛ ( اعزام به خارج فرهنگیان) نیز همچون دیگر امور از بند پ (بخوانید پارتی بازی) زیاد استفاده می شود اما دل به سخنان حضرت احمدی نژاد خوش کردیم و بر خدا توکل و رنج سفر را به دیدن جمال آقا علی بن موسی الرضا(ع) به جان و دل خریدیم.
وکفی بالله وکیلا
خبرگزاري فارس: جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي با انتشار نامه سرگشادهاي خطاب به وزير آموزش و پرورش از بودجه تخصيص داده شده به اين مركز و نحوه اداره آن انتقاد كرد. به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از دفتر جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي در اين نامه كه نسخهاي از آن به اين خبرگزاري ارسال شده خطاب به وزير آموزش و پرورش به عنوان رئيس هيئت امناي اين دانشگاه آمده است: امروز قريب به 10 سال از تاسيس اين دانشگاه كه براي كمك به ارتقاي سطح فرهنگ و دانش جامعه و ارتقاي سطح آموزش و پژوهش در وزارت آموزش و پرورش تشكيل شده است، ميگذرد اما آنچه در اين 10 سال اتفاق افتاد بدون هيچ مبالغهاي حكايت از اين دارد كه سياستهاي اتخاذ شده در قبال اين دانشگاه سدي در راه رسيدن به اهداف مذكور بوده است. اين گزارش ميافزايد: در دانشگاهي كه قرار بود با پرورش دبيراني متعهد و فرهنگياني فرهنگساز راه را در رسيدن به سرچشمه زلال تمدن و فرهنگ اسلامي هموار كند معضلاتي كه ناشي از كوتاهي و سهلانگاري مسئولين امر ميباشد آنچنان بر پيكره اين دانشگاه تنيده شده است كه عملا حركت در اين راستا را مختل كرده و امروز هر كس چند روزي را در اين دانشگاه بگذراند و با چشم تيزبين و نكتهسنج همه مناسبات و جو حاكم بر فرهنگ و آموزش را بررسي كند به وضوح ميبيند كه اين دانشگاه كه ميبايست به عنوان پرورش دهنده قشري انسانساز به مراتب بيشتر از بقيه دانشگاهها در سرمايهگذاري و تلاش براي رسيدن به علم و فرهنگ و تخصص و تعهد ميكوشيد نه تنها در اين راستا از بقيه دانشگاهها فراتر نرفته كه به مراتب از آنها عقب مانده است. در ادامه اين گزارش آمده است: براستي چگونه ميتوان توقع داشت دانشجوياني عالم و با فرهنگ پرورش داد در حالي كه سرانه اختصاص يافته به اين دانشجويان كمتر از نصف بقيه دانشگاههاست و مگر ممكن است بيش از آنچه كاشتهايم برداشت كنيم؟ ما هر چه فكر ميكنيم گويا در اين 10 سال مسئولين دولتي و مجلسي فقط به معجزه ميانديشند و اصلا به اميد اعجاز اين دانشگاه را تاسيس كردهاند كه ميخواهند با صرف هزينهاي به مراتب كمتر به اهداف والاي اين دانشگاه برسند و اينك از آنجا كه اين تشكل بر اين باور است كه براي حل مشكلات بايد به سراغ ريشههاي بروز آن رفت لذا موارد ذيل به ترتيب اولويت ارائه ميگردد و خواستار روشن شدن آنها هستيم. 1- بلاتكليفي دانشگاه شهيد رجايي و كشمكش بين وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم بر سرمديريت و مالكيت دانشگاه 2- اختلاف سرانه دانشجويان اين دانشگاه با دانشجويان وزارت علوم كه اين باعث تفاوت غير قابل قبول بودجه اين دانشگاه با دانشگاههاي ديگر و ريشه بسياري از مشكلات و فشارهاي اقتصادي به دانشجويان است( لازم به ذكر است بودجه سرانه هر دانشجوي كارشناسي 5/1 ميليون تومان و در اين دانشگاه 650 هزار تومان است). 3- عدم تشكيل جلسات هيات امنا به عنوان مرجع اصلي سياستگذاري به مدت يك سال كه نشانه عدم توجه و بيتفاوتي نسبت به سرنوشت اين دانشگاه است. 4- تصميمات نابخردانه وزارت آموزش و پرورش در مورد اين دانشگاه نظير تصميم به پذيرش 800 دانشجوي كارشناسي آموزش ابتدايي با شرايط 23 سال سابقه خدمت در ترم گذشته بدون توجه به ساختار سني و روحيه جوان دانشجويان. 5- خلاف قانون عمل كردن وزارتخانه در چگونگي گرفتن تعهد (شرط گذراندن 70 واحد درسي و معدل بالاي 14) و عدم پرداخت حقوق مولفه دانشجويان دبير علوم پايه، تربيت بدني و زبان 6- كافي نبودن اعضاي هيات علمي كنوني علي رغم تلاش در جذب هيات علمي در دوره گذشته (نظير فقدان هيات علمي در رشته صنايع شيميايي) 7- راكد ماندن امر پژوهش در دانشگاه بدليل فقدان جايگاه معاونت پژوهشي و شوراي پژوهشي و عدم اختصاص بودجه كافي به اين بخش 8- عدم اجراي تخفيف شهريه دانشجويان شبانه در ترم جاري عليرغم ابلاغ دستور العمل مربوطه 9- نداشتن صندوق رفاه دانشجويان و عدم ارائه تسهيلات رفاهي به دانشجويان 10- بلاتكليفي بيش از 300 نفر از دانشجويان مهندسي كه در سال 83 در دانشگاه پذيرفته شدهاند. جامعه اسلامي دانشجويان در ادامه اين نامه يادآور شده است در ساليان گذشته بارها مشكلات اينچنيني را به مسئولين امر گوشزد نمودهايم كه عدم توجه به خواستههاي به حق دانشجويان باعث تشديد مشكلات و بروز تحصنهاي اعتراضآميز شده است و اگر مسئولان مروبطه به وظايف و قولهاي خويش جامه عمل ميپوشاندند هيچگاه نبايست شاهد چنين تحصناتي ميشديم كه آرامش را از فضاي علمي دانشگاه بربايد. البته قابل ذكر است كه توهين و بيحرمتي به مقام استاد و دانشگاه و امر مقدس آموزش غير قابل قبول و از نظر اين تشكل محكوم ميباشد و خواستار برخورد با كساني هستيم كه از فرصت سوءاستفاده نموده و به اموال بيت المال آسيب رساندهاند. در پايان اين نامه آمده است: با توجه به حضور نمايندگان اين تشكل در جلسهاي كه در وزارتخانه و با حضور هيات پنج نفره از (سوي وزارتخانه) برگزار گرديد و خواستههاي اين تشكل كه همان خواستههاي دانشجويان ميباشد مطرح گرديد لذا در راستاي اثبات اراده وزارتخانه در حل مشكلات فوق تا تاريخ 10/2/85 منتظر اثبات حسن نيت وزارتخانه خواهيم ماند و در غير اين صورت اقدامات مقتضي صورت خواهد گرفت.
البته اگر گوش شنوایی باشد!؟
خبر:
معاون توسعه مشاركتهاي مردمي وزارت آموزش و پرورش در خصوص برنامههاي اين معاونت در سال پيامبر اعظم (ص) گفت: ساخت يك مسجد در كنار هر مدرسه بزرگ ضروري است. غلامحسين حيدري در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس با اعلام اين موضوع افزود: بايد ويژگيهاي پيامبر اعظم (ص) را در برنامههاي خود به كار ببنديم. وي با اشاره به ويژگي پر تلاش حضرت محمد (ص) گفت: پيامبر اعظم (ص) عمرشان را با كار، تلاش و مجاهدت گذراندند. حيدري اظهار داشت: يكي از ويژگيهاي پيامبر اعظم (ص) ساده زيستي است. ايشان زندگي بسيار سادهاي داشتند و ساده زندگي ميكردند. وي با بيان اينكه انفاق و ايثار از ديگر ويژگيهاي پيامبر اعظم (ص) است، گفت: بهترين شكل انفاق و ايثار، مشاركت در امر مدرسه سازي است. معاون توسعه مشاركتهاي مردمي وزارت آموزش و پرورش گفت: بهترين الگو در مدرسهسازي اين است كه مدارس و مساجد در كنار هم ساخته شوند در اين صورت هم مردم و هم دانشآموزان استفاده ميكنند.
نظر دوستان؟
دبير ستاد بزرگداشت مقام معلم با اعلام تقدير از ۱۵۵ معلم نمونه كشور همزمان با ۱۲ ارديبهشت ماه، «روز معلم» ، خبر داد: محدوديت انتخاب معلمان نمونه كشوري با توزيع عادلانه استاني رفع شد. دكتر سيد حسين نقوي در گفت وگو با ايسنا با اعلام تغيير شيوه نامه انتخاب معلم نمونه از سال آينده، گفت: از آنجا كه معيارهاي كنوني اين شيوه نامه تنها بر اساس شاخص هاي كمي و قابل اندازه گيري است، لذا مقرر شده تا امور كيفي و اقدامات و ايثارگري هاي غيرقابل سنجش كمي معلمان نيز در اين شيوه نامه لحاظ شود. وي با بيان اين كه شيوه نامه انتخاب معلم نمونه تنظيم و به سازمان هاي آموزش و پرورش استانها ارسال شده است، تصريح كرد: بر اين اساس ۵ معلم نمونه شامل دو مدير نمونه (زن و مرد)، دو معلم نمونه (زن و مرد) و يك مدرس نمونه از هر استان انتخاب و تقدير مي شوند. دبير ستاد بزرگداشت مقام معلم توضيح داد: در سالهاي گذشته از بين كليه معلمان نمونه معرفي شده از سوي استانها به ترتيب امتيازات، معلمان نمونه انتخاب مي شدند و در اين خصوص توزيع استاني مناسب صورت نمي گرفت. نقوي، ايثارگري، مدرك تحصيلي، دوره هاي آموزش ضمن خدمت، فعاليت هاي علمي آموزشي و تحقيقاتي، عناوين كسب شده در طرح ارتقاي شغلي، ارايه طرح هاي پيشنهادي، كسب تقديرنامه و رتبه در مسابقات علمي، ورزشي و قهرماني را پارامترهاي كسب امتياز معلمان خواند و اظهار كرد: بر اين اساس معلمان در شاخص ايثارگري حداكثر ۳۵ امتياز كسب خواهند كرد. وي گفت: در شاخص جانبازي نيز به ازاي هر ۵درصد، يك امتياز تا سقف ۱۰ امتياز، آزادگي به ازاي هر ماه اسارت، يك امتياز تا سقف ۱۰ امتياز و رزمندگي به ازاي هر ماه حضور در جبهه ۵/۰ امتياز تا سقف ۱۵ امتياز به معلمان تعلق مي گيرد. دبير ستاد بزرگداشت مقام معلم امتياز مدرك ديپلم را ،۴ فوق ديپلم ،۷ ليسانس ،۱۱ فوق ليسانس ۱۶ و دكترا را ۲۰ بيان و تصريح كرد: همچنين به ازاي هر ۳۰ ساعت دوره ضمن خدمت در ۱۰ سال اخير، ۱۰ امتياز تا حداكثر ۳۰ امتياز در نظر گرفته شده است. به گفته وي فعاليت هاي علمي آموزشي و تحقيقاتي معلمان نيز در ۶ آيتم تاليفات با ۱۵ امتياز، ترجمه ۱۵امتياز، اختراع و ابتكار ۱۰ امتياز ، طرح درس اجرايي شده ۱۰ امتياز ، ساخت وسايل كمك آموزشي ۱۰ امتياز و شركت در همايش ها در مجموع با ۲۰ امتياز سنجيده مي شود. دبير ستاد بزرگداشت مقام معلم، نقش عناوين ارتقاي شغلي معلمان در رتبه ارشد را با ۵ امتياز، عالي ۱۵ امتياز و در رتبه خبره با ۲۵ امتياز در انتخاب معلم نمونه موثر خواند و افزود: در صورتي كه معلمي طرح يا پيشنهادي پذيرفته شده در سطح منطقه داشته باشد ۲ امتياز، در استان ۴ امتياز و در صورتي كه طرح پذيرفته شده در كشور داشته باشد ۶ امتياز كسب خواهد كرد. وي امتياز در نظر گرفته شده در شيوه نامه براي دريافت تقديرنامه از وزير و معاونين وي را ۴ ، رؤساي سازمانها و مديران كل ستادي و اجرايي و معاونين را ۳ و مديران آموزش و پرورش مناطق و نواحي را يك بيان و اظهار كرد: براي كسب رتبه در مسابقات بين المللي نيز رتبه هاي اول ۶ ، دوم ۵/۵ و سوم ۵ ، كشوري رتبه هاي اول ۵/۴ ، دوم ۴ و سوم ۵/۳ ، استاني رتبه هاي اول ۳ ، دوم ۵/۲ و سوم ۲ و منطقه اي رتبه هاي اول ۵/۱ ، دوم يك و سوم ۵/۰ امتياز لحاظ شده است. نقوي شركت در مسابقات علمي را داراي حداكثر ۱۵ امتياز، ورزشي ۶ امتياز، هنري و فرهنگي ۶ امتياز و الگوي تدريس را ۱۰ امتياز بيان و تصريح كرد: در سال جاري جلسه اي با عنوان شوراي معلمان پيشكسوت براي نظرخواهي پيرامون چگونگي گراميداشت مقام معلمان تشكيل شده است. وي با اشاره به اين كه فضاي آموزشي مرحوم استاد حسن آرام براي برپايي نمايشگاه دائمي آثار معلمان نمونه آماده شده است، گفت: به علاوه در نظر داريم تا در سال جاري معلمان نمونه به همراه مديران ارشد ستادي با رييس جمهوري ديدار كنند. نقوي افزود: در صورت فراهم شدن شرايط تصميم داريم تا ديداري با رييس جمهوري براي معلماني كه در تمام طول خدمت خود تنها در پايه اول ابتدايي درس داده اند نيز تنظيم كنيم.
منبع : ایرنا
شما از رئیس جمهور چی می خواین؟
| خراسان رضوی برخلاف آوازه اش با شاخص های مطلوب فاصله زیادی دارد. | |
| علی رغم اینکه همه استان خراسان رضوی را جزو استان های توسعه یافته می دانند، اما در مقایسه با اصفهان، اراک، شیراز، تهران و برخی استانهای دیگر، استان خراسان رضوی تا کنون به حق خود ، که با شاخص های مطلوب فاصله زیادی دارد نرسیده است.
به گزارش خبرنگار "مهر" در مشهد، استانی که 1450 کیلومتر مرز مشترک با 2 کشور افغانستان و ترکمنستان دارد 46 درصد ترانزیت کالا از مرزهایش صورت می گیرد ، 18 درصد معادن مهم و فعال کشور در آن واقع است . رتبه اول در تولید زرشک و زعفران دنیا و رتبه اول کشوری در برخی محصولات زراعی را دارد و اقوام گوناگون از کرد و ترک و لر و بلوچ و عرب و فارس حقیقتا عنوان ایران کوچک را زیبنده نام آن کرده است. | |
|
فقر اعتباری؛ تمام مشکلات خراسان رضوی در یک جمله علی رغم اینکه همه این استان را جز استانهای توسعه یافته می دانند اما در مقایسه با اصفهان ، اراک ، شیراز ، تهران و برخی استانهای دیگر، استانی که تاکنون به حق خود نرسیده است خراسان رضوی است چرا که وجود مشهد به عنوان دومین کلانشهر مذهبی جهان این استان را از تمام نقاط کشور متمایز می کند . ورود سالانه 17 میلیون مسافر از جمله فرصت های طلایی برای اقتصاد این استان است . این همه در حالی است که در سند چشم انداز 20 ساله کشور پیش بینی شده در سال 85 ، 40 درصد جمعیت ایران به این شهر سفر کند.اما نبود زیر ساخت های گردشگری متوسط اقامت زائران را از 5 روز به 2 تا 3 روز کاهش داده است.همچنین وجود بافت های فرسوده در اطراف حرم مطهر که به قول نائب رئیس شورای اسلامی شهر مشهد با این روند 90 سال بعد به اتمام می رسد نیز زیارت دلچسب را از زائران سلب می کند.و این همه در شرایطی است که بر طبق برنامه چهارم توسعه قرار است ورود گردشگر به خراسان به 25 میلیون نفر برسد و معلوم نیست با این شرایط این امر محقق می شود یا نه ؟ جدی ترین خطر و معضل جدی مشهد و استانهای خراسان؛ منابع آبیکاهش سالانه سه میلیارد متر مکعب از منابع آب تجدید شونده به دلیل کاهش بارش سالانه , اضافه برداشت تا 7/1 میلیارد متر مکعب از آب های زیرزمینی کاهش عمق سفرهای آب زیزمینی – اعلام 54 دشت ممنوعه و بحرانی از 76 دشت موجود – پیشروی جبه آب شور در برخی دشت های استان حکایت از آستانه خطر جدی برای منابع آب غیر سطحی در این استان دارد و این همه در شرایطی است که کشاورزی نقش اول را در اشتغال و معیشت خراسان ایفا می کند و 30 درصد اشتغال استان در این بخش است در حالی که متوسط سهم بخش اشتغال کشاورزی در کشور 23 درصد است.و جالبتر آنکه 93 درصد کل آب مصرفی (سطحی و زیرزمینی) خراسان در بخش کشاورزی به مصرف می رسد.در شرایطی که برخی محصولات کشاورزی (گوجه , یونجه , چغندر قند , سیب زمینی) که در این استان به عمل می آید نیازمند به آب بسیار بالا دارد برخی مسئولین استانی معتقدند باید جهت گیریهای توسعه در این استان را از کشاورزی به سوی گردشگری و صنایع تغییر داد در حالی که مسئولین ارشد بخش استان همچنان بر محور توسعه بودن کشاورزی تاکید می کنند. اتباع بیگانه هم مرز بودن خراسان با دو کشور افغانستان و ترکمنستان علی رغم تمام فرصت های اقتصادی که ایجاد مشکلاتی را نیز در زمینه های اجتماعی امنیتی و بهداشتی در پی داشته است.اشغال 30 هزار فرصت شغلی توسط اتباع خارجی از مشکلات جدی در این استان است از سوی قاچاق اقدامی مانند سیگار ، برنج ، چای ، پارچه ، لوازم صوتی ، آرایشی ، دارو ، لوازم یدکی خودرو و مواد سوختی از مرزهای خراسان افزایش یافته در حالی که در سال 78 این میزان دو هزار و 857 قفر بوده این رقم در سال 82 به 16 هزار و 422 فقره پرونده قاچاق رسیده است و یعنی افزایش 14 برابری. فاصله استان خراسان رضوی از شاخص های مطلوبدر حالی که میانگین کشوری بهره مندی از آموزش عالی در کشور 33 درصد است این رقم در خراسان رضوی 32 درصد است و در زمینه بهداشت نیز در میان 27 استان کشور رتبه بهتر از 26 نصیب این استان نشده است .و در نهایت به لحاظ کل شاخص های تعریف شده در بخش های مختلف اقتصادی اجتماعی , فرهنگی و تربیت بدنی خراسان رضوی با ضریب 20 درصد رتبه 16 کشوری قرار دارد.حمل و نقل جاده ای ز مجموع 21 هزار کیلومتر راه در این استان شش هزار و 400 کیلومتر راه شهری و 14 هزار و 600 km راه روستایی است.تردد 25 هزار ناوگان باری این استان را به یک محور اصلی در جاده های کشور تبدیل کرده است که به بالاترین درصد تصادفات و ملک میر نیز در سالهای گذشته در این استان بوده است که با شناسایی 300 نقطه حادثه خیز در جاده های استان گام های خوبی در رفع این مشکل برداشته شده اما اصلاح تمام این نقاط نیازمند 220 میلیارد ریال اعتبار است.از سوی نارضایتی ها در خصوص راههای روستایی این استان کماکان وجود دارد چرا که تنها 40 درصد راه های روستایی این استان دارای مشخصات فنی است و از سوی مسئولین در توجیه کندی عمران تنها به یک عبارت اشاره می کنند؛ اعتبارات. تحول در صنعت خراسان رضوی در سال های اخیر به علت نگاه زیربناییارتقاء سه پله ای خراسان در فولاد و کسب رتبه سومی کشوری، تبدیل شدن به مقام دوم تولید خودروی کشور با افتتاح پروژه ایران خودرو خراسان، نوسازی و اجرای طرح ساختار در 11 واحد نساجی استان و اختصاص 40 درصد از صادرات صنعتی و معدنی خراسان به محصولات نساجی، کسب رتبه چهارم به لحاظ توسعه یافتگی صنعتی و معدنی همگی نشان از یک افق روشن در صنعت این استان را دارد اما در این میان کافی نبودن زیرساخت های مانند راه، گاز، آب، برق و تلفن می تواند این حرکت رو به رشد را با مانع روبرو کند در حالی که در معادلات اقتصادی وجود زیر ساخت ها نقش اصلی در تولید مقرون به صرفه را ایفا می کند. عسلویه دومشاید دیر زمانی که هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت در مراسم افتتاح راه آهن تجن – سرخس – مشهد وقتی چند بار از منطقه ویژه اقتصادی سرخس به عنوان منطقه آزاد نام برد گمان نمی برد که این منطقه علی رغم سرمایه گذاری مناسب همچنان منطقه ویژه اقتصادی باقی بماند.سرمایه گذاری بیش از 500 میلیارد ریالی مدیران آستان قدس و تامین زیرساخت های اساسی شامل فرودگاه، راه آهن، شبکه آب، برق، گاز، سردخانه و انبار هنوز نتوانسته است این منطقه را به جایگاه اصلی خود برساند وجود منابع غنی انرژی ارزان داخلی، , مجاورت با منابع نفتی آسیای میانه قرار گرفتن در کنار پالایشگاه شهید هاشمی نژاد (خانگیران) سبب شده تا کارشناس عنوان عسلویه دوم را زیبنده این منطقه بدانند.اما اینکه چرا این منطقه همچنان به جایگاه خود نرسیده را باید به علت عدم همکاری مناسب دولت دانست این در حالی است که شاید اگر از میلیاردها ریال کمکی به چابهار می شود قسمتی نیز به منطقه ویژه اقتصادی سرخس تعلق می گرفت شاید امروز بازارهای هدف کشورهای آسیای میانه و افغانستان به راحتی در اختیار ایران بود. مواد مخدر واژه اصلی مشکلات امنیتی شرق کشور به ویژه خراسان رضویقرارگرفتن در جوار کشور تولید کننده 87 درصد تریاک دنیا و بدتر از آن افزایش کشت خشخاش علی رغم تمام ادعاهای مسئولین دولت افغانستان همچنان ایران را به عنوان کوتاه ترین مسیرترانزیت این تجارت مرگبار قرار داده است اما در این میان به رغم تمامی تلاشهای قابل تقدیر صورت گرفته در طی سالهای گذشته شاید مشکل اصلی را باید در اجرا نشدن این اقدامات در کل طول نوار مرزی دانست و بر این سخن این مدعا که بر طبق آمار از مجموع 38 تن کشفیات سال 82 در خراسان رضوی تنها 11 درصد از طریق مرزها وارد کشور شده است. |
| رئیس دانشگاه پیام نور در گفتگوی اختصاصی با مهر خبر داد: | |
| ثبت نام دوره های فراگیر / ملغی شدن امکان ادامه تحصیل دانش آموزان ناموفق در اخذ مدرک پیش دانشگاهی / تاثیر مثبت معدل در آزمون پیام نور | |
| دانشگاه پیام نور برای سال 85 در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در 260 مرکز و واحد پیام نور در سراسر کشور و خارج از کشور برای ایرانیانی که علاقه به تحصیل در این دانشگاه را داشته باشند، ثبت نام دوره های فراگیر را از فردا آغاز می کند. | |
|
دکتر "علیرضا علی احمدی" در گفتگو با خبرنگار دانشگاهی مهر، با بیان این که سایت دانشگاه نیز با اندکی تأخیر جهت ثبت نام علاقه مندان آماده می شود، افزود: سازمان سنجش در سال جاری آزمون این دوره را با استاندارد بالا طراحی می کند و برای داوطلبان شرکت در مقطع کارشناسی ارشد این دوره ها، تعداد واحد های امتحانی کمتری را مورد آزمون قرار می دهد. این آزمون در مرداد ماه برگزار و نتایج آن قبل از شروع سال تحصیلی اعلام می شود. رئیس دانشگاه پیام نور با اشاره به شرایط و ویژگیهای این دوره در سال جدید تصریح کرد: در این دوره دانش آموختگان کار و دانش و فنی و حرفه ای می توانند برای دوره کاردانی فراگیر دانشگاه پیام نور شرکت کنند. این داوطلبان پس از ورود به این دوره با شرط معدل بالا مجاز به ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر هستند. وی در خصوص دانش آموزانی که موفق به دریافت مدرک پیش دانشگاهی نشده اند، افزود: به دلیل تبعیض بین این داوطلبان در تعداد سال های تحصیل در دبیرستان، دانشگاه پیام نور نتوانست برای این دسته از افراد اقدامی انجام دهد. "علی احمدی" اضافه کرد: معدل کل دانشگاه و دبیرستان داوطلبین برای پذیرش در این دوره در صورت بالا بودن تأثیر گذار است. وی به رشته ها و مراکز جدید فراگیر دانشگاه پیام نور در سال جدید اشاره کرد و گفت: این دانشگاه در سال های گذشته بیشتر در رشته های علوم انسانی و پایه دوره های فراگیر را ایجاد می کرد اما در سال جاری در دانشکده های فنی و مهندسی و فناوری اطلاعات نیز دانشجوی فراگیر می پذیرد. رئیس دانشگاه پیام نور ادامه داد: شهر تهران و برخی شهرهای کوچک نیز در سال جدید در دوره های فراگیر دانشجو می پذیرند. همچنین در این دوره رشته MBA در شهرهای تهران، قشم، ساری و ساوه برای اولین بار ایجاد می شود. وی ادامه داد: رشته های مهندسی نرم افزار برای اولین بار در تهران، مهندسی صنایع در 14 مرکز استان، مهندسی فناوری اطلاعات، مهندسی نرم افزار و علوم کامپیوتر نیز در برخی مراکز راه اندازی می شود. |
احمدي نژاد ؛ اولين پيمان شكن ميثاق نامه دولت نهم !
در حالي كه محمود احمدي نژاد در ميثاق نامه اي از اعضاي كابينه ی خود تعهد گرفته كه از هرگونه خويشاوندسالاري در دولت پرهيز كنند ، برادرش را به سمت مشاور و رئيس دفتر بازرسي ويژه ی رئيسجمهوري منصوب كرد تا عملا" اولين ناقض پيمان دولت نهم باشد.
محمود احمدينژاد رئيسجمهوري در حكم خود به داوود احمدينژاد با اشاره به اهميت اصل نظارت و بازرسي و در انجام وظايف صحيح و قانوني دستگاههاي اجرايي كشور ، خواستار نظارت هدايتگر و پيشگيرانه و ارزيابي دستگاههاي اجرايي در ارتقاي سطح خدمت رساني به مردم شده است.
خبر گزاری فارس يادآور شده كه در دولتهاي گذشته نيز علي خاتمي برادر سيد محمد خاتمي و محسن هاشمي فرزند هاشمي رفسنجاني عهدهدار بازرسي ويژه رياست جمهوري بودند. البته هيچ يك از دولت هاي گذشته چنين ميثاق نامه هاي كليشه اي و تبليغاتي ارائه نكردند.
منبع : پایگاه اطلاع رسانی هاتف
هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک!
مروري بر سابقه ی رابطه ی سياسي ايران و آمريكا - گزارش ايرانيوز پيرامون مهم ترين اتفاق سال 85 در عرصه ديپلماسي : مقارن با سالروز قطع رابطه ی دو كشور ، جعفري از ايران با خليل زاد آمريكايي گفت و گو مي كنند.
ايران و آمريكا 26 سال و يك روز بعد از قطع ارتباط سياسي آخر خود با يكديگر بار ديگر رسما" پاي ميز مذاكره مي نشينند.درحالي كه رابطه ی سياسي ايران و آمريكا با صدور بيانيه يك جانبه ی دولت وقت ايالات متحده در روز 20 فروردين 59 قطع شده بود ، دو كشور بار ديگر و در فاصله ی 26 سال و يك روز بعد در 21 فروردين 85 به شكل مستقيم و رسمي با يكديگر مذاكره ميكنند .
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري ايرانيوز ، سابقه ی رابطه ی ديپلماتيك ايران و آمريكا به 123 سال پيش باز ميگردد ساموئل بنجاميني در سال 1883م به عنوان نخستين سفير ايالات متحده وارد تهران شد و پنج سال بعد حاج حسين قلي خان سفارت كشورمان را در واشنگتن داير كرد.
در سال 1911م مورگان شوستر در راس يك هيات مستشاري مالي آمريكايي وارد ايران شد و در ابتدا با تظاهر بسيار به علاقهمندي استقلال ايران ، اعتماد دولت و مجلس شورا را جلب نمود ، به گونهاي كه با اختيار تام اداره ی امور مالي كشورمان را در دست گرفت و از همين راه وامهاي كلان خارجي را بدون هر گونه هماهنگي و تبعيت از ايران به دولت وقت تحميل كرد و به همين جهت در اثر مخالفتهاي شديد ، همان سال از ايران اخراج شد.
اما نخستين قطع رابطه سياسي اين دو كشور نه در سال 1359ه.ش و در دوران صدارت روزولت در ايالات متحده و رضا خان پهلوي در ايران رخ داد كه به علت باز داشت چند ساعته ی عبدالغفارخان جلال علا سفير وقت ايران در آمريكا به اتهام تخلفات رانندگي روي داد. اما سه سال بعد آمريكاييها نماينده ی مخصوص را براي عذرخواهي و اداي توضيحات روانه ی تهران نمودند و روابط دو كشور از سر گرفته شد.
فعال ترين دوران روابط سياسي ايران ايالات متحده آمريكا نيز به بعد از جنگ جهاني دوم باز ميگردد كه با مسافرت روزولت به تهران به اوج خود رسيد. درحالي كه قبل از اين جنگ آمريكاييها نقش چندان قوي در سياست ايران ايفا نميكردند ، در طول دوران جنگ دوم جهاني و بعد از آن به يك عامل درجه ی اول بدل شدند ، به گونهاي كه با انعقاد قراردادهاي نظامي و اقتصادي جاي پاي خود را در ايران محكمتر نمودند.
در همين ارتباط ارتش ايالات متحده به موافقت قوام السلطنه نخست وزير وقت ايران در سال 1321 ه. ش به بهانه ی رساندن محموله هاي جنگي وارد ايران شد و سال بعد پيمان بازرگاني دو كشور امضا و حجم تجارت خارجي ايران با آمريكا دو برابر افزايش يافت.
در جريان ملي شدن صنعت نفت نيز آمريكاييها با ايفاي نقش دو جانبه ، 40 % سهام نفت ايران را براي كمپانيهاي خودشان تصاحب نمودند هر چند كه اين نيز پايان كار نبود.
بنابر همين گزارش ، تصويب قانون كاپيتولاسيون درايران خفت بارترين پيمان سياسي دو كشور نام گرفت و خشم روحانيون بلند پايه را برانگيخت به گونهاي كه امام خميني(ره) در چهارم آبان 43 تصويب اين قانون را اقرار به مستعمره بودن ايران ناميدند و 9 روز بعد از اين سخنراني بازداشت و به تركيه تبعيد شدند.
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران در 22 بهمن 57 و تسخير سفارت آمريكا در تهران به عنوان لانه ی جاسوسي اين كشور از سوي دانشجويان پيرو خط امام در تهران در 13 آبان 58 ، دولت ايالات متحده ، حدود پنج ماه بعد و در روز 20 فروردين 1359، با صدور بيانيهاي يك جانبه قطع روابط سياسي با ايران را اعلام نمود.
به گزارش خبرنگار ايرانيوز ، حال در فاصله اي 26 ساله ، با درخواستهاي مكرر آيت الله حكيم ، عراقي ها و زلمي خليل زاد سفير آمريكا در عراق براي انجام مذاكره با ايران ، علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي به نمايندگي از كشورمان رسماً اين درخواست را پذيرفت.
در همين ارتباط برخي خبرها حاكي است كه دو كشور به سرپرستي زلمي خليل زاد سفيرايالات متحده در عراق و سردار محمد جعفري معاون امنيت داخلي دبير شوراي عالي امنيت ملي در بغداد و در سفارت كشور ثالث درباره موضوع عراق و نه ايران و آمريكا با يكديگر مذاكره خواهند كرد.
منبع : IRANEWS
در لایحه ی بودجه ی سال 85 ، دولت تنها توانست با افزایش 5/14 درصدی حقوق بازنشستگان به وظیفه ی خود مبنی بر افزایش سنواتی حقوق آن ها که همه ساله کم و بیش صورت می گرفت، جامعه ی عمل بپوشاند ، در حالی که همچنان هیچ تلاشی در خصوص برخورد ریشه ای با افزایش شدید هزینه های زندگی صورت نگرفته است. بر این اساس قیمت چند کالای اساسی و بسیار ضروری در فروردین ماه 1358 تا 1384 را با هم مقایسه می کنیم که نشان می دهد که در طی این 26 سال ، هزینه های زندگی حداقل بین 700 تا 2500 برابر شده در حالی که حقوق کارکنان بازنشسته که حداکثر آن در فروردین 58 در گروه 12 و پایه 12 (بالاترین حقوق) بین 8 هزار و 630 تومان بوده کمتر از 30 برابر شده است. این مقایسه ی کل جامعه ی حقوق بگیران بازنشسته ؛ اعم از کارمند و کارگر و تا حتی حدودی شاغلین فعلی را هم شامل می شود.
دلیل این روند نامتوازن کاملا" واضح است. وجود هشت سال جنگ تحمیلی و مشکلات اقتصادی ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی، جامعه حقوق بگیران آن زمان را وادار می کرد که در هر شغل و سمتی با جان و دل کار کنند و هر سختی و کمبودی را تحمل کنند. به طوری که از سال 58 تا 67 افزایش حقوق دستمزدها روند بسیار کندی داشت در حالی که رشد هزینه ها به طور سرسام آوری رو به افزایش بود.
پس از پایان جنگ تحمیلی کارشناسان با توجه به تجربیاتی که از کاهش هزینه های زندگی پس از پایان جنگ های جهانی اول و دوم داشتند ، تصور می کردند که به محض توقف جنگ ، قیمت ها شکسته شده و به زمان قبل از جنگ برمی گردد. اما نه تنها پس از جنگ این اتفاق در ایران نیفتاد بلکه از سال 68 روند رشد هزینه ها با شدت هر چه تمام تر ادامه یافت تا آن جا که هر ساله ، مجلس شورای اسلامی رشد هزینه ها را تصویب می کند. در این میان دود افزایش هزینهها به چشم حقوق بگیران به خصوص بازنشستگان رفته است.
در چند سال اخیر هم علیرغم تلاش دولت در این زمینه ، فاصله ی قیمت ها و درآمدها کم نشده و مکانیزم صحیح و دقیقی در این خصوص یافت نشد. اما اکنون که به نظر می رسد دولت جدید عدالت محوری را سرلوحه ی کار خود قرار داده همچنین درآمدهای کافی از نفت و گاز و صادرات کالاهای غیرنفتی و محصولات کشاورزی غیره را در اختیار دارد ، همگان منتظر ایجاد تعادل و تناسب منطقی در تمامی وجوه اقتصادی به خصوص حقوق بگیران جامعه هستند به شرط آن که تحقق وعده ها به آینده های دور محول نگردد.
در ارتباط با افزایش قیمت ها و حقوق بازنشسته ها ذکر چند مثال اهمیت دارد. در این رابطه قیمت برنج اعلاء نشان از افزایش 140 درصدی دارد. گوشت قرمز 400 برابر ، قند و شکر 15 برابر ، چای 120 برابر ، نان سنگک 200 برابر ، نان تافتون 120 برابر ، نان لواش 75 برابر ، تخم مرغ 240 برابر ، مرغ 230 برابر ، ماشین پیکان 200 برابر و اجاره ی اتاق 400 برابر شده است.
جالب توجه است که بسیاری از کالاها نظیر نان و قند و شکر دولتی بوده و هرگونه افزایش قیمتی با نظر دولت صورت گرفته است. اما چنین شرایطی برای حقوق بگیران به وجود نیامده است. لذا این سؤال مطرح است که چه زمانی تعادلی بین دستمزدها و قیمت ها به وجود خواهد آمد!? منبع : خبرگزاری آفتاب
يک آتش بپا کن غير محتمل است ؛ آهنگرزادهاي که به آرامي صحبت ميکند و هنوز که هنوز است گاهي پژوي مدل سي سال پيش خود را سوار ميشود. اما از جارو جنجال ابايي ندارد. رئيسجمهور تازه ی ايران به دنبال پيروزي در يک انتخابات بحث برانگيز اظهار داشته که
در فاصله ی اکتبر تا دسامبر سال گذشته دکتر محمود احمدينژاد ، رئيسجمهور ايران ، بارها عليه اسرائيل و کشتار يهوديان اظهارات تندي ابراز نمود. در بيست و ششم اکتبر سال 2005، يک روز پيش از برگزاري روز قدس در ايران ، در کنفرانس « جهان بدون صهيونيسم » در تهران ، آقاي احمدينژاد گفت که « اسرائيل بايد از نقشه جهان حذف گردد ». در هشتم دسامبر در مکه ، در جريان کنفرانس سازمان کشورهاي اسلامي اظهار کرد که اسرائيل بايد به نقطهاي در اروپا ، کانادا يا آلاسکا انتقال يابد. در پانزدهم دسامبر در جريان يک گردهمايي در زاهدان او منکر هولوکاست شد و آن را يک « افسانه » خواند. او در اول ژانويه 2006، در ديداري با اعضاي کميته ی امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي ، ديدگاههاي خود را درباره اسرائيل و هولوکاست بار ديگر تأييد کرد و در چهارم ژانويه مدعي شد که نظر او درباره ی انتقال اسرائيل به اروپا با استقبال گستردهاي روبرو شده است. اظهارات آقاي احمدينژاد مورد نکوهش اکثريت غربيان و ستايش بخش وسيعي از مسلمانان قرار گرفت. سخنان او مخصوصاً باعث افزايش بيش از پيش تنش موجود در روابط ايران با ملت يهود و دولت يهودي اسرائيل شده است. مهم تر اين که ، اظهارات آقاي احمدينژاد عليه اسرائيل و هولوکاست ، که در مقطع حساس مذاکرات ايران با غرب براي حل مشکل هستهاي ايران ابراز شدند ، بهترين بهانه را براي افزايش فشار بر روي ايران به مخالفين آن داد.
آن چه ذکر شد تنها مواردي نبوده اند که طي آن ها آقاي احمدينژاد ديدگاههاي نامتعارف و تندرويانه خود را بيان داشته است. آقاي احمدينژاد ، برنده در اين انتخابات ، تاکنون چه در داخل و چه در خارج سخنان مبارزه جويانه ی متعددي را درباره ی امور داخلي ايران و جريانهاي خارجي بر زبان آورده است. حرفها و سخنرانيهاي او به کنار ، سياستها و کنشهاي او هم باعث تعجب افراد بسياري گرديده و حتي در چهارچوب نامتعارف جمهوري اسلامي نيز عجيب و غريب تلقي شده است. از جمله ميتوان به پاکسازي ديوانسالاري ، سخنراني غير سازشکارانه ی وي در سازمان ملل متحد در ماه سپتامبر درباره سياست هستهاي ايران ، و نيز سخنان و فعاليتهايش در باره ظهور امام دوازدهم شيعيان اشاره کرد. او همچنين جلسات کابينه ی دولت را در استانها برگزار کرده و گزارشها حاکي است که وي به وزراي خود گفته که آن ها براي نشان دادن شايستگي اجرايي خود تنها يک سال فرصت دارند و در غير اين صورت از مقام خود کنار گذاشته خواهند شد. در پنجم ژانويه ، آقاي احمدينژاد در قم به صراحت گفت که اسلام جهاني بر آن است که بر دنيا حکومت کند و عدالت را در آن حکمفرما سازد.
مخاطبان آقاي احمدينژاد در جريان ايراد سخنانش درباره اسرائيل و هولوکاست از طيفهاي مختلفي بودهاند. در 26 اکتبر ، اين مخاطبان دانشجويان بسيجي و به شدت ضداسرائيل بودند. اين دانشجويان هنگامي که رئيسجمهورشان ، خواستار جهاني بدون صهيونيسم و اسرائيل گرديد وي را تأييد و تشويق کردند. در هشتم دسامبر آقاي احمدينژاد در جلسه ی سالانه ی سازمان کنفرانس اسلامي ، در محيطي با حال و هواي مذهبي ، با سران کشورهاي اسلامي سخن گفت. مخاطبان او را اين بار ، ميتوان به دو دسته تقسيم کرد: آنهايي که زمزمه ی پشتيباني از سخنان وي را سردادند اما به طور علني سعي کردند از او و ديدگاههايش فاصله بگيرند ، و ديگراني که از اظهارات « غيرديپلماتيک » او به خشم آمده بودند. اين گروه اخير بنا به گزارشها ، شامل ميزبان اين کنفرانس يعني ملک عبدالله پادشاه سعودي بود. در پانزدهم دسامبر ، مخاطبان آقاي احمدينژاد را به طور عمده افراد فقير و بي علاقه به مسئله ی اسرائيل يا هولوکاست تشکيل ميدادند که قبل از هرچيز مشتاق شنيدن سخناني از زبان رئيسجمهور در زمينه ی مبارزه با فقر بودند.
از قرارمعلوم آقاي احمدينژاد ضمن در نظر داشتن مخاطبين متفاوت ، جامعه ی بين المللي را نيز مد نظر داشت. رئيسجمهور ايران درصدد بوده که به تأثير سخنان ضداسرائيلي قبلي خود در جهان اسلام و در غرب ، به خصوص اروپا ، تداوم بخشد. به ياد بياوريم که سران دولت هاي اروپايي با اين اظهارات او به شدت مخالفت کرده بودند. شوراي امنيت سازمان ملل نيز آقاي احمدينژاد را بابت سخنانش داير بر امحاء اسرائيل و دروغ خواندن هولوکاست دو بار نکوهش کرده بود. دولت بوش اين سخنان را شاهد ديگري خواند مبني بر اين که يک ايران هستهاي براي امنيت اسرائيل و جهان خطري واقعي است. اسرائيل و متحدانش چنان برآشفته شدند که آقاي احمدينژاد را به هيتلر جديدي که بزودي بمب اتم هم خواهد داشت تشبيه کردند. حتي پاپ ، رهبر کاتوليکهاي جهان هم ، که خود در زمان جنگ دوم جهاني يک سرباز آلماني در ارتش نازي بود ، آقاي احمدينژاد را بابت سخنانش نکوهيد.
برخلاف واکنش گسترده ی شديد بين المللي به اظهارات آقاي احمدينژاد درباره اسرائيل و هولوکاست ، در محافل داخلي ايران اين سخنان با سکوت و يا کلا" به صورت سربسته پاسخ داده شده است. اين واکنش با واکنش محافل داخلي در مورد اظهارات تند آقاي احمدينژاد در رابطه با ديگر امور درتضاد آشکار است. پوشش انتقادي عليه اظهارات درباره ی اين امور ديگر در داخل گسترده و در خارج اندک بود. براي نمونه ، ميتوان به سخنراني رئيسجمهور ايران در سازمان ملل اشاره کرد که در داخل به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت و او حتي متهم گرديد که امنيت ملي ايران را به خطر انداخته است. آقاي احمدينژاد همچنين براي صدور قطعنامه آژانس انرژي اتمي که چند روز پس از سخنان وي در سازمان ملل صادر شد ، مورد سرزنش قرار گرفت. ديدگاه هاي او درباره ی امام زمان نيز در داخل به عنوان مضحکه تلقي شد ، و از سوي رئيسجمهور سابق آقاي محمد خاتمي ، ابراز اين گونه ديدگاه ها اسباب اشاعه ی خرافات به نام اسلام قلمداد گرديد. پاسخ آقاي احمدينژاد چنين بود: اين خرافات نيست که ما را تهديد ميکند بلکه نبود دل و جرأت و تجديد نظر طلبي است. برخورد وي با اعضاي کابينه و روابطش با مجلس نيز با ارزيابيهاي منفي همراه بوده است.
صرف نظراز اين که سخنان آقاي احمدينژاد در چه موقعيت زماني ، کجا و براي چه مخاطباني ابراز شده ، واکنشها به سخنانش در مورد اسرائيل و هولوکاست فاقد ژرفبيني نسبت به علت و قصد بيان آنهاست. سؤال اصلي اين است که ، آيا اين سخنان را بايد به معناي دقيق لفظي آن ها گرفت و يا بايد به حساب شعار و خط مشي مشخص سياسي او گذاشت ؟ و اين که ، عواقب محتمل اين سخنان براي شخص وي و کشور ايران چه خواهد بود؟ در ارزيابي چنين سخناني از سوي يک رئيسجمهور کشوري که درگير بحرانهاي داخلي و خارجي خطرناک است بايد پارهاي واقعيتها را هم در نظر گرفت. از جمله بايد از وابستگان نزديک ، سوابق و تجارب ، و نيز اعتقادها و آرمانهاي گوينده درکي گسترده داشت. بايد به مشکلاتي که وي در داخل با آن ها روبرو است ، به وعدههايي که داده ، به فشارهايي که رقباي سياسي بر وي وارد ميسازند ، و به جّو امنيتي که او در ايران و فراسوي ايران با آن روبرو است توجه کرد. در واقع ، اظهارات احمدينژاد ، بازتابي است از مجموعه ويژگيهاي شخصي او ، اعتقاداتش ، تلاش او براي افزايش مشروعيت و اختياراتش ، آموزه ی اصلي انقلاب اسلامي مبني بر دوگانه ديدن جهان به صورت مستکبرين و مستضعفان ، و فشارهاي فزاينده بر حکومت اسلامي هم از داخل و هم از خارج.
آقاي احمدينژاد ، در يک خانواده متوسط پائين به دنيا آمد ، پيش از انقلاب در آزمون کنکور سراسري پذيرفته شد و به دانشگاه راه يافت. ایشان در انقلاب شرکت کرد ، پاسدار شد ، عضو کميته ی انقلاب اسلامي شد ، بسيجي شد ، در جنگ عليه عراق شرکت کرد ، در سازمانهاي امنيتي فعال بود ، استاندار شد ، استاد دانشگاه شد ، شهردار تهران و سرانجام رئيسجمهور شد. اين فعاليت ها و مدارج ؛ گواه ديگري بر پشتکار و تعهد او به جمهوري اسلامي است. آقاي احمدينژاد بيست و چند ساله بود که در سال 1979 انقلاب اسلامي رژيم پادشاهي را در ايران سرنگون کرد. او در هنگامه ی جنگ و انقلاب و در کشمکش با دشمنان داخلي و خارجي حکومت اسلامي رشد کرده است. اين در جمهوري اسلامي يک سابقه ی پربار است. فردي با چنين سابقهاي را مشکل بتوان غير معقول و خرافاتي خواند. او در يکي از مصاحبههاي مطبوعاتي خود ادعا نموده است که علم ، عقل گرايي ، منطق ، صلح جهاني ، عدالت ، و احترام به حقوق بشردر کنار دينداري ، از اصول دولت ايشان است. بايد آرزو کرد که چنين باشد.
از نظر فکري آقاي احمدينژاد يک اسلام گراي راديکال با اعتقاد به "انقلاب مدام" است. او دنيا را به صورت سياه و سفيد و متشکل از دوستان و دشمنان ميبيند. هيچ غيرمسلماني ، آدم ليبرالي ، يا آدم مستکبري از ديدگاه او دوست به حساب نمي آيد و در بهترين حالت يک مظنون است. آقاي احمدينژاد يک "آرمان گرا" است ، و در عين حال آرمان گرايي است با صبغه ی مردمي و انقلابي که به ولايت و عدالت اجتماعي به تعبيرخاص خود معتقد است. او همچنين يک بومي گرا و فراملي گراي انزواطلب است که باور دارد ايرانيان ملتي برگزيده اند و هويت تاريخي و فرهنگي آن ها بالاتر از همه ی ملت ها است. او هم به کوروش کبير افتخار ميکند و هم به حضرت محمد. اين ويژگي ها ، و ناپختگي سياسي و سابقه ی شديدا" مذهبي و امنيتي به مفهوم ايراني کلمه ، از وي يک آدم رک گوي پر از تضاد ساخته که گاهی متوجه عواقب سخنان و نظرات تند خود نيست. اضافه بر اين ، آقاي احمدينژاد محصول شکستهاي انقلابي است که به آن اعتقاد دارد ، انقلابي که در سال 1358 قول داده بود آزادي و عدالت به ملت عرضه کند ، ولي اکنون به ضد خود تبديل شده است. در حالي که نبود آزادي ، طبقات متوسط را دلزده کرده ، بي عدالتي موجب اعتراض طبقات پائين است. در اين ميان لايه ی اجتماعي جديدي شکل گرفته که به دليل فساد دولتي و تجاري در کشور ، ثروت باد آورده ی غير مولد افسانهاي اندوخته است.
آقاي احمدينژاد ، بر خلاف ظاهر خاکي اش ، به شدت جوياي نام است. معروف شدن ، جنجال برانگيختن و مرکز توجه قرار گرفتن در داخل و خارج برايش مهم است. با اين حال ، او فقط در فرصتهاي معدودي توانسته مخاطبان وسيعي را به سوي خود جلب کند. از اين موارد بايد سخنانش درباره ی برنامه ی هستهاي ايران در سازمان ملل و درباره ی اسرائيل و هولوکاست اشاره کرد. در اين ميان ، سخنانش درباره ی اسرائيل و کشتار يهوديان بوده که آن طور که ميخواسته براي وي توجه و شهرت جهاني به بار آورده است. مجله ی تايم نام او را در فهرست خبرسازان سال 2005 و به عنوان آدمي که از جنجال آفريني ابايي ندارد ، در کنار نام سياستمداران ، هنرپيشگان ، خوانندگان و سرمايه گذاران مشهور گنجانده است. خود او با افتخار خاطرنشان ساخته که در ديدارش از سازمان ملل در نيويورک و در کنفرانس اسلامي در عربستان سعودي مرکز توجهات محلي و جهاني بوده است. خلاصه اين که ، آقاي احمدينژاد يک مجموعه ی ناهمگون و متضاد از کيفيتهاي شريف و مسئله برانگيز است. يک آرمان گراي انقلابي که واقعيات تلخي را تجربه کرده و ميکند.
در عين حال بايد توجه داشت که آقاي احمدينژاد فقط يک فرد نيست ؛ او يک عضو کليدي از يک جناح خاص در درون حکومت اسلامي است که اعضای آن شامل افرادي از سپاه و بسيج ، اساتيد دانشگاه ، بخشي از روحانيت و طيفهاي تودهاي فقير است. اين جناح از ديرباز بر اين باور بوده که احتمال درگيري جمهوري اسلامي با امريکا و احياناً اسرائيل بسيار زياد است چرا که اين دو هرگز مشروعيت اسلام انقلابي را نخواهند پذيرفت. گفته ميشود که کميته ی امنيت ملي و روابط خارجي مجلس شوراي اسلامي تحقيقاتي را درباره کساني که آقاي احمدينژاد را به گفتن سخنان ضداسرائيلي و هولوکاست توصيه کرده اند ، آغاز کرده است. اکنون آشکار شده که چند سال پيش بعضي از اين مشاوران کنفرانسي را درباره « جهان بدون آمريکا » در همان خط و خطوط کنفرانس « جهان بدون صهيونيسم » برگزار کرده بودند. بسياري از اين به اصطلاح اصول گرايان (بنيادگرايان) خرسندي خود را از اظهارات ضداسرائيلي و ضد هولوکاست آقاي احمدينژاد ابراز کرده اند ؛ در حالي که عناصر بيشتر ميانه رو در جمهوري اسلامي محتاطانه و به نرمي اين سخنان را مورد انتقاد قرار داده اند. از بسياري جهات ، حد اقل بخشي از جناح اصولگرا در داخل ايران همانند جناح نومحافظه کار در واشنگتن و تلآويو است ، با اين تفاوت که واشنگتنيها ابزارهاي زور و تبليغات بيشتري دارند.
آقاي احمدينژاد به آن چه ميگويد اعتقاد دارد ، و اظهاراتش درباره اسرائيل و هولوکاست صرفاً شعار سياسي نيست ، بلکه معني هر کلمه را تا جاي ممکن مد نظر دارد. در همان حال ، اين اظهارات اگرچه لحن تازهاي دارند ، اما بيانگر سياست تازهاي از سوي ايران در قبال مسئله اسرائيل و فلسطينيان نيستند. سياست ايران در اين زمينه ميان راه حل دو کشور و فرمول يک کشور مبني بر بازگشت تمامي آوارگان فلسطيني و يک رفراندوم ملي در فلسطين (اسرائيل ، مناطق دولت فلسطين و اراضي اشغالي) درنوسان بوده است. اين سياست را ، در سطح کلان ، رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام تعيين ميکنند. واقعيت آن است که وقتي از آقاي احمدينژاد از سوي کميته ی امنيت ملي و روابط خارجي مجلس شوراي اسلامي در مورد اسرائيل سوال شد ، او تأييد کرد که سياست ايران در قبال اسرائيل تغييري نکرده است. وي خاطرنشان ساخت که رويکرد تازه بيشتر در حد حرف بوده ، اما با اين حال گفت که دولتش در اين زمينه از شيوهاي پيروي ميکند که بيش از دولت پيشين خواستار رويارويي با اسرائيل است. او در واقع نمي تواند دست به اقدامي عملي در اين زمينه بزند مگرآن که سران و نهادهايي که پشت او هستند چنين اقدامي را مجاز دانسته باشند. اين که آقاي احمدينژاد هولوکاست را يک افسانه خواند و خواستار امحاء اسرائيل گرديد واقعيتي است که نبايد هيچکس را متعجب ميکرد. او ، همچون بسياري از سران رده بالاي جمهوري اسلامي چه در گذشته و چه در حال حاضر ، اسرائيل و ملت سياسي يهود (صهيونيسم) را « غيرمشروع » ميداند که موجوديتشان را اروپا ظالمانه بر امت اسلام تحميل کرده است. به تعبير آقاي احمدينژاد ، « صهيونيسم » مفهومي غربي و استعماري است که بريتانيا با اهدافي دنيوي و شيوههاي فاشيستي پديد آورده است. در حال حاضر اسرائيل ، به نظر آقاي احمدينژاد ، با کمک و رهبري آمريکاييها و چند کشور اروپايي به کشتار مسلمانان مشغول است. جاي تعجب نيست که کسي از ميان سران رده بالا در جمهوري اسلامي به اظهارات آقاي احمدينژاد عليه اسرائيل و هولوکاست در ملاء عام اعتراض نکرد. اما در خلوت ، بسياري نگراني خود را از عواقب اين سخنان براي منافع و امنيت ملي ايران ابراز داشتنند. در ديدار کميته ی امنيت و روابط خارجي مجلس ، اعضاي کميته آشکارا اعتراض خود را به اين جنبه از بيانات آقاي احمدينژاد نشان دادند و از وي خواستند که در همان چهارچوب تعيين شده برنامه ی چشم انداز بيست ساله ی جمهوري اسلامي و سياست دولتهاي پيشين باقي بماند که البته آقاي رئيسجمهور هم پذيرفت.
با آن چه گفته شد اشتباه خواهد بود اگر اين خصومت با اسرائيل و صهيونيسم با نژادگرايي و يهودي ستيزي يکي گرفته شود. هيچکدام از اين سران ، منجمله آقاي احمدينژاد ، نژادگرا و يهود ستيز به مفهوم رايج کلمه در غرب نيستند. در واقع ، نگرش آنان به قوم يهود چندان فرقي با نگرش بيشتر ايرانيان معتقد مسلمان ندارد. حتي ميتوان گفت که نگرش آنها به يهوديت از نگرش کلاسيک مسيحيت به آن مثبت تر است. بازهم به گفته خود آقاي احمدينژاد ، "ما بايد ميان صهيونيسم و يهوديت تفاوت قائل شويم. يهوديان همواره در صلح و صفا در ميان مسلمانان زيسته اند ، و از آزادي مذهبي برخوردار بوده و خواهند بود." سران جمهوري اسلامي اسرائيل و ملت سياسي يهود را دوست ندارند چراکه اين دو را "ستمگر و اشغال گر" در ميان ملت فلسطين ميدانند. هيچ کدام از آنان ضد ديانت يهودي نيست ؛ آنان اين ديانت را يکي از سه دين مهم معتقد به وحدانيت خداوند ميدانند که از نظرشان اهميتي بيش از اديان هندي و بودايي دارد. با اين حال از نظر آنان يهوديت در مرتبهاي پايين تر از مسيحيت و اسلام قرار دارد. رهبران جمهوري اسلامي از روز نخست خود را به عنوان قهرمان ملت مظلوم و مستضعف ايران ، و نيز مستضعفان سرتاسر جهان اسلام و فراسوي آن معرفي کردند که در مقابل مستکبران ايستاده اند. مصداق استکبار از نظر آن ها دايره ی تنگ و تنگ تري پيدا کرده و به خصوص بعد از سقوط شوروي تنها به آمريکا و اسرائيل محدود شده است. اسرائيل از آن رو که به ملت فلسطين ظلم کرده و آمريکا از آن رو که با ملت ايران (و امت مسلمان) روابط مستکبرانهاي داشته است. در حالي که معدودي از چهرههاي ميانه رو و عملگرا در ميان رهبران ايران در سال هاي اخير کوشيده اند که جمهوري اسلامي را از مشکلات ناشي از چنين ادعاهايي رهايي دهند و سياستهايي را در جهت تنش زدايي با آمريکا و اسرائيل اتخاذ کنند ، آقاي احمدينژاد سخت ميکوشد که در جريان کنارگذاشتن سياست تنش زدايانه پيشين به اصول اوليه ی انقلاب اسلامي برگردد. او کارزار خود را به هنگام انتخابات رياست جمهوري در سال گذشته آغاز کرد ، و چون از داشتن يک برنامه ی سياسي مشخص بي بهره بود و مشروعيت لازم را ، به دليل انتخاباتي مناقشه برانگيز ، به خصوص از چشم روشنفکران و تکنوکراتهاي ايران ، نداشت ، ناچار بر حدت و شدت اين کارزار تهاجمي افزود. اين حرکت اما يک شمشير دولبه است که ميتواند به جاي افزايش مشروعيت به کاهش اقتدار جمهوري اسلامي منتهي گردد.
سخنان آقاي احمدينژاد ممکن است بازتابي از يک سياست خارجي تازه ی ايران نباشد ، اما به هرحال اين سخنان بر يک حرکت متفاوت دلالت دارند. اين سخنان خواست او را براي يک استراتژي جهاني و يک سياست خارجي مبتني بر اسلامي جهان شمول ، عدالت ، و عزم و شهامتي تازه انعکاس ميدهند. در عين حال معلوم نيست که پشت سر آقاي احمدينژاد يک تفکر واهي و يا يک نظريه ی توطئه نباشد. مثلاً در اظهارنظر درباره اسرائيل و هولوکاست ، وي گفته است « استراتژي مشخصي » را در برابر "توطئهاي مشخص" در نظر داشته است. او به نمايندگان مجلس صريحاً گفت که نشست سران دولتهاي اسلامي در مکه با اين هدف طرح ريزي شده بود که اسرائيل به رسميت شناخته شود و اسلام ميانه رو و امريکايي اشاعه يابد. وي خطاب به نمايندگان گفت "عقب نشيني اسرائيل از نوار غزه مرحله ی نخست اين طرح بود که دو سال پيش آغاز شد." وي همچنين افزود که اظهاراتش درباره اسرائيل و هولوکاست به قصد تخريب چنان طرحي بوده و در نتيجه ی اين سخنان ، هيئت نمايندگي ايران توانسته با موفقيت در قطعنامه ی پاياني اين نشست نکاتي را به نفع ايران تغيير دهد.
با سخن گفتن در نفي هولوکاست ؛ رئيسجمهور ايران با يک تير چند هدف را نشانه رفته است: اسرائيل ، اروپا ، امريکا و سياست خارجي جمهوري اسلامي. اما بايد گفت که هدف آني او اروپا بوده است ، به سه دليل: نخست به اين دليل که اين اروپا بود که براي شستن دست هاي خود از گناه کشتار يهوديان کشور اسرائيل را تشکيل داد. دوم اين که اروپا بر سر مخالفت با برنامه هستهاي ايران به آمريکا پيوست ؛ و سوم به دليل اين که ، اروپا ديدگاه هاي او را درباره ی اسرائيل مردود اعلام کرد. از نگاه آقاي احمدينژاد ، اگر هولوکاست حقيقت داشته باشد پس اروپا را بايد در وقوع آن مقصر دانست. اروپا به دو دليل مقصر است ، يکي بابت کشتار يهوديان و ديگري براي گسيل ظالمانه ی آنان به فلسطين که به شکل گيري "اردوگاهي" از يهوديان در ميان مسلمانان انجاميده است. به گزارش خبرگزاري انتخاب ، رئيسجمهور ايران در پاسخ به سوال شماري از "شهروندان"، با صراحت جنبش صهيونيست و تشکيل اسرائيل را با "کشتار يهوديان به دست نيروهاي آلماني" پيوند داد. او همچنين ، بنا به گزارش خبرگزاري يادشده ، بريتانيا را نيز بابت اقدام به برپاداشتن اين "اردوگاه" و آمريکا را بابت پشتيباني و تداوم بخشيدن به آن نکوهش کرده است.
آقاي احمدينژاد ضمناً ميخواست که با مطرح کردن اسرائيل و هولوکاست ، هم پرچم رهبري جهان اسلام را دوباره به دست جمهوري اسلامي بسپارد و هم امريکا را در بازي "دو بهم زني" آن درون اسلام شيعه و سني مات کند. واقعيت اين است که در طي 16 سال دولتهاي آقايان علي اکبرهاشمي و محمد خاتمي ، جمهوري اسلامي به تدريج از اسلام راديکال و ماجراجو فاصله گرفته و به سوي يک اسلام ميانه رو حرکت کرده و نتيجتاً رهبري اسلام انقلابي را از دست داد. اين رهبري به تدريج ، مخصوصاً بعد از 11 سپتامبر ، به دست القاعده و وهابيون عربستان افتاد. اين تغيير مخصوصاً بعد از همکاري جمهوري اسلامي با امريکا در افغانستان و عراق تشديد شد. در همان حال ، امريکا نيز سعي کرد با استفاده از شکاف بين اسلام شيعه واسلام سني و از طريق همکاري با ، و يا حمايتهاي مقطعي از ، اين و يا آن ، از دولتهاي ايران و عربستان امتياز بگيرد. انتخاب آقاي احمدينژاد به عنوان رئيسجمهوري فرصتي به نيروهاي راديکال اسلامي حکومت داده تا سعي کنند بار ديگر ايران را به سالهاي اول انقلاب برگردانند و رهبري حرکتهاي انقلاب اسلامي را کسب نمايند. اما اين آب به آساني به آسياب برنخواهد گشت زیرا نتيجه ی آن "رهبري جهاني" در اوايل انقلاب براي منافع ملي ايران مطلوب نبوده است.
آقاي احمدينژاد و جناح او همچنين بر اين اعتقادند که سياست تنش زدايي ايران که در 16 سال گذشته از سوي دو رئيسجمهور پيشين اعمال ميشد ، نتوانسته به دستاورد مهمي براي ايران بيانجامد. برعکس ، سياست مبتني بر کاهش تنش با آمريکا و اسرائيل ، و نيز سياست جداسازي اروپا از آمريکا ، تأثيري خلاف داشته و بر تنش در روابط با اين کشورها افزوده و حتي آن ها را بيش از پيش به هم نزديک کرده است. از نظر آقاي احمدينژاد علت اين امر آن است که سياست تنش زدايي ، به "دشمنان" ايران جسارت بخشيده و باعث تضعيف تهران و "آشفتگي در سياست خارجي و دور شدن ايران از آرمانهاي انقلاب" و خمودگي تهران در جهان اسلامي شده است. آقاي احمدينژاد و هم فکرانش براي نشان دادن اشتباهات اين سياست ، شکست ايران در مذاکرات اتمي و موضع ميانه روي ايران در قبال صلح ميان اعراب و اسرائيل را بعنوان نمونه ذکر ميکنند. او و هم فکرانش معتقدند که ايران نبايد با اروپاييان مذاکره ميکرد. هدف اعلان مواضع ضد اسرائيلي آقاي احمدينژاد پايان بخشيدن به اين سياست "مماشات" با غرب و سياست "دو به هم زني" بين اروپا و امريکا است ، هدفي که حصول آن غيرممکن مينمايد.
براي تغيير موازنه به سود ايران ، آقاي احمدينژاد و جناح پشتيبان او همچنين بر اين باورند که بايد حرف خود را با حدت و شدت بيان کرد ، بايد سازش ناپذير باقي ماند ، و سياست ايران را از يک سياست انفعالي به يک سياست فعال مبتني بر ارزشهاي اسلامي و قدرت ملي تغيير داد. از منظر آقاي احمدينژاد ، با عدم سازش و قدرت طلبي ميتوان امتيازات بيشتري از غرب و امريکا گرفت. بر مبناي برآورد آقاي احمدينژاد سخنان تند وي عليه اسرائيل نقطه شروع خوبي بوده ، چرا که "اين موج پشتيبانان زيادي در جهان اسلام دارد و به حرکت خود ادامه خواهد داد." از اين گذشته ، جناح او استدلال کرده که اظهارات آقاي احمدينژاد "ايران را در ميان کشورهاي مسلمان در صف اول مبارزه عليه استکبار آمريکا قرار داده ،" بدون آن که عواقب چندان مهمي براي اين کشور به بارآورد. اين استدلال يادآور اعتقاد مبني بر "صدور انقلاب اسلامي" است که بر سياست خارجي ايران در سالهاي آغازين جمهوري اسلامي غلبه داشت و عواقب آن تجاوز صدام به ايران ؛ صدمه ديدن روابط ايران با همسايگان عرب ، و البته تداوم خصومت با آمريکا و اسرائيل بود. سياست خارجي "اسلام محوري"اي که نتيجه ی عملکرد آن براي منافع ملي ايران خسارات غيرقابل جبراني به همراه داشته است.
از ديد بسیاری که در انتخابات رئيسجمهوري شرکت نکردند و يا به آقاي احمدينژاد رأي ندادند ، او فاقد مشروعيت کافي سياسي و برنامهاي مدون براي اداره کشور است. در واقع او نخستين رئيسجمهور ايران است که در دور دوم انتخاب شده است. در دور اول آقاي احمدينژاد توانست 5.7 ميليون رأي به دست آورد يعني چيزي کمتر از 14 % آراي کساني که واجد شرايط راي دادن بودند. در دور دوم ، به آراي او 11 ميليون اضافه شد که آن ها عمدتاً آراي اعتراضي بودند. به عبارت ديگر ، براي تصدي مقام مهم رياست جمهوري او در واقع نخستين گزينه ی کمتر از 6 ميليون ايراني رأي دهنده بوده است. آقاي احمدينژاد ميداند که به افزايش مشروعيت و نيز برنامهاي مدون براي اداره ی کشور نياز دارد. اينچنين است که او به سردادن شعار عدالت اسلامي و شعارهاي مردم پسند ديگري از اين دست (مبارزه با فساد ، مبارزه با فقر ، ايجاد وطني براي فلسطينيان) روي آورده است. بايد توجه داشت که سخنان او عليه اسرائيل و درباره هولوکاست در يک کنفرانس مطبوعاتي در مکه ، يعني در مهد اسلام ، ابراز شده است و نيز در زاهدان. آقاي احمدينژاد در سخنراني خود در اين شهر همچنين ايرانيان مرفه و دولتهاي پيشين را به خاطر فقر استان سرزنش کرد. شعار خوب به جاي خود ، ملت ايران عملکرد خوب طلب خواهند کرد.
آقاي احمدينژاد در خلا زندگي نمي کند. او ، در داخل ، با مسائلي حل ناشدني در زمينههاي اجتماعي ، اقتصادي و سياسي روبروست که در رويارويي با آن ها تنها راه حلهايي ساده انگارانه را ارائه ميدهد. از طرف ديگر او در مقابل مخالفاني قرار گرفته است که شامل روحانيون ، روشنفکران ، تکنوکراتها و ثروتمندان مقتدر ايراني است. فشارها بر دولت او از خارج حتي از فشار مسائل و گروه هاي مخالف داخلي هم شديدتر است. ايران به دنبال صدور قطعنامه آژانس بين المللي نيروي هستهاي در يک دام گرفتار است. تنها مگر اتفاق غيرمنتظرهاي رخ دهد و يا آقاي احمدينژاد سازش کند ، وگرنه طولي نخواهد کشيد که بعد از احاله ی پرونده ايران به شوراي امنيت به تدريج تحريمهاي چندجانبه ی هوشيارانه و حتي جنگ براين کشور تحميل خواهد شد. اسرائيل پيوسته ايران را تهديد به حمله نظامي کرده است که آماج آن تأسيسات هستهاي ايران خواهد بود. آقاي احمدينژاد و ياران نظامي – امنيتي وي بخصوص بابت اين تهديدها دچار خشم شده اند و احساس توهين ميکنند و ميکوشند که در مقام انتقام برآيند. اما با در نظر گرفتن ساختار تثبيت شده ی قدرت در ايران حتي قادر به تداوم بخشيدن به دشنام دهي و آشوب گري نيز نخواهند بود. گفتني است که در چهارم ژانويه وقتي از آقاي احمدينژاد سوال شد که به چه دليل انگشت روي مسئله هولوکاست گذاشته است ، جواب داد: براي فتح باب يک بحث علمي!
تأکيد بر ضعف عملي آقاي احمدينژاد در اجراي حرفهاي تندش بسيار مهم است. دشمنان ايران از حرفهاي آقاي احمدينژاد سوء استفاده کرده و آن ها را عيناً سياست خارجي جمهوري اسلامي قلم داد نموده و اين گونه بحث ميکنند که گويي به زودي ايشان اين حرفها و ايدهها را از طريق به کارگيري زور نظامي ، بمب و غيره به اجراء در خواهد آورد. اين در حالي است که اصولاً درجمهوري اسلامي قدرت رئيسجمهوري محدود است مخصوصاً براي کسي که از روحانيت نيز نيست. حتي يک روحاني با نفوذ و مردمي مثل آقاي محمد خاتمي هم ، به قول خودش ، تبديل به يک "تدارکات چي" شده بود. واقعيت اين است که در ايران ؛ رئيسجمهوري نيروي نظامي قابل اهميتي را فرماندهي نمي کند و کمترين کنترل را روي سياستگذاري براي روابط خارجي جمهوري اسلامي دارد. آقاي احمدينژاد نيز يک استثناء نخواهد بود. ايشان هم ، چون سلف خود ، در تحليل نهائي به يک "تدارکات چي" تبديل خواهد شد. از آن بدتر ، امکان دارد که دولت ايشان مجبور شود مسئوليت عقب نشيني از مواضع اعلام شده ی ايران براي توسعه و استفاده از تکنولوژي هستهاي را بپذيرد.
در خاتمه ، صرف نظر از اعتقادات ، انگيزها ، و سياستهاي آقاي احمدينژاد ، و جدا از اين که ديگران در باره ی آن ها چه فکر مي کنند ، سخنان و عملکردهاي او ، در وضعيت خطرناک موجود ، نگران کننده اند ، و براي تصحيح آن ها بايد رهبران طراز اول کشور اقدامات فوري معمول دارند. در عين حال ، ايرانيان وطن دوست و دمکرات مي بايست عاجلانه براي رفع خطراتي که کشورشان را تهديد ميکنند دست به اقدامات پيشگيرانه بزنند. من اين خطرات و عوامل آن ها ، و راه هاي مقابله با آن ها را در مقالهاي به انگليسي و به فارسي توضيح داده ام.* در آن جا نوشتم که نيت هاي خودپسندانه ، سياست هاي غلط ، غرور ملي ، و بازي هاي قدرت طلبانه در هر دو سوي ايران و امريکا ، عرصه را براي هرگونه مذاكرهاي تنگ تر ميكند. در اين بين ، وطن پرستان افراطي ، فرصت طلبان ، و رياكاران ، آگاهانه و يا ناآگاهانه ، با مواضعي که اتخاذ کرده اند به درگيري نظامي دو کشور کمک ميکنند ، ضمن اين که كشورهاي ثالث و گروه هاي سياسي مخالف با رژيم تهران ، فعالانه درحال ترويج شق جنگ هستند. اين در حالي است که سازمان ملل متحد و هيچ يك از قدرت هاي جهاني نيز علاقهاي به ميانجي گري جدي بين ايران و امريکا ندارند. بدتر آن كه ، اكثر رهبران جوامع مدني ، بازرگاني ، و سياسي در هر دو طرف ، منجمله روشنفکران ، دموکرات ها ، ملي گرايان ، طرفداران حقوق بشر ، روزنامه نگاران ، رهبران سياسي ، و مديران شرکت ها در رابطه با تنش رو به رشد بين ايران و امريكا در وضيعت خودفريبي به سر ميبرند.
متاسفانه ، رهبران ميانه روي امريكا ، که در رابطه با جنگ عراق به دنبال سود و منفعت فرصت طلبانه خود بودند و رياكارانه عمل كردند ، در ارتباط با تنش روز افزون ايران و امريکا نيز همان گونه عمل ميکنند. آن ها ، آگاهانه يا ناآگاهانه ، درگيري خطرناكي را دامن ميزنند كه مطمئنا" پس از گذشت زماني طولاني از وقوع آن ، همچون مورد عراق ، عليه آن سخنراني و مبارزه خواهند کرد! مهم تر اين كه ، هرچه به بحران جنگ نزديك تر ميشويم ، اجتناب از آن بسي دشوارتر ميشود. بنابراين ، طرفداران صلح و گفت و گو بين اين دو کشور بايد در جهت جلوگيري از وقوع اين فاجعه ی احتمالي به طور جدي و فوري اهتمام ورزند. خودفريبي در مقابل تهديدات جنگ طلبان ، اگر در جهت تائيد کوشش آن ها نباشد ، حداقل نشانگرعدم حس مسئوليت است. براي صلح سازي بايد دلايل اصلي مشکلات بين ايران و مخالفين آن را بهتر درک کنيم ، حقايق را از دروغ و اتهام جدا سازيم ، و راه حلهاي منطقي ، عملي و منصفانه ارائه دهيم. در عين حال بايد سازمان دهي کرده و منابع انساني و مالي لازم را تهيه کنيم. در بين ما برخي مخالف عادي سازي رابطه ی ايران و امريكا هستند. اين مخالفين بايد به مردم ايران توضيح دهند که اگر چنين است پس چرا آن نيروهاي درون رژيم که اين مخالفين ؛ آن ها را بيشتر از ديگران به ديکتاتوري و ضّديت با حقوق بشر متهم مينمايند بيشترين مخالفت را با عادي سازي اين رابطه مي کنند؟ بديهي است که رابطه ی عادي با امريکا به طور خودکار دموکراسي و توسعه براي ايران به ارمغان نمي آورد. اين رابطه ؛ شرط لازم براي دموکراسي و توسعه ی ايران است ولي شرط کافي نيست. از اهم شروط کافي عبارتند از رفرماسيون در اسلام ، گوناگون سازي در اقتصاد نفتي ، و التزام به حکومت ائتلافي برآمده از انتخابات آزاد و مبتني بر نيروهاي ذينفع اجتماعي**. در گذشته متاسفانه ايرانيان يا با امريکا دشمني کرده اند و يا سرسپرده ی آن بوده اند. براي آينده ، بايد با امريکا رابطه ی منطقي جديدي را شکل داد که هم در آن استقلال و احترام باشد و هم مودت و همياري. در تحليل نهايي ، راه جنگ براي طرفداران آن ، براي آنهايي که مخالف عادي سازي هستند ، و براي طرفداران دمکراسي و حقوق بشر دست آوردي جز فاجعه نخواهد داشت.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
http://www.american-iranian.org/pubs/articles/IranianComplacent-Farsi-12-15-05.pdf*
http://www.american-iranian.org/pubs/articles/WarandOurResponsibility11-04-05.pdf
** http://www.amirahmadi.com/Speech/Los%20Angeles%20entekhaba.doc
_____________________________________________________
هوشنگ اميراحمدي پروفسور و رئيس مركز مطالعات خاورميانه دانشگاه راتگرز و رئيس شوراي امريكائيان و ايرانيان است. www.amirahmadi.com , hooshang@amirahmadi.com
منبع : پایگاه اطلاع رسانی هاتف
ظاهرا" خط قرمز نظام هر روز فراگیر تر می شود. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
روزنامه شرق شيرزاد عبداللهى ۱۴ فروردين: امروز اولين روز گشايش مدارس بعد از تعطيلات طولانى نوروزى است. معلمان دورانديش با اين تصور كه كلاس ها در سال جديد ساعت ۷ صبح شروع مى شود، ساعت ۶ صبح راه افتادند و به علت خلوتى ترافيك ساعت ۳۰/۶ دقيقه جلو مدرسه بودند. سرايدار مدرسه غرغركنان در را به روى آنها باز كرد. همه جا در سكوتى وهم آور فرورفته بود. نه خبرى از همهمه دانش آموزان بود و نه صداى فرياد معاونين از بلندگوى مدرسه كه ۹ ماه سال تحصيلى را خر خر مى كنند به گوش مى رسيد. آنها در دفتر دبيران نشستند. آقاى بردبار در حالى كه به ساعت مچى خود نگاه مى كرد خطاب به آقاى منطقى گفت: «مثل اينكه كمى زود آمده ايم.» و هر دو به ساعت ديوارى اى كه عقربه هاى آن روى ساعت ۱۲ متوقف شده بود، خيره شدند. زمان در مدرسه متوقف بود. آنها با احتياط بحث تغيير ساعت را به ميان كشيدند. آقاى منطقى اصرار داشت كه منظور هيات دولت از شروع به كار مدارس در ساعت،۷ شروع كلاس ها است وگرنه بخشنامه معنا و مفهوم خود را از دست مى دهد. معاونين ساعت ۷ صبح آمدند و با ديدن چند معلم در دفتر مدرسه به ساعت هاى مچى خود نگاه كردند. هركس وارد مى شد با همه روبوسى مى كرد. مدير ساعت ۱۵/۷ دقيقه وارد مدرسه شد، اكثر دبيران ساعت ۳۰/۷ و عده اى هم تا ساعت ۸ خود را به مدرسه رساندند. تازه ساعت ۸ صبح بود كه كلاس ها شكل گرفت و معاونين براى صرف صبحانه در دفتر مديران جمع شدند. آن روز تعدادى از دانش آموزان و دو نفر از معلمان هم از زور خستگى سيزده بدر به مدرسه نيامدند. مدير دلايل محكمى داشت كه عصبانى شود و سر معاونين خود داد بزند. اما با خويشتندارى سعى مى كرد در اين اولين روز سال نو عصبانى و بداخلاق نباشد. لبخندى بر لب هاى او ماسيده بود، اما معاونين كه با حالت هاى او آشنايى داشتند رگه هاى عصبانيت را در چهره مدير مى ديدند و مواظب بودند كه بهانه به دست او ندهند. مدير پاى تلفن نشسته بود و پى درپى شماره مى گرفت. تلفن هاى اداره يك سره اشغال بود. تلفن همراه معاون متوسطه هم خاموش بود. «لابد صدها مدير همزمان دارند شماره اداره را مى گيرند.» مدير كه دستش از همه جا كوتاه بود، معاونين خود را احضار كرد و اولين دستور سال جديد را صادر كرد.«مراسم آغازين و زنگ اول كه گذشت زنگ تفريح را براساس برنامه و ساعت سال ۸۴ بزنيد.» ساعت ۹ صبح زنگ مدرسه به صدا درآمد. معلمان و دانش آموزان به ساعت خود نگاه كردند. معلمان با دست هاى گچى و كيف هاى انباشته از ورقه و كتاب روى صندلى هاى زهوار در رفته دفتر نشستند و مشغول نوشيدن چاى شدند. همه مى دانستند كه موضوع بحث امروز بحث تعيين ساعت است. بحث هاى زنگ تفريح همواره آميزه اى از شوخى و جدى است. عقربه هاى ساعت ديوارى مدرسه همچنان روى عدد ۱۲ متوقف شده اند. جدى ترين جمله را معلم تاريخ بر زبان مى آورد: «وقتى دولت تصميم مى گيرد كه ساعت ها تغيير نكند، تغيير دادن ساعت شروع به كار آموزش و پرورش باعث آشفتگى و سردرگمى مى شود. واقعاً منظور از اين تصميمات خلق الساعه و مبهم چيست و يا چرا در اين ۱۵ روز روى اين مسئله فكر و برنامه ريزى نكردند.» صداى معلم تاريخ در ميان جملات و كلمات آميخته با هزل و طنز همكاران گم مى شود.۱۵ فروردين: امروز معلمان و دانش آموزان براساس ساعت قديم در مدرسه حاضر شده اند. زنگ مراسم ساعت ۱۵/۷ دقيقه، شروع كلاس ساعت ۳۰/۷ دقيقه و بالاخره زنگ پايانى ساعت ۲۰/۱۲ دقيقه. با شروع كلاس ها مدير روانه منطقه مى شود تا پاسخى براى پرسش هاى بى شمار خود و معلمان پيدا كند. امروز بحث تغيير ساعت گرم تر از ديروز است. نقل اتفاقات ديروز: «روساى مناطق بيشتر از همه سردرگم و آشفته اند. سازمان شهر تهران هم نمى تواند تصميم قاطعى بگيرد.» و «همه انتظار دارند وزارتخانه در اين مورد تصميم بگيرد. اما در ساختمان خيابان قرنى وضع بدتر است. به كارمندان گفته اند بايد ساعت ۳۰/۷ دقيقه سركار حاضر شوند، يعنى نيم ساعت زودتر از سال ،۸۴ اما در مورد ساعت پايان كار به آنها گفته اند بايد تا ساعت ۴ بعدازظهر در اداره بمانند. يعنى هشت ونيم ساعت كار. عده اى از كارمندان ساعت ۳۰/۳ كارشان را تعطيل كردند و رفتند. و عده اى هم در راهروها قدم مى زدند...» معلم جوانى با گفتن اين جمله كه همسرش هم فرهنگى است مى گويد: «ديروز سرويس آمادگى پسر شش ساله ام، ساعت شش ونيم جلو در بود، بچه را خواب آلود و گريان سوار سرويس كرديم.» آقاى قانع با گفتن اين جمله كه: «اتفاقاً مال ما برعكس» مى گويد: مدرسه دخترم ساعت شروع به كارش را نيم ساعت عقب كشيده است. اما راننده سرويس حاضر به قبول ساعت جديد نيست و مى گويد برنامه هايش تداخل پيدا مى كند و به كار بعدى اش نمى رسد.» بحث به مسئله انرژى كشيده مى شود.حالا كه موضوع استفاده از نور خورشيد براى صرفه جويى در مصرف برق از نظر مقامات منتفى است، پس دليل عقب كشيدن ساعت ها چيست؟ شايد هدف هيات دولت كاهش بار ترافيك بوده است. معلم رياضى در ميان همكاران جواب مى دهد: «اگر صنف هاى مختلف در ساعت هاى متفاوت از منزل خارج شوند، بار ترافيكى كاهش مى يابد. اما زمان بندى رفت وآمد مردم وقتى مفيد و موثر است كه جدولى براى همه گروه ها اعم از دانش آموز، كارگر، كارمند، بازارى و... تنظيم شود وگرنه تغيير ساعت رفت وآمد دانش آموزان به تنهايى چه تاثيرى دارد.» و خود پاسخ داد «هيچ».بخشنامه: زنگ تفريح دوم، مدير با دسته اى بخشنامه از اداره برمى گردد و يك راست به اتاق دبيران وارد مى شود. كلمات جادويى بخشنامه مشكل گشا است. در سيستم ادارى مديران چشم به دهان بالايى ها دوخته اند. كمتر مديرى حاضر به پذيرش ريسك تصميم گيرى است. متن بخشنامه كوتاه و چكشى است: «... مدير موظف است كه به نحو مقتضى ساعات كار هفتگى مدرسه را به اطلاع معلمان، دانش آموزان و اولياى محترم در اسرع وقت برساند.»: شروع مراسم ساعت ۷ و پايان آن ۲۵/۷ دقيقه، زنگ اول به مدت ۸۵ دقيقه، شروع ۲۵/۷ دقيقه، پايان ۵۰/ ۸ دقيقه، زنگ تفريح اول ۵۰/۸ تا ۰۵/۹ دقيقه و بالاخره، زنگ آخر ساعت ۱۰/۱۲ دقيقه. جالب اينكه ساعت جديد با ساعت قديم تنها ۵ دقيقه تفاوت دارد. حكمت اين تغيير ۵ دقيقه اى را چه كسى مى داند؟ مسئولان يكى از مناطق از قول رئيس به مديران مدارس گفته اند: «تا آخر هفته براساس ساعت قديم كار كنيد تا تكليف روشن شود.» يكى از مدارس كه ساعت كار مدرسه را از ساعت ۷ تا ۵/۱۱ اعلام كرده بود، به دنبال واكنش منطقه اطلاعيه خود را كان لم يكن اعلام كرد.
چون از عبارت جالب «جشن زنانه» نام برديد ، ابتدا در باره اين احتمال توضيح دهيد.اين احتمال نيست. بلكه شواهد مردمنگاري و منابع مكتوب در يكي- دو سده ی پيشين ، جاي ترديد در آن باقي نميگذارد. ادوارد پولاك ، پزشك اتريشي ناصرالدينشاه و معلم مدرسه ی دارالفنون در سفرنامه خود به سال 1243 خورشيدي (1865 ميلادي) گزارش كرده كه زنان تهراني در روز سيزدهبدر به آييني كهن به دشت و صحرا ميروند و دولت وقت براي جلوگيري از اين كار ، عوارضي وضع كرده و مبلغي از زنان دريافت ميكند. ماري شيل ، همسر وزير مختار بريتانيا در ايران در سفرنامه ی خود به سال 1228 خورشيدي (1850 ميلادي) نقل كرده كه زنان براي سيزدهبدر به سنت قديم به باغ سفارتخانه ی بريتانيا ميآيند و بجز باغبانها ، هيچ مرد ديگري در آن جا نيست. همچنين قهرمان ميرزا عينالسلطنه در روزنامه ی خاطرات خود شرح ميدهد كه هنگام عزيمت به شميران در سال 1287 خورشيدي (1326 قمري) ديده كه زنان به سيزدهبدر آمده بودند و سبزيهاي صحرايي را ميچيدند در حالي كه مردان به زراعت رفته بودند.
بجز اسناد مكتوب ، توجه به باورهاي مردمشناختي نيز از زنانه بودن سيزدهبدر حكايت ميكند. در افغانستان ، روز سوم و يا سيزدهم فروردين را « نوروز زنان» مينامند. در آسياي ميانه و نواحي ورارود ، برخي از روزهاي نوروزي به « هوروزا » ايزدبانوي سغدي آبها وابسته است و زنان براي بزرگداشت او به دشت و طبيعت ميروند. در بسياري نواحي ، مراسم فالگيري سيزدهبدر ، منحصراً به دست زنان انجام ميشود. در سنگسرِ سمنان ، زنان آش مخصوصي به مناسبت اين روز ميپزند. در ميان ارامنه ی فريدن ، تازهعروسان با جامه ی اَروسي (عروسي) خود در مراسم حاضر ميشوند. در سنگسر و نيز در تبرستان و مازندران ، پسران جوان به نامزدها و دلدادههاي خود هديههايي پيشكش ميكنند. همه اين شواهد كه بطور خلاصه گفته آمد ، بر زنانه بودن جشن سيزدهبدر دلالت ميكنند كه بعدها مردان نيز خود را از آن بيبهره نكردهاند.
چرا اين مراسم در روز سيزدهم فروردين برگزار ميشود؟
بسياري از آيينهاي ملي در سرزمينهاي ايراني ، به شيوههاي گوناگون و در زمانهاي مختلفي برگزار ميشود. اما از آن جا كه شيوه ی رايج در تهران ، بيشتر در رسانهها بازتاب مييابد ، تصور ميشود كه همين شيوه در همهجا و در ميان همه ی مردمان روايي دارد. براي نمونه ، افزودن ماهي سرخ به سفره ی هفتسين ، ابتكار ناهنجاري بود كه سوداگران در تهران رواج دادند و به لطف تلويزيون ، در شهرهاي بزرگ هم فراگير شد. در بسياري از شهرها و روستاهاي دورافتاده كه به امواج مخرب تلويزيون دسترسي نداشتهاند ، چنين بدعتي كاملاً ناشناخته است و آيينهاي ايراني كه پيوندي عميق با پاسداشت زيستبوم و گراميداشت همه موجودات هستي دارد ، هيچ ارتباطي با چنين قتلعام گستردهاي ندارند.
هر چند فراگيرترين شكل برگزاري اين جشن در سيزدهمين فروردينماه است اما گونههاي ديگري از آن نيز شناخته شده است. در برخي نواحي استان سمنان ، خوزستان و بختياري ، در چهاردهم فروردين و به نام « چاردهبدر » برگزار ميشود. در باختر افغانستان ، در نخستين چهارشنبه ی سال و در نواحي استان كرمان در نخستين شنبه ی سال نو انجام ميشود. همميهنان ارمني در سيزدهمين روز ژانويه ، و ارمنيان فريدن اصفهان در سيزدهم ماه فوريه چنين جشني را با نام « دِرِنـدِز » يا « دريانداراج » برگزار ميكنند. البته روحانيت مسيحي براي اين آيين كهن ، توجيهي ديني نيز پديد آورده و سيزدهم ژانويه را روز نامگذاري عيسي ناميده است. مراسم روز « كيپور » در نزد يهوديان نيز شباهتهايي با سيزدهبدر دارد. برگزاري سيزدهبدر در سيزدهمين روز ماه قمري صفر نيز در نواحي گوناگون و در منابع مكتوب سدههاي اخير ديده شده است. همچنين از گفتارهاي ابوريحان بيروني در آثارالباقيه چنين برميآيد كه گويا در زمان او ، آييني شبيه به سيزدهبدر در ششم فروردين ماه برگزار ميشده است.
به گمان من ، وظيفه ی پژوهشگران و رسانهها است كه در شرح و گزارش آيينهاي ملي ، تنها به شيوه ی رايج در تهران ، بسنده نكنند و آن را گونه ی اصيل و باستاني هر آييني ندانند. وظيفه ی بزرگ ما براي دوري جستن از تفرقههاي قومي و ايجاد همبستگي ملي ، توجه و احترام به تمامي شيوههاي گوناگون برگزاري آيينهاي ايراني در همه ی سرزمينها و بازگو نمودن آن ها است. شايد كوتاهيهاي رسانههاي دولتي و تلويزيون داخلي ايران در اين زمينه توجيهپذير باشد ، اما براي دوستداران و دلسوزان فرهنگ ايران ، بخشودني نيست.
قدمت سيزدهبدر چقدر است؟
براي بررسي ديرينگي جشن سيزدهبدر ، ما با يك خلأ درازمدت در منابع و اسناد مكتوب روبرو هستيم. از همين روي ، برخي پژوهشگران بر اين گمانند كه اين جشن ديرينگياي بيش از يك يا دو سده ندارد. تمامي منابع مكتوبي كه به گزارش صريح سيزدهبدر (در فروردين يا صفر) پرداختهاند ، متعلق به عصر قاجاريه هستند. اما دو شاهد ديگر نشاندهنده ی ديرينگي بسيار زياد اين جشن است. يكي آيينهاي بسيار گسترشيافته و متنوع و گوناگون سيزدهبدر است كه بر پايه ی قواعد مردمشناسانه و فرهنگ عامه ، هر چقدر دامنه ی گسترش باوري فراختر و شيوههاي برگزاري آن متفاوتتر باشد ، نشاندهنده ی ديرينگي بيشتر آن است. و ديگري ، مراسم مشابهاي كه بموجب كتيبههاي باستاني سومري و بابلي (اكدي) از آن آگاهي داريم. به موجب اين گزارشهاي مكتوب ، آيينهاي سال نو در سومر با نام « زَگموگ » و در بابل با نام « اَكيتو » ، دوازده روز به درازا ميكشيده و در روز سيزدهم جشني در آغوش طبيعت ميآراستهاند. بدين ترتيب تصور ميشود كه سيزدهبدر داراي سابقهاي دست كم چهارهزار ساله است.
چه ارتباطي بين اين جشن و عدد سيزده و نحسي آن وجود دارد؟
در باورهاي ايراني هر يك از روزهاي ماه خورشيدي از آنِ يكي از ايزدان و مينويان است و تمامي روزهاي سال خجسته و فرخنده هستند. نحس بودن عدد سيزده ، ارتباطي با فرهنگ ايراني ندارد و متعلق به جوامع غربي و اروپايي است و پس از آشنايي و گسترش روابط ايرانيان با اروپاييان از عصر صفوي به بعد ، به ايران راه يافته است. ميدانيم كه باور به نحس بودن عدد سيزده ، عليرغم پيشرفتهاي همهجانبه ی علمي و تكنولوژيكي هنوز هم عميقاً در غرب متداول است و ايرانيان با اين كه سخنان فراواني در باره ی نحس بودن عدد سيزده را شنيدهاند ، اما ميدانيم كه چنين باوري در نزد عموم مردم رواج گسترده ندارد و اگر دائماً در رسانهها تبليغ نشود ، خواهيم ديد كه چنين اعتقادي كمتر از زبان مردم شنيده ميشود.
اما از سوي ديگر ، عدد سيزده در نزد ايرانيان و جوامع كهن ، به خاطر خاصيت بخشناپذيري آن ، عددي « بد قلق » دانسته ميشده است. در حالي كه عدد دوازده از قابليت بخشپذيري بسيار بالايي برخوردار بوده و به پنج مقسوم كامل و چهار مقسوم با خارج قسمت غير گنگ ، قابل تقسيم است. البته سخن در باره ويژگيهاي خاص و جالب اعدادي همچون سه ، پنج ، هفت ، دوازده ، سي ، چهل ، هفتاد و دو ، بسيار است كه بايد در فرصت ديگري به آن ها پرداخت.
اما انتخاب سيزده براي اين جشن ايرانيان ، نه به دليل نحس بودن آن ، بلكه از آن روي است كه روز سيزدهم هر ماه خورشيدي در گاهشماريهاي ايراني از آن ايزد « تيشتَـر » ، ايزد آورنده ی باران و سال خوب ، است. (در گاهشماري سيستاني « تيركيانوا » ، در سغدي « تيشيج » ، در خوارزمي « چيريج ») ايرانيان اين روز را براي خجستگي بسيار آن انتخاب كردهاند و اين كه در برخي نواحي نيز كه سيزدهبدر را در روز چهارشنبه برگزار ميكنند هم به همين سبب بوده است. چرا كه روز چهارشنبه در ايران باستان با نام « تيشتَر شيد » شناخته ميشده و در نتيجه پيوندي ميان چهارشنبه و روز سيزدهم وجود دارد.
دليل برگزاري سيزدهبدر چيست؟
سيزدهبدر ، سه دليل شناختهشده دارد. يكي اين كه آخرين روز جشنهاي نوروزي است و همان گونه كه پيش از اين گفته شد ، سابقهاي دست كم چهار هزار ساله دارد. دليل دوم در اينست كه در اين روز عملاً نيمسال دوم زراعي آغاز ميشده است. سومين دليل چنين است كه سيزدهم فروردين ، نخستين « تيشتر روز » سال است. در اين روز ، مردمان ايراني براي نيايش و گراميداشت تيشتر ، ايزد بارانآور و نويدبخش سال نيك ، به كشتزارها و مزارع خود ميرفته و در زمين تازهروييده و سرسبز و آكنده از انبوه گلها و گياهان صحرايي ، به شادي و ترانهسرايي و پايكوبي ميپرداختهاند و از گردآوري سبزههاي صحرايي و پختن آش و خوراكيهاي ويژه (در افغانستان به نام « آش ابودُردا ») غافل نميشدند. به سخن ديگر ، سيزدهبدر از نسخههاي جشنهاي تيرگان و آبريزگان است.
گويا نشانههايي از بعضي روابط آزاد و خارج از عرف يا ازدواج مقدس در سيزدهبدر وجود داشته است؟
اين خاص سيزدهبدر نبوده و عموماً مربوط به همه آيينهاي نوزايي طبيعت است كه از ابتداي اسفندماه آغاز ميشده و با تفاوتهايي در زمان و شيوهها ، در سراسر آسياي غربي رواج داشته است. فعلاً زمان مناسبي براي اين بحث نيست.
اگر سيزدهبدر با نخستين تيشتر روز سال ارتباط دارد، در مواقعي كه آغاز سال در مبدأ ديگري بوده، باز هم اين جشن برگزار ميشده است؟
ما از برگزاري آيينهايي مشابه با سيزدهبدر بر بنياد گاهشماريهاي ديگر آگاهي داريم. جشن تيرگان در سيزدهمين روز تابستان ، بازمانده ی نخستين تيشتر روز سال در كهنترين گاهشماري شناختهشده ايراني ، يعني گاهشماري گاهنباري است كه در آن سال ، از ابتداي تابستان آغاز ميشده است. آيين قاليشويان اردهال كاشان در سيزدهمين روز پاييز (امروزه در دومين آدينه ی مهرماه) بازمانده ی جشن ستايش و نيايشي براي اين ايزد بزرگ ايرانيان است و ميدانيم عليرغم اين كه به اين آيين رنگ مذهبي دادهاند ، اما هنوز هم پيوندي ژرف با مراسم نيايش آب و آببازي تيرگاني دارد و تنها مراسم مذهبي است كه با گاهشماري خورشيدي سنجيده ميشود. همميهنان گيلاني و مازندراني بر بنياد گاهشماري كهن ديلمي و طبري ، آيينهايي شبيه به اين را در سيزدهمين روز تيرماه خود (برابر با بيست و هفتم و دوازدهم آبانماه) به نامهاي « گالشي جشن » و « تير ماه سينزده » (sinzdah) انجام ميدهند. اما سيزدهمين روز سالي با مبدأ آغاز زمستان ، امروزه در ميان همميهنان ارمني در روز سيزدهم سال نوي ميلادي برگزار ميشود.
مراسمي كه در سيزدهبدر انجام ميشده ، چيست و چه دلايلي داشته است؟
بخشي از آيين سيزدهبدر را ، باورداشتهايي تشكيل ميدهد كه به نوعي با « تقدير و سرنوشت » در پيوند است. نمونه اين ها عبارت است از فالگوش ايستادن ، فالگيري (به ويژه فال كوزه) ، گره زدن سبزه و گشودن آن ، بختگشايي (كه به ويژه در سمرقند و بخارا رايج است) و نمونههاي پرشمار ديگر. چنين اعتقادهايي تنها منحصر به سيزدهبدر نيست بلكه با « آغاز يك مرحله جديد » در پيوند است و در اين جا آغاز سال نو ، آن مرحله ی جديد است. چنين باورهاي مرتبط با بخت و تقدير ، از اعتقادهاي بسيار كهن و همچنان زنده و پايدار « زروانيِ » ايرانيان سرچشمه ميگيرد. همه ی مردمان در آغاز هر مرحله ی جديد در زندگي و روزگار خود ، به نوعي در جستجو و گمانهزني براي آينده هستند. بسيارند كساني كه يك واقعه ی نيك يا بد در بامداد يك روز ، در نخستين روز هفته ، در نخستين روز ازدواج ، در نخستين روز شغل جديد و در بسياري هنگامهاي ديگر را به كل آن روز يا واقعه تعميم ميدهند و به « فال نيك » يا بد ميگيرند. حتي عبارتهاي تهنيتآميز و نيكخواهي كه مردمان در آغاز روز يا سال به يكديگر ميگويند نيز گونههايي از همين باورها است. چنين مراسمي كه عموماً به « پيشبيني آينده » يا « تأثيرگذاري بر آينده » مربوط است ، تنها متعلق به سيزدهبدر نيست و در چهارشنبهسوري و ديگر مناسبتهاي نوروزي ديده ميشود.
علاوه بر اين، آيينهاي سيزدهبدر مانند چهارشنبهسوري و نوروز ، بسيار پرشمار ، زيبا و دوستداشتني هستند. بازيهاي گروهي ، ترانهها و رقصهاي دستهجمعي ، گردآوري گياهان صحرايي ، خوراكپزيهاي عمومي ، بادبادكپراني ، سواركاري ، نمايشهاي شاد ، هماوردجوييهاي جوانان و آبپاشي و آببازي (كه اين آخري در ميان « پارسيوان »هاي پاكستان سخت رايج است) بخشي از آن آيينهاست.
همان گونه كه شباهتي بين چهارشنبهسوري و نوروز امروزيِ متداول در تهران و شهرهاي بزرگ ، با شيوههاي اصيل و كهن آن وجود ندارد ، سيزدهبدر امروزي نيز تنها نامي از يك جشن كهن را برخود داشته و هيچ شباهتي به آيين كهن و يادگار نياكان ما ندارد. نحوه ی اجراي اين جشن ، مانند بسياري از ديگر آيينهاي ايراني ، عميقاً از شيوه ی اصيل و باستاني خود دور شده است و به شكل فعلي آن ، داراي سابقه ی تاريخي در ايران نيست. اگر در گذشته مادران و پدران ما ، سبزههاي نوروزي خود را در اين روز به صحرا ميبرده و براي احترام به زمين و گياه ، آن را در آغوش زمين ميكاشتهاند ، امروزه ما آنرا بسوي يكديگر پرتاب ميكنيم و تكهتكهاش ميكنيم.
سيزدهبدرِ پيشينيان ما ، روزي براي ستايش تيشتر ، براي طلب باران فراوان در سال پيش رو ، براي گراميداشت و پاكيزگي طبيعت و مظاهر آن ، و زيستبوم مقدس آنان بوده است. در حالي كه امروزه روز ويراني و تباهي طبيعت است. بر اين باورم كه براي سپندارمذ ايران ، براي ايزدبانوي زمين سرسبز ، هيچ روزي غمانگيزتر از سيزدهبدر امروزي ما نيست.
|
نويسنده: آراز |
جمعه 11 فروردين1385 ساعت: 12:51 |
|
سلام | |
علیک سلام
دوست نادیده ام همانند شما با مقدمه ای سخنم را آغاز می کنم :
این که هر وقت دبیرانت را می بینی دست به سینه به احترامشان می ایستی و در کل برای معلم ارزش زیادی قائلی ؛ قابل تقدیر است نه فقط تقدیر از شما که این رفتارتان، ریشه در چند جا دارد؛ اولا" تربیت خانوادگی ، دوما" موفق بودن همان دبیرانی که به آن ها احترام می گذاری ، سوما" وجدان بیدارشخص شما.
واین شیطنت که به آن پسوند موذی داده ای نه تنها بد نیست بلکه بسیار مفید و موثر است. چرا که اگر نبود این شیطنت ها هیچکس پاسخ سئوالش را نمی گرفت و یا به سئوال دیگران پاسخ نمی داد بنابراین ؛ نفس مساله بسیار سودمند است که افراد دنبال پاسخ سئوالات خود باشند.
و دیگر این که آیا تا به شده یک دقیقه بنشینیم و فکر کنیم ( راجع به هر چیزی از جمله مثلا" به قول شما محتوای کتب درسیایران و چیدمان مطالب که علمی و منطقی هستند یا نیستند.)
از قول خودم می گویم چون من فقط نماینده ی خودمم ؛ بله شده نه یک بار که از شمار خارج است و فکر تنها هم نشده بلکه بعضی اوقات پیگیری هم کرده ام و نامه نوشته ام و اتفاقا" جواب هم داده ( یعنی ترتیب اثر داده اند) { با مدرک می گویم اگر خواستید از همین طریق برایتان مکتوب می کنم }البته من در اندازه ای نیستم که راجع به محتوای کتب درسی صاحب نظر باشم اما در اندازه ی وسع خودم کار کرده ام.
بد نیست بدانید که مولفین و اعضای شورای برنامه ریزی کتب درسی افراد با سواد و اهل فضلی هستند و برخی از آن ها را از نزدیک می شناسم ( دانشجوی آن ها بوده ام.) و ضمنا" مضایق آنان را نیز باید در نظر گرفت!
اما این که فرموده اید تمامی اعتصابات معلمان فقط به خاطر جیب و شکم بوده اگر کمی آن را تعدیل کنیم و بگوییم اکثر آن ها آن هم در زمان حال( بعد از انقلاب ) با آن موافقم و البته دلایلی به نظرم می رسد که شاید شما هم وقتی از آن ها با خبر شوید کمی به ما معلم ها حق دهید :
1- دغدغه ی معیشت اکثر ایرانی های انقلابی ( بعد از انقلاب ) از جمله ، معلمان که آن ها هم داخل همین مردمند و از همان نوع ؛ البته با دغدغه هایی خاص صنف خود!
2- فقدان امنیت شغلی معلمان که باز هم منحصر به آن ها نبوده ولی شدت بیشتری دارد.
3- عدم توافق اکثریت معلمان بر روی مباحثی چون ؛ محتوای کتب درسی و نحوه ی چیدمان آن ها چه از نظر منطقی و چه از نظر علمی( چرا که آدم ها منطق های گوناگونی دارند و از سطح علم متفاوتی برخوردار )
4 و 5 و الخ را دیگر معلمین محترم و شاید خود شما ان شاء الله خواهید گفت!
1- در انجام كارها روي شيوهاي خاص تأكيد نكنيد. شايد كسي بتواند از مسير كوتاهتر و بهتري شما را به مقصد برساند.
2- توجه داشته باشيد دانش و تجربه ، هيچ كدام به تنهايي رهگشا نيستند ، ميتوان با آميختن دانش و تجربه ، راهكارهاي حياتي و استثنايي خلق كرد.
3- از هر فرصتي براي استخدام و به كارگيري افراد برجسته استفاده كنيد.
4- به خاطر داشته باشيد رعايت استانداردهاي محيط كار در كارآيي كارمندان مؤثر است.
5- با فرق گذاشتن بيهوده بين افراد گروه ، انگيزه ی كاري آن ها را از بين نبريد.
6- از مشورت و نظرخواهي با نيروي جوان ابايي نداشته باشيد.
7- با رفتارهاي ضد و نقيض ، اعتماد زيردستان را از خود سلب نكنيد.
8- در به وجود آوردن فضاي رقابتي سالم ، كوشا باشيد.
9- براي ارتقاي سطح دانش كارمندان و افزايش بهرهوري آنان ، كلاس هاي آموزشي ترتيب دهيد و از لوازم كمك آموزشي بهره گيريد.
10- دقت كنيد كه توبيخ كارمند خطاكار، بايد متناسب با اشتباهاتش تعيين شود.
11- مطمئن شويد مأمور خريدي كه براي سازمان در نظر گرفتهايد ، علاوه بر كارداني و رعايت اصول درست بازاريابي ، مورد اعتماد ، زرنگ و خوشسليقه نيز هست و همانگونه كه بر قيمت كالاها توجه دارد ، بر زيبايي و كيفيت آن ها نيز اهميت ميدهد.
12- در صورت لزوم با قاطعيت نه بگوييد.
13- سعي كنيد با اصول ساده ی روانشناسي آشنا شويد.
14- طوري رفتار كنيد كه ديگران شما را به عنوان الگو انتخاب كنند و آينده ی كاري دلخواه خود را در قالب شخصيت شما مجسم كنند.
15- هرگز در حضور كارمندان با ديگر معاشرين خود، پشت سر افراد بدگويي نكنيد .
16- رعايت سلسله مراتب كاري را به مسئولين و سرپرستان گوشزد كنيد.
17- براي آزمودن كارمندانتان با آزمايش هاي فاقد ارزش و بياساس ، شخصيت آنان را زير سؤال نبريد.
18- با شروع به موقع جلسات ، وقتشناسي را عملاً به حاضرين بياموزيد.
19- براي گيراتر شدن سخنان خود ، هميشه چند عبارت كليدي از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشيد و در موقع لزوم آن ها را به كار ببريد.
20- در انجام كارها به سه نكته بيش از بقيه ی نكات توجه كنيد: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس ، اعتماد به نفس.
21- انتقاد پذير باشيد.
22- با بيتوجهي ، تلاش و زحمات زيردستان را بيارزش نكنيد.
23 - با وسواس بيهوده در انتخاب ، زمان را از دست ندهيد و به خاطر داشته باشيد زمان براي شما متوقف نميشود.
24- براي حل مشكلات احتمالي ، دورانديش باشيد و مطمئن باشيد با در نظر داشتن چند راهكار تخصصي ، هرگز در موارد اضطراري غافلگير نخواهيد شد.
25- نقش تبليغات را در سودآوري سازمان ناديده نگيريد.
26- خواستههاي خود را واضح و روشن بيان كنيد و اطمينان حاصل كنيد كه كارمندان به خوبي از جزئيات وظيفهاي كه به عهده ی آنان است ، مطلع هستند.
27- از هر كس ، مطابق دانش و تجربهاش توقع داشته باشيد تا بهترين نتيجه را بدست آوريد.
28- وظايف كارمندان را متناسب با تواناييهاي فيزيكي و حرفهاي آنان تعيين كنيد.
29- اگر از موضوعي علمي اطلاعي نداريد ، يا احتياج به توضيحات بيشتري داريد ، بدون هيچ ترديدي سؤال كنيد.
30- در موارد بحراني ، خونسردي خود را حفظ كنيد و چند استراتژي بحرانزدايي مناسب با فعاليت سازماني خود را پيشبيني و طراحي كنيد تا در موارد لزوم از آن ها استفاده كنيد.
31- از رفتارهايي كه شما را در سازمان ؛ عصبي معرفي ميكند ، پرهيز كنيد.
32- انتقامجو نباشيد.
33- زمان پيادهسازي تصميمگيريها ، به اندازه ی اخذ تصميمات ، مهم است. چون ممكن است اجراي يك نقشه خوب تجاري در زمان نامناسب با شكست روبهرو شود.
-34در مورد چيزي كه نميدانيد ، به كسي اطلاعات اشتباه ندهيد و از گفتن نميدانم ، هراسي نداشته باشيد.
-35با محول كردن مسئوليت به كارمندان مستعد و خلاق ، زمينه رشد و خلاقيت آنان را فراهم كنيد.
36- بدون تفكر و درنگ پاسخ ندهيد.
-37 نحوه ی چيدمان ميز كارمندان و محل استقرار آن ها را طوري انتخاب كنيد كه افراد فراموش نكنند در محل كارشان هستند و نبايد بيش از حد مجاز با هم به گفتوگو بپردازند.
-38 حرفهايترين و بهترين حسابدار و مشاور حقوقي را استخدام كنيد.
39- به مشكلات مالي افراد توجه كنيد و درخواستهاي موجه اخذ وام آنان را به تعويق نيندازيد.
-40 هميشه به خاطر داشته باشيد تواضع و متانت بر شكوه شما ميافزايد.
-41اگر قاطعيت مدير با مهرباني توأم باشد ، تأثير شگفتانگيزي بر اطرافيان خواهد داشت و فرمانبري با ترس جاي خود را به انجام وظيفه با حس مسئوليتپذيري ميدهد.
-42سامانهاي را جهت اخذ پيشنهاد اختصاص دهيد و به كارمندان اطمينان دهيد كه در كمال رازداري به پيشنهادهاي مطرح شده رسيدگي ميكنيد.
-43مطمئن شويد كه حق و حقوق ديگران توسط مسئولين و سرپرستان سازمان رعايت ميشود.
-44 چند ساعت از يك روز مشخص در ماه را به بازديد از سطوح مختلف سازمان و گفتوگوي رودررو با كارمندان اختصاص دهيد.
45- در سمينارهاي مرتبط با فعاليت خود شركت كنيد.
46- در كمك رسانيهاي مراسم خيريه پيشقدم باشيد.
47- با درايت و زيركي هميشه در كمين شكار فرصت هاي طلايي باشيد.
48- صبر و حوصله را از مهمترين اركان موفقيت تلقي كنيد.
49- مسئوليتپذير باشيد.
50- به منظور اطلاع حاصل كردن از مطالب جديد علمي ، در چند سايت اينترنتي مرتبط عضو شويد.
51 - چند تكیه كلام اختصاصي و جالب براي خود انتخاب كنيد.
52- تفكر و تعمق قبل از پاسخگويي راحتتر از پيدا كردن چارهاي براي تغيير آنچه عنوان شده ميباشد.
-53 وقتي ميخواهيد كاري را به كسي محول كنيد ، روشي را براي عنوان كردنش انتخاب كنيد تا حس مسئوليت افراد برانگيخته شود.
-54علت شكستهاي سازماني را تجزيه و تحليل كنيد تا ضمن تشخيص مسير نادرست ، از تكرار آن جلوگيري كنيد.
-55 با بياهميت جلوه دادن كارهاي كارمندان ، زحمات آنان را بيارزش نكنيد.
-56 با انجام ورزش هاي فكري ، قابليتهاي ذهني خود را تقويت كنيد.
-57به هر كس فراخور فعاليت و بازده كارياش پاداش دهيد و با در نظر گرفتن پاداش هاي مساوي ، حركت افراد شايسته ی گروه را كند نكنيد.
-58با به كارگيري مشاورين كارآزموده و متعهد ، موقعيت بازار كار را تحليل كنيد و نوعی استراتژي به كار بگيريد كه هميشه يك گام از رقبا جلوتر باشيد.
59- اجازه ندهيد بار مسئوليت كارمندان بيكفايت و كند بر دوش كارمندان خبره و ساعي تحميل شود زيرا افراد با درك اين بيعدالتي انگيزه خود را از دست ميدهند.
60- دانش حرفهاي خود را تا حدي بالا ببريد كه در موارد لزوم در مقابل كليه ی سؤالات حرفهاي حاضر جواب باشيد.
نويسنده: الهه شيرخدا-منبع:روزنامه ی همشهري،شماره ی 3697و3698 (به نقل از سايت راهكار مديريرت)
قرار گرفتن ايران در موقعيت حساس هستهيی و احتمال تحريم ايران در ابعاد مختلف همچنان محور بحث نمايندگان مجلس است. برخی تحليلها از ديدار اخير رييس مجمع تشخيص مصلحت با مراجع تقليد و آيات عظام و بازگشت زودهنگام وی از سفر مشهد نيز حاكی از اهميت پرونده هستهيی و بازتاب تهديدات خارجی در داخل كشور است.
علی احمدی عضو كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی علت سفر هاشمی رفسنجانی را وضعيت نگرانكننده كشور دانست و گفت: غربیها به دنبال اين هستند تا فشارها عليه ايران تشديد شود و از داخل فشارها به لحاظ اجتماعی افزايش پيدا كند. آنان به دنبال اين هستند در هر مقطع سناريويی را برای ايران تعريف كنند.
وی افزود: اين سناريو شامل دو بخش پيشنهادهای تخريبی و تهديدی عليه ايران است تا افكار عمومی را عليه مسوولين داخلی تهييج كنند.
احمدی زمينه افزايش اين فشارها را برشمرد و گفت: عدم فروش سوخت يعنی بنزين، محدوديتهای پروازهای هوايی، ايجاد محدوديتها برای كشورهايی كه نفت ما را میخرند، فشار بر منابع درآمدی كشور و بودجه كشور، محدوديت در ملاقاتها و سفرهای ديپلماتيك و تنزل دادن اين سفرها و ملاقاتها به سطح كارشناسی كه آثار و تبعات داخلی خواهد داشت از جمله فشارها عليه ايران است.
وی افزود: اگر در جامعه انسجام لازم وجود نداشته باشد نظير پراكندگی اجتماعی در انتخابات و اين روند ادامه پيدا كند آسيبپذيریها افزايش میيابد.
وی افزود: نگرش هاشمی معطوف به استدلالها و زمينههايی است كه آسيبپذيری را افزايش داده و میتواند منجر به تشديد اين آسيبپذيریها باشد.
عضو كميسيون امنيت ملی در رابطه با روند پرونده هستهيی میگويد: نداشتن غنیسازی به مراتب بهتر از داشتن آن در خاك روسيه است لذا معتقد است ايران بايد بر تحقيق و توسعه دانش هستهيی در سيكل بسته حداقل ١٦٤ و حدكثر هزار سانتريفوژ و پايلوت بسنده كند و غنیسازی در روسيه يا هر كشور ديگری را بطور مشترك انجام دهد.
وی افزود: ما بايد با روسيه روی نوع، مكان و كيفيت مشاركت به توافق برسيم و اگر به جمعبندی نرسيم نبايد آن را انجام دهيم. زيرا اگر بگوييم غنیسازی نداريم بهتر است تا به كشور ديگری پول دهيم تا اين كار را انجام دهد.
از وی در مورد فشار بر پذيرش غنیسازی در خاك روسيه در شرايط فعلی سوال شد اما وی نخواست راجع به فشار بر ايران در اين مقطع بر پذيرش غنیسازی سخنی بگويد.
احمدی سخنان جك استراو را واكنش به توافق ايران و روسيه دانست و گفت: نقش اروپا اين بوده كه اول آتش تهيه سنگينی بريزد و يك هفته مانده به مذاكرات آژانس آن را تعديل كند تا در فضای ملايم تصميمات خود را اتخاذ كند كه هر دو سناريو قابل تامل و تحليل است.
نماينده ممسنی درباره اظهارات وزير كشور در مورد دست داشتن عوامل خارجی در سقوط دو هواپيما گفت: درخواست ما از مسوولين اين است كه در مصاحبهها دقت بيشتری داشته باشند.
وی افزود: ما در بررسی در كميسيون امنيت ملی دست داشتن عوامل خارجی در سقوط را بطور كلی منتفی اعلام كرديم.
وی در مورد علت دعوت مسوولان نظام از مقتدا صدر گفت: اين هم بخشی از سياست فعال ايران در رابطه با تحركات غرب است.
احمدی در مورد تهديدات شيراك گفت: مخاطب شيراك در اين تهديدات در مرحله اول آشوبهای اجتماعی فرانسه بوده زيرا به اندازه قابل توجهی به پرستيژ وی آسيب رسانده است. از طرفی سال آينده انتخابات رياست جمهوری فرانسه است كه شيراك نيازمند بازسازی اين پرستيژ است در واقع اين حركت اثرگذاری بر داخل جامعه فرانسه و تحتالشعاع قرار دادن فشارها در آشوبهای اجتماعی است.
نماينده ممسنی خاطرنشان كرد: در اين جريان امريكا از فرصت استفاده كرده و آنچه میخواسته از زبان فرانسه بيان كرده است تا هزينه كمتری پرداخت و هزينه متوجه شيراك شود اين ادبيات، ادبيات امريكا است و حكايت از نوعی هماهنگی از قبل دارد.
نکاتی از سفر غیرمنتظره رفسنجانی به قم
شرق: سفر اخير اكبر هاشمى رفسنجانى به قم همچنان در معرض گمانه زنى ها و شايعه پراكنى هاى محافل سياسى تهران قرار دارد. اهميت اين سفر از آن جهت است كه هاشمى رفسنجانى پس از هشت سال و در حالى كه انتخابات اخير رياست جمهورى ايران را به محمود احمدى نژاد واگذار كرده راهى قم شد. درحالى كه از يك جلسه مهم و عالى رتبه در تهران خارج مى شد و درحالى كه به جهت اهميت اين جلسه سفر خود به ديگر شهر مذهبى ايران يعنى مشهد را نيمه كاره رها كرده بود. بنابراين ناظران سياسى معتقدند زنجيره سفرهاى سياسى هاشمى رفسنجانى حول محور «مشهد _ تهران _ قم» ناظر به پيام خاصى بوده است.
گزارش هاى خبرنگار شرق اما حاكى از آن است كه در قم هاشمى رفسنجانى جلسه مهمى را با جامعه مدرسين حوزه علميه قم برگزار كرده است. در اين جلسه برخى اعضاى جامعه مدرسين از رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام خواسته اند از دولت محمود احمدى نژاد حمايت كند تا شائبه ادامه رقابت هاى دوره انتخابات رياست جمهورى پيش نيايد. هاشمى رفسنجانى نيز ضمن اشاره به حمايت هاى خود از دولت به خصوص در جلسات مجمع تشخيص مصلحت نظام، زاويه ديد خود را درباره اداره كشور و دولت تكرار و تاكيد كرده كه نمى تواند از تفاوت هاى فكرى خود با وضع موجود در دولت چشم پوشى كند. هاشمى رفسنجانى همچنين درباره وضعيت سياست خارجى ايران ابراز نگرانى كرده است و با وجود تاكيد بر حفظ اصول سياست خارجى جمهورى اسلامى و حق هسته اى ايران خواستار اتخاذ روش هاى عقل گرايانه در مذاكرات هسته اى شده است. به گفته منابع آگاه دوتن از مراجع تقليد شيعه در شهر قم نيز مواضع مشابهى در عرصه سياست خارجى داشته اند. آيت الله صافى گلپايگانى و آيت الله يوسف صانعى اين دو مرجع تقليد بودند كه درباره بحران هاى سياست خارجى ايران دلمشغولى هايى داشتند و آنها را با رئيس جمهور اسبق ايران در ميان گذاشتند. از ديگر مراجعى كه هاشمى رفسنجانى با آنان جلسه خصوصى داشت مى توان به آيت الله فاضل لنكرانى و آيت الله موسوى اردبيلى اشاره كرد و در ديدار هاشمى رفسنجانى با آيت الله بهجت هم تنها تعداد محدودى از افراد بيت ايشان حضور داشتند. در منزل آيت الله جوادى آملى نيز نماز به امامت اكبر هاشمى رفسنجانى اقامه شد و طرفين گفت وگو درباره پاره اى مشكلات و چالش هاى كشور مذاكره كردند. در همين جا بود كه هاشمى رفسنجانى طى حمله شديدى به مواضع اتحاديه اروپا و به ويژه نقش آنها در انحراف مذاكرات گفت: اروپايى ها ديوانه، طمع كار، ظالم و مصداق طاغوت واقعى هستند. ما كارى به كسى نداريم اما آنها كار را به اينجا رسانده اند. گرچه خود ما هم بى تاثير نبوده ايم اما مظلوميت ما بيشتر است. هاشمى رفسنجانى همچنين اعلام كرد: حتى كمترين احتمال در رفتن پرونده ايران به شوراى امنيت براى ما اهميت بسيار دارد. آنها از ما مى خواهند تسليم شويم كه براى ما مشكل است، اگر مقاومت كنيم هم بايد هزينه زيادى بپردازيم. به هر حال اين پرونده يك تجربه الهى است كه اميدواريم از آن سربلند بيرون بياييم.
هاشمى رفسنجانى ظاهراً از جلسه اى مهم راهى قم شده بود كه در آن سران قواى سه گانه و مسئولان پرونده هسته اى ايران به رايزنى پرداخته بودند و به نظر مى رسد نتيجه اين رايزنى ها سبب شده طى دو روز اخير تحولات مثبتى در پرونده هسته اى ايران پس از سفرهاى على لاريجانى به روسيه و چين رخ دهد. به گونه اى كه جك استراو وزير امور خارجه بريتانيا در اجلاس اخير مجمع جهانى اقتصاد در داووس سوئيس از ادامه ديپلماسى و مذاكره با ايران سخن گفت؛ حرف هاى تازه اى كه امروز در اجلاس لندن تكليف نهايى آن روشن مى شود. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام اما در قم بر اجماع ملى و وحدت عمومى همه نخبگان سياسى و مذهبى ايران تاكيد كرد كه ظاهراً بايد برآيند يك تصميم گيرى عقلانى در روند مذاكرات هسته اى باشد يا دست كم راهبرد پيشنهادى رئيس جمهور اسبق را نشان دهد.
در قم هاشمى رفسنجانى با گروه هاى اصلاح طلب از جمله مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم و آيت الله موسوى تبريزى نيز ديدار كرد. دغدغه اصلى اين گروه سياسى - مذهبى اصلاح طلب هشدار درباره حذف جمهوريت نظام و حفظ ميراث امام خمينى بود كه هاشمى رفسنجانى نيز در اين باره با آنان همدلى كرد. موضوع مواضع آيت الله محمدتقى مصباح يزدى در ديدار هاشمى رفسنجانى با آيت الله محمد يزدى و جامعه مدرسين حوزه علميه قم نيز مطرح شد. يزدى از هاشمى پرسيد ماجراى خاطره اى كه مهدى كروبى در گفت و گو با شرق از مواضع پيش از انقلاب مصباح يزدى روايت كرده چيست؟ و هاشمى رفسنجانى ضمن آنكه اعلام كرد خود او شخصاً اين خاطره را براى آقاى كروبى تعريف نكرده است اما صحت آن را تائيد مى كرد و اين خاطره هاشمى خاطره اى مشترك با مقام معظم رهبرى است كه در سال هاى قبل از انقلاب اسلامى رخ داده است. كروبى در گفت وگو با شرق گفته بود: در اوايل دهه ۵۰... يك شب منزل يكى از دوستان عزيز ما مهمان بوديم... صحبت از مبارزين شد... من رو كردم به جناب آقاى هاشمى پرسيدم از آقاى مصباح اصلاً خبرى نيست. نه يك اعلاميه اى منتشر مى كند نه يك سخنرانى، هيچ اثرى از ايشان نيست... وقتى اين سئوال را از آقاى هاشمى كردم او گفت: مگر شما خبر نداريد آقاى مصباح چگونه شده است؟ گفتم: نه آقاى هاشمى. گفت: آقاى مصباح به كلى از حركت نظام و انقلاب و مبارزه برگشته است. آقاى هاشمى در ادامه از يكى از بزرگان نظام كه من الان از ذكر نامشان خوددارى مى كنم اسم بردند. آقاى هاشمى مى گفت شبى در قم بوديم و من به ايشان گفتم كه خوب است فردا برويم و صبحانه را در منزل آقاى مصباح بخوريم. صبح روز بعد وقتى رفتيم با آقاى مصباح صحبت كرديم ديديم ايشان به كلى تمام كارهاى ما را و مبارزات را غلط مى داند و مى گويد كه مبارزه اصلاً معنا ندارد. حتى رواياتى مى خواند كه در غيبت وجود مقدس امام زمان هر كس قيام كند و حركت كند جز اينكه نابود شود هيچ چيز ديگرى رخ نمى دهد.
هاشمى رفسنجانى همچنين در گفت وگو با آيت الله يزدى درباره كم رنگ كردن نقش جمهوريت نظام ابراز نگرانى كرد و در عين حال افزود كه ترجيح داده است با وجود نگرانى در مجادله هاى اخير سكوت كند. او از كسانى كه از سكوت يا عدم حمايت وى از دولت محمود احمدى نژاد گله كرده بودند به جملاتى كه به عملكرد دولت هاى قبل مربوط مى شود اشاره كرد و خواستار اعلام موضع علما و فقها در برابر اين حملات شد. وى درباره حمايت علنى و كامل از دولت آن را موكول به قضاوت ها و تصميم گيرى هاى شخص خود كرد.
ديگر ديدارهاى هاشمى رفسنجانى در قم با آقاى شهرستانى داماد و نماينده آيت الله سيستانى مرجع تقليد شيعه در نجف و نيز فرزند آيت الله محمدباقر حكيم بود كه در آن درباره مسئله عراق و آينده اين كشور گفت وگو شد. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام پيش از سفر قم و جلسه تهران به مشهد رفته بود تا با واعظ طبسى توليت آستان قدس رضوى ديدار كند. در مشهد همچنين علم الهدى امام جمعه مشهد با هاشمى رفسنجانى ديدار كرد .
منبع : ایران امروز
سال هاي نخست سفره رنگين بود
هر هفت سين برقرار
آينه و شمعدان و گل
سوهان عسل نان نخودچي برنجي
باقلوا قرابيه بادام سوخته
کتاب حافظ سکه هاي طلا
کم کم از سين ها کم شد
شايد گلي سنبل، توي باغچه
نان سنگگِ صبحانه
سماق کبابِ ناهار
امسال سرکه توي شيشه است
سيب توي يخچال
سماق توي گنجه
جوانه ي گندم مي جوشد در ديگي به سمنو
دوعاشق در زير درخت سنجد شايد
بوته اي سير زهرهوا مي گيرد
بر روميزي قلمکار
کسي نيست سکه اي دهد به هديه
يا به او دهيم گلي به شادباش عيد
جمعي اگرهست نه آن جمع و نه آن شور گذشته
عيد زماني بهر يکرنگي، فراموشي کينه ها، ديدارهاي تازه
پدر، بزرگ خانواده، مي نشست به بار، سه روز
ما بچه ها درانتظار
ميهمانانِ ِ سالها نديده، آشنايان ِ خرم و شادان
چهره هاي خندان، دل هاي مشتاق
برادر اسکناس هاي نو مي شمرد
خواهر دلش آب مي شد به جوانکي با پشت لب تازه سبز
من، سوگلي پدر،
هيجان زده از چهره هاي تازه
پدر که رفت، پدر که جاي پدر بزرگ بود،
مادر بزرگ همه ي خانواده گرد مي آورد
شبي براي شام در ساعت تحويل
يا ناهار در ميانه ي روز، در هواي آفتابي، درخشان
يا زير رگبار بهاري، کوبان برآسفالت
اين همه جمع در يک روز
هجرت است سنت را به تاريخ سپرده
يا گذر زمان آن را به زباله مي افکند
يا که دل ودماغ نمانده است
يا دلم چون سير و سرکه مي جوشد جايي براي هفت سين نمي ماند
عيد، جشن تولد، بازديد، وقت کشي، هوس، عشق، هجران، ناکامي
و اين سئوال
ديگر اين دنيا چراست؟
چيزي تازه آيا دارد؟
چه چيزي را ديگر بايد تجربه کرد؟
به نامش به خاطرش به اميدش زنده اي فقط
بعد آيا چيزي مي ماند؟
آن گاه در ساعت تحويل
ازخانه اي که هيچ نفسي در آن نيست
در خيابان ها پرسه مي زني
اشک بر گونه ها سرازير
مرا چه مي شود
آيا چون عيد ديگرعيد نيست
يا بهار من، دلدارمن به عيدي اين جا کنار من نيست
نویسنده : مهین میلانی
هر روز صبح يك دقيقه وقت براي خودتان كنار بگذاريد ، بنشينيد و فكر كنيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و كار كوچكي براي ارج نهادن به خود انجام دهيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و بر آن شويد كه امروز را از افسوس هاي گذشته و دلواپسي هاي آينده پاك كنيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و فكر كنيد يك مورد نگران كننده تا چه اندازه ارزش غصه خوردن و تنش عصبي دارد؟
يك دقيقه وقت بگذاريد و نگذاريد كه چيزهاي كوچك شادماني شما ر ا بر هم بزند.
يك دقيقه وقت بگذاريد و اثرات حرف هاي غير منصفانه را از بين ببريد.
يك دقيقه وقت بگذاريد تا از افكار منفي خلاص شويد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و تجربه اي لذت بخش را به خاطر بياوريد.
يك دقيقه وقت بگذاريد تا به تمدد اعصاب بپردازيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد تا به خاطر آوريد كه همه ی دنيا عليه شما نيست.
يك دقيقه وقت بگذاريد و تصميم بگيريد كه از هيچ كس انتظار تشكر نداشته باشيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و بر آن شويد كه اجازه ندهيد كسي در شما احساس حقارت به وجود بياورد.
تصميم بگيريد به هيچ وجه در مورد آن چه ديگران ممكن است درباره ی شما بگويند يا فكر كنند نگران نباشيد.
منبع : کانون فارغ التحصیلان معلم
نامه ی چارلی چاپلين به دخترش جرالدين
جرالدين دخترم! از تو دورم ولي يك لحظه تصوير تو از ديدگانم دور نمي شود. اما تو كجائي ؟ در پاريس روي صحنه ی تئاتر پرشكوه شانزه ليزه. اين را ميدانم و چنان است كه گوئي در اين سكوت شبانگاهي آهنگ قدمهايت را مي شنوم. شنيده ام نقش تو در اين نمايش پرشكوه ، نقش آن دختر زيباي حاكمي است كه اسير خان تاتار شده است.
در نقش ، ستاره باش ، بدرخش ، اما اگر فرياد تحسين آميز تماشاگران و عطر مستي آور گلهائي كه برايت فرستاده اند ترا فرصت هشياري داد.امروز نوبت توست كه صداي كف زدن هاي تماشاگران گاهي تو را به آسمان ها ببرد. به آسمان ها برو ولي گاهي هم روي زمين بيا و زندگي مردم را تماشا كن. زندگي آنان كه با شكم گرسنه در حالي كه پاهايشان از بينوائي مي لرزد و هنرنمائي مي كند. من خودم يكي از ايشان بودم. تو مرا درست نمي شناسي. در آن شب هاي بسي دور با تو قصه ها بسيار گفتم اما غصه هاي خود را هرگز نگفتم ، آن هم داستاني شنيدني است. داستان آن دلقك گرسنه اي كه در پست ترين صحنه هاي لندن آواز مي خواند و صدقه مي گيرد. اين داستان من است. من طعم گرسنگي را چشيده ام ، من درد نابساماني را كشيده ام و از اين ها بالاتر ، رنج حقارت آن دلقك دوره گردی كه اقيانوسي از غرور در دلش موج مي زند اما سكه ی صدقه ی آن رهگذر ، غرورش را خرد نمي كند را نيز احساس كرده ام. با اين همه زنده ام و از زندگان پيش از آن كه بميرند نبايد حرفي زد. داستان من به كار نمي آيد ، از تو حرف بزنم. به دنبال نام تو ، نام من است ، چاپلين.
جرالدين دخترم! دنيائي كه تو در آن زندگي مي كني دنياي هنرپيشگي و موسيقي است. نيمه شب آن هنگام كه از سالن پر شكوه تئاتر بيرون مي آئي ، آن ستايشگران ثروتمند را فراموش كن ولي حال آن راننده ی تاكسي را كه تو را به منزل مي رساند بپرس. حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولي براي خريد لباس بچه نداشت ، مبلغي پنهاني در جيبش بگذار.
به وكيل خود در پاريس دستور داده ام فقط وجه اين نوع خرج هاي تو را بي چون و چرا بپردازد. اما براي خرج هاي ديگرت ، بايد يراي آن صورت حساب بفرستي. دخترم ، گاه و بي گاه با مترو و اتوبوس شهر را بگرد ، مردم را نگاه كن ، زنان بيوه و كودكان يتيم را بشناس و دست كم روزي يكبار بگو : « من هم از آن ها هستم.» تو واقعاً يكي از آن ها هستي و نه بيشتر…
هنر قبل از آن كه دو بال برای پرواز به انسان بدهد ، اغلب دو پاي او را مي شكند. وقتي به مرحله اي رسيدي كه خود را برتر از تماشاگران خويش بداني ، همان لحظه تئاتر را ترك كن و با تاكسي خود را به حومه ی پاريس برسان. من آن جا را خوب مي شناسم. آن جا بازيگران همانند خويش را خواهي ديد كه قرن ها پيش ، زيباتر ، چالاك تر و مغرورتر از تو هنرنمائي مي كنند. اما در آن جا از نور خيره كننده ی نور افكن هاي تئاتر شانزه ليزه خبري نيست. نور افكن كولي ها تنها نور ماه است. نگاه كن آيا بهتر از تو هنرنمائي نمي كنند ؟ اعتراف كن دخترم!
هميشه كسي هست كه بهتر از تو هنرنمائي كند و اين را بدان كه هرگز در خانواده ی چارلي چاپلين كسي آنقدر گستاخ نبوده كه يك كالسكه ران يا يك گداي كنار رود سن يا كولي هنرمند حومه ی پاريس را ناسزائي بگويد.
دخترم چكي سفيد برايت فرستاده ام كه هر چه دلت مي خواهد بگيري و خرج كني ولي هر وقت خواستي دو فرانك خرج كني با خود بگو سومين فرانك از آن من نيست. اين مال يك فقير گمنام باشد كه امشب به يك فرانك احتياج دارد. جستجو لازم نيست ، اين نيازمندان گمنام را اگر بخواهي همه جا خواهي يافت. اگر از پول و سكه براي تو حرف مي زنم براي آن است كه از نيروي فريب و افسون اين فرزند شيطان خوب آگاهم. من زماني دراز در سيرك زيسته ام و هميشه و هر لحظه براي بندبازاني كه بر روي ريسماني بس نازك و لرزنده راه مي رفتند نگران بوده ام. اما دخترم اين حقيقت را بگويم كه مردم بر روي زمين استوار و گسترده بيشتر از بند بازان ريسمان ناستوار ، سقوط مي كنند.
جرالدين دخترم! پدرت با تو حرف مي زند. شايد شبي درخشش گرانبها ترين الماس اين جهان تو را بفريبد. آن شب است كه اين الماس همان ريسمان نااستوار زير پاي تو خواهد بود و سقوط تو حتمي است. روزي كه چهره ی زيباي يك اشراف زاده ی بي بند و بار تو را بفريبد، آن روز است كه بندباز ناشي خواهي بود زيرا بندبازان ناشي هميشه سقوط خواهند كرد. از اين رو دل به زر و زيور مبند. بزرگترين الماس جهان آفتاب است كه خوشبختانه بر گردن همه مي درخشد.
اما اگر روزي دل به مردي آفتاب گونه بستي با او يكدل باش و به راستي او را دوست بدار و معني اين را وظيفه ی خود در قبال اين موضوع بدان. به مادرت گفته ام كه در اين خصوص براي تو نامه اي بنويسد. او بهتر از من معني عشق را مي داند. او براي تعريف عشق كه معني آن يكدلي است ، شايسته تر از من است.
دخترم ! هيچكس و هيچ چيز ديگر را در اين جهان نمي توان يافت كه شايسته ی آن باشد كه دختري ناخن پاي خود را به خاطر آن عريان كند. برهنگي بيماري عصر ماست. به گمان من ، تن تو بايد مال كسي باشد كه روحش را براي تو عريان كرده است.
جرالدين! براي تو حرف بسيار دارم ولي به موقع ديگر مي گذارم و با اين آخرين پيام ، نامه را پايان مي بخشم.
انسان باش پاك دل و يك دل ، زيرا گرسنه بودن ، صدقه گرفتن و در فقر مردن ، هزار بار قابل تحمل تر از پست و بي عاطفه بودن است.
|
1 |
|
|
2 |
|
|
3 |
Japan105 |
|
4 |
|
|
5 |
|
|
6 |
|
|
7 |
|
|
8 |
|
|
9 |
|
|
10 |
Sweden101 |
|
11 |
Switzerland101 |
|
12 |
Belgium100 |
|
13 |
|
|
14 |
|
|
15 |
|
|
16 |
Hungary 99 |
|
17 |
Poland 99 |
|
18 |
Australia 98 |
|
19 |
Denmark 98 |
|
20 |
France98 |
|
21 |
Norway98 |
|
22 |
United States98 |
|
23 |
Canada97 |
|
24 |
Russia 96 |
|
25 |
Slovakia 96 |
|
26 |
Uruguay 96 |
|
27 |
Portugal 95 |
|
28 |
Slovenia95 |
|
29 |
Israel94 |
|
30 |
|
|
31 |
|
|
32 |
|
|
33 |
|
|
34 |
|
|
35 |
|
|
36 |
|
|
37 |
|
|
38 |
|
|
39 |
Indonesia89 |
|
40 |
|
|
41 |
|
|
42 |
|
|
43 |
|
|
44 |
|
|
45 |
|
|
46 |
|
|
47 |
|
|
48 |
|
|
49 |
|
|
50 |
Puerto Rico ( |
|
51 |
|
|
52 |
|
|
53 |
|
|
54 |
|
|
55 |
|
|
56 |
|
|
57 |
|
|
58 |
|
|
59 |
Congo-Brazzaville 73 |
|
60 |
|
|
61 |
|
|
62 |
|
|
63 |
|
|
64 |
|
|
65 |
|
|
66 |
|
|
67 |
|
|
68 |
|
|
69 |
|
در ديدارى كه شاخه جوانان جبهه مشاركت ايران اسلامى با آيت الله العظمى منتظرى داشتند سوالاتى مطرح شد كه اهم آنها و سخنان فقيه عاليقدر به شرح زير مىباشد:
1 - جنابعالى از جهات مختلفى از چهره هاى شاخص براى نسل جوان هستيد. يكى از آن جهات اين است كه حضرتعالى ميان دمكراسى و رأى مردم از سويى و دين دارى و حكومت دينى از سوى ديگر آشتى ايجاد كرده و در مقام ايجاد تطبيق اين دو هستيد. بر همين اساس سوال اين است كه آيا به نظر شما چگونه مىتوان ميان حكومت دينى و رأى مردم آشتى داد؟
2 - قرائتى از دين مىشود و رايج است كه موجب ناكارآمدى دين در ايجاد حكومتى مردم سالار مىباشد. آنان به گونه اى دين را تفسير كرده و مىكنند كه گويى آنان با لائيك ها به توافق رسيده اند كه دين ناتوان از ايجاد بسترى است براى حكومتى دمكراتيك كه همگام با آموزه هاى دينى باشد، با اين معضل چه بايد كرد؟
3 - معضل مهمى كه جوانان با آن روبرو هستند و موجب فرار آنان از دين و اخلاق شده است اين است كه متوليان رسمى دين عملكردهاى خوبى در برخى جاها از خود نشان نمى دهند، در اين رابطه بايد چه كرد؟
4 - تشكيل احزاب سياسى تا چه حدى مىتواند با مبانى و آموزه هاى دينى سازگار باشد و هدف اصلى از تشكيل احزاب چه مىتواند باشد؟
بسم الله الرحمن الرحيم مسائلی را كه جنابعالى مطرح فرموديد اگر بخواهيم به طور تفصيل در اطراف آنها صحبت كنيم ساعت ها طول مىكشد، بلكه شايد براى جواب به آن ها، نياز به تأليف كتابى باشد.
ولى من فرازى از وصيتنامه ی مولى اميرالمومنين (ع ) خطاب به امام حسن و امام حسين (ع ) و ساير فرزندان ايشان و هر كس كه نامه ی آن حضرت به او برسد - كه طبعا" من و شما نيز مشمول آن مىباشيم - را نقل مىكنم : " اوصيكما و جميع ولدى و اهلى و من بلغه كتابى بتقوى الله و نظم امركم ... لاتتركوا الاءمر بالمعروف و النهى عن المنكر فيولى عليكم شراركم ثم تدعون فلايستجاب لكم " (نهج البلاغه - نامه ی 47) (سفارش مىكنم شما و همه ی اولاد و اهل خود و هر كه را كه نامه ی من به او برسد به حفظ حريم خدا و نظم امورتان و ...، امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد كه بدان شما بر شما حاكم مىشوند پس هر چه دعا كنيد مستجاب نمى شود.)
ظاهرا" حضرت نمى خواهند بفرمايند: اگر اين دو فريضه ی الهى را ترك كنيد خدا بر شما غضب مىكند و به عنوان عقوبت و جزاى عمل ، بدان شما را بر شما مسلط مىكند، بلكه منظور اين است : اگر اين دو فريضه ی الهى را در سطح وسيع ترك كنيد نتيجه ی طبيعى و قهرى آن، حكومت نا اهلان و زورگويان است .
افراد جامعه به يكديگر وابسته و پيوسته اند و حكومت و قانون براى جامعه ضرورت دارد و خواه ناخواه تحقق مىيابد. اگر افراد نسبت به مسائل اجتماعى و سياسى و آن چه در جامعه مىگذرد بى تفاوت بوده و هركس تنها به فكر مسائل شخصى خويش باشد، طبعا" افراد سودجو و قدرت طلب فرصت را غنيمت شمرده و حاكميت جامعه را تصاحب مىكنند، و با سكوت و بى تفاوتى افراد جامعه ، بى قانونى و ظلم و تجاوز به حقوق ديگران رواج مىيابد; ولى اگر افراد و نخبگان جامعه احساس وظيفه نموده و در برابر ظلمها، تجاوزها و اعمال خلاف قانون اعتراض و مقاومت نمايند طبعا" حاكميت سير طبيعى خود را طى كرده و در اختيار افراد صالح قرار مىگيرد.
نهى از منكر منحصر در امور جزئى از قبيل كنار رفتن روسرى يك دختر نيست ، بلكه بيشتر در مسائل اصولى و بنيادى جامعه است . همه ی مردم بايد در برابر ظلم و تجاوز به حقوق اجتماعى افراد، حاكميت روابط بر ضوابط ، سلب آزاديهاى مشروع ، تقسيم افراد جامعه به خودى و غير خودى ، انجام بازداشت هاى غيرقانونى و محاكمات خودسرانه و اسراف در بيت المال عمومى و تضييع آن اعتراض كنند; و اين قبيل امر به معروف و نهى از منكر در سطح وسيع و عمومى بر تحزب و تشكلهاى سياسى توقف دارد تا بتوانند هم دولت صالح و قادر تشكيل دهند و هم در مراحل مختلف بر كارهاى دولت و مسئولين نظارت داشته باشند و به اصطلاح اهل مدرسه "مقدمه ی واجب ، واجب است ".
اگر همه ی افراد جامعه احساس مسووليت كرده و بر كار مجريان و متصديان امور نظارت شود حكومت و جامعه سالم و صالح مىشود، اما اگر امر به معروف و نهى از منكر را ترك كنيد نتيجه اش اين است كه آدم هاى خودسر و قدرت طلب بر شما مسلط مىشوند و سپس شما هر چه دعا كنيد مستجاب نمى شود. درست است دعا به جاى خود بايد باشد و نفس دعا عبادت خداست و در شرائطى مستجاب مىشود ولى عالم طبيعت ، عالم اسباب و مسببات است و حكومت نيز بر اساس يك اسباب خاصى تشكيل مىشود; پس افراد جامعه نبايد نسبت به مسائل اجتماعى و سياسى بى تفاوت باشند و همگان بايد نسبت به آن احساس مسووليت كنند. در زمان پيغمبر(ص ) مسأله ی قبيله و عشيره رائج بوده و وقتى كه روساى قبايل تصميم مىگرفتند در واقع تمام جامعه تصميم گرفته بود، براى اين كه روساى قبايل متبوع و همه ی افراد جامعه تابع آنان بودند، ولى در جامعه ی ما مسأله ی قبيله و عشيره مطرح نيست ; بنابراين تحزب سياسى كه اكنون در دنيا آن را پذيرفته اند و مطابق عقل و شرع است بايد در جامعه ی ما جا بيفتد. من به آقايان كه تحت لواى يك حزب هستند توصيه مىكنم قبل از اين كه بخواهيد حزب خاصى را در جامعه جا بيندازيد اول سعى كنيد اصل پذيرش حزب را در جامعه جا بيندازيد. مردم ما هنوز باورشان نيامده كه پذيرش تحزب و تشكل وظيفه ی شرعى است و صد در صد مفيد است . اين كه اميرالمومنين (ع ) مىفرمايد: اگر امر به معروف و نهى از منكر را ترك كنيد حكومت بدان تشكيل مىشود و بدان بر شما مسلط مىشوند، براى جلوگيرى از چنين حكومتى راهى نيست جز اين كه تحزب در جامعه جا بيفتد و افراد نخبه و خوب متشكل بشوند و حكومت را به وسيله ی حزب سالم و مقتدر در دست بگيرند; اين وظيفه اى است الهى .
اين جانب سابقا" در رابطه ی با تحزب سياسى و اين كه اين مسأله از مقدمات امر به معروف و نهى از منكر است مطلبى نوشته ام كه در كتاب خاطرات (صفحه 1031) آمده است و مىتوانيد مراجعه فرمائيد.
وقتى كه امر به معروف و نهى از منكر را توسعه دهيم و نخواهيم آن را فقط به مسائل جزئى منحصر كنيم قهرا" مسأله ی تحزب در جايى كه مسأله ی عشيره و قبيله منتفى است از باب مقدمه ی واجب ، واجب مىگردد; و برهمه ی مردم واجب است براى اصلاح جامعه اصل تحزب را بپذيرند. شما هم سعى كنيد مردم فرهنگ و اصل گرايش حزبى را بپذيرند; نه اين كه در يك انتخابات چهار نفر جمع شوند و سر و صدايى راه بيندازند، يك وكيلى درست كنند بعد هم بروند سر كار و زندگى خودشان و تا چهارسال ديگر ساكت بمانند و كجي ها را تحمل كنند. در جوامع امروز يك حزب تشكيلات مستمر و باقى دارد، برنامه ی مشخص و مدونى دارد، نخست وزير و نماينده ی مجلس انتخاب مىكند، حتى اين قدر مجهز هستند كه وقتى كه حزب پيروز مىشود نخست وزير آماده و وزير آماده دارند، نماينده ی آماده دارند. اين چيزى است كه اميرالمومنين (ع ) فرموده و وظيفه ی اسلامى است منتهى آنان عمل مىكنند و ما عمل نمى كنيم .
در همين وصيتنامه ی اميرالمومنين (ع ) (نامه ی 47) مىفرمايد: "الله الله فى القرآن لا يسبقكم بالعمل به غيركم " مواظب باشيد كه در عمل به قرآن ، ديگران از شما سبقت نگيرند.
اگر قرار باشد امر به معروف و نهى از منكر به نحو وسيع در رأس فرائض باشد چنان كه از برخى از احاديث استفاده مىشود و مسائل كلى و اصولى اجتماع را شامل شود، و اگر بنا باشد اين وصيت به نحو وسيع و صحيحى انجام شود اين امر بر تحزب سياسى توقف دارد، بنابراين تحزب سياسى يك واجب شرعى خواهد بود كه بايد فرهنگ آن در جامعه جا بيفتد. بايد براى مردم جا بيفتد كه اصل تحزب هم واجب شرعى و هم واجب عقلى است . اگر مىخواهيد جامعه اصلاح شود و از استبداد نجات پيدا كنيد، بايد جامعه بپذيرد كه بدون سر و صدا و بدون اين كه به يكديگر توهين كنند از متصديان امور انتقاد نمايند. معناى انتقاد اين نيست كه به يكديگر اهانت كنند. معنايش اين است كه حقايق و واقعيات را بگويند و بنويسند و مردم را آگاه نمايند و با رقابتهاى سالم و عاقلانه وارد صحنه شوند. ما همه انسانيم و كرامت انسانى نسبت به همه بايد حفظ شود.
اين كه آقايان شوراى نگهبان شرايطى را براى كانديداها ذكر كرده و در اين رابطه بسيارى را رد مىكنند به آقايان بايد گفت : اين كه شما مىگوئيد مثلا شرط نمايندگى مجلس اعتقاد به ولايت فقيه است اين غلط است . بايد گفت كه اگر راست مىگوئيد بايد كارى كنيد كه جامعه معتقد به اسلام شود و باور كند كه فقيه در جامعه منشأ اثر است . اگر قرار باشد كه جامعه ولايت فقيه را قبول نداشته باشد و به زور بنويسد من ولايت فقيه را قبول دارم اين نفاق است . كسى هم كه ولايت فقيه را قبول ندارد جزو افراد جامعه بوده و داراى حقوق شهروندى است . من و شما اگر عرضه داريم بايد رفتارمان طورى باشد كه جامعه ، اسلام را بپذيرد، واقعيات اسلام را بپذيرد، فقيه را بپذيرد و براى او شأنى قبول كند، نه اين كه رفتار ما و انحصارطلبى هاى ما موجب گريز نسل جوان از اسلام و ارزش هاى اسلامى گردد.
اين كه شما ولى فقيه را يك انسان ماورائى و فراقانونى مىشماريد اشتباه است . ولى فقيه بايد مجتهد و عادل باشد و در مسائل فقهى تخصص داشته باشد كه نظر او در اين گونه مسائل مطاع و قبول است ولى در مسائل سياسى و اقتصادى و ساير امور كه تخصص ندارد بايد مسائل را به متخصصين ارجاع دهد. مرحوم آيت الله آقاى حاج شيخ محمدحسين اصفهانى (ره ) در اين رابطه مىفرمايد: "اين گونه امور بايد به كسانى كه در اين قبيل امور بصيرت دارند ارجاع شود و فقيه به عنوان فقيه در استنباط احكام خداوند اهل نظر است . پس وجهى نيست براى ارجاع اين قبيل امور به فقيه ".
فقيه از باب اين كه در فقه تخصص دارد و مىگويد حكم فلان مسأله اقتصادى بطور كلى چنين مىباشد، فتواى او براى مقلدين او مورد قبول است ; اما سيستم اقتصادى مناسب با اوضاع كشور چيست ؟ بايد بگويد اين در تخصص من نيست و بايد متخصص امور اقتصادى نظر بدهد. سياست در مسائل خارجى چگونه است ؟ با آمريكا مثلا" روابط حسنه داشته باشيم يا نه ؟ بايستى سياسيون كشور نظر بدهند، من تخصص ندارم . مگر كسى كه در فقه و اصول تخصص پيدا كرد بايد در سياست خارجه نيز تخصص داشته باشد يا بدون تخصص نظر بدهد؟! ولايت فقيه اين نيست كه كسى كه ولى فقيه شد عقل كل است و ديگران همه ضعيف و محجورند. اين حرف برخلاف عقل و شرع است ، و يا مثلا" چهار نفر در شوراى نگهبان بگويند در فلان شهر و منطقه بايد فلانى نماينده ی مردم باشد. اين حكم زور است و ظلم به مردم آن منطقه مىباشد. مردم خودشان افراد را خوب مىشناسند. خود من در تصويب قانون شوراى نگهبان بودم و اصل 99 را تصويب كرديم . در آنجا مطرح شد كه در انتخابات رژيم سابق ، شاه و دولت او تصميم مىگرفتند كه نماينده ی نجف آباد مثلا" حسن باشد و مردم نجف آباد حسن را نمى شناختند و به آنان تحميل مىشد. چه كار كنيم كه جلوى اين تحميل ها را بگيريم كه به مردم ظلم نشود و آزادى انتخابات تأمين شود؟ گفتيم مقدس ترين نهاد شوراى نگهبان است ، آنان نظارت كنند تا جلوى ظلم و تحميل مجريان را بگيرند.
تصويب اصل 99 براى اين بود كه مجريان انتخابات در انتخابات دخالت نكنند و بگذارند مردم در انتخاب نماينده خود آزاد باشند نه اين كه آنان انتخابات را دو مرحله اى كنند. اول خودشان براى هر منطقه افرادى را مشخص و معين نمايند و سپس مردم آن منطقه ناچار باشند يكى از منتخبين آنان را انتخاب نمايند.
اين امر بر خلاف قانون اساسى و آزادى ملت است ، مردم هر منطقه اى افراد صالح شهر خود را بهتر از چند نفر - هر چند فقيه - در شوراى نگهبان مىشناسند. اين چه زورى است كه به مردم گفته مىشود و هنوز مىگويند و نسل جوان را از اسلام و روحانيت بيزار كرده و مىكنند. چنين نيست كه مردم بى دين يا سفيه باشند و آنان مجسمه ی اسلام يا قيم جامعه باشند. البته اصل شوراى نگهبان نهاد مقدسى است و بايد قداست آن حفظ شود ولى در حد وظايف قانونى خود، نه اين كه همه كاره ی كشور و قيم مردم باشد و مردم هيچ كاره باشند.
آن چه بر عهده شوراى نگهبان است :
1 - لحاظ عدم مغايرت مصوبات مجلس شورا با موازين اسلامى و قانون اساسى .
2 - نظارت بر انتخابات ها جهت تأمين آزادى انتخابات و عدم تحميل افراد خاصى بر مردم نه نظارت بر كانديداها و قبول و رد آن ها; و اين كه اخيرا" براى انجام اين امر خلاف در همه استان ها نمايندگى هايى ثابت تعيين نموده و هزينه هايى را بر بيت المال تحميل كرده اند بر خلاف قانون است و نمايندگان مجلس نيز در تصويب اين بودجه مسئوليت سنگين دارند و بايد پاسخگو باشند.
آزادى از اهداف اصلى و شعارهاى آغاز انقلاب اسلامى بود، شوراى نگهبان حق ندارد عقايد و سليقه هاى خود را نسبت به شناخت اشخاص به ديگران تحميل نمايد، كشور ملك طلق قشر خاصى نيست ، ملك همه مردم است . انقلاب و حاكميت نيز متعلق به همه ی طبقات مردم بوده و همه بايد در آن نقش داشته باشند; حاكميت اگر بر خلاف نظر اكثريت ملت باشد ثبات و دوام نخواهد داشت .
سياست جزو دين ماست و با دين توأم مىباشد و همه حق دارند در مسائل سياسى اظهارنظر نمايند و كسى نمى تواند و حق ندارد ديگران را از دخالت در سياست منع نمايد. هيچ كس حق ندارد ديگرى را متهم يا به او توهين نمايد يا با آبروى او بازى كند.
همه افراد غير از معصومين قابل انتقاد مىباشند، بلكه مولى اميرالمومنين (ع ) با وجود مقام علم لدنى و عصمت كبرى در خطبه ی 216 نهج البلاغه از انتقاد استقبال مىنمايند. ايشان فرموده اند : "فلا تكفوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل فانى لست فى نفسى بفوق أن اخطى و لا آمن ذلك من فعلى الا ان يكفى الله من نفسى ما هو املك به منى ...".
متأسفانه در جمهورى اسلامى بعضا" اين گونه ارزشها و موازين شرعى ناديده گرفته مىشود. و بالاءخره بر حسب فرموده ی مولى اميرالمومنين (ع ) امر به معروف و نهى از منكر به معناى وسيعش اگر بخواهد در زمان ما اجرا شود براى آن راهى جز تشكيل و تقويت احزاب سياسى مردمى مستقل و آگاه نيست ; و وقتى تقويت شد اين ها زمام امور را در دست مىگيرند، آن وقت افراد فاسد و ظالم و فرصت طلب كنار زده مىشوند. حضرت مىفرمايند اگر اين كار را نكنيد بدان بر شما مسلط مىشوند. حالا شما هر چه مىخواهيد دعا كنيد، جواب اين است كه عالم طبيعت عالم اسباب و مسببات است و بنا نيست با معجزه اداره شود، خودتان كوتاهى كرديد. پس خلاصه ی كلام اين كه لازم است اصل تحزب را در نوشته ها و سخنرانى ها جا بيندازيد قبل از اين كه بخواهيد حزب خودتان را جا بيندازيد، تا مردم باورشان بيايد كه اين يك وظيفه ی شرعى است . من اين را وظيفه ی شرعى مىدانم كه به شما بگويم تا شما در جامعه به مردم برسانيد و فقط يك مسأله سياسى نيست بلكه وظيفه ی شرعى و خدايى است ، امر به معروف و نهى از منكر از مهمترين واجبات است كه همه ی واجبات و فرائض به آن وابسته و قائم است .
ان شاءالله همه سالم و موفق باشيد. والسلام عليكم جميعا و رحمة الله و بركاته . منبع : سایت دفتر حضرت آیت الله منتظری
وزير مسكن و شهرسازي از تدوين طرحي براي تامين مسكن خانوارهاي كم درآمد شهري خبر داد.طرح مورد اشاره از سه بند متفاوت كه هر يك جهت گيري خاصي براي برطرف كردن معضل مسكن خانورهاي كم درآمد را دارد تشكيل شده است.
الف) اعطاي تسهيلات خريد مسكن كوچك به كارگران و كارمندان كم درآمد. اين بند به منظور تسهيل تامين مسكن كارگران و كارمندان كم درآمد تحت پوشش صنوق هاي تامين اجتماعي و بازنشستگي كشور به تصويب رسيده است.
مسكن مشمول اين طرح، مسكن نوساز و دست اولي است كه ساخت زيربناي مفيد آن در شهرهاي بزرگ كه شامل شيراز، مشهد، اصفهان، تبريز و تهران مي شود زير 75 متر و بقيه ي شهرها زير 100 متر باشد.
كارگران و كارمندان مشمول طرح بايد شرايط زير را داشته باشند:- متاهل يا سرپرست خانوار بوده و تاكنون مسكن و زمين دولتي دريافت نكرده باشند.
- حقوق و مزاياي آن ها از دوبرابر حداقل حقوق و مزاياي موضوع قانون كار(تقريبا" 125 هزار تومان) و قانون نظام هماهنگ (تقريبا 135 هزار تومان) بيشتر نباشد.
-بانك مسكن اقدام به افتتاح حساب با ارزش موجودي 200هزار تومان بنمايند.
تسهيلاتي كه پرداخت مي شود معادل 50 برابر حقوق و دستمزد متقاضي و حداكثر 10ميليون تومان است. اين تسهيلات براي هر واحد مسكوني است و در سال هاي بعد با توجه به نرخ تورم افزايش مي يابد.مدت زمان بازپرداخت اين تسهيلات 15ساله و روش تقسيطي كه براي آن ها در نظر گرفته شده ، پلكاني است. استفاده از اين روش به اين معني است كه وام گيرنده در سال هاي اول به نسبت سال هاي آخر پرداخت قسط ، پول كمتري را در هر قسط مي پردازد. نرخ كارمزد اين وام ، در شهرهاي بزرگ 10% و در شهرهاي كوچك و متوسط 12% مي باشد.طبق تعريف سطوح سه گانه ی شهري(بزرگ،متوسط و كوچك% 70 از تسهيلات به شهرهاي كوچك و متوسط تعلق مي گيرد (.
در مرحله ی نخست اجراي طرح كه تا پايان خرداد ماه سال 85 است 000/30 واحد مسكوني و در سال هاي بعد سالانه 000/50 واحد مسكوني مشمول استفاده از تسهيلات اين تصويب نامه مي شود.اولويتي كه براي متقاضيان طرح درنظر گرفته شده اين گونه است كه دارندگان حساب هاي صندوق پس انداز مسكن در شرايط مساوي و نيز متقاضيان خريد واحدهاي مسكوني واقع در بافت هاي فرسوده شهري و شهرهاي جديد نسبت به سايرين از اولويت برخوردارند. دليل اين اولويت را تشويق سازندگان مسكن انبوه به پرداختن به اين گونه مناطق مي توان برشمرد.
ب)پرداخت قرض الحسنه به مستاجرين كم درآمد. بنابر اين تصويب نامه ، مقرر شده به خانوارهاي تحت پوششِ كميته ی امداد امام خميني ، سازمان بهزيستي و مستمري بگيران و بازنشستگان تحت پوشش سازمان تامين اجتماعي و صندوق بازنشستگي كل كشور و نيز خانوارهاي شاغل جوان و زنان شاغل سرپرست خانوار، كه مستمري و يا حقوق و مزاياي دريافتي آن ها از 5/1 برابر حداقل حقوق و دستمزد موضوع قانون كار(125 هزار تومان)بيشتر نباشد متناسب با مساحت و نوع مسكن حداكثر مبلغ 3 ميليون تومان و قرض الحسنه پرداخت شود.اين افراد بايد توسط نهاد مربوطه معرفي شوند و از سوي نهاد فوق تحت پوشش داده شدن فرد مذكور، تضمين داده شود. در شهرهاي بزرگ ، فرد معرفي شده بايد از حداقل 10 سال سابقه ی سكونت در شهر محل تقاضا برخوردار باشد.نرخ كارمزد اين تسهيلات 4درصد است ومدت بازپرداخت آن 5 ساله مي باشد.
ج)احداث و عرضه مسكن اجاره اي.به منظور اجراي ماده ی6 قانون تشويق احداث عرضه ي واحدهاي مسكوني اجاره اي مصوب 23/11/77 كه سالانه50 هزار واحد مسكوني اجاره اي بايد توسط بخش خصوصي با استفاده از تسهيلات و حمايت هاي دولت و سيستم بانكي ساخته شود. دولت و ارگان مربوطه يعني وزارت مسكن تصميم گرفته كه اقدام به واگذاري زمين و تسهيلات به متقاضيان بكند. واحدهاي ساخته شده در اين زمين ها به مدت 5 سال بطور اجاره اي بايد مورد استفاده قرار گيرد. در طول اين دوره بهاي زمين دريافت نمي گردد و بعد از اتمام اين دوره در صورتي كه سازنده بخواهد واحدهاي خود را بفروشد پول زمين يكجا دريافت و در صورت ادامه ي اجاره داري، بهاي زمين تقسيط خواهد شد.
تسهيلاتي كه در طرح به آن اشاره شده براي هر واحد مسكوني 12ميليون تومان در سال اول بوده و در سال هاي بعد با نرخ تورم افزايش خواهد يافت.دوره ی بازپرداخت تسهيلات مذكور 15 ساله و به روش تقسيط پلكاني با كارمزد 12 % در طرح ذكر شده كه خدمات انشعاب آب ، برق ، تلفن، گاز، فاضلاب و صدور پروانه ی ساخت شامل عوارض احداث و تراكم ساختمان واحدهاي مسكوني در بافتهاي فرسوده شهري و شهرهاي جديد با اعمال 50% تخفيف محاسبه و دريافت خواهد گردید.منبع : سایت خدمت
آشنايي با فناوري: اين روزها ميتوان در هر خانهاي يك دستگاه كامپيوتر يافت كه با توسعه ی دامنه ی فناوري ، به تدريج راه خود را در ميان خانوادههاي ايراني باز ميكند و هر كس به فراخور حال و بسته به درآمد ، موقعيت شغلي و نحوه ی استفاده از كامپيوتر ، يك دستگاه از آن را تهيه ميكند ، برخي از نرمافزارهاي تخصصي سود ميجويند ، گروهي براي كارهاي تفنني و استفاده از بازيهاي جديد روز افزون يك دستگاه كامپيوتر فراهم ميكند و عدهاي هم براي اين كه خود را همگام دانش و فناوري نشان دهند.
به هر حال جزو هر دسته كه باشيد به طور قطع ، بهاي زيادي براي خريد وسيله الكترونيكي خود پرداختهايد ، از اين رو است كه چگونگي تعامل با آن اهميت مييابد ، بسيارند كساني كه هنوز از نحوه ی برخورد با كامپيوتر آگاه نيستند و پس از اندك زماني به آن آسيب ميرسانند و ضرر هنگفتي را به خانواده خود وارد ميآورند. در حالي كه با به كار بستن يكي دو تدبير كوچك ميتوان به عمر دستگاه افزود.
اگر در طول روز زياد با كامپيوتر سروكار داريد بهتر است به جاي چند بار خاموش و روشن كردن آن ، يك با روشن كنيد و تا پايان كارهايتان اجازه دهيد روشن بر جاي بماند. در اين حالت همواره Screen Saver را فعال بگذاريد تا هنگامي كه از كامپيوتر استفاده نميكنيد ، مانيتور فشار كمتري را تحمل كند. براي خاموش كردن هم خصوصاً در كيسهاي ATX از شيوه سختافزاري استفاده نكنيد ، بلكه نخست با بهره جستن از تدابير مشخص شده در ويندوز ، اجازه دهيد كامپيوتر ، خود زمينه ی خاموش كردن را فراهم آورد. جا دادن دستگاه در محيط مناسب هم حائز اهميت است. هرگز نبايد كامپيوتر را در محيط گرم يا در معرض گرد و غبار قرار داد زيرا موجبات آسيب رسيدن به آن را فراهم ميآوريد. سپس بايد در دورههاي زماني نسبتاً منظم به تميز كردن برخي قسمتهاي وسيله اقدام كرد. غلتك ‹‹موس››، كارت تصوير، CPU ، Power دستگاه را با جارو برقي تميز كنيد. براي اين كار كافي است كامپيوتر را از برق خارج كنيد ، روكش آن را در آوريد و بدون اين كه به جايي از آن ضربه بزنيد ، پاكيزهاش سازيد. پس از هر بار استفاده از صحفه كليد هم روكش محافظ آن را سرجايش قرار دهيد تا گرد و غبار بر صفحه كليد ننشيند. هرگز اجازه ندهيد رو به روي دستگاه شما از سيگار استفاده كنند. دود و ذرات باقي مانده ی حاصل از آن به شدت براي كامپيوتر ، ديسكها و CD مضر است. با اين وجود در پاكيزه ساختن دستگاه به ويژه مانيتور بهتر است نخست دستورالعمل تعامل با آن را بخوانيد و بعد به تميز كردنش اقدام كنيد.زياد آن را پاك نكنيد و روي سطح آن ها به ويژه مانيتورهاي LCD زياد فشار نياوريد.در آخر هم بهتر است يك محافظ جريان برق كه معمولاً براي بخچال به كار برده ميشود ، تهيه كنيد تا بر اثر كاهش يا افزايش ولتاژ برق به كامپيوتر آسيبي نرسد.
برگرفته از : وبلاگ من 26
هنوز برای تامين کامل اصل سوم و سیام قانون اساسی که دولت را موظف به فراهم کردن زمينه ی سوادآموزی و تحصيلات ابتدايی رايگان برای تمام مردم میکند امکانات کافی وجود ندارد. مطابق آمار موجود حدود 13% از مردم هنوز سواد خواندن و نوشتن ندارند. حدود 15% از کودکان از ورود به مدرسه و سوادآموزی محرومند. همچنين بسياری از کودکان بخاطر مشکلات گوناگون ترک تحصيل کرده و از درس خواندن بازماندهاند. نظام آموزشی هنوز در برخی زمينهها کمبودهای جدی دارد. همه ی دانشآموزان از لوازم تحصيلی کافی برخوردار نيستند و چه بسا فرزندان خانوادههای کم درآمد از تهيه ی کتاب و لوازم التحرير باز میمانند. به ويژه در شهرهای کوچک و روستاها که مدارس کافی وجود ندارد و بسياری از مدارس ناگزيرند که در شيفتهای متعدد دانشآموز بپذيرند. کلاسها بيش از حد گنجايش، دانشآموز دارند که اين مساله خود کيفيت آموزش را پايين میآورد و به زيان دانشآموزان تمام میشود. ازدحام بيش از حد دانشآموزان در مدارس و کلاسها خطرات ايمنی را نيز بالا میبرد. حتی بسياری از مدارس در برابر سوانحی مانند آتش سوزی سخت آسيبپذيرند که البته اين کاستیها در گذشته باعث بروز فاجعههايی هم شده است. دانشآموزان بايد در طول تحصيلات ۱۲ ساله ی خود از پس فراگيری ۸۷۱ عنوان کتاب درسی برآيند. برای اين کار بنيه و توانی لازم است که قرار است با اجرای طرح شير تقويت شود. امسال با گسترش طرح شير تمام دانشآموزان ابتدايی که بالغ بر ۱۰ ميليون و ۷۰۰ هزار نفر میشوند شير خواهند نوشيد. در حالیکه دانشآموزان با بنيهيی تقويت شده به تحصيل مشغولند خانوادهها ، هزينه ی سنگين تامين مخارج فرزندان خود را بردوش دارند. اين هزينهها با رسيدن به سالهای پايانی مدام سنگينتر میشود تا در آستانه ی ورود به دانشگاه که به اوج خود میرسد.احمدی مديرکل دفتر دورههای پيش دبستانی و ابتدايی میگويد: جمعيت دانشآموزان امسال نسبت به سال گذشته حدود يک ميليون و ۸۰۰ هزار نفر کاهش يافته. او کاهش شمار افراد لازمالتعليم را مهمترين دليل اين کاهش جمعيت برشمرده است. با توجه به جوانی جمعيت ايران، تحصيل يکی از عمدهترين مشغلههای کشور است.
وزارت آموزش و پرورش نيز در اين مهم نقش بسزايی را ايفا میکند. اين دستگاه اداری که مجموع کارکنانش به يک ميليون و ۲۱ هزار و ۶۳۰ نفر میرسد ميانگين تحصيلاتشان ۱۴ سال است. از اين تعداد امسال ۳۰ هزار معلم بازنشسته و ۱۷ هزار معلم جديد به آن افزوده میشود.
بطور کلی درس خواندن فرزندان برای خانوادهها هزينههای جانبی مختلفی را ايجاد میکند. اگرچه قرار است حداقل تحصيل در مدارس دولتی و در دوران ابتدايی و راهنمايی مجانی باشد. اما به هرحال هزينههای تحصيلات دانشگاهی همچنان يکی از داغترين موضوعهای زندگی جامعه جوان ماست. امسال بيش از يک ميليون و ۷۰۰ هزار نفر داوطلب را ه يافتن به دانشگاهها و مدارس عالی شدهاند که ۶۳ % آن ها دختر و بقيه پسر بودهاند. از آنجا که دانشگاههای کشور هيچگاه ظرفيت پذيرش همه ی متقاضيان را نداشتهاند کنکور به بلندترين مانع دستيابی جوانان به يافتن شغلی بهتر بدل شده است. عبدالله جاسبی رييس دانشگاه آزاد اسلامی در اين باره میگويد: امسال از اين تعداد ۳۵۰ هزار نفر جذب دانشگاههای آزاد و همين تعداد وارد ديگر دانشگاهها و موسسههای آموزش عالی کشور خواهند شد و اين بدان معناست که نيمی از متقاضيان پشت درهای بسته دانشگاهها میمانند. تقريبا" همه ی کسانی که مايل به ورود به دانشگاه هستند برای بالا بردن شانس خود انواع و اقسام کلاسهای کنکور و دورههای مختلف را پشت سر میگذارند. اصولا" پديده ی دورههای آموزش پديده ی منحصر به فردی است که تب آن همه را فرا گرفته و باعث رشد بیسابقه ی آموزشگاهها شده به ويژه در ميان قشر متوسط ، کمتر جوانی است که در يک دوره ی آموزشی ثبت نام نکرده باشد. اين کلاسها که از آموزش موسيقی و زبانهای خارجی تا رشتههای ورزشی و مهارتهای دستی را شامل میشوند، اوج اغراق آميز و اپيدمی مانند خود را در آموزشگاههايی میيابند که قرار است شانس جوانان را برای ورود به دانشگاه افزايش دهد. خيابانهای شهرهای بزرگ پر شده از آگهی آموزشگاههايی که بسياری از آن ها به استادان برجسته ی خود افتخار و قبولی در کنکور را تضمين میکنند. در تهران بيش از ۸۰۰ آموزشگاه مجاز فعاليت میکنند اما تعداد آموزشگاههای غيرمجاز به ويژه در ايام کنکور چندين برابر اين رقم است. با توجه به اين که به گفته ی مسوولان آموزش و پرورش و آمار نيروی انتظامی، سال گذشته هر ماه بين ۲۰ تا ۳۰ آموزشگاه بدون مجوز بسته شده میتوان حدس زد که ابعاد اپيدمی آموزشگاهها چقدر گسترده است. مشکل بزرگ ديگری که هر روز محسوستر میشود، افزايش تعداد تحصيلکردگان بيکار است. در ايران به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر، سه هزار دانشجو وجود دارد که جامعه را با معضل عظيم بيکاری دانشآموختگان و متخصصان روبرو کرده است. رحيم عبادی، رييس سازمان ملی جوانان در اين باره میگويد: با توجه به اين که جمعيت ايران يکی از جوانترين جمعيتهای دنيا است ۸۷ % بيکاران را جوانان تشکيل میدهند. به گفته او از ۹ ميليون و ۸۰۰ هزار جوان ايرانی حدود دو ميليون و ۳۰۰ هزار نفر بيکارند. چند صدهزار نفر از اين بيکاران را فارغالتحصيلان دانشگاهها و موسسههای مختلف آموزش عالی تشکيل میدهند که بازار کار توان جذبشان را ندارد. بر همين اساس بيکاری تحصيلکردگان باعث شده سالانه بين ۱۰۰ تا ۲۲۵ هزار تحصيلکرده کشور را ترک کنند و پديده ای به نام فرار مغزها پيش بيايد.
علاوه بر اين که تحصيل فرزندان هر روزه برای خانوادهها پرخرجتر میشود، شهريهها نيز در سال جاری افزايش يافتهاند.
گزارش مردمی
رسول امينی، شهروند ۶۰ ساله ی تهرانی با مقايسه ی نسلهای قديمی دانشآموزان و امروزیها می گويد : در دورهيی که من تحصيل میکردم خبری از مدارس غيرانتفاعی نبود.در حالی که جمعيت ايران دو برابر شده اما جای کافی برای تمامی دانشآموزان کشور وجود ندارد. حتی خبری هم از تغذيه رايگان در مدارس نيست. در دوره ای که من درس میخواندم هر روز برنامه ی تغذيه ای وجود داشت و معلمان نيز با توجه به راضی بودن از حقوق و امکانات فرهنگی، وظيفه خود را به خوبی ادا میکردند. از لحاظ کتاب و وسايل نوشتافزار نيز جای نگرانی ديده نمیشد.
ابراهيم رضايی، معلم بازنشسته معتقد است که دولت با اين سيستم مسووليت را از خود سلب کرده و اصولا" روش صحيحی برای وضعيت درسی وجود ندارد. بچهها و جوانان را به دست يک عده سودجو سپرده که با شهريههای هنگفت فقط مساله ی مالی خود را حل میکنند که عده ی بسيار زيادی در کشور توان پرداخت اين شهريهها را ندارند. او مسوولان را مقصر میداند.
رضا محبی میگويد: مدارس ايران هنوز مانند ۵۰ سال گذشته است و هيچ تغييری نکرده. بيشتر دانشآموزان که بايد در اين سن از شادابی و نشاط برخوردار باشند دايما" با استرس و دلهره در کلاسهای درس حاضر میشوند. در مدارس فقط يکسری مطالب بيهوده در ذهن بچهها جای میگيرد. اصلا" به علاقه و استعداد بچهها توجهی نمیشود. هرچه که دانشآموزان به کلاسهای بالاتر میروند استرس آن ها بيشتر میشود و در سال آخر که بايد کنکور دهند اين اضطراب به اوج میرسد. خيلی جالب است که ۱۲ سال بچهها را به امتحال تشريحی عادت میدهند و در نهايت انتظار دارند که با برگزار کردن يک آزمون تستی در مدت ۴ ساعت دانشآموزان آينده ی خود را رقم بزنند.اميد عقيده دارد که تحصيل رايگان در ايران در حد يک شعار است و از نحوه ی برگزاری کنکور راضی نيست.
منبع : روزنامه ی اعتماد
دانشجويان علاقمند به موضوعات خوفناك در انگليس از اين پس مي توانند در رشته ی « مرگ » تخصص كسب كنند. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه ، دانشگاه بث كه تنها مركز تخصصي مطالعات مربوط به مرگ در انگليس است ، اعلام كرده هدف آن از ايجاد رشته ی « مرگ و جامعه » با درجه ی كارشناسي ارشد « شناخت بيشتر پديده ی مرگ در بستر اجتماعي و فرهنگي آن است.»
« گلينز هووارث » ، مسئول اين برنامه ميگويد: « اين رشته براي بسياري از افراد از شاغلان در بخش بهداشت و درمان گرفته تا بخش خاكسپاري و تدفين جذابيت خواهد داشت.»جامعه ی تحقيقاتي انگليس از دهه ی 1990 پيشگام تحقيقات در اين حوزه بوده و هم اكنون برخي از بهترين پژوهشها را در زمينه ی جنبه ی اجتماعي مرگ انجام ميدهد.فارغ التحصيلان رشته ی كارشناسي ارشد « مرگ و جامعه » براي كار در بخش هايي كه مرگ عامل اصلي فعاليت آنهاست و افزايش درك و شناخت آن ها از اين پديده مناسب خواهند بود.
كارگردان اين مافيا، دكتر «ح ـ ص»، نخست از طريق خانم «ح»، يكي از مسئولان آموزشوپرورش منطقه يك تهران، با مسئولان سازمان آموزشوپرورش تهران مرتبط شده، سپس شبكه گسترده مافياي خود را در اين سازمان تشكيل داده است. خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: مافياي آموزشگاههاي كنكور در تهران، با برقراري ارتباطات گسترده و پرداخت رشوه به برخي مسئولان سازمان آموزشوپرورش تهران، بدون هيچگونه محدوديتي، به تخلفات گسترده ميپرداختند.
بنا بر اين گزارش، آموزشگاههاي مشهور «ت ـ خ»، «ر ـ ر»، «ب»، «ب»، «ش ـ د»، «ع»، «م»، «ف»، «ش ـ ن»، «پ»، «ف ـ س»، «پ ـ خ»، «ق»، «م ـ ت» و «ا ـ خ» با پرداخت مبالغ گوناگوني از رشوه نقدي و غيرنقدي به تعدادي از مسئولان سازمان آموزشوپرورش تهران، به ويژه در بخش امور مشتركين و مدارس غيرانتفاعي، اقدام به تخلفات گستردهاي ميكردند.
كارگردان اين مافيا، دكتر «ح ـ ص»، رئيس آموزشگاه «ت ـ خ»، نخست از طريق خانم «ح»، يكي از مسئولان آموزشوپرورش منطقه يك تهران، با مسئولان سازمان آموزشوپرورش تهران مرتبط شده، سپس شبكه گسترده مافياي خود را در اين سازمان تشكيل داده است.
برخي از مسئولان كه با اين شبكه همكاري داشتهاند نيز عبارتند از: آقايان «ك»، «ر»، «م»، «م»، «خ» و «ا» كه با دريافت مبالغ پول، سكه طلا، خط و گوشي موبايل و لوازم خانگي بر تخلفات غيرقانوني مافياي كنكور، سرپوش ميگذاشتند.
گفتني است، دكتر «ح ـ ص»، كارگردان شبكه مافيا، براي تقدير از خدمات شايان توجه خانم «ح»، علاوه بر فراهم كردن زمينه قبولي دو دختر وي در دانشگاه، وي را به همراه خواهرش به صورت رايگان به كربلا و سپس با اتفاق خانواده به دبي اعزام كرده است!
خبرنگار « صدای معلم » : این هم نوعی خبر رسانی است دیگر تعجبی نداشت اگر به جای آموزش و پرورش منطقه ی یک تهران مثلا" می گفتند :( آ.پ.م. ی .ت)
و یا به جای مدارس غیر انتفاعی می نوشتند ؛ (غ.ا) و انواع رشوه ها را هم؛ به جای مبالغ پول( م.پ) سکه ی طلا(س.ط) خط و گوشی موبایل(خ.گ.م) لوازم خانگی(ل.خ) و به جای وی را به همراه خواهرش به صورت رایگان به کربلا و سپس به اتفاق خانواده به دبی اعزام کرده است( خانم ح با خ {خواهرش } مجانی رفتن ک{ کربلا } و بعدا" همراه خ بزرگ تر {خانواده } رفتن د { دبی } ! )
اطلاع رسانی اطلاعاتی به بهانه حفظ حرمت اشخاص! کسانی که مانند زالو خون این ملک و ملت را می ممکند و لابد مصالح نظام اجازه نمی دهد نام آن ها برده شود آخر حفظ عرض ( آبرو ) مومن واجب است!
گرفتاری های روزمره، کمبود وقت و شاید تنبلی مانع از نوشتنم شده بود تا امشب ، امشب که نه امروز صبح (چون شب از نیمه گذشته) ، تماشای فیلم سینمایی « کوهستان سرد » بهانه ای شد تا چند جمله ای حرف دلم را راجع به جنگ بنویسم. داستان فیلم مربوط به حدود 5/1 قرن پیش بود و چون فیلم را از ابتدا ندیدم گمان می کنم موضوعش مربوط به جنگ های داخلی آمریکا بود.
من از هنر هفتم ( سینما ) چندان سر رشته ای ندارم ولی صحنه های تکان دهنده ، دیالوگ ها ، انسانیت و عشقی که در پیچ و خم جنگ - این بلای خانمان سوز- لگدمال شد ، مرا به سختی تحت تاثیر قرار داد.
یاد کتابی افتادم با عنوان؛ زندگی ، جنگ و دیگر هیچ که حدود 20 سال قبل و یا شاید پیش تر خوانده بودم و تنها چیزی که از آن کتاب خطرم مانده ؛ گزارش تکان دهنده ی یک خبرنگار جنگی بود از جنگ ویتنام.
جنگی که از ازل بوده و لابد تا ابد هم ادامه خواهد داشت ! جنگ های داخلی ، ملی ، منطقه ای و بین المللی.
ما آدم ها چقدر دیگر باید با هم بجنگیم؟! یک سال؟ ده سال؟ صد سال؟ یا تا آخرالزمان این داستان ادامه دارد؟!
جنگ برای چه؟ به چه قیمتی؟ اصلا" چقدر باید خون انسان این به اصطلاح جانشین خدا در روی زمین ، بر روی زمین بریزد تا زمین ؛ این تشنه ی به خون ، سیراب خون شود؟!چند انسان دیگر باید از نعمت حیات ( اگر در نعمت بودنش هم عقیده باشیم!) محروم شوند؟ چند مادر دیگر بی پسر؟ چند زن دیگر بی همسر؟ چند دختر بی پدر؟ چند خواهر بی برادر و ...؟
ابزار جنگی آن دورترها ؛ نیزه و کمان و شمشیر بوده و بعدها تفنگ و باروت و امروزه ، شیمیایی و میکروبی و هسته ای و نمی دانم هزار جور زهر مار دیگر و متاسفانه هر چه پیش تر می رویم به فراخور پیشرفت سایر علوم ، تکنولوژی ساخت سلاح نیز پیشرفت می کند و اگر دیروز با ضربت هر شمشیر یا چکاندن یک ماشه ، یک جنگجو بر زمین می افتاد - امروزه با فشردن یک تکمه آری تنها یک تکمه در دست ابلهان و دیوانگانی افسار گسیخته ی به ظاهر متمدن؛ میلیون ها انسان بی گناه که گاه روحشان هم از این خیالات پشت پرده ی جنگ خبر ندارد به خاک و خون کشیده می شود ، چه می گویم پودر شده واثری از آثار آنان بر زمین هم نخواهد ماند.
آیا این آرزو که امیدواریم روزی برسد مسلسل ها به قلم تبدیل شوند محقق خواهد شد؟ آیا منجی ظهور خواهد کرد؟ و اگر بیاید باز هم با قتل و خون ریزی اصلاح میسر می شود؟ چقدر دیگر باید از کشته ، پشته ساخت؟
زمین به درازنای زمان شاهد شهیدانی بوده که هر کدام بنا به دلایلی لباس رزم پوشیده و به جنگ خصم رفته اند و محرکان آن ها ؛ لباس بزم پوشیده و بر حماقت دسته ی اول پوزخند می زنند!
یاد سخن دکتر علی شریعتی افتادم ؛ اگر اشتباه نکنم در آری اینچنین بود برادر از قول برده ای خطاب به برده ای دیگر می گوید: ما در دوجبهه می جنگیم بدون این که هیچ کینه ای از هم داشته باشیم و آن ها که از هم شناخت و کینه داشتند اصلا" با هم روبه رو نمی شدند که بجنگند!( نقل به مضمون )
دلم گرفته است. نه گرفته ، کافی نیست! گر، گرفته و از دیدگانم اشک که نه خون می بارد که آخر تا به کی؟ دیروز به دلایلی ، امروز به محکماتی و لابد فردا نیز بهانه ای می یابند تا بقای خود را تضمین کنند که در جایی خواندم بعضی حکومت ها و دولت ها جز با فضای بحران نمی توانند به بقاء خود ادامه دهند و چه بحرانی مطلوب تر از بر کوس جنگ کوبیدن ؟!
آیا عاقلانه است گرهی که با دست باز می شود با دندان باز کرد؟
نظر شما چیست؟