دوستان ما به یاری شما محتاجیم.مارا نقد کنید و مطلب و درد دلها و تحلیتان را از مسایل و مشکلات بنویسید.معلم خاموش هرگز معلم خوبی نیست.ویژگی معلم روشن بودن است.
پس بنویسید.منتظر دریافت مطالبتان هستیم.
با تشکر
ايران در آيينه ي آمار
1- رتبه شاخص كارايي دولت كه برآيند شاخصهاي كنترل فساد اقتصادي، پاسخگويي دولت، ثبات
سياسي، تأثيرگذاري دولت، كيفيت قانون گذاري و قانون مداري بوده است ـ ايران در سال 1376 از 133 تنزل يافته و به 149 در سال گذشته رسيده است. به طوري كه شاخص كارآيي طي هشت سال اخير (به جز 1379) با كاهش روبرو بوده است. در سال گذشته دولتهاي سنگاپور و سوئيس با 5/99% از بالاترين رتبه كارايي برخوردار بوده اند. ايران در اين سال از كارآيي %8/28 برخوردار بوده است.
2- شاخص اصلاحات دولتي، شامل كيفيت مديريت دولتي و پاسخگو بودن دولت طي سالهاي 83- 1379، %36 بوده است. وضعيت مطلوب %100 مي باشد.
3- از لحاظ توسعه انساني از بين 177 كشور جهان ايران رتبه 101 پيدا كرده است به طوري كه اين رتبه در سالهاي اخير همواره كاهشي بوده است.
4- رتبه ايران از نظر فقر در بين 95 كشور در حال توسعه، 31 مي باشد. يك سوم جمعيت ايران زير خط فقر هستند.
5- از لحاظ شاخص آزادي اقتصاد، از ميان 155 كشور جهان، رتبه 148 براي ايران احراز شده است. در حال حاضر %85 فعاليتهاي اقتصادي ايران در اختيار دولت است.
6- ايران با 5/42 ميليارد دلار صادرات، سهمي معادل 6/0% صادرات جهان و با 7/32 % ميليارد دلار واردات، سهمي معادل 5/0% واردات جهان را در سال گذشته به خود اختصاص داده است.
7- در بين 60 كشور برتر جهان از لحاظ ريسك اقتصادي، رتبه ايران 54 مي باشد و رتبه جهاني سازي از بين 62 كشور، رتبه آخر احراز شده است.
8- نرخ تورم در بين سالهاي 83-1376 به طور متوسط 81/15% بوده است. كه رتبه ايران در بين كشورهاي با نرخ تورم بالا، 26 مي باشد و اين رقم بالاترين نرخ تورم در خاورميانه بوده است.
9- از لحاظ نرخ رسمي بيكاري، در بين 92 كشور جهان، ايران داراي رتبه 22 مي باشد. در حال حاضر نرخ بيكاري %11 و در بين سنين 15 تا 24 سال، %34 ارزيابي مي شود.
10- سرانه توليد ناخالص داخلي معادل 2800 دلار مي باشد كه در بين كشورهاي خاورميانه، رتبه ايران نهم مي باشد. از طرفي از نظر بدهي خارجي به ميزان 10 ميليارد دلار، نهمين كشور بدهكار در خاورميانه مي باشد.
11- سهم ماليات از درآمدهاي دولت در بين 12 كشور جهان، ايران پايين ترين سهم را دارد.
12- شاخص فسادگريزي مسئولان دولتي و سياسي در بين 146 كشور جهان ايران رتبه 88 در سال گذشته داشته است.
منبع : خبر نامه ي گويا news.gooya.com
محمود فرشيدي وزير آموزش و پرورش طي احكامي سه معاون و يك مدير كل خود را منصوب كرد. به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، بر اساس حكم وزير آموزش و پرورش، پرويز آژيده به عنوان معاون نظري و مهارتي وزارت آموزش و پرورش و عباس عباسپور به عنوان معاون برنامهريزي و توسعه مديريت آموزش و پرورش منصوب شدند. عليرضا براتيان نيز به عنوان مديركل امور اداري آموزش و پرورش منصوب شد. گفتني است مسلم ميرزاپور نيز امروز توسط وزير آموزش و پرورش به عنوان معاون حقوقي و امور مجلس آموزش و پرورش به نمايندگان مجلس معرفي شد. بر طبق اين گزارش، آژيده معاون دانشگاهي در استان آذربايجان شرقي بوده است، عباس عباسپور مدير كل دفتر توسعه مديريت، فناوري و تحول اداري آموزش و پرورش در گذشته بوده ، مسلم ميرزاپور مدير كل اسبق آموزش وپرورش استانهاي ايلام ، زنجان و شهرستانهاي استان تهران بوده است و براتيان نيز مشاور معاون آموزش و پرورش عمومي را بر عهده داشته است.
محمود فرشيدي وزير جديد آموزش و پرورش كه چهارشنبه گذشته از مجلس راي اعتماد گرفت تغييرات سريع و گسترده در اين وزارتخانه را از ديروز آغاز كرد. به گزارش خبرنگار «فردا»، وي روز گذشته تنها ساعتي پس از اعلام به معاونت آموزش و پرورش نظري و مهارتي، به ساختمان اين معاونت رفت و «پرويز آژيده» معاون جديد خود را بدون حضور خبرنگاران به كاركنان اين معاونت معرفي كرد. خبرنگار فردا مي گويد اين مراسم معارفه آنچنان با سرعت انجام شد كه حتي كاركنان روابط عمومي معاونت نظري فرصت نكردند پارچه نوشته اي براي خير مقدم به وزير و معاون جديد وي آماده كنند. آژيده پيش از اين معاون دانشگاهي در تبريز بوده و در زمان مديركلي فرشيدي در آذربايجان شرقي، معاون وي بوده است. منابع مطلع در آموزش و پرورش مي گويند به دليل تاخير سه ماهه اي كه در معرفي وزير آموزش و پرورش صورت گرفته، فرشيدي در نظر دارد تغييرات در اين وزارتخانه را با سرعت بيشتري انجام دهد. به گفته اين منابع، اغلب مديران آموزش و پرورش در دوره جديد تغيير خواهند كرد. در حال حاضر از دكتر عباسپور به عنوان معاون جديد توسعه مديريت و منابع انساني آموزش و پرورش نام برده مي شود. وي يكي از گزينه هاي احمدي نژاد براي تصدي وزارت آموزش و پرورش بود اما به دليل عدم استقبال مجلس كنار گذاشته شد. همچنين از آقايان ميرزپور و براتيان و خانم فاطمه آليا بعنوان نامزدهاي تصدي معاونت آموزش عمومي اين وزارتخانه نام برده مي شود. گفته مي شود حسين هراتي و علي مروي نيز جدي ترين گزينه هاي فرشيدي براي معاونت پارلماني آموزش و پرورش هستند. از بوربور و اميني نيز به عنوان نامزدهاي رياست سازمان نوسازي مدارس نام برده مي شود. خبرنگار فردا مي گويد فرشيدي قرار است ناصر باهنر فرزند شهيد باهنر و يا حسين ملكي را نيز به عنوان رئيس سازمان پژوهش منصوب كند. همچنين در صورت احياي معاونت پرورشي كه فرشيدي به عنوان يكي از برنامه هاي خود اعلام كرده است احتمالا باهنر، هراتي و يا آليا براي تصدي اين معاونت منصوب خواهند شد. گفته مي شود براي رياست آموزش و پرورش شهر تهران و شهرستانهاي تهران نيز شانس آقايان "درونه" و "محمدي" از بقيه بيشتر است. درونه رئيس سابق آموزش و پرورش منطقه 14 تهران بوده و محمدي رئيس كنوني منطقه 13 است. همچنين علی اصغر فانی سرپرست سابق وزارت آموزش و پرورش نيز از اين وزارتخانه رفته و به دانشگاه تربيت مدرس باز گشته است. خبرنگار فردا مي گويد همكاران فاني در روزهاي گذشته كتابي را با عنوان "آموزش و پرورش در آئينه 72 روز سرپرستي" چاپ و توزيع كرده اند. در اين كتاب عملكرد 72 روزه فاني در دوران سرپرستي اين وزارتخانه به عنوان كارنامه اي درخشان توصيف شده است. اين كتاب با هزينه شخصي دوستان فاني در وزارت آموزش و پرورش منتشر شده است. او در مقدمه اين كتاب گفته است كه بر اساس وظيفه، سرپرستي اين وزارتخانه را پذيرفته است.
| وزارت آموزش و پرورش در اطلاعيهاي بارمبندي، حذفيات و تغييرات كتب درسي دوره ي متوسطهي نظري و پيشدانشگاهي در سال تحصيلي 85-84 را اعلام كرد. به گزارش روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش، با توجه به جديدالتأليف بودن كتابهاي درسي دين و زندگي (3)، جامعهشناسي (2) و اصول و عقايد (2)، براي نوبت امتحاني دي ماه 84 دو نوع سوال (چاپ 83 و 84) طراحي و امتحان از آنها به عمل خواهد آمد. نابراين گزارش، آن دسته از دانشآموزان پايهي سوم متوسطهي شيوهي سالي- واحدي (روزانه) كه دروس فوقاند كه چزء دروس باقيمانده آنها ميباشد، در دي ماه سال جاري از محتواي كتابهاي درس تعليمات ديني و قرآن (3)، جامعهشناسي (2) و اصول عقايد (2) چاپ 83 امتحان ميدهند. همچنين دانشآموزان دبيرستانهاي بزرگسال (نيم سال واحدي) و داوطلبان آزاد و دانشآموزان پايهي سوم متوسطهي شيوهي سالي – واحدي (روزانه) كه دروس مورد نظر را در دبيرستانهاي بزرگسالان به صورت حضوري انتخاب و ثبتنام نمودهاند از محتواي كتب جديد التأليف مذكور (چاپ 84) امتحان خواهند داد. در اين گزارش آمده است با توجه به تغييرات كلي كتاب درس شيمي (3) و آزمايشگاه چاپ 84 نسبت به 83 از نكات مشترك آنها يك سوال طراحي خواهد شد. گفتني است در امتحان پاياني نوبت دوم (خرداد ماه 85) و بعد از آن منبع طراحي سوالات امتحاني براي كليه شركت كنندگان از كتب فوقالاشاره چاپ 84 خواهد بود. | |
چرا؟
حالمان بد نيست ، غم كم مي خوريم ! كم كه نه ، هر روز كم كم مي خوريم !
آب مي خواهم ، سرابم مي دهند! عشق مي ورزم ، عذابم مي دهند !
خود نمي دانم كجا رفتم به خواب ؟ ! از چه بيدارم نكردي ؟ آفتاب !
خنجري بر قلب بيمارم زدند ! بي گناهي بودم و دارم زدند !...
عشق ، آخر ، تيشه زد بر ريشه ام تيشه زد بر ريشه ي انديشه ام !
بس كن اي دل ! نا بساماني بس است ! كافرم ، ديگر مسلماني بس است !...
بعد از اين با بي كسي خو مي كنم هر چه در دل داشتم رو مي كنم !
نيستم از مردم خنجر به دست بت پرستم ، بت پرستم ، بت پرست !...
درد مي بارد ، چو لب تر مي كنم ! طالعم شوم است ، باور مي كنم !
من كه با دريا ، تلاطم كرده ام راه دريا را چرا گم كرده ام ؟ !
خسته ام از قصه هاي شومتان خسته از هم دردي مسمومتان !...
قفل غم بر درب سلولم مزن ! من خودم خوش باورم ، گولم مزن !
آه ! در شهر شما ياري نبود؟ ! قصه هايم را خريداري نبود ؟!...
هيچ كس دست مرا وا كرد ؟ نه ! فكر دست تنگ ما را كرد ؟ نه !
هيچ كس از حال ما پرسيد ؟ نه ! هيچ كس اندوه ما را ديد ؟ نه !
هيچ كس اشكي براي ما نريخت ! هر كه با ما بود ، از ما مي گريخت !
چند روزي هست حالم ديدني است حال من از اين و آن پرسيدني است
گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفال مي زنم
حافظ ديوانه فالم را گرفت يك غزل آمد كه حالم را گرفت
ما زياران چشم ياري داشتيم ! خود غلط بود آن چه مي پنداشتيم !
شاعر : حميد رجبي
وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش را هم کسی نمی شناسد
بسیاری از فرهنگیان وقتي نام فرشیدی را به عنوان وزیر پیشنهادی وزارت آموزش و پرورش شنیدند، پیش از این حتی یکبار هم چنین نامی به گوششان نخورده بود. پس از دو ماه از آغاز سال تحصیلی جدید و بلاتکلیفی وزارت عریض و طویل آموزش و پرورش، رئیس جمهوری به سنت خود برای معرفی افراد و چهره های گمنام در پست های کلیدی وفاداری نشان داد و با انتخاب فرشیدی برای پست آموزش و پرورش، همه فرهنگیان را در بهت فرو برد.
این بهت اما تنها شامل فرهنگیان نبود، چرا که تقریبا تمام ناظران سیاسی منتظر بودند رئیس جمهور پس از ناکامی دو ماه پیش در کسب رای اعتماد مجلس برای وزارت آموزش و پرورش این بار سراغ چهره ای شناخته شده برای تصدی این پست بگیرد و از ایجاد اختلاف بیشتر در صف اصولگرایان پرهیز نماید. با این حال وی، فرشیدی ناشناس را به تمام گزینه های ممکن دیگر ترجیح داد و با انتخاب او حجت را با ناظران سیاسی و افکار عمومی تمام کرد و ثابت نمود، خواست اصولی رئیس جمهور، انتخاب چهره های ناشناس برای پست های کلیدی است. از جهت ناشناس بودن و تازه کاری، فرشیدی در واقع تمامی ویژگی های مدنظر رئیس جمهور را داراست. او اکنون دبیر سرویس فرهنگی روزنامه رسالت است و نشریه ای به نام زمزمه را نیز در مجموعه آموزش و پرورش منتشر می کند.او گرچه به روایت کارنامه اجرایی اش، فعالیت در سمت هایی چون مدیر کلی وزارت آموزش و پرورش را تجربه کرده است اما این تجربه ها متعلق به دهه 60 است و وی مدتهاست که هیچ پستی در مدیریت میانی به عهده نداشته است.
این در حالی است که به عقیده اصولگرایان مجلس، وزارت آموزش و پرورش، وزارت خانه ای استراتژیک محسوب می شود و به دلیل ارتباطش با حدود 80 درصد از جمعیت کشور، توان تاثیر گذاری فوق العاده ای در افکار عمومی دارد. بطوریکه نمی توان در مورد انتخاب وزیر آن ریسک های دردسر ساز را براحتی پذیرفت.
اصولگرایان که در دوره تصدی حاجی ،وزیر اصلاح طلب دولت خاتمی در آموزش و پرورش، همواره این وزارت خانه را آماج انتقادهای خود قرار می دادند و در ماههای پایانی دولت خاتمی نیز حاجی را تا استیضاح کشاندند، اکنون به دنبال این هستند تا با انتخاب فردی مورد وثوق که بتواند وضع پریشان آموزش را سرو سامانی بخشد، اقبالی را در افکار عمومی بدست آورند.
با این حال، این خواست اصولگرایان در تضاد با اراده رئیس جمهور قرار گرفته است چرا که وی به جای معرفی چهره های کارآزموده، سراغ افراد ناشناس را برای پست آموزش و پرورش گرفته و تصمیم دارد سکان بزرگتر وزارت خانه آموزش کشور را به دست فردی تازه نفس بسپارد.
به عقیده برخی ناظرین سیاسی، این موضع رئیس جمهور می تواند از این جهت اتخاذ شده باشد که وی می کوشد با معرفی چهره ای جدید، درهای انتقاد را نسبت به گذشته و کارنامه قبلی این افراد ببندند و وزرای پیشنهادی خود را افرادی تحول خواه و دارای ایده های نو جلوه دهد.
از سوی دیگر این احتمال را نیز می توان در نظر داشت که تیم مشاوره تعیین صلاحیت کاندیداهای وزارت که زیر نظر مستقیم احمدی نژاد فعالیت می کنند به رئیس جمهور اطمینان داده اند، چهار وزیر پیشنهادی اش از مجلس رای اعتماد می گیرند و اصولگرایان برای پرهیز از اختلاف های جناحی بیشتر هم که شده پاسخ منفی به مردان رئیس جمهور نمی دهند.
با این حال، چنان که از اظهارات اصولگرایان مجلس بر می آید، ممکن است تصور همراهی همه جانبه دولت و مجلس مجددا نقش برآب شود و نمایندگان با کنار گذاشتن مصلحت سنجی ها، برگه های کبود را به نشانه مخالفت با خواست رئیس جمهور در صندوق آرا بریزند. بر همین اساس چنانچه نتیجه و جمع بندی های کلی نتواند رضایت خاطر اصولگرایان را فراهم کند و وعده های فرشیدی نا آشنا برای امتناع نمایندگان کافی نباشد، او نیز مانند اشعری کاندیدای ناکام قبلی تصدی این پست، باید به شغل مطبوعاتی خود بازگردد و جلسات هیات دولت را تنها از طریق تلویزیون تماشا کند.
منبع: سايت گويا
جبهه تحكيم دموكراسي: باجناقبازي، دامادگرايي، انتصاب خواهرزادهها و...=شایسته سالاری
جبهه تحكيم دموكراسي با صدور بيانيهاي در آستانه راي اعتماد به چهار وزير پيشنهادي به مجلس هفتم هشدار داد كه نمايندگان مجلس هفتم به جاي مصلحتانديشيهاي زودگذر، مصالح نظام و منافع واقعي مردم را در نظر بگيرند.
در اين بيانيه آمده: 80 روز از آغاز به كار دولت جديد ميگذرد و در اين مدت دولت بدون هيچ مانعي به فعاليت پرداخته، عليرغم شعارهاي رييسجمهور و يكپارچه شدن حاكميت، متاسفانه نه تنها بهبودي در وضع معيشت مردم ديده نميشود، سهل است كه حتي اتفاقات ناگواري در عرصه اقتصاد در حال رخ دادن است و اگر دولت نتواند هرچه سريعتر جلوي تداوم بحرانهاي اقتصادي موجود را بگيرد، ديري نخواهد پاييد كه مردم از دولت جديد نااميد ميشوند كه اين بار با عنايت به همسويي هر سه قوه، ممكن است به پاي ناكارآمدي اصل نظام نوشته شود. اظهارات رييس قوه قضائيه مبني بر ثبت 10 هزار شركت ايراني در دبي و خروج 60 ميليارد دلار سرمايه از كشور، وضعيت نابسامان بازار سرمايه و كاهش شاخص بورس تهران به كمتر از 10 هزار واحد، اعلام بورس تهران به عنوان زياندهترين بورس جهان، كسري بودجه 10 ميليارد دلاري كه معادل 9 هزار ميليارد تومان است، سطح نازل درآمد سرانه كه حدود 1600 دلار از سوي سازمان ملل اعلام شده، پيشبيني نرخ بالاي تورم در سال جاري، سردرگمي بخش خصوصي نسبت به سياستهاي اقتصادي دولت تنها بخشي از موارد نگراني شديد مردم و احزاب كشور است. آيا با استمرار اين روند ميتوان سفرههاي مردم را رنگين و براي جوان بيكار، اشتغال ايجاد كرد؟
يكي از دلايل بروز چنين مشكلاتي همان مصلحتانديشيهاي غير واقعبينانه و عدم تاكيد بر واقعيتهاي جاري در فضاي كنوني و همچنين بيتوجهي به فضاي حاكم بر جامعه جهاني است.
متاسفانه در همين مدت كوتاه نيز خبرهاي چندان ناخوشايندي به گوش ميرسد، اين روزها باجناقبازي, دامادگرايي, انتصاب خواهرزادهها، رفقاي هميشگي و دوستان شهرداري شايبه ي شكست زودهنگام شعار شايستهسالاري را در اذهان ايجاد كرده است به گونهاي كه شايد در مورد دولتهاي پيشين كه شعار عدالتمحوري نيز سر نميدادند تا اين اندازه شعار شايستهسالاري پيش پاي فاميلبازي و تبارسالاري قرباني نشده است.
بيشك بيتوجهي به نخبگان خاموش خارج از قدرت و متخصصان فرهيخته سراسر كشور و اساسا بياعتنايي به مقوله تخصصمداري، يكي از دلايل بروز مشكلات اصلي و عديده در ميان آحاد مردم نه تنها در دولت كنوني بلكه از ساليان گذشته تاكنون است.
در پايان اين بيانيه جبهه تحكيم دموكراسي خطاب به نمايندگان مجلس آورده است: ما به مصداق امر به معروف و نهي از منكر و صرفا جهت دلسوزي نسبت به رخدادهاي سياسي, اجتماعي و همچنين نگراني نسبت به منافع ملي كشور ( كه متاسفانه كشورهاي غربي پس از سخنراني اخير رييس جمهور با خصومت بيشتري پيگير پرونده هستهاي هستند) به شما نمايندگان دلسوز مردم در خانه ملت هشدار ميدهيم، نگذاريد اميد مردم به ياس مبدل شود و با بررسي همهجانبه در راي اعتماد به چهار وزير پيشنهادي به گونهاي رفتار نماييد كه مردم شاهد آن باشند كه مجلس هفتم تخصصگرايي را به جاي رابطهبازي، شايسته سالاري را به جاي خويشاوندتباري و اصولگرايي واقعي را به جاي مصلحتانديشي غيرواقعبينانه خواهند نشاند و قضاوت تاريخ و آيندگان را با عملكرد امروز خويش مثبت گردانند
منبع: سايت گويا
با دو وزیر پیشنهادی برای وزارتخانه های نفت و آموزش پرورش در روز رای گیری مخالفت خواهم کرد
گرامی مقدم عضو فراکسیون اقلیت مجلس در گفت و گو با "مهر": مصلحت نظام انتخاب افراد با صلاحیت است .نماینده مردم بجنورد گفت: با دو وزیر پیشنهادی برای وزارتخانه های نفت و آموزش پرورش در روز رای گیری مخالفت خواهم کرد.
ايشان با بیان این مطلب اظهار داشت: از آنجایی که دو وزیر آموزش پرورش و نفت هیچ سابقه اجرایی در وزارتخانه های متبوعشان ندارند، با آنان در روز رای گیری مخالفت خواهم کرد. وی گفت: مصلحت نظام در این است که ما شخصی را به عنوان وزیر انتخاب کنیم که صلاحیت لازم را در این خصوص داشته باشد.
وزير پيشنهادي آموزش و پرورش: ميانگين حقوق و مزاياي فرهنگيان به بيش از 3 ميليون ريال در سال 88 خواهد
تهران- خبرگزاري كار ايران- وزير پيشنهادي آموزش و پرورش اعلام كرد: ميانگين حقوق و مزاياي فرهنگيان از دو ميليون و 219 هزار ريال در سال 83 ، به 3 ميليون و 626 هزار ريال در سال 88 افزايش مييابد.
به گزارش ايلنا محمود فرشيدي وزير پيشنهادي آموزش و پرورش در برنامههاي خود براي تصدي پست آموزش و پرورش اعلامكرد: در حال حاضر اعتبارات تحقيقي آموزش و پرورش از كل اعتبارات دولت 9/2 درصد بوده كه در سال 88 به 9/6 درصد افزايش مييابد. وي افزود: اعتبارات هزينهاي و درآمد اختصاصي در سالهاي برنامه با رشد متوسط سالانه 5/23 درصد به 134 ميليارد و 798 ميليون ريال افزايش خواهد يافت. فرشيدي تصريحكرد: ميانگين دريافتي فرهنگيان در سال جاري معادل 2 ميليون و 78 هزار ريال است كه نسبت به سال 76 حدود 525 هزار ريال افزايش يافته ولي هنوز تعداد زيادي از فرهنگيان كمتر از 115 هزار تومان دريافت ميكنند. وي افزود: براساس برنامهريزي صورت گرفته سرانه دانشآموزي واحدهاي آموزشي در سال 88 به 281 ميليون و 746 هزار ريال افزايش خواهد يافت.
وزير پيشنهادي آموزش و پرورش با اشاره به مشكلات فعلي آموزش و پرورش گفت: ميانگين رشد كامل بودجه استانها در سال جاري 24 درصد است اما اين درصد براي آموزش و پرورش 19 درصد در نظر گرفته شده است. وي افزود: اين نسبت نشاندهنده كمتوجهي مسوولان سازمان مديريت و برنامهريزي كشور به آموزش و پرورش است. همچنين نسبت اعتبارات آموزش و پرورش به كل اعتبارات استاني در سال 84 به 2/63 درصد كاهش يافته است. فرشيدي مشكل كمبود مسكن را از ديگر معضلات آموزش و پرورش دانست و گفت: در حال حاضر 380 هزار معلم فاقد مسكن هستند كه 22 هزار نفر از آنان بالاي 25 سال سابقه فعاليت دارند.
سپردن مسئوليت هاي بزرگ به افراد كوچك كشور را ويران مي كند.
كامبوزيا (نماينده ي سابق مردم زاهدان در مجلس ششم) ضمن هشدار نسبت به پيامدهاي ناگوار عدم سنخيت توانمندي افراد با وظايف آنان گفت : " چهار وزير معرفي شده ي فعلي نسبت به وزراي قبلي ناشناخته ترند و به لحاظ مديريتي و تخصصي با وزارتخانه هاي مرتبط ، همخواني ندارند .
منبع : سايت گويا
شركت در انتخابات ، حق يا تكليف ؟ (1)
مطابق نص صريح قانون اساسي ، در فصل پنجم آن جا كه از حق حاكميت ملت سخن به ميان آمده حاكميت ملت در جمهوري اسلامي ايران به عنوان حق و نه تكليف شناخته شده است.
اصل پنجاه و ششم قانون اساسي،صراحت دارد كه :حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او ،انسان را بر سرنوشت خويش حاكم ساخته است .هيچ فردي نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند و يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد .
حضرت آيت الله خامنه اي بر اين نكته اذعان دارند كه : ((مردم سالاري ديني برخواسته از حق و تكليف الهي انسان ها براي تعيين سرنوشت خوش است و انتخاب همه ي مسوولان در جمهوري اسلامي بر مبناي حق تعيين سرنوشت انسان ها صورت مي گيرد.)) (2)
برخي از مردم بر اين باورند كه حضور افراد در انتخابات ، تنها يك تكليف است و آن ها بايد در انتخابات شركت كنند در حالي كه قانونا" هر انساني كه در يك حكومت دموكراتيك بسر مي برد تحت عنوان شهروند (3)(citizen) شناخته مي شود و مي تواند (حق دارد ) نه اين كه بايد در تعيين سرنوشت خود سهيم باشد .
سئوال اساسي اين است كه ، اگر به خاطر ايجاد انگيزه در مردم براي شركت در انتخابات اين مساله مطرح مي شود، بهتر نيست لوازم مشاركت حداكثري مردم در انتخابات را فراهم كرد تا آن ها خود احساس كنند كه به نفعشان است پاي صندوق هاي راي آمده و نقش خود را به عنوان شهروند نسبت به حكومت ايفا كنند؟
(2)سخنراني آيت الله خامنه اي در مراسم سالگرد ارتحال امام خميني(ره) به نقل از روزنامه ي شرق – 16 خرداد 84 – سال دوم – شماره ي 492
(3)شهروند،فردي است در رابطه با يك دولت كه از سويي داراي حقوق سياسي ومدني است واز سوي ديگر در برابر دولت تكاليفي دارد.چگونگي رابطه ي شهروندي را قانون اساسي وقوانين مدني معين مي كند.شهروندي منزلتي است براي فرد در ارتباط با دولت كه از نظر حقوق بين الملل نيز محترم شمرده مي شود. شهروند تنها فرمانگزار دولت نيست بلكه از حقوق فطري وطبيعي نيز برخوردار است و دولت بايد اين حقوق را رعايت و از آن ها حمايت كند.ژان ژاك روسو جامعه شناس و يكي از بنيان گذاران فكري انقلاب كبير فرانسه در نظريه ي قرار داد اجتماعي خود نيز شهروند را فردي آزاد،مختار و داراي حق مي داند.(دانشنامه ي سياسي،داريوش آشوري،چاپ گلشن،1376،انتشارات مرواريد،صص220 الي 223 )
(4)سخنراني رياست محترم جمهوري وقت در جمع فرمانداران سراسر كشور به نقل از روزنامه ي ايران 29 فروردين 1384 – سال يازدهم – شماره ي 3107
(5)مصاحبه با مرتضي مبلغ معاون سياسي وزير كشور وقت به نقل از روزنامه ي ايران 15 ارديبهشت1384 – سال ۱۱- شماره ی۳۱۲۳
منبع: فصلنامه ی علمی ـ فرهنگی آوای خوش آب ـ شماره ی ششم
انتقاد: همه ساله به مناسبتهای مختلف , برای ابراز تنفر از اقدامات سلطه طلبانه آمریکا در کشورمان راهپیمایی هایی انجام میگیرد , از جمله به مناسبت 13 آبان روز دانش آموز ( هر چند طفلک دانش آموزان هم مثل معلمان شان در این ایام فقط برایشان روز می گیرند و دیگر هیچ!!!) که تقریبا مدارس به حالت نیمه تعطیل در می آید و شرکت در مراسم و گوش به سخنرانی سخنران دادن کل برنامه را شامل می شود .
در حالی که همه متّفق القول می گویند تعطیلات زیاد است و ...
پیشنهاد : چرا برای ابراز انزجار از همه زور گویان و سلطه طلبانی که خواستار عقب ماندگی ما هستند , از راه موثرتری اقدام نکنیم؟ مثلا آیا اشکالی دارد که بجای تعطیل کردن کارها در این مناسبت ها , اعلام کنیم برای مبارزه با استکبارهمه یک ساعت بیشتر کار می کنیم.! آیا اینگونه عمل کردن موثرتر نخواهد بود؟ زیرا هم باعث پیشرفت کارها و امور جامعه و کشور می شود ( بجای فلج شدن ) هم اینکه به هدف اصلی که ایستادگی در مقابل استکبار است بهتر می رسیم. نمونه حاضر این روش کشور ژاپن است که با آن همه خرابی های بو جود آمده از طرف آمریکا در پایان جنگ جهانی , با کار بیشتر و درست ,به جایی رسیده اند که از لحاظ علمی و اقتصادی پیشرفت خارق العاده ای کرده و از آمریکا هم در بسیاری موارد پیشی گرفته و نیز کشورشان را آباد و مستقل کرده اند.
به نظر شما کدام راه موثرتر و بهتر است؟
منبع:http://neveshtar.blogfa.com/
توماس آرمسترانگ تعریف می کند که سال ها پپش در یک برنامه ی کمدی دیده است که معلمی برای ساکت کردن دانش آموزان با صدای بلند می گوید:بچه ها!بچه ها! خفه شوید!!! کلاس ساکت می شود اما لحظاتی بعد دوباره همان صحنه ی قبلی تکرار می شود و معلم باز می گوید :بچه ها! بچه ها !خفه شوید!!! معلم این کار را چند بار تکرار می کند تا اینکه سر انجام به بی نتیجه بودن تلاش هایش به طور تاسف بار (و خنده آوری )آشکارا پی برد.
دیدن این صحنه اغلب موجب خنده ی معلم ها می شود(ولی من خنده ام نگرفت)زیرا خود نیز عموما دچار این مشکل شده اند (بیشتر به نظر من گریه داره!)از نقطه نظر هوش های چند گانه صرفا استفاده از کلمه ها برای آرام کردن کلاس (روش زبانی)کمترین تاثیر را در معطوف ساختن توجه دانش آموزان خواهد داشت.زیرا درخواست ها یا دستور های زبانی معلمان (به عنوان یک شخص)اغلب در سخنان و بیانات زبانی دانش آموزان ناپدید می شوند و موجب می شوند آن ها صدای معلم را از میان صدا های اطراف خودشان تشخیص ندهند و همین علت عدم توجه آنان به گفته های معلم است.
بررسی تکنیک های موثری که برخی آموزگاران برای معطوف ساختن توجه دانش آموزان به کار می گیرند .لزوم به کار گیری سایر مقولات هوشی را برای رسیدن به این هدف نشان می دهد.برای مثال مربی مهد کودکی که برای ساکت کردن کودکان به نواختن پیانو می پردازد (البته اگه مهد کودکه پیانو داشته باشه)(هوش موسیقیایی)آموزگار مقطع چهارمی که برای جلب توجه دانش آموزان به خاموش و روشن کردن چراغ اقدام می کند (هوش مکانی)و دبیر دبیرستانی که از سکوت برای یاد آوری وظایف دانش آموزان استفاده می کند.(هوش درون فردی)همگی بر لزوم به کار گیری روش های غیر زبانی جهت معطوف ساختن توجه دانش آموزان تاکید دارد.
چند شیوه ی جلب توجه دانش آموزان در کلاس های درس
شیوه ی زبانی:روی تخته ی کلاس بنویسید:" لطفا ساکت"
شیوه ی موسیقیایی:یک عبارت ریتمیک را همراه دست زدن بیان کنید و از دانش آموزان بخواهید آن را تکرار کنند.(اگه می تونید یه کم هم قر بدید مشکلی نیست ولی فقط یه کم !)
شیوه ی حرکتی-جسمانی:انگشت اشاره ی خود را با علامت سکوت روی لب ها بگذارید و دست دیگرتان رابالا ببرید .از دانش آموزان بخواهید تا حالات شما را انعکاس دهند.
شیوه ی مکانی:تصویری از یک کلاس مرتب و آرام را روی تخته قرار دهید و با چوب به آن اشاره کنید .(در این حالت حتی می توان با حالتی طنز طوری وانمود کرد که مثلا این یکی از آرزوهای ماست!)
شیوه ی منطقی-ریاضی:با استفاده زا یک ساعت وقت نگهدار مقدار زمان تلف شده را محاسبه کنید و آن را روی تخته بنویسید(اگه ساعت ندارید یه چند ساعت اضافه کار بگیرید!).دانش آموزان را مطلع سازید که عدد نوشته شده ی روی تخته مقدار زمانی را نشان می دهد که از ساعت آموزش کم شده است و جلسه ی بعد باید جبران شود.
شیوه ی میان فردی:در گوش یکی از دانش آموزان آهسته بگویید :"اکنون وقت درس است.آن را به دیگران هم بگو."و آن گاه منتظر بمانید تا این نکته به کل کلاس ابلاغ شود.
شیوه ی درون فردی:شروع به تدریس کنید و بگذارید دانش آموزان خود رفتار خویش را کنترل کنند.
شیوه ی طبیعت گرایانه:صدای سوت گوش خراش یک پرنده یا یکی از حیوانات را پخش کنید(حالا اگه صدای پرنده نبود مشکلی نیست خوب یه چند تا صدای خوش گوارای این خواننده در پیتی ها هم پخش بشه بد نیست !(طفلی ها گناه دارن احتمالا این نوع هوش تو اونا زیاد پرورش نیافته.)
احتمالا بعد از یه مدت خود معلم تشخیص بده که کدوم روش بهتره در کلاس اجرا بشه .هر چند که من فکر می کنم اگه هر دفعه از یکی از روش ها استفاده بشه بهتره .نه؟نظر شما چیه؟
طنز امروز
معلمي، روزانه چند سيلي جانانه به صورت خود مي زد.از او پرسيدند:چرا خودتو مي زني؟!
گفت:به هر كدوم از شاگردام كه سيلي زدم به جا و مقامي رسيدن. خودمو ميزنم شايد به جايي برسم!!!
معلم: بچه ها !چرا خدا به ما دو تا گوش داده؟
يكي از شاگردان: آقا اجازه! براي اين كه از يكي بشنويم و از گوش ديگه در كنيم!!!
تقديم به همه ي رهروان علم وعمل
معلم
هان اي پدر پير كه امروز مي نالي ازاين درد درون سوز
علم پدر آموخته بودي واندم كه خبردارشدي سوخته بودي
افسرده تن و جان تو در خدمت دولت قاموس شرف بودي و ناموس فضيلت
وين هر دو شد از بهر تو اسباب مذ لت
سي سال غم و رنج ببين با تو چه ها كرد! دولت ، رمق و روح تو را از تو جدا كرد
سي سال تو را برده ي انگشت نما كرد وانگاه چنين خسته و آزرده رها كرد
از مادر بيچاره ي من ياد كن امروز هي جامه قبا كرد خون خورد و گرو داد و غذا كرد و دوا كرد
هان اي پدر پير!
كو آن روح سلامت ؟! كو آن قد و قامت؟! فرياد كشد روح تو فرياد ندامت
علم پدر آموخته بودي واندم كه خبردار شدي، سوخته بودي
از چشم تو آن نور كجا رفت؟! آن خاطر پر شور كجا رفت؟!
ميراث پدر هم سر اين كار هبا رفت
وان شعله كه بر جان شما رفت دودش همه بر ديده ي ما رفت
امروز تو ماندي و همين درد درون سوز نفرين نكند سود به استاد بد آموز!
سي سال اگر خدمت بقا ل نمودي امروز به اين رنج گرفتار نبودي
هان اي پدر پير!
سي سال در اين مهلكه راندي عمري به تماشا و تحمل گذراندي
ديدي همه ناپاكي و خود پاك بماندي آوخ كه مرا نيز بد ين ورطه كشاندي!
علم پدر آموخته ام من چون او همه در دام بلا سوخته ام چون او همه اندوه و غم اندوخته ام من
اي كودك من! مال بيندوز وان علم كه گفتند میاموز!
فريدون مشيري
جاي بسي تعجب است كه امروز بسيا ري از شرايط، همچون حال و هواي سال 53 (زمان سرودن اين اشعار زيبا) مي باشد. نظر شما چيست؟
بر اساس نظر سنجی ملی، پس از معلمان با بیش از ۷۷درصد،به ترتیب اساتید دانشگاه(۷۰)، ورزشکاران(۶۲)، ارتشی ها (۵۶)، پزشکان(۵۶)، نیروی انتظامی(۵۳)، پلیس راهنمایی و رانندگی(۵۵)، دانشجویان(۵۲)، کارگران(۴۹)، هنرمندان(۴۸)، قضات(۳۵)، روزنامه نگاران(۳۲)، مدیران دولتی(۲۱)، رانندگان تاکسی(۲۱)، کسبه(۱۷)، تجار و بازاریان(۱۰)، و بنگاه داران با(۴) درصد در رده های بعدی اعتماد عمومی جامعه به گروه ها و مشاغل قرار دارند.
منبع :ایسنا
بررسي افت تحصيلي يكي از موضوعات جنجالي بوده است و معمولاً از پرداختن به علل واقعي آن پرهيز مي شود. در اين نوشتار بر آنيم تا به برخي از عوامل افت تحصيلي كه به آفت تحصيل مبدل شده اند،با قلم قاصر خود بپردازيم ،اميد آن كه موثر واقع افتد.
«افت » به ضم همزه و سكون فا در لغت به معني كمبود ، كمي ، كم و كاست، نقصان و«تحصيل»به معني بدست آوردن،درس خواندن و دانش آموختن است.(2)
1)علل فردي :برخي علل فردي عبارتند از:توانايي ذهني(هوش)،فعاليت فردي(تلاش)، بهره مندي از حواس سالم(بينايي،شنوايي )،سن وجنس كه چون اين مسائل موضوع علوم روان شناسي،زيست شناسي،مشاوره و راهنمايي است،از پرداختن به آن ها خودداري نموده، اظهار نظر در اين موارد رابه كارشناسان آن وا مي گذاريم.
2) علل اجتماعي : از جمله ي علل اجتماعي مي توان به خانواده ، مدرسه ، دوستان و همسالان ، قوانين و مجريان آن اشاره كرد .
الف )خانواده : خانواده ، به عنوان اولين گروهي كه فرد به عضويت آن در مي آيد، يكي از مهمترين عوامل افت تحصيلي محسوب مي شود .
۱ – دبيران : نقش دبيران در اين خصوص حائز اهميت ويژه اي است ، اما برخي عمداً يا سهواً نقش آن ها را بيش از پيش بزرگ جلوه مي دهند .
عوامل مختلفي در ايفاي نقش دبير به نحو مطلوب مؤثر هستند . مثلاً : ميزان علاقه ، حس مسؤليت پذيري ، ميزان سواد ، ارتباط مدرك تحصيلي با رشته ي تدريس ، موقعيت اجتماعي معلم ، حقوق و مزاياي مادي ، نحوه ي ارتباط با ساير همكاران در محيط كار ( خصوصاً مدير و معاون )، نحوه ي ارتباط با مسؤلان اداري ( خصوصاً دايره ي آموزش ) و … كه هركدام بحث جداگانه اي را مي طلبد و از حوصله ي اين مقاله خارج است .
–۴ زمان آموزش : زمان شروع كلاس ها در صبح خيلي زود يا ساعات پاياني روز و ياحتي در بعد از ظهر ، هر كدام پيامدهاي منفي خاص خود را دارند . البته عدم تناسب زمان اختصاص داده شده به عناوين دروس را نبايد فراموش كرد. گاهي زمان در نظر گرفته شده براي يك درس آن قدر كم است كه دبير ناچار بايد به سرعت از موضوع بگذرد ، بدون اين كه فرصت سنجش و ارزشيابي مطالب را داشته باشد و گاه هر چه مي كوشد تا از زمان تخصيصي به نحو مطلوب بهره ببرد باز هم وقت اضافه مي آورد كه اين موضوع هم موجب ملال خاطر معلم و دانش آموز مي شود و هم سرو صداي ناشي از بيكاري دانش آموزان براي كلاس هاي ديگر ايجاد مزاحمت مي كند .
۵-تعداد دانش آموزان : حد مطلوب تعداد دانش آموزان در كلاس درس بين 15 تا 25 نفر است كه هرچه بر اين تعداد افزوده شود از راندمان كار مي كاهد .البته تعداد بسيار كم دانش آموزان نيز انگيزه ي معلم براي طرح مشروح مطالب را پايين مي آورد .ضمن اين كه تشكيل اين كلاس ها ؛ اگر ديدي كلان نگر داشته باشيم هزينه هاي گزافي را به سيستم تحميل مي كند .
۶- نحوه ي ارزشيابي : معمولاً ارزشيابي به دو شيوه ي مستمر و پاياني صورت مي گيرد . ارزشيابي مستمر در طول سال تحصيلي و از خلال پرسش و پاسخ معلم و دانش آموز ، انجام تكاليف به دست مي آيد و در ارزشيابي پاياني بايد عوامل متعددي را در نظر داشت همچون ؛ طراحان سوال ، برگزار كنندگان امتحان و مصحح ورقه كه در اين جا به صورت خلاصه به ذكر هر يك مي پردازيم .
طراحان سوال بايد به نكاتي چون : اهداف آموزش ، ضريب دشواري سؤالات ، تعداد سؤالات و تركيب آن ها ،زمان مناسب براي پاسخگويي ، خوانا بودن سوالات و … توجه داشته باشند .
برگزار كنندگان ( مسؤل مدرسه ، مراقبين ) نيز بايد به عواملي از قبيل : نور ، دما ، سر وصدا ، زمان در نظر گرفته شده براي امتحان ، فاصله ي ازمودني ها از يكديگر توجه كافي داشته باشند.
مصحح ورقه نيز بدون تساهل يا سخت گيري بيش از حد و به شيوه اي متعادل به تصحيح اوراق امتحاني بپردازد و پس از تصحيح نيز ، معلم نتايج عملكرد دانش آموز را با خودش مقايسه كند .
۷-امكانات آموزشي : منظور از امكانات ، وسايل كمك آموزشي مي باشد . برخورداري مدارس از انواع وسايل كمك درسي از قبيل : لوازم آزمايشگاه ، نقشه ، وايت برد ، اسلايد ، اپك ، اورهد ، ويدئو و تلويزيون و كامپيوتر مي تواند در كيفيت بخشي به آموزش تاثير بسزايي داشته باشد .
ج ) دوستان و همسالان : نقش دوستان و همسالان بدليل تاثير پذيري فوق العاده ي نوجوان اهميت زيادي دارد . در اين دوره به دليل داشتن روحيه ي استقلال طلبي ، نوجوان نسبت به نصيحت مستقيم حساس مي باشد . بنابراين بايد با استفاده از شيوه هاي نوين تربيتي و به صورت غير مستقيم ، بامشاوره دادن در مورد انتخاب دوست او را ياري داده و نسبت به خطرات احتمالي پيش رو آگاهش كرد .
د ) قوانين : بر كسي پوشيده نيست كه در نظام اداري ، بخشنامه ها ، دستور العمل ها و مصوبه ها نقش ويژه اي بازي مي كنند و قانونگذار خود بايد به صورت پلكاني ( تدريجي ) سطوح مديريتي را طي كرده تا با مشكلات به خوبي آشنا باشد . در غير اين صورت نه تنها قوانين گره از كار كسي باز نخواهند كرد بلكه خود به صورت كلاف سر در گمي در مي آيند كه دست و پاي مجريان قانون را مي بندد.
گاهي شنيده مي شود برخي مديران فوقاني صحبت از « روان سازي مقررات » مي كنند و به اصطلاح با تسهيل قوانين سعي دركاهش آماري افت تحصيلي دارند . يعني به جاي حل مساله ، ترجيح مي دهند صورت مساله را پاك كنند وبا انواع امتيازات سعي مي كنند دانش آموز را به كلاس هاي بالاتر هدايت كنند كه اين خود يكي از بزرگترين عوامل ايجاد افت تحصيلي مي باشد .
طرح ارتقاي شغلي نيزمزيد بر علت شده و به جاي ارتقاء ، موجب تنزل شده است . چرا كه مطابق اين طرح كساني از مزاياي آن بهره مند مي شوند كه تمام ساعات موظف خود را تدريس داشته باشند و اين مساله خصوصاً در مناطق محروم ( با توجه به پراكندگي مدارس و ساعات تدريس ) به معضلي براي دبيران و اهرم فشاري براي مديران تبديل شده كه اكثر دبيران برخلاف ميل باطني خود به تدريس دروسي مي پردازند كه تناسبي با رشته تحصيلي آن ها ندارد .
ه ) مجريان قانون : در سطور پيش به نقش برخي مجريان تحتاني ( مديران مدارس ) اشاره شد . اما دسته ي ديگري از مجريان در سطوح مياني و فوقاني قرار دارند كه در اين مهم نقش ويژه اي ايفا مي كنند .
برخي مجريان در آموزش تنها به كميت نظر دارند و فقط به آمار قبولي اين معلم يا آن مدرسه اشاره مي كنند . درصورتي كه در كنار درصد قبولي پارامتر هاي ديگري وجود دارد كه البته چون به آساني قابل سنجش نيستند ، ناديده گرفته مي شوند و تمام اشكالات به معلم يا مديري ارتباط داده مي شود كه باتعهد اخلاقي به آموزش و پرورش دانش آموزان همت گماشته اند و سعي آن ها بر اين بوده كه افرادي به پايه ي بالاتر بروند كه صلاحيت علمي لازم را داشته باشند . « تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل ! »
كلام آخر اين كه احتمالاً اين نوشتار به مذاق برخي خوش نخواهد آمد ولي راقم اين سطور از سر درد خود را به دردسر انداخته و آينه اي شده تا گوشه اي از معايب اين نظام آموزشي را انعكاس دهد .
منبع :
فصلنامه ی علمی-فرهنگی آوای خوش آب
شماره ی چهارم
پي نوشت :
اخرین تحفه برنامه ریزان ما برای کارکنان دولت و معلمان طرح ارتقائ شغلی بود.حال به چه چیزی ارتقائ بخشید جای سوال هست!!!!!!!!!؟
ارتقائ منزلت معلم!!!!!!!!!!!!!!!؟ یا
ارتقائ معیشت معلم!!!!!!!!!!!؟یا
ارتقائ کیفیت آموزش است!؟یا
ارتقائ بعد معنوی مثل صمیمیت و یکرنگی (به جای چاپلوسی )و ترویج روحیه همکاری(اخر رفیق دیروزم رقیب امروز من است) و سبقت(البته ابقائ خود در قبال حذف دیگری) کسب کمالات (نه امتیاز) ؟
و یا ایجاد انگیزه برای کسب درجات علمی بالاتر؟(فوق لیسانس و دکترا)
واقعا باید به این دست اندر کاران خسته نباشید گفت. ماکه چیزی نداریم به این عزیزان دلسوز بدهیم خدا عوضشان دهد.
با تشکر
احمد
معلّمي هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعي و تلاش اندوخته است. معلّمي
عشقي است الهي و آسماني است که پروردگارِ مهربان به انسان اعطا کرد تا با همّت
بلند خويش روشنائي شب هاي تارِ جهالت و ناداني باشد. معلمّي، مهري است که
از روز ازل با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي،
رهنمون شوند. براستي که معلّمي شغل نيست، عشق است.
ما آمدیم
تا
درد دل کنیم
و
سنگ صبور هم باشیم
و
هر از چندگاهی که دلمان از دست زمانه گرفت چند خطی بر این صفحه بنگاریم
متشکریم